تفاوت میان نسخه‌های «هما ناطق»

ناطق در ۱۳۴۷ به [[تهران]] بازگشت، ابتدا در مؤسسهٔ مطالعات اقتصادی مشغول به کار شد که چندان ربطی به علائق و تحصیلاتش نداشت. رئیس دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران [[سید حسین نصر]] که کتاب زندگی سیاسی سیدجمال اسدآبادی تألیف ناطق را دیده بود، درخواست استخدام وی را در دانشگاه مطرح کرده بود و به این ترتیب هما ناطق از سال ۱۳۴۸ تا سال ۱۳۵۹ به تدریس در دانشکده تاریخ [[دانشگاه تهران]] پرداخت. در طول این مدت یک بار در سال ۱۳۵۲ به [[دانشگاه پرینستون]] دعوت شد و به مدت یک سال در بخش تحقیقات خاورمیانهٔ آن دانشگاه تدریس کرد. [[ماشالله آجودانی]] بر این باور است که تمایلات سیاسی هما ناطق بر تحقیقات تاریخی او نیز سایه افکنده بود.
 
هما ناطق قبل از [[انقلاب ۵۷]] با [[سازمان چریک‌های فدایی خلق]] همکاری داشت. خود هما ناطق نیز درباره فعالیت سیاسی‌اش در قبل از انقلاب ۵۷ از خدمتگزاری تاریخی خود به نگاه سیاسی‌اش می‌گوید: «با سازمان فداییان، از نظر تاریخی همکاری کردم. یعنی براشون جزوات تاریخی تهیه کردم درباره مالکیت، درباره جنبش دانشجویی، دو سه تا ترجمه کردم. ولی من هرگز در زندگی عضو یک گروه سیاسی نبودم». در جریان انقلاب، جهت بازگشایی [[کانون نویسندگان]] کوشش کرد و در اردیبهشت ۱۳۶۰ به عنوان عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران انتخاب شد.<ref name="بیانیه جمعی"/> پس از انقلاب در سال ۱۳۵۹ و به دنبال [[انقلاب فرهنگی ایران|انقلاب فرهنگی]]، به اجبار به [[فرانسه]] بازگشت،بازگشت.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی = http://iranwire.com/blogs/8631/7673/ |عنوان =هما ناطق، تاریخ‌دان برجسته ایرانی درگذشت | ناشر =ایران وایر |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۳ ژانویه ۲۰۱۶}}</ref>
 
پس از مهاجرت به فرانسه، مدتی را به تشویق [[غلامحسین ساعدی]] به تحقیق دربارهٔ رابطه ایران و عثمانی و روسیه پرداخت. در سال ۱۳۶۳ به عنوان استاد تمام وقت در مؤسسهٔ پژوهش‌های ایرانی [[دانشگاه سوربن]] مشغول به کار شد. ناطق در این سال‌ها به نقد اندیشه‌ها و کرده‌های سیاسی خود به ویژه در دوران انقلاب پرداخت و از مشارکت خود در آن اظهار پشیمانی کرد.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی =http://www.radiofarda.com/content/f3-nategh-writing-activity/27467342.html |عنوان =آجودانی: هما ناطق بعد از انقلاب به نقد همه‌جانبه فکری خودش پرداخت | ناشر =رادیو فردا |تاریخ = |تاریخ بازدید = ۴ ژانویه ۲۰۱۶}}</ref><ref>[https://kayhan.london/fa/1394/10/14/%D8%A8%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%A7-%D9%86%D8%A7%D8%B7%D9%82%D8%9B-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D9%84%D8%B9%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D8%AE به یاد هما ناطق؛ «خودم کردم که لعنت بر خودم باد!»]</ref> وی در این باره گفت: «پرونده بنده چه بسا نابخشودنی‌تر از دیگران باشد. چرا که در انقلاب، هم مدرس بودم و هم محقق! بدا که شور چنان ورم داشت که اندوخته‌ها و دانسته‌ها را به زباله‌دانی ریختم و در همرنگی با جهل جماعت به خیابان‌ها سرازیر شدم.».
 
هما ناطق به جهت تخصصی که درباره [[انقلاب مشروطه|مشروطه]] داشت، درباره مشروطه نظرات جالب توجهی داشت که بعضا با روایت غالب همخوان نبوده است. ناطق در گفت‌وگویی درباره نقش پررنگ مذهب در سیاست دهه‌های اخیر در ایران به نکته‌ای تاریخی و جالب توجه اشاره می کند و آن این‌که نفوذ مذهب و به تبع آن، روحانیت در جامعه، بر خلاف تصور از دوران مشروطه و پس از آن پی‌ریزی شده بود: «هرچقدر که ما از انقلاب مشروطه به پیش‌تر میریم، مذهب در ایران بیش‌تر تقویت میشه و حتی من به شما نمونه‌ای را بگم که پیش از انقلاب مشروطیت، ایران پر بود از مدارس فرنگی ... حتی مدرسه آمریکایی در تبریز. چندین مدرسه آمریکایی، روسی، چندین مدرسه فرانسوی، چندین مدرسه ایرانی که معلمین فرانسوی داشتند، ایجاد شده بود. بعد از مشروطیت همه این ها برچیده شد به خاطر نفوذ بیش از پیش روحانیت». او همچنین معتقد بود این مهاجرین و تبعیدی ها بودند که گفتار و نوشتار مشروطه را شکل دادند و بر آن دمیدند و در راستای آن فعالیت کردند و نقشی برجسته و انکارناپذیر در جاگیر‌شدن و در نهایت پیروزی این جنبش داشتند.