باز کردن منو اصلی

تاریخ اتریش و آغاز زندگی پیشنیان ساکن در آن به عصر سنگ باز می‌گردد. منطقه کنونی اتریش که شامل دره‌های حاصل خیز رود دانوب و دره‌هایی از آلپاین مرکزی است، از دوران پارینه سنگی (تا حدود ۸۰۰۰ پیش از میلاد) مورد سکونت بوده است. در حدود ۴۰۰ ق. م. سلت‌ها که از غرب اروپا می‌آمدند در کوه‌های آلپ شرقی ساکن شدند. از حدود ۲۰۰ ق. م. رومی‌ها به منطقه سیطره یافتند و تا ۱۵ ق. م. منطقه تحت سلطه آنها بود. رومیان، اتریش کنونی را نوریکوم می‌نامیدند.

در پایان سدهٔ ۱۳ رودلف هابسبورگ بر اتریش کنونی چیره شد و خاندان هابسبورگ از آن به بعد تا قرن بیستم میلادی بر اتریش حکومت کردند. بعد از فروپاشی پادشاهی روم در سال ۱۸۰۶ میلادی، امپراتوری اتریش تشکیل شد. در ۱۸۶۷ امپراتوری دوگانه اتریش-مجارستان شکل گرفت که بعد از شکست نیروهای مرکزی در جنگ اول جهانی به چند بخش تقسیم شد. در ۱۹۳۸ میلادی هیتلر کشور اتریش را به آلمان منضم کرد. بعد از پایان جنگ دوم جهانی اتریش به اشغال متفقین درآمد و از ۱۹۵۵ به صورت جمهوری فعلی درآمد.

دوران ماقبل تاریخ و آغاز تاریخویرایش

سده‌های میانی آغازین و گسترش هابسبورگویرایش

اصلاحات، عثمانی‌ها و روشنگری باروکویرایش

ماریا ترزا و اصلاحات (۱۷۴۰ تا ۱۷۸۰ میلادی)ویرایش

ماریا ترزا به سال ۱۷۴۱ میلادی در وین زاده شد و ملکهٔ مجارستان، و در سال ۱۷۴۳ ملکهٔ بوهم گردید. پدرش، شارل ششم، در اواخر عمر، به‌دلیل علاقهٔ زیادی که به وی داشت، فرمانی صادر کرد که پس از مرگش امپراتوری به‌دخترش ماریا برسد. برای تضمین عملی‌شدن این وصیت‌نامه، معاهدات دوجانبه‌ای با دولت‌های بزرگ اروپایی برقرار کرد و در برخی موارد مجبور به دادن امتیاز شد. در دو مورد نیز به جنگ با اسپانیا و فرانسه (همزمان) و نیز عثمانی شد.[۱]

در حالی که کشور در وضعیتی درهم‌ریخته و شکست‌خورده از دو جنگ بود، پس از مرگ پدرش، در حالی که خزانه خالی بود و تنها ۸۰٬۰۰۰ سرباز در کل کشور در خدمت وی بودند، ماریا ترزا در ۲۳سالگی به سلطنت رسید.وی دست به یک سری اصلاحات دامنه دار زد و موفق شد با تدبیر و سخت‌کوشی، بر مشکلات غلبه کند. او نظام مالیاتیِ اتریش را اصلاح کرد و قوانین بلندمدت و منصفانهٔ مالیاتی وضع نمود. معافیت مالیاتیِ نجبا را ملغی کرد و مالیات فقرا و دهقانان را کاهش داد. ساختار ادارات دولتی را اصلاح کرد و دیوان محاسبات مرکزی و نیز سیستم دادرسی یکسان برای کل ایالات امپراتوری اتریش وضع نمود. این اصلاحات باعث بهبود اوضاع اقتصادی و نیز افزایش وحدت بین ایالات مختلف امپراتوری شد. پس از مرگ ماریا ترزا در سال ۱۷۸۰، اصلاحات وی با دقت و تدبیر افزون‌تری توسط پسرش پیگیری شد.[۲]

انقلاب فرانسه، ناپلئون و استقلال مجارستان (۱۷۹۰–۱۹۰۰ میلادی)ویرایش

با وقوع انقلاب کبیر فرانسه و سقوط پادشاهی لویی شانزدهم، حکومت جمهوری در فرانسه شکل گرفت. کشور امپراطوری اتریش از این اتفاقات احساس خطر می کرد و در ادامه امپراطور فرانسیس به جمهوری فرانسه اعلان جنگ داد، درحالی که ارتش فرانسه انسجام کامل نداشت ولی اتریش در چند نقطه مغلوب شد. این حاثه برای سایر امپراطوری ها و پادشاهی های اروپا از جمله پادشاهی پروس و امپراطوری روسیه نیز وحشتناک بود در نتیجه اتحاد اول مابین سه پادشاهی یادشده شکل گرفت ولی بازهم با ظهور ژنرال ناپائون بناپارت شکست سنگینی از جمهوری فرانسه متحمل شد. از آن پس اتریش مناطق وسیعی را در جنوب کوه های آلپ و منطقه لمباردی را از دست داد و فرانسه کنترل ایالات پاپی را در دست گرفت. در ادامه ناپلئون بناپارت خود را امپراطور خواند و جشن تاج گذاری وی با حضور پاپ برگزار شد که منجر به تشکیل امپراطوری اول فرانسه شد. این وقایع موجب شکل گیری اتحاد دوم با حضور امپراطوری اتریش، پادشاهی پروس وامپراطوری روسیه و همچنین حمایت های ویژه امپراطوری بریتانیا علیه امپراطوری فرانسه شکل گرفت که منجر به شکست امپراطوری فرانسه و ناپلئون در دو مرحله شد. در ۱۸۱۴ کنگره وین با حضور تمام کشورهای اروپایی به جز عثمانی برگزار شد که از جمله نتایج آن بازگشت مناطق از دست رفته اتریش در جنگ با ناپلئون به این کشور و بازگشت مرزهای فرانسه به قبل از سال ۱۷۹۲ یعنی قبل از جمهوری فرانسه شد.

جنگ جهانی اول، جمهوری اول و جنگ جهانی دوم (۱۹۱۴–۱۹۴۵ میلادی)ویرایش

دوران بعد از جنگ جهانی دوم و اتریش امروزویرایش

دوران اشغال متفقینویرایش

استقلال و توسعه سیاسی در دوران جمهوری دومویرایش

بعد از پایان جنگ سرد، بی طرف بودن اتریش که بعد از ورود متفقین وجود داشت تغییر یافت و با ملحق شدن اتریش به اتحادیه اروپا در تاریخ اول ژانویه ۲۰۰۵ و امضای عهدنامه‌های متعدد از جمله پیمان‌نامه دفاعی اروپا، اتریش دیگر عملاً یک کشور بی طرف محسوب نمی‌شود.

سالهای اخیرویرایش

منابعویرایش

  1. تاریخ قرن هجدهم، نوشتهٔ آلبر ماله و ژول ایزاک، ترجمهٔ رشید یاسمی، تهران: انتشارات امیرکبیر، ص ۱۳۵–۱۳۶
  2. تاریخ قرن هجدهم، نوشتهٔ آلبر ماله و ژول ایزاک، ترجمهٔ رشید یاسمی، تهران: انتشارات امیرکبیر، ص ۱۳۶–۱۴۰

پیوند به بیرونویرایش