باز کردن منو اصلی

بلوچی از زبان‌های ایرانی شاخهٔ شمال‌باختری است.[۳] این زبان توسط مردم بلوچ ساکن در کشورهای ایران، پاکستان، افغانستان و سایرکشورها گویش می‌شود.

بلوچی
بلوچی
Balochi.svg
زبان بومی در: پاکستان، هند، ایران، افغانستان، امارات، عمان، قطر، بحرین، تانزانیا، عربستان سعودی، ترکمنستان.
تعداد گویشوران
16/6 میلیون  (2012)[۱]
وضعیت رسمی
زبان رسمی در
پاکستان (بلوچستان پاکستان)
تنظیم‌شده توسط آکادمی بلوچی (پاکستان)
کدهای زبان
ایزو ۶۳۹-۲ bal
ایزو ۶۳۹-۳ balinclusive code
Individual codes:
bgp – بلوچی شرقی
bgn – بلوچی غربی
bcc – بلوچی جنوبی
گلاتولوگ balo1260[۲]
زبان‌شناسی 58-AAB-a> 58-AAB-aa (East Balochi) + 58-AAB-ab (West Balochi) + 58-AAB-ac (South Balochi) + 58-AAB-ad (Bashkardi)
{{{mapalt}}}
این نوشتار شامل نمادهای آوایی آی‌پی‌ای است. بدون پشتیبانی مناسب تفسیر، ممکن است علامت‌های سوال، جعبه یا دیگر نمادها را جای نویسه‌های یونی‌کد ببینید.

محتویات

پیشینهویرایش

زبان بلوچی از زبان‌های ایرانی شمال‌باختری است و با زبان‌های تاتی، کردی، گیلکی و تالشی نزدیکی زیادی دارد.[۴] بلوچی بیشتر رابطه نزدیکی با زبان پارتی تا زبان پارسی میانه دارد[۵] برای همین به نظر می‌رسد گویشوران این زبان در گذشتهٔ دور از نواحی شمالیِ ایران امروزی به بلوچستان کنونی کوچیده باشند. سخنگویان بلوچی احتمالاً نخست در حاشیه دریای خزر می‌زیستند و در حدود قرن ۴ق/۱۰م به مناطقی که اکنون هستند مهاجرت کردند.[۶]بلوچی نزدیکی زیادی با هورامی و زازاکی دو لهجه کردی دارد که دو لهجه کردی نزدیکی زیادی را پهلوی اشکانی دارند اما به سایر لهجه های اصلی کردی تا حدودی نزدیک است.

زبان شناسان داده‌های زبانی بلوچی نو را باداده‌های زبانی دیگر مربوط به ادوار باستان میانه و نو مقایسه کرده‌اند. از جمله زبانشناسان عصر حاضر معروف جهان که در حوزه زبان بلوچی پژوهش های فراوانی انجام داده است می توان به کارینا جهانی نام برد که نسبت به نابودی این زبان هشدار جدی داده است

زبان بلوچي دو گويش اساسي شرقي و غربي و لهجه هاي فرعي فراوان دارد همچنان كه اين زبان بسياري از خصوصيات زبانهاي كهن را نيز محفوظ داشته است. زبان بلوچي در پارهاي موارد به زبان پهلوي ساساني (پارسی) قرابت پيدا مي كند و درجايي نيز به زبان پهلوي اشكاني(پارتی). امّا رويهمرفته وقتي همه جنبه ها در نظر گرفته شود، اين نتيجه به دست مي آيد كه گويا زبان بلوچي، دنباله يكي از زبانهاي ويژه ايراني بوده؛ زباني كهن تر از پهلوي، چون اوستايي، كه تلفّظ آواهاي كهن را در خود حفظ نموده و نمونه  هاي بسياري از واژگان آن را مي توان ذكرکرد.[۷]

الفبای زبان بلوچی همان الفبا و حروف فارسی است و کلمات مورد استفاده حاوی حروف پ چ ژ گ فراوان و متفاوت با الفبای عربی، آنان را خود به خود از اعراب متمایز می‌کنند، و حروف ٹ ،ڈ ،ڑ ،ں وے در بلوچی وجود دارد که آن را از زبان فارسی امروز هم متمایز می گرداند

در مجموع ۲۵ حروف در زبان بلوچی وجود دارد که حروف ث ح خ ص ض ط ظ ع غ ف ق با تلفظ عربی آن در بلوچی وجود ندارند و معمولا به جای ف پ-و به جای خ هه - به جای ق ک تلفظ می شود.

برخی کلمات رایج در آن مشابه یا یکسان است. بعضاً کلمات ان هم فارسی بوده و فقط در نخوه جمله‌بندی با فارسی متفاوت است. بدون دخالت کلمات انگلیسی و عربی تقریباً این زبان خالص و بدون تغییر مانده‌است.

برخی کلمات با حروف آخر در نمونه فارسی، به گ ختم می‌شودبه طورمثال:

زنده تبدیل به زندگ

آهو تبدیل به آهوگ

ماهی تبدیل به ماهیگ

آستین تبدیل به آستینگ

(زنده در لهجه کردی اردلانی زندگ - اهو در لهجه کردی اردلانی آسک - ماهی در لهجه کردی اردلانی ماسیگ است)

شاید بتوان گفت این موضوع بر می‌گردد به ریشه زبان بلوچی که برگزفته از زبان پهلوی اشکانی و ساسانی می‌باشد. از آنجا که زبان پهلوی با دگرگونی‌هایی به زبان فارسی نو (امروزی) تبدیل شده‌است ویکی از این دگرگونی‌ها حذف (گ) از برخی کلمات می‌باشد می‌توان اینگونه بیان کرد که حرف گ و برخی حروف غیر عربی در زبان بلوچی خالص باقی مانده اما در زبان فارسی امروز گ از برخی کلمات حذف شده و دگرگون شده است. مثال‌های دیگر از دگرگونی حروف زبان باستان در فارسی نو اما ثابت ماندن آنها در کلمات بلوچی در زیر آمده است:[۸]

  1. دگردیسی واک «ژ» به «ز» و «چ». مانند سوچن
  2. افتادن واک «گ» و «ک» از پایان واژه‌ها.
  3. افتادن «الف» از آغاز شماری از واژه‌ها مثل اسپید
  4. دگردیسی واک «ژ» به «ج» در شماری از واژه‌ها. مانند هژده
ردیف پارسی نو زبان پهلوی باستان بلوچی
1 سوزن سوچن سوچن
2 مرد(مردن) مرت مرت/مو
3 باد وات گوات
4 هجده هژده هژده
5 نشسته نشستگ نشتگ
6 آهو آهوگ آهوگ
7 سپید/ سفید اسپید اسپیت
8 دروغ drog/droo دروگ دروگ
9 خانه/اتاق katak کت/کتان/لوگ
10 آب آپ/ap آپ/ap

نمونه کلمات مشابه با زبان کردی

فارسی امروز بلوچی امروز کردی
sab sap sav
ruz ruec ruj
baradar brat brat/bra
pidar pit Bauk/piaar
kard kurt kird/kard
damad Damad/zamat zawa/damad
کردی بلوچی فارسی
mezin_ gaura مزن بزرگ
وش_ باش ،خوش وش خوش/خوب
چم_چاو چم/چژم چشم
بان بان بام
بیت ، بویت بیت/بات باد(بودن)
نا_ نی هیر خیر
ازانی_دزانی زانه می دانی
چونی چونه چطوری
بانگ بانگ اذان
پار_ پارک پاری پارسال
هاوین_هامین _تاوسان هامین(خرماپزان) تابستان
جُوان _ بی وینا جُوان زیبا/ خوب موردپسند
میش_ مگس مش مگس
سور سوهر سرخ
وشتر هوشتر شتر
ئه سپ _هیسر اسپ اسب
مشک مشک موش
بیسه_ راوستا بیس/ بوس/بوشت واستا(صبرکن)
ده س نویژ (نماژ) دس و دیم وضو/ دست و صورت
پیرارکه _ پار پیراری پیرار سال
شوان شوانگ چوپان
نیشتن دانشتن نشتن/ نستن نشستن
هوون_ خوین هون خون
دز _چته دز دزد
پیرکه په ری ری پریروز
به رز _ بلند برز بلند
جل _کراس جل لباس-لباس گشاد
شوو شوو شوهر
پیاله پیاله استکان
هه نار هنار انار

نمونه کلمات مشابه بازبان گیلکی

بلوچی سولاح اسپ هم ساهت هشتن یزک کرتن/مشتنم کوش هوشتاتن


و
گیلکی سولاخ اسپ هسه هشتن دیمیزِئن میشتن کوش اشتئن تی
فارسی سوراخ اسب اکنون اجازه دادن ادرار کردن کفش ایستادن تو

نمونه کلمات مشابه با تاتی

ردیف پارسی نو زبان تاتی بلوچی
1 چهره-صورت دیم دیم
2 داماد زاما zāmā زامات/زاماس
3 آنها ·         آهاین (ahayn) ·         آیان (ayan)
4 افتادن ikatan Kaptan کپتن
5 سفید ایسپی اسپیت
6 زیر جیرا چیرا

از دیدگاه زبان شناسان و بااستفاده از داده‌های زبانی و مقایسه آن‌ها این زبان نه تنها ارتباط بنیان با سایر زبان‌های ایرانی دارد بلکه مشابهت زیادی با زبان ایران باستان (کهن) دارد به‌طور نمونه.[۹]

۱-از منظر واج‌شناسی

فارسی امروز بلوچی امروز ایرانی میانه غربی ایرانی کهن
sab sap sab xsap
ruz ruec ruz raucah
baradar brat brad bratar
pidar pit Pid/piaar pitar
kard kurt kird krta
damad Damad/zamat damad zamatar

۲-از منظرواژگانی

فارسی امروز بلوچی امروز ایرانی باستان
گوسفند pas pasva
دریا zer zrayah
تابستان hamian hamina
کوه gar garay

محل سکونتویرایش

عده‌ای از بلوچ‌ها در سرزمینی نسبتاً وسیع و گرم که دربخش های جنوبی وخط ساحلی دریای مکران از(بندرجاسک تابندر کراچی) واقع در جنوب بلوچستان وکشورهای "ایران. جنوب وجنوب غربی پاکستان زندگی میکنند، که این مناطق را((مکران))مینامند.وعده دیگری در مناطق کوهستانی وخوش آب هوا که این مناطق درشمال بلوچستان یعنی در کشورهای"ایران. شمال وشمال غربی پاکستان وجنوب شرقی افغانستان زندگی می کنند را((سرحد)) مینامند.بلوچستان جزو قلمرو ایران باستان بوده‌است همواره اما بعد از نفوذ بریتانیا و استعمار هند بخش بزرگی از ان به پاکستان واگذار شده‌است.

سیستم نوشتاریویرایش

سیستم‌های نوشتاری زبان بلوچی چندین سیستم نوشتاری هستند که مهم‌ترین آن‌ها سیستم نوشتاری ظهورشاه هاشمی می‌باشد. یکی دیگر از شیوه‌های نوشتاری زبان بلوچی، بلوچی لاتین (بلاتین) هست که دارای بیست و نه حروف هست به ترتیب زیر: Aa Āā Bb Čč Dd Ďď Ee Èè Gg Hh Ii Jj Kk Ll Mm Nn Oo Òò Pp Rr Ss Šš Tt Ťť Uu Vv Yy Zz Žž

گویش‌هاویرایش

بلوچی را به سه گروه اصلی تقسیم می‌توان کرد: شرقی، یا شمال‌شرقی، و غربی، یا جنوب‌غربی و مرکزی سرحد.

غربی (رخشانی)
  • لاشاری
  • رخشانی
  • سراوانی
  • گشتی
جنوبی (مکرانی)
  • کچی
  • مکرانی
شرقی (سلیمانی)
  • بوگتی (بامبور)
  • مری رند (سیبی) که چاکربرهای سیب را شامل می‌شود
  • دوکمی-مزاری
  • مندوانی & گویش جاتووی سند غربی

{بلوچی سرحد مرکزی}

  • سرحدی
  • ایرندگانی

تقسیم‌بندیویرایش

اولین محققی که لهجه‌های بلوچی را بیشتر بطور سیستماتیک مورد مطالعه قرارداد ویلهلم گیگر Wilhelm Geiger بود. او بلوچی را به دو لهجه اصلی تقسیم کرده و بلوچی شمالی (سرحدی) و بلوچی جنوبی (مکرانی) نامید. وی همچنین بلوچی جنوبی را به گروه‌های شرقی و غربی و بلوچی شمالی را به گروه‌های شمالی و جنوبی که به ترتیب توسط طوایف لغاری Leghلri و مری Mari نمایندگی می‌شدند تقسیم کرد. گیگر برای نشان دادن تفاوت لغوی لهجه‌ها به این واقعیت اشاره می‌کند که بلوچی جنوبی به میزان بالایی از زبانهای هندی و پاکستانی همسایه لغت اقتباس می‌کند در حالیکه بلوچی شمالی بیشتر دارای لغات اقتباس شده از گویش اصیل با ریشه فارسی می‌باشد. (ترجمه و نقل از جهانی (۸۹))

یکی دیگر از محققان لهجه‌های بلوچی «سر جرج گریرسون»[۱۰] می‌باشد. او لهجه‌های بلوچی را به شرقی و غربی تقسیم کرد. وی معتقد بود که بلوچی غربی در محدوده حکومتی بریتانیا دارای سه لهجه می‌باشد و آنهارا بر اساس منطقه عمده‌ای که در آن صحبت می‌شوند، لهجه کراچی karلči، کیچی kیči و پنجگوری panjguri نامید.

محقق برجسته دیگری که به صورت سیستماتیک لهجه‌های بلوچی را مطالعه کرده‌است پروفسور جوزف الفنبین[۱۱] می‌باشد، او در کتاب «زبان بلوچی، لهجه‌شناسی با متن» برای نشان دادن تفاوت بین لهجه‌های مختلف، لیستی شامل آواشناسی، دستور (صرف و نحو) و لغت تهیه کرده و آن را به عنوان معیار مقایسه شباهت‌ها و تمایز لهجه‌ها بکار برده‌است. در اینجا فقط به چند مورد از ویژگی‌های خاص این لهجه‌ها بر اساس معیار الفنبین اکتفا می‌کنیم. (نقشه جغرافیایی لهجه‌ها)

وی بر اساس این معیار، زبان بلوچی را به شش لهجه تقسیم می‌کند که عبارتند از:

لهجه‌های تپه‌های شرقیویرایش

این لهجه‌ها در مناطق طوایف مری، بگٹی، لغاری و مزاری صحبت می‌شوند.

ویژگیویرایش

  1. تبدیل /u/ به /i/. مثال: بیت bit «شد»، سیر sir «عروسی» (۲)
  2. ساخت مجهول در زمان گذشته افعال متعدی (۳)
  3. تلفظ س در لغات «پس» pess پدر، «ماس» mas مادر، «براس» bras برادر. (۴)
  4. به کاربردن شناسه لn برای اول شخص مفرد و on برای اول شخص جمع (۵)
  5. استفاده از لغت لوگ lْg «خانه»، چوک čokk «بچه»

لهجه رخشانیویرایش

این لهجه شامل شاخه‌های زیر می‌باشد:

  1. کلاتی (مناطق بین «لس بیلا» Las belل در شمال کراچی تا مستونگ Mastung در جنوب کوئته Quetta (عمدتاً منطقه براهویی نشین))
  2. چاغه‌ای و خارانی (نواحی شمالی بلوچستان پاکستان شامل نوشکی، دالبندین، خاران و کلات)
  3. افغانی (مناطق جنوبی و جنوب غربی افغانستان عمدتاً نواحی اطراف رودخانه هیرمند)
  4. سرحدی (منطقه‌ای که از شرق به دالبندین در پاکستان و از شمال شرقی به چهاربرجک در افغانستان منتهی شده و شامل مرو در جمهوری ترکمنستان و سیستان در ایران می‌باشد، به‌طوری‌که نصرت آباد در بلوچستان ایران جنوبی‌ترین بخش آن را تشکیل می‌دهد)

در تألیفات بعدی، الفنبین لهجه رخشانی را به سه گروه کلاتی، پنجگوری و سرحدی تقسیم می‌کند که لهجه سرحدی در آن شامل مرو در ترکمنستان شوروی، بلوچستان افغانستان و مناطق شمالی بلوچستان ایران که جنوب خاش و شمال ایرانشهر (آب رئیس، زنده کوه بزمان، رمکان) مرز جنوبی آن را تشکیل می‌دهند و همچنین نواحی از نرماشیر (چاهدگال، رودشور) و مناطق شمالی بلوچستان پاکستان شامل نوشکی، دالبندین، خاران و کلات (که مناطق لهجه پنجگوری مرز جنوبی آن را تشکیل می‌دهند) را دربر می‌گیرد.

پنجگوریویرایش

شامل بخش اعظم منطقه خاران xلrلn که کیچ kیč مرز جنوبی و رودخانه رخشان Raxshلn مرز شمالی آن را تشکیل می‌دهند و کولوا Kolwل در شرق آن واقع می‌شود.

ویژگیویرایش

  1. /u/ نامتغیر باقی می‌ماند «بوت» but شد، «سور» sur عروسی
  2. ساخت معلوم جمله عادی‌ترین شکل است ولی شکل مجهول هم به ویژه در جنوب پیش می‌آید. (۶)
  3. تلفظ س لغات «پس» pess پدر، «ماس» mلs مادر، «براس» brلs برادر.
  4. شناسه in برای اول شخص مفرد و an برای اول شخص جمع
  5. «گس» ges خانه، «زهگ» zلg / zahg بچه

لهجه سراوانیویرایش

سراوان و مناطق اطراف آن که خاش مرز شمالی و اسپیدان Espidلn مرز غربی آن را تشکیل می‌دهند. مناطق مرزی ایران و پاکستان در شرق این منطقه واقع شده و مرز جنوبی آن رودخانه گل gel در شمال راسک می‌باشد. در تألیفات بعدی الفنبین، ایرانشهر و بمپور نیز در حوزه لهجه سراوانی شمرده می‌شوند.

ویژگی‌هاویرایش

  1. تبدیل /u/ به bǖt ǖ «شد»
  2. مجهول، ساخت معمول جمله است
  3. تلفظ ت لغات «پت» petپدر، «مات» mلt مادر، «برات» brلt برادر.
  4. شناسه لn برای اول شخص مفرد و in برای اول شخص جمع (با تلفظ i کوتاه در in)
  5. لوگ lْg یا گس ges «خانه»، چوک čokk یا زهگ zahg بچه

لهجه کیچیویرایش

منطقه کیچ kیč در بلوچستان پاکستان شامل تربت

ویژگیویرایش

  1. /u/ نامتغیر، بوت but «شد»
  2. ساخت مجهول
  3. تلفظ ت لغات «پت» petپدر، «مات» mلt مادر، «برات» brلt برادر.
  4. شناسه in برای اول شخص مفرد و in برای اول شخص جمع (با تلفظ i کوتاه در in)
  5. لوگ lْg «خانه»، چوک čokk «بچه»

لهجه لتونی (لاشاری)ویرایش

منطقه لاشار lلڑلr در بلوچستان ایران شامل «اسپکه» Espakka، «پیپ» pیp، «مسکوتان» Maskْtan، «پنوچ» pannْč

ویژگیویرایش

  1. /u/ نامتغیر، بوت but «شد»
  2. ساخت مجهول
  3. تلفظ ت لغات «پت» petپدر، «مات» mلt مادر، «برات» brلt برادر.
  4. شناسه un برای اول شخص مفرد و in برای اول شخص جمع (با تلفظ i کوتاه در in)
  5. لوگ lْg «خانه»، چوک čokk بچه

لهجه‌های ساحلیویرایش

شامل قصرقند kaser kand، نیکشهر nیkshahr، راسک rلsk و نواحی ساحلی جنوبی بلوچستان از «بی آبان» biلbلn در نزدیکی بندرعباس تا بندر کراچی شامل بنادر چاه بهار، گواتر gwلdar، پسنی pasni، جیونی jiwani و همچنین مناطق مند mand و دشت daڑt.

ویژگیویرایش

  1. تبدیل /u/ به /i/. مثال: بیت bit «شد»، سیر sir «عروسی»
  2. ساخت مجهول در زمان گذشته افعال متعدی
  3. تلفظ ت در لغات «پت» pet پدر، «مات» mلt مادر، «برات» brلt برادر.
  4. بکاربردن شناسه لn برای اول شخص مفرد و eyn برای اول شخص جمع
  5. استفاده از لغت لوگ lْg «خانه»، چوک čokk «بچه»

ابر)|مه]] || gotal |- | گورآپگ || سراب || gorápag |- | مورینگَه || زنگ (آهن) || moringa |}

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. بلوچی منبع در اتنولوگ (16th ed., 2009)
    بلوچی شرقی منبع در اتنولوگ (16th ed., 2009)
    بلوچی غربی منبع در اتنولوگ (16th ed., 2009)
    بلوچی جنوبی منبع در اتنولوگ (16th ed., 2009)
  2. Nordhoff, Sebastian; Hammarström, Harald; Forkel, Robert; Haspelmath, Martin, eds. (2013). "بلوچی". Glottolog 2.2. Leipzig: Max Planck Institute for Evolutionary Anthropology.
  3. "Eastern Iranian languages". Encyclopedia Iranica.
  4. Balochi language:History
  5. Compendium Linguarum Iranicarum, Herausgegeben von Rudiger Schmitt, p353
  6. دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، رضایی باغ بیدی، بلوچی، ص 520
  7. رضايي باغ بيدي، حسن (۱۳۸۲). « بلوچي »در، دائرةالمعارف بزرگ اسلامي جلد۲.
  8. http://parsianjoman.org/?p=2008
  9. نگاهی به سابقه نژادی قوم بلوچ بر مبنای داده‌های زبانی. گذری بر تاریخ بلوچستان. محودزهی موسی.1387. دانشگاه سیستان و بولچستان
  10. Sir George Grierson
  11. Josef Elfenbein

الگو:کد زبان‌های معرفی‌شده در ایزو ۶۳۹–۳ که حرف اول عنوان بین‌المللی آن‌ها حرف B است