مسعود احمدزاده

سیاست‌مدار ایرانی

مسعود احمدزاده هروی (زاده ۱۳۲۵ مشهد - اعدام ۱۱ اسفند ۱۳۵۰ تهران) از رهبران و اعضای بنیانگذار سازمان چریکهای فدایی خلق بود. وی به همراه امیرپرویز پویان گروه احمدزاده-پویان را شکل داد که یکی از گروه‌های مؤسس این سازمان بود و به مبارزهٔ مسلحانه با رژیم پهلوی می‌پرداخت.

مسعود احمدزاده
Ahmadzadeh.jpg
شناسنامه
نام کامل مسعود احمدزادهٔ هروی
زادروز ۱۳۲۵
زادگاه مشهد، ایران
تاریخ مرگ ۱۱ اسفند ۱۳۵۰
محل مرگ تهران، ایران
خویشاوندان سرشناس طاهر احمدزاده، مجید احمدزاده، مجتبی احمدزاده
تحصیلات لیسانس ریاضی
اطلاعات سیاسی
حزب سیاسی سازمان چریکهای فدایی خلق
سمت عضو بنیانگذار
فعالیت‌ها مبارزهٔ مسلحانه علیه حکومت پهلوی

محتویات

زندگیویرایش

مسعود احمدزاده در یک خانوادهٔ مذهبی و سیاسی در شهر مشهد متولد شد. خانوادهٔ احمدزاده از دوران رضاخان به فعالیت سیاسی علیه رژیم پهلوی پرداخته بود و در دوران حکومت مصدق نیز از وی و جبههٔ ملی ایران حمایت کرده بودند و پس از کودتای ۲۸ مرداد به حمایت از نهضت آزادی ایران و نهضت مقاومت ملی ایران می‌پرداختند.[۱] وی از دوران دبیرستان با امیرپرویز پویان همکلاس بود و بعدها رابطهٔ خود را با وی در دوران دانشگاه نیز ادامه داد. وی در دوران دبیرستان به جبهه ملی ایران گرایش داشت و در راستای مبارزه علیه رژیم پهلوی اقدام به سازماندهی گروهی به نام انجمن دانش آموزان مسلمان کرده بود.[۱] احمدزاده به تحصیل در رشتهٔ ریاضی در دانشگاه تهران پرداخت و از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. دوستی وی با پویان به شکل گرفتن گروه احمدزاده-پویان منجر شد که یکی از گروه‌های مؤثر در شکل‌گیری سازمان چریکهای فدایی خلق بود و مبارزهٔ مسلحانه با رژیم محمدرضاشاه پهلوی را سازماندهی می‌کرد. برادر مسعود احمدزاده، به نام مجید احمدزاده هم در تشکیل این گروه نقش زیادی داشت. یک برادر دیگر مسعود احمدزاده نیز به نام مجتبی احمدزاده پس از انقلاب ۵۷ اعدام شد. پدر مسعود، مجید و مجتبی احمدزاده، به نام طاهر احمدزاده از زندانیان سیاسی دوران پهلوی مشی ملی-مذهبی داشت[۲] و نخستین استاندار خراسان پس از پیروزی انقلاب بود. وی بعدها در سال ۱۳۶۱ دستگیر و تا سال ۱۳۶۵ در زندان بود.[۳] مسعود و مجید احمدزاده پس از عملیات سیاهکل از سوی رژیم پهلوی دستگیر شدند.

آثار و اندیشه‌هاویرایش

آثار مسعود احمدزاده:

دربارهٔ آثار و اندیشه‌های مسعود احمدزادهویرایش

مسعود احمدزاده به همراهی امیرپرویز پویان اولین نظریه‌های جنبش مبارزهٔ مسلحانه را برای سازمانی که بعداً چریکهای فدایی خلق نامیده شد ارائه کردند. اعتقاد به مبارزهٔ مسلحانه بعنوان هم راهبرد (استراتژی) و هم راهکار (تاکتیک) مشخصهٔ اندیشهٔ احمدزاده و یار همرزمش پویان بود. جزوهٔ «مبارزه مسلحانه، هم استراتژی هم تاکتیک» نشان می‌دهد که احمدزاده جزم‌گرایی (دگماتیسم) رایج چپ سنتی را که نوعی پیروی از احکام شوروی بود، نمی‌پذیرفتند. احمدزاده و پویان کوشش کردند تا از اندیشه‌های قالبی (کلیشه‌ای) فراتر روند و به جای حزب انقلابی گروه پیشاهنگ را جایگزین کنند. آنان در شناخت نسبی گذار جامعهٔ نیمه فئودال به سرمایه‌داری وابسته موفق شدند. افکار آنان باعث شد که جنبش چپ نو در ایران آن روزگار از اعتقادات سنتی که شوروی را مرکز سوسیالیسم دانسته و اقماری برای آن قائل می‌شدند عبور کند. آنان همچنین عقیده داشتند که نظریه‌های لنین و مائو برای توضیح درست واقعیت سرمایه‌داری کافی نیست.[۵]

تألیفویرایش

ترجمهویرایش

  • انقلاب در انقلاب، رژی دوبره
  • ان‍گ‍ل‍س، ف‍ری‍دری‍ش، م‍ن‍ش‍أ خ‍ان‍واده، م‍ال‍ک‍ی‍ت خ‍ص‍وص‍ی و دول‍ت

دستگیری و اعدامویرایش

پس از عملیات سیاهکل مسعود احمدزاده از سوی رژیم پهلوی دستگیر شد. وی در دادگاه به شکنجه شدنش در زندان اشاره کرد و برای اثبات این مسُله لباسش را بالا زد و آثار شکنجه را به قضات نشان داد. یک حقوقدان فرانسوی به نام نوری آلبا که در این دادگاه حاضر بود در این رابطه نوشته‌است: «تمام وسط سینه و شکم او تودهای از آثار چروکیده‌ای از سوختگی‌های بسیار عمیق بود. منظره وحشتناکی داشت. پشتش از آن هم بدتر بود.» تحقیقات بیشتر آلبا نشان داد که احمدزاده و زندانیان دیگر را بر روی صفحهٔ داغ مخصوص برشته کرده بودند. یک چارچوب فلزی مخصوص تقریباً شبیه رختخوابی پوشیده از توری‌هایی که مثل کباب‌پز با برق داغ می‌شد.[۶][نیازمند منبع]

سرانجام مسعود احمدزاده و ۵ تن دیگر از اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، عباس مفتاحی، مجید احمدزاده، اسدالله مفتاحی، حمید توکلی و غلامرضا گلوی، پس از محاکمه توسط دادگاه نظامی رژیم شاه، در روز ۱۱ اسفند سال ۵۰ به جوخهٌ تیرباران سپرده شدند. فردای آن روز (دوازدهم اسفند) نیز فداییان بهمن آژنگ، سعید آریان، عبدالکریم حاجیان سه‌پُله و مهدی سوالونی، تیرباران شدند. این فدائیان زیر شکنجه‌های ساواک مقاومت کرده بودند، در دادگاه نظامی نیز به افشای دیکتاتوری شاه پرداختند و از نبرد انقلابی مسلحانه دفاع کردند.[۷][۵]

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش