انجمن به دسته‌ای از مردم گویند که در جایی گرد آمده باشند یا جای این گردهمایی که برای هم‌اندیشی یا رایزنی است. گاهی نام‌های گروه، فوج، مجمع، مجلس هم همین کاربرد را دارد.[۱] برترین چیزی که مایه جدایی کاربرد واژه انجمن بجای یک گروه یا دسته از مردم می‌شود، داشتن انگیزه همسان است.[۲]

گروهی که برای خواندن قرآن در حرم فاطمه معصومه گرد هم آمده‌اند.
گروهی که برای خواندن قرآن در حرم فاطمه معصومه گرد هم آمده‌اند.

ساخت انجمن از کارهای پایه و بنیادی هر صنفی (رسته کاری) است. انجمن‌ها گسترش برنامه‌ها و پیگیری طرحهایی را آسان می‌کنند که برای بهبود آسایش و درآمد اعضایشان برنامه‌ریزی شده‌است. آن‌ها مایه پیشبرد برنامه‌ها و کارها و دسترسی به پشتیبانی نهادها از زمینه ویژه کاری انجمن می‌شوند. انجمن‌ها برای اعضای خود شیوه نامه و آیین‌نامه رفتاری وضع می‌کنند. آن‌ها دیدگاه یگانه ای در برابر جهان گسترده می‌سازند و پیگیری شکوفایی و گسترش کار و پیشه خود را از راه آموزش سازمان یافته و پذیرش اعضای تازه ای که از کارایی بالایی برخوردارند، پشتیبانی می‌کنند.[۲] در هر انجمن قوانینی شناسایی، سازماندهی، نشاندهی و بازخواست می‌شود که یا از سوی انجمن پذیرش شده، یا شخص شایسته‌ای آنها را برای همه وضع کرده‌است.

ریشه‌شناسیویرایش

پسوند ن در پایان این واژه همان است که در پایان واژگان نهنبن، سوزن، روزن، میهن، روشن، برزن، هاون، پرویزن، چمن[۳] و واژگان نوساخته تاون[۴] و پوشن[۵] نیز دیده می‌شود و پسوندی است که با آن اسم و به‌ویژه اسم ابزار می‌سازند.

ساختار انجمن‌هاویرایش

چارچوب و کارکرد انجمن بیشتر از راه یک اساسنامه و یک آیین‌نامه درونی روشن می‌گردد.

انجمن‌ها بیشتر از سه نهاد ساخته شده‌اند. نهادهای انجمن اینها هستند:

  • مجمع عمومی (گردهمایی همگانی)
  • هیئت مدیره (گردانندگان)
  • بازرس یا بازرسان
مجمع عمومی

مجمع عمومی بالاترین نهاد تصمیم‌گیری در انجمن است که به‌طور عادی یا ویژه از گردهمایی اعضای پیوسته، درست می‌شود.

هیئت مدیره

انجمن‌ها بیشتر دارای هیئت مدیره‌ای (گردانندگانی) از ۵ تن عضو اصلی و ۲ تن عضو علی‌البدل(جایگزین) هستند.

بازرسان

کار بازرسان برگزیده در یک انجمن به گونه زیر است:

  1. بررسی گزارش سالانه هیئت مدیره و آماده‌سازی گزارش از کارکرد انجمن برای آگاهی مجمع عمومی.
  2. بررسی همه اسناد و آمار مالی و غیر مالی انجمن و فراهم کردن گزارش برای مجمع عمومی.
  3. گزارش هر گونه سرپیچی هیئت مدیره از درونمایه اساسنامه به مجمع عمومی.

فرهنگ معین در تعریف انجمن چنین آورده‌است:

  1. جای گردآمدن گروهی برای مشورت در امری به‌طور موقت یا دایم، مجمع، مجلس
  2. مجموع افرادی که برای هدفی مشترک گرد هم آیند

منابعویرایش

  1. فرهنگ فارسی عمید، تعریف انجمن
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ماهنامه آموزشی - خبری کاما، سال دوم، شماره سوم، اردیبهشت ۱۳۸۰خ
  3. http://ensani.ir/fa/article/175900/بابی-در-ریشه-شناسی-واژگان-زبان-فارسی
  4. «تاوَن» [عمومی] هم‌ارزِ «oven, four (fr.)»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. جواد میرشکاری، ویراستار. دفتر اول. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۳۱-۱ (ذیل سرواژهٔ تاوَن)
  5. «پوشَن» [عمومی] هم‌ارزِ «cover»؛ منبع: گروه واژه‌گزینی. جواد میرشکاری، ویراستار. دفتر اول. فرهنگ واژه‌های مصوب فرهنگستان. تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی. شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۳۱-۱ (ذیل سرواژهٔ پوشَن)
  • منبع بخش اول: برگرفته از ماهنامه آموزشی - خبری کاما، سال دوم، شماره سوم، اردیبهشت ۱۳۸۰خ.