میر چاکر رند

امیر چاکرخان رند یا چاکر اعظم (به بلوچی: میرچاکر هان رند) یکی از مردان اسطوره‌ای مردم بلوچ می‌باشد که در سال ۱۴۶۷ میلادی در آشال کولواه کیچ، مکران به دنیا آمد طایفهٔ او رند در بلوچستان می‌باشد و در سال ۱۵۶۵ میلادی وفات کردند.[۱]

میر چاکر خان رِند
خان اعظم، خان فاتح، خان خانان
چاکر خان.jpg
تصویر مجسمهٔ میر چاکرخان
زاده۱۴۶۸ میلادی
آشال کولواه کیچ، مکران
درگذشته۱۵۶۵ (۹۷ سال)
ساتگره
آرامگاه
ساتگره، پنجاب
نام کامل
میر چاکر خان رند
پدرمیر شیهک خان رند
دین و مذهباسلام، صوفی، شيعه

تبار و خانوادهویرایش

جد بزرگ خاندان میر چاکر فردی به نام جلال الدین هارون منسوب می‌شود، اختلاف اصل و نسب جلال الدین بر حسب رسومات وفرهنگ مردم هر منطقه فرق می‌کند، در بین خاندان‌هایی که با قبایل عرب ناحیه خلیج عمان معاشرت داشتند او را از نوادگان سلیمه بن مالک عرب که تعداد خیلی زیاد از مردم سکنه مکران او را جد خود می‌دانند و همچنین در نسخه‌های شجره نامه نوشته شده در خیلی از کتابهای مؤرخین بلوچ جلال الدین هارون را نوه مستقیم سلیمه بن مالک دانسته‌اند . طبق اشعار و روایت‌های و شجره نامه‌های مردم مکران خاندان رند از منطقه حلب واقع در سوریه به ناحیه مکران مهاجرت کردند و در اشعار خاندان رند اعتزاز و فخر عظیمی به منطقه حلب داشتند، اما در مناطق سیستان و شمال ایران که با بقیه قومیت‌های ایران برخورد بهتری داشتند و از آداب و رسومات آن قومیت‌ها را بین مردم بلوچ دخیل کردند، جد اعظم این خاندان را از نسل فردی به نام سلطان فیروزشاه می‌دانند که او را حاکم بر مکران در دوران غزنویان می‌دانند. در حال حاضر اصالت این خاندان هنوز جای بحث است. با وجود افراد زیاد به نام چاکر بن شیهک درخاندان رند تناقضات بسیار حیرت‌انگیزی در شخصیت چاکر آمد عده ای چاکر اعظم را چاکر بن شیهک بن شهداد بن عبدالله بن رند می‌دانند اما به اعتقاد برخی افراد دیگر چاکر بن شیهک بن اسحاق بن پیروز بن گیلو بن پیروز بن گیلو بن احمد بن نصر الدین بن محمد بن رزمان بن رند بن جلال خان می‌دانند.

اوایل زندگیویرایش

چاکر خان فرزند میر شیهک خان رند می‌باشد که مقام موروثی امیر قبیله رند بلوچ در مکران را داشت، طبق اشعار او متولد ناحیه آشال در منطقه کولواه واقع در کیچ مکران می‌باشد. او در شانزده سالگی به همراه تعداد زیادی از مردم قبیله رند از منطقه مکران مهاجرت کردند که از میان این تعداد جمعیت کوتاهی از این قبیله در مناطق رند نشین کولواه و مند بلو ماندند به امارت و حکم میر دگار خان بن میر یوسف خان رند جد شاخه دگارانی از قوم رند که به رندان مکران مشهور می‌باشند، و سرانجام عازم منطقه کلات واقع در بلوچستان شرقی شدند.

دوران ولی عهدگیویرایش

در آن زمان خان کلات که به دست افراد طایفه جدگال بلوچ کشته شد و سلطنت کلات بدون حکمران ماند، نیروهای میر شیهک خان که این حادثه را فرصت مناسبی برای حکم کردن آن مملکت را دیدند در چندین نبرد توانستند نیروهای جدگال را شکست دهند ومناطق وسیعی تحت حکم میر شیهک خان رفت و او را مؤسس حاکمان رند بلوچ بر کلات می‌دانند. که آغاز حکومت ایشان در سال۱۴۸۳ میلادی است. سرانجام نیروهای قوم رند توانستند به مناطق کچهی و دهادر و سیبی که در آن هنگام تحت حکم سلسله جام سمه پنجاب بود عده ای از مؤرخان بر این باورند که جام نظام الدین آخرین حکمران این سلسله مذکور مصادف و مقارن با هجوم لشکر میر چاکر بر آن وادی بود. به منظور تصرف آن وادی میر شیهک خان ولی عهد خویش مأموریت داد تا همراه بقیه قبایل بلوچ با ترفند کوچ نشینی وارد کچهی گردند و به حاکم وقت بگویند برای تهیه ما یحتاج دام‌هایشان به اینجا آمده و اندکی دیگر میل بازگشت دارند به این ترتیب لشکری همراه با دام‌های اندکی شمشیر به دست عازم کچهی شدند تا سرزمینی جدید با دشت‌های سرسبز را استیلاء نموده و جولانگاه خود سازند. در دربار جام نظام الدین میر چاکر و سرداران قبایل مطیع او آمده عرض خود را رساندند حاکم سخنانشان را شنید و خواست تا با مشاوران خود به مشورت بپردازد یکی از نزدیکان حاکم سخنانشان را شنید و خواست تا که مشاوران خود به مشورت بپردازد یکی از مشاوران دانسته آمدن بلوچ‌ها برای ما یحتاج دام‌هایشان نیست بلکه به این حقه ای است برای تصرف مملکت حاکم که ماجرا را شنید و اصل نیت نیروهای میر شیهک را دانست به میر چاکر خان عرض نموده در صورت اجازه خروج آنان بدون جنگ از کچهی شهر را تسلیم آن خواهند کرد. او نیز پذیرفت به این ترتیب کچهی و سایر نواحی مطیع آن که حاصل خیز و پرآب و علف بودند بدون هیچگونه نبردی به تصرف بلوچها درآمد، این احتلال جدید بدون جنگ توسط ولی عهد خان کلات جایگاه او را تثبیت نمود و لیاقت مملکت داری خود را نشان داد نکته قابل توجه این است که فتح کچهی و دیگر نواحی مطیع آن در ایام حکم میر شیهک خان رند به وقوع پیوست و این مهم‌ترین واقعه دوران حکم او هم می‌باشد، با وفات زود هنگام میر شیهک خان رند پس از این وقایع پسر ارشدش موسوم به میر چاکر خان جانشین او گردید.

آغاز حکومتویرایش

در حدود سال ۱۴۸۰ تا ۱۴۸۳ میر چاکر خان رند اعظم روی کار آمد او در اوایل حال خان کلات بود و با اضافه کردن کچهی و دهادر وسیبی طوایف بلوچ تابع او را در آن مکان جای داد مدت‌ها از تخت‌نشینی او گذشت که سرانجام ۳۹ خاندان بلوچ در ناحیه پنجاب به او اعلام وفا کردند.

جنگ سی ساله بر علیه خاندان لاشاریویرایش

خاندان میر چاکر یعنی رند به نواحی داده شده به آنها یعنی سنی و شوران اعتراض نمودند که بر خلاف گاجان و گنداوگ که به خاندان لاشاری‌ها سپرده شده بود آب و علف نداشت این موضوع کوچک بود مدتی بعد زنی از خاندان دودایی به نام گوهری که مالدار و ثروتمند بود به وادی لاشار که تحت حکم میر گهرام خان بود آمد و این زن جوان و زیبا خواستگاری کرد اما جواب رد شنید، به این خاطر عصبانی شد و دستور داد رمه‌های شتر وی را مورد حمله قرار بدهند. به این خاطر گوهری دودایی از منطقه لاشار کوچیده و به ناحیه کچهی و سیبی که تحت حکم میر چاکر خان بود مسکن گزید. از قضا میر چاکر خان رند مجذوب زیبایی او شد وهمان عمل میر گهرام خان را تکرار کرد و جوابی مانند او شنید. از این ماجرا بین خاندان لاشاری و عشایر وابسته به میر چاکر فتنه افتاد، در آخرین بار ریحان خان فرزند میر چاکر خان با رامین خان لاشاری فرزند میر گهرام خان مسابقه اسب دوانی گذاشتند چونکه داورها از وابستگان ریحان خان بودند به نفع او رای دادند. رامین خان عصبانی شد و پس از این موضوع با دو اتفاق پیشین جنگی خانمان سوز برای مدت سی سال شروع شد در یک طرف نبرد۶۴ تیره تابع میر چاکر خان اعم از بلوچ و پنجابی‌ها و سندی‌ها و افغان و در طرف دیگر ۳۹ تیره تابع میر گهرام خان قرار داشتند. بیش از سی بار این دو گروه با یکدیگر نبرد کردند آخرین بار در نبردی سهمگین مشهور به نلی نیروهای میر چاکر و متحدانش شکست سنگینی خوردند به نحوی که آرتش ایشان کاملاً قتل‌عام شد، که سرانجام میر چاکر خان به همراهی میر بجار خان عازم دربار هرات شد که حاکمی از مردم مغول بر آن حکومت می‌کرد در این دربار حاکم از پذیرش این دو نفر سرباز زد، اما سرانجام با وساطت مادرش او حاضر به شنیدن در خواست جناب بلوچ شد، چونکه درخواست میر چاکر دادن لشکری به اختیار او بود، حاکم هرات کمی نگران شد و گفت باید هفت شرط مرا بجا آوری تا لشکر به تو بدهم که این هفت شرط را در قالب هفت خوان چاکر به صورت منظومه بر وزن شاهنامه به زبان بلوچی سروده‌اند. که پس از اتمام این شرایط حاکم هرات او را لشکر مجهز از نیروهای مغول و پشتون داد که در عین حال میر چاکر که کینه عظیمی بر خاندان لاشاری داشت. با این لشکریان از نیروهای غریبه به گنداوگ رفت و تعداد خیلی زیادی از افراد خاندان لاشاری اعم از زن و کودک و مسن همه را قتل‌عام کرد، عده ای از افراد این خاندان به گاجان بستند و عده ای همراه میر گهرام خان لاشاری به پنجاب متواری شدند، به این صورت که قتل‌عام شدید بین دو طرفین شد و نقص تعداد افراد این خاندان به شدت افزایش یافت و خان لاشاری توان ادامه جنگ را نداشت پیروزی قتل‌عام نصیب میر چاکر شد، و بنا بر قول میر چاکر به لشکریانش زنان را به اسارت و ان‌ها را در نصیب افراد لشکر اوگذاشت.

تسخیر مولتانویرایش

پس از مدت‌ها میر چاکر خان به یاری دو تن از اولادش میر شیهک خان دوم و میر میران خان به مولتان حمله کردند و آن را به تصرف خود درآوردند و میر میران خان از جانب پدرش به حکم منطقه مولتانتعیین گردید.

کمک به نصیرالدین همایونویرایش

پس از سال‌ها میر چاکر که پیر و کهن‌سال شده بود در این هنگام سلطان نصیرالدین همایون دومین پادشاه دهلی از سلسله گورکانیان به دست شیرشاه سوری از افغانان قدرتمند شکست خورد و خلع شد چون او آواره و در به در گشت هر بار به جهت کمک به یکی ازدربارها می‌آمد، اما کسی یارای کمک رسانی نبود در دربار صفوی مدتی را مهمان بود چون به شرق ایران راه یافت، یکی ازهمسرانش یا همسر وزیرش، یک زن از سکنه مناطق بلوچ زبان بود، چون او بلوچی نیک می‌دانید از اوضاع سیاسی و نظامی این مملکت آگاه بود به جانب لطیف خان سنجری حاکم چاگی و نوشکی مراجعه کرد با در میان گذاشتن موضوع وی را به جانب میر چاکر که حاکم مناطق کلات تا ناحیه مولتان بود در همین زمان از سوی شیرشاه سوری به سردار سپاهش هیبت خان نیازی امر شده بود تا مولتان به هر طریقی تصرف کند به این جهت او لشکری کشیده با میر شیهک خان دوم و میر میران خان فرزندان میر چاکر نبرد کرد که سرانجام نیروهای میر چاکر در مولتان شکست عظیمی خوردند و هر دو فرزند او در آن جنگ کشته شدند، پس از اینکه میر چاکر از این واقعه خبردار شد او جواب مثبت به نصیرالدین همایون داد به این شرط که حکومت و جاگیر داری در ممالک پنجاب، مولتان، دهلی به اولاد وی اختصاص داده شود، و نصیرالدین همایون پذیرفت حتی ایشان را نزد خود در مجاور پایتخت در مناطق بلوچ پوره و فرخ نگر حاکم کرد. لشکرکشی همایون به دهلی سرانجام دهلی فتح شد در این میان پسرش میر میران خان نیز نقش داشت، با این فتح عظیم نصیرالدین همایون به میر چاکر لقب خان فاتح داد و لطیف خان سنجرانی حاکم چاگی ونوشکی را لقب ملک خطی خان نمود و در جریان حمله به دهلی ایشان دچار کمبود آذوقه شدند به این منظور میر بخشوک خان بلوچ که ساکن ناحیه پنجاب بود بیش از پنج کشتی دراز گندم برای ارتش امپراتوری عازم کرد و پس از استقرار نصیرالدین همایوندر دهلی او را نیز مقام و منزلتی عظیم داد میر بجار خان و میر عالی خان فرزندان میر چاکر به سرداری در خوشاب و حصار واقع در دهلی رسیدند میر سپه دار خان پسر دیگر او به حکومت در فرخ نگر و بلوچ پوره پس از وفات پدرش تعیین گردید، عده ای دیگر در پنجاب از نسل میر دادن خان به حکومت در آیه و منکیره رسیدند به این ترتیب نوادگان میر چاکر در مناطق مذکور شده سرداری هر یک از ناحیه تحت حکم امپراتوری گورکانی را گرفتند.

آغاز شدن فتنه هاویرایش

بعد از فتوحات اسلامی اكثر مردم بلوچ مسلمان شدند ، و جزو اولين كسانی هستند كه در ایران به اسلام گرويدند و آن را در بين ايرانيان و تبليغ كردند ، در مورد نزديک بودن خاندان مير چاكر اشعار حماسی و تاریخی موجود است؛

ما مريدون يا علی دين و ايمان بثبتين

حمزه اولاد بلوچی صوب درگاه گرين

به معنای ما مريدان خالص امام علی هستيم و اين بدان معنی است كه خاندان مير چاكر شاخه خود را جزو اولين متشيع ها می شناسد ، و در تاريخ مردم بلوچ آمده كه در حدود قرن پانزدهم ميلادي رهبر خاندان سلطنتی خاندان رند همراه فرزندانش بر عقيده شيعی خود پايبند بود . تا آنجایی كه در تاريخ فرشته آمده ميرزا شهداد چاكر و پدر او مبلغان مذهب شيعی در مولتان بوده اند . و در اشعار بيشتر كه توسط مير چاكر سروده شده به زبان بلوچی آمده ؛

ياد كهنان نام اِلهی

مَنه اول سَرناهُ پناهين

حيدر ، پُشت ، او پناهين

حَضره تين ، آخر زمان

شاهين علی ، شيرين خدا

پَاكين نبی ، تخت سرا

اين به اين معنی است كه مير چاكر و شاخه او پيراوان علی بن ابی‌طالب بودند و از اين جهت آن ها را اولين شيعيان به معنی اولين پيروان ياد می کنند . و در فتواهای دینی او از شيخ گهتی یکی از مروجين تشيع در پنجاب گرفته ميشد ، كه او نيز در مجلس مير چاكر هميشه حضور داشت .

فتنه شيخ گهتیویرایش

يكی از افرادی كه دائم در مجلس مير چاكر شركت می نمود و دارای مرتبه وزير و مشاور بود به شيخ گهتی معروف است . او يكی ازمروجين تشيع در پنجاب می باشد كه به زهد و دانش هم نيز شناخته ميشد . دستور حملات پشت سر هم بر خاندان لاشاری توسط او داده ميشد كه به گمان افرادی از خاندان رند سردار خاندانشان توسط شيخ گهتی اداره ميشد ، و به او تهمت هایی از قبيل جادو كردن ميرچاكر داده شد ، مير چاكر كه آشوب ها و تحركات گروه های مخالف شروع به ظاهر شدن و شدت گرفتن را در نظر گرفت ، دستور داد كه اگر تار مو از شيخ گهتی ناقص شود اولين ملامت را سر افراد خاندان خود می دهد . و به گمان برخی از افراد خاندان چاكر به شيخ گهتی و دودمان او بيش از حد امتياز ميداد ، به طوری كه نفوذ آنان سبب شد كه با افرادی از خاندان رند مانند باهد سوم را به دليل توهين به مقدسات شيخ گهتی به قتل برساند ، اين موضوع و مسائل ديگر خشم مردم در مناطق مختلف پنجاب و سند و مکران برانگيخت . پس ازكشته شدن باهد سوم نقطه عطفی در تاریخ خاندان رند شروع شد كه يكپارچگی سیاسی ، وحدت مذهبی ميان افراد خاندان از بين رفت و انشقاق ها و جنگ های داخلی بين آنان شروع شد . بيبگر چهارم فرزند باهد سوم كه از جمله كسانی بود كه شورش را بر عليه ميرچاكر شروع كرد و افراد حامی او از خاندان های پهژ و بهاراتی بودند ، وی در كمين توانست شيخ گهتی و زن و فرزند او را به قتل برساند و سرانجام پنجاب را ترک نمود و به خضدار همراه عده ای از همراهان او هجرت نمود .

عصيان و شورش دودمان رند دگارانیویرایش

از شاخه ھای معروف دودمان رند كه در ابتدا از مهاجرت به پنجاب مخالفت نمودند و در مقر الامراء خاندان رند يعنی منطقه كولواه واقع در كيچ مكران ماندگار شدند خاندان دگارانی - نوادگان مير دگار بن مير يوسف هستند ، اين خاندان دارای نفوذ سياسی و نظامی در بين قبايل بلوچ ساكنين مکران بودند ، و بيش از اينكه نام دگارانی را برگزيدند به نام رند معروفيت داشتند . و در دربار مير چاكر خان دارای موقعيت و مقام بزرگی بودند به گواه تاريخ منظوم قوم بلوچ در دفاتر حماسی خاندان جتویی از كارهای عجيب و تحول برانگيز اين خاندان مير محمد ايوب خان رند موسوم به مير دگار خان كه ايشون انتخاب و انتصاب مير چاكر خان به عنوان سردار شاخه های رند صورت گرفت اما در عين حال او استقلاليت كامل خاندان  و عشایر وابسته خواست كه با موافقت مير چاكر خان اين خاندان اميران خاندان رند در منطقه مکران شدند و نظام حكم فقط در افراد اين خاندان صورت گرفت . بر اثر جنگ خاندان مير چاكر بر عليه خاندان لاشاری عده ای از افراد دودمان لاشاری به نواحی تحت حكم مير ادينگ نوه مير دگار ميار شدند كه موجب خشم مير چاكر شد ، سرانجام پس از گذر سال ها و در عصر مير عبدالله فرزند ارشد مير ادينگ خان بن مير عالی بن مير دگار رند كه معاصر اواخر دوران مير چاكر خان است ، او به شدت در اشعار خود به عقايد مذهبی و تصرفات شاخه چاکرانی نوادگان مير چاكر و خود او پرداخت . و به دليل اينكه اين خاندان جزو معدود خاندان هایی بودند كه به مذهب اهل سنت بودند ، بر خلاف شاخه چاكرانی رند به افرادی همچون عمر و امویان اعتزاز داشتند . و از نقاط ديگر اين خاندان كه به آن در اشعار خود افتخار می كردند خالص بودن نژادشان بر خلاف خاندان چاكرانی ، به نحوه ای كه وصلت های اين خاندان در حدود ششصد سال فقط بين افراد شاخه بوده و با بقيه عشایر و قبايل وصلتی نداشتند . و در برخی از اشعار به زبان بلوچی اين خاندان آمده ؛

چاكر ترا يادی كهنان

تئی چوک ءان شِرين ذاتیا هيال كپان

وهدی تئی نام گر ءِن

اش منتگين هندگ گِدان

اگاه ءِ تئه لنجين شپ ءان

عمر فاروق گرانی ءُ واجهين حكمت ءان

وهدی كه علی ءِ نام گر ءِنت

زر بلاء دهادر چه واری رِط ءِنت

كه سرانجام مجموعه هجا ھای بيش از حد بين دو خاندان چاكرانی رند به نام مناطق دهادر و سيبی و خاندان دگارانی رند به نام مناطق كولواه مند و بلو آغاز شد و در هر شعر به عيب های یکدیگر می پرداختند . كه آغاز تفرقه بين خاندان رند از اين اشعار آغاز شد .

مرگویرایش

سرانجام میر چاکر خان در سن ۸۵ سالگی یا ۹۳ سالگی وفات یافت و او را در مقبره ای واقع در ستگهر از توابع متنمگری پنجاب دفن کردند، با رفتن میر چاکر خان از کلات جانشین او مندو خان پهژ شد که نوادگان او با نام خاندان مندوانی مشهور اند.

منبع‌شناسیویرایش

از جدی‌ترین مشکلات مطرح شده دربارهٔ تاریخ مردم بلوچ، عدم وجود شیوه‌های مختلف از علم و سواد در زمان قدیم که منجر به نبود منبع کافی و اطلاعات درست و دقیق در رابطه با تاریخ خیلی از سلسله‌های حاکم بر مکران و توران و پنجاب می‌باشد. شخصیت افسانه ای میر چاکر که در بین طوایف بلوچ خیلی با اغراق‌های حیرت‌آور و مبالغه‌های شدید مطرح شده. در اذهان عموم بسیاری از مردم بلوچ به دلیل افسانه سرایی بیش از حد به عنوان یک فرد قهار مطرح شده به طوری که در حدود نود درصد از جمعیت اقوام او را پدربزرگ معنوی قوم و خاندان خودشان دانسته‌اند. به نحوه ای که اگر در یکی از طوایف فردی به نام چاکر بود او را مستقیماً به میر چاکرخان تبدیل می‌کردند و طایفه به‌طور کامل خودشان از اعقاب او می‌دانستند. در حالی که فرزندان و نسل و عقبه میر چاکر خان به‌طور کاملاً واضح مشخص اند که در پنجاب و دهلی و مولتان و مناطق تابع آن زندگی می‌کنند از جمله مشهورترین تبدیل شخصیت‌ها می‌توان به فردی به نام چاکر نکیبو که خودش و در حال حاضر نوادگانش ساکن منطقه سرحد سیستان هستند اشاره کرد که نوادگانش در حال حاضر او را به چاکر خان رند تغییر کردند.

گزارش‌های بلوچی به‌طور غیر متناسب و نا موزون در خصوص شخصیت میر چاکر توزیع شده‌اند، و عده ای از نویسندگان آنچه که در منابع قبیله ای دیدند را کاملاً با هم مخلوط کردند و آن را به شیوه اشتباه بیان کردند که موجب به وجود آمدن تناقض‌های شدیدی آمده. اما به‌طور دیگر نوشته‌های نوادگان واقعی میر چاکر که در توابع شهر دهلی زندگی می‌کنند در کتاب تاریخ رندان هند نوشته محمدعلی رند شجره‌نامه شان را به‌طور کامل کشیده تا بقیه نتوانند بنا بر هر دلیلی خودشان به چاکر وصل کنند. و تنها در این کتاب به نوادگان واقعی او به صورت منطقی و صادقانه ذکر شده.

خانوادهویرایش

وی پس از اینکه از منطقه کیچ مکران به نواحی مناطق پنجاب و مولتان و هند مهاجرت کرد تمام نسل و عقبه او در آنجا ماندند و نسلی در دیگر جاه ندارد .

  • میر شهداد خان: بزرگ‌ترین فرزند میر چاکر بود که وی او را با لقب میرزا در مولتان می‌شناختند. در تاریخ فرشته از او یاد شده‌است. که به همراه پدرش از سیبی به مولتان آمدند. و نظام الدین در بخشی در تاریخ خود آورده وی اولین مروج مذهب تشیع در مولتان بود. از میر شهداد سه پسر بودند به نام‌های میر نصرت خان، میر میران خان، میر شعبان خان در دوره مهاجرت میر شهداد به ملتان یکی از پسران به نام میر نصرت خان در قلعه سیبی ماندگار شد، و میر شعبان خان در کودکی بی نسل و عقبه وفات یافت، اولاد میر میران خان در مولتان با نام قبیله ميرانی و گروهی در احمد پور سیال واقع در جهنگ هند به نام عالمانی رند معروف هستند.
  • میر شیهک: در جنگ تصرف مولتان کشته شد.
  • میر شهزاد خان: وی از معدود فرزندان میر چاکر بود که در دهلی مستقر نمود که مناطق وسیعی تحت حکم و اختیار خود گذاشت یکی از اختلافاتی که بین مؤرخین وجود داشت این بود که گمان می‌کردند شهزاد همان شهداد است. در حالی که میرزا شهداد خان دوم در مولتان و پنجاب بوده‌است. که امروزه اولاد ایشان در دو ناحیه پنجاب و مولتان ساکن اند. میر شهزاد نیز در دهلی بوده‌است. که نسل و اعقاب او در دهلی زندگی می‌کنند. وی دارای یک پسر بود به نام ملک دانا.
  • میر رستم خان: یکی از اولاد میر چاکر که اولادش جمعیت اندکی دارند به نام گادهی در قبیله مزاری داخل شدند که در حال حاضر ساکن منطقه کمالیه پنجاب هستند. میر رستم خان دارای یک فرزند بود به نام میر جهان خان (جد اعظم قبیله گادهی مزاری)
  • میر الله داد خان: پس از ورود میر چاکر خان به دهلی و سلطنت مجدد نصیرالدین همایون مطابق وعده او به بلوچ‌ها مناطق وسیع و حاصل خیزی در دهلی و پنجاب و مولتان داده شد. که فرزندان میر چاکر خان در اطراف دهلی ساکن شدند. از جمله میر الله داد خان پسر میر چاکر خان که سرداری لایق و شجاع بود که جد قبیله چاکرانی در هند می‌باشد. از اولادش شش نسل بعد سردار بابو خان چاکرانی فردی نامدار بود که او را به عنوان بزرگ‌ترین زمین‌دار منطقه خرم پور می‌شناسند و چندین جاگیر بزرگ و دهات فراوانی آباد کرد. میر الله داد خان دارای سه فرزند با نام‌های (میر الله یار خان اول، ملک رنگا، میر محمود خان) بود که نسلشان در مناطق دهلی زندگی می‌کنند.
  • میر باقر خان: از جمله پسران میر چاکر خان بود که همراه سایر برادرانش در هند ماندگار شدند. و به مقام جاگیرداری نائل آمد. همچنین وی را حاکم منطقه متهیرا هند می‌دانند. اولاد وی با نام قبیله باقرانی بلوچ در شاهپور ساکنند. وی دارای پنج فرزند با نام‌های میر شیرخان اول، میر بهلول خان، میر باز خان، میر شهباز خان، میر ناهر خان بود.
  • میر دادن خان: نسلش در مناطق لیه و منکیره هند زندگی می‌کنند.
  • میر عالی خان: نسلش در بلوچ پوره ساکن هستند.
  • میر سپه دار خان: از جمله اولادی که نسل و عقبه اش در مناطق ملتان، دهلی زندگی می‌کنند.
  • میر ریحان خان
  • میر میران خان: در جنگ تصرف مولتان همراه برادرش کشته شد.

جستارهای وابستهویرایش

میر حمل خان

میربولان خان ریگی

میر حمزه خان

ناروی سمکی

منابعویرایش

  1. S.A.J. Shirazi. "Heritage Village, Pakistan". Travelers Digest. Archived from the original on 22 November 2006. Retrieved 18 June 2016.

یبتسون، سر دنیزیل؛ مک لگان، سر ادوارد (دسامبر ۱۹۹۶). واژه‌نامه قبایل و کست‌های پنجاب و استان مرزی شمال غربی. خدمات آموزشی آسیایی. شابک

بنیاد پاکستان در خارج از کشور. "استانهای پاکستان (بلوچستان)". دائره المعارف پاکستان. بایگانی شده از اصلی در ۲۰۰۸-۱۱-۲۱.

khan Haran Dari; Vadim Mikhaĭlovich Masson; János (1999). History of Civilizations of Central Asia. Motilal Banarsidass. p. 305. ISBN 978-81-208-1595-7.

ویکی‌پدیای انگریزی.