ناظر و منظور منظومهٔ عاشقانه‌ای از وحشی بافقی است که در سال ۹۶۶ ه.ق به پایان رسیده و ۱۵۶۹ بیت دارد.

محتویات

داستانویرایش

پادشاه و وزیری پس از سال‌ها صاحب فرزند می‌شوند. پادشاه نام پسر خود را منظور و نام پسر وزیر را ناظر می‌گذارد. دو پسر با هم به مکتب می‌روند و «ناظر» عاشقِ «منظور» می‌شود که بسیار زیباست. معلم عشق آن‌ها را فاش می‌کند پس آن دو از هم جدا می‌شوند و به «منظور» زن می‌دهند. بعدها «منظور» شاه می‌شود و «ناظر» را وزیر خود می‌کند.[۱]

نمونه شعرویرایش

در وصف منظور:

فکنده فتنهٔ او در جهان شورمدامش نرگس بیمار مخمور
زنخدانش بر آن رخسار دلکشمعلق کرده آبی را در آتش
فروغ ساعدش از آستین‌هاچو نور شمع از فانوس پیدا

منابعویرایش

  1. شمیسا، سیروس. شاهدبازی در ادبیات فارسی. تهران: فردوس، ۱۳۸۱، ISBN 964-5509-166-X، ص ۲۲۲


پیوند به بیرونویرایش