قالب شعر، به شکل شعر گفته می‌شود که بر دو نوع است: شکل ظاهری و شکل درونی (یا شکل ذهنی). شکل ظاهری که شامل وزن یا بی‌وزنی، تساوی مصرع‌ها یا کوتاهی و بلندی آنها، قافیه‌ها - در صورتی که قافیه‌ای وجود داشته باشد- و صداها و حرکات ظاهری کلمه می باشد.

قالب در شعر کلاسیک فارسی، شکل ظاهری است که قافیه به شعر می‌بخشد. طول هر مصرع، چیدمان هجاهای هر مصرع، تعداد بيت ها، آرایش مصرع‌ها، قافیه آرایی آن‌ها و حتی عاطفه انتقالی شاعر به خواننده، از دیگر عامل‌های تعیین‌کننده قالب ظاهری شعر هستند. .[۱]

در شعر سپید و شعر نوی فارسی، عنصری مهم‌تر و عمیق‌تر وجود دارد با عنوان شکل درونی (شکل ذهنی). شکل ذهنی عبارت است از: محیطی که شعر در آن حرکت می‌کند، و پیش می‌رود و اشیاء و احساس‌ها را با خود به پیش می‌برد. شکل ذهنی به یک شعر یا یکپارچگی می‌دهد یا آن را از وحدت و استحکام در می‌آورد.

عوامل تعیین قالب یک شعرویرایش

قافیه آراییویرایش

به محل قرارگیری قوافی در یک شعر، قافیه آرایی آن شعر گفته می‌شود. برای مثال قالب مثنوی دارای قوافی مشابه در انتهای هر مصرع است و قافیه هر بیت ممکن است با قافیه دیگر بیت‌ها تفاوت داشته باشد. لیکن در یک قصیده، قافیه در پایان تمام ابیات و همچنین انتهای مصرع اول به صورت مشابه تکرار می‌شود.

وزن شعرویرایش

طول مصرع‌ها و چیدمان هجاهای هر مصرع را در یک شعر، وزن آن شعر می‌گویند. هجاها در زبان فارسی به سه دسته کوتاه، بلند و کشیده تقسیم می‌شوند. حال اگر در دو مصرع اولا تعداد هجاها با هم برابر بوده و ثانیاً هجاهای کوتاه و بلند آن‌ها در مقابل هم قرار داشته باشند، آن دو مصرع هم وزن نامیده می‌شوند. (هجای کشیده را می‌توان با یک هجای کوتاه + یک هجای بلند معادل گرفت.[۱] مثال:

دردم از یارست و درمان نیز همدل فدای او شد و جان نیز هم

در—د--مز—یا—رس—ت--در—مان—نیز—هم

دل—ف--دا—ی--او—ش--دو—جان—نیز—هم

قالب مستزاد، در میان قالبهای کلاسیک شعر فارسی تنها قالبی است که در آن بخش‌های غیر هم وزن وجود دارد.

قالبهای کلاسیکویرایش

با وجود آنکه با چنین تعریفی بی‌نهایت قالب شعری می‌توان ارائه داد، لیکن اکثر شعرای کلاسیک پارسی گوی، تلاش کرده‌اند تا از قالبهای معروف شعر فارسی خارج نشوند. قالبهای کلاسیک معروف شعر فارسی به شرح زیرند:

قالب شعر نوویرایش

نیما یوشیج (علی اسفندیاری) در قالب شعر کلاسیک تغییراتی ایجاد کرد و آن را به شکل شعر نو درآورد. در شعر نیمایی هجاها با هم یکسان نیست و مصرع‌ها کوتاه و بلند است. نیز در این نوع شعر قافیه‌ها می‌توانند متفاوت باشند و نیازی به نظم و هماهنگی در قافیه‌بندی نیست.

قالب شعر سپیدویرایش

احمد شاملو در شعر سپید از تقطیع استفاده کرد. وزن کلمات به این نوع شعر قالب درونی یا شکلی ذهنی می‌دهد و به این دلیل قالب شعر سپید از قالب شعر نیمایی متفاوت است.

آنچه دربارهٔ قالب شعر مهم است وحدت ذهنی است که چه در قالب کلاسیک و چه در قالب شعر نوی نیمایی و شعر سپید باید رعایت شود. همان‌قدر که شعر موزون باید از وحدتی ذهنی برخوردار باشد شعر آزاد یا بی‌وزن نیز باید از یکپارچگی برخوردار گردد.

قالب‌های ابتکاریویرایش

  • شعرک ( قالبی که در جریان شعرتجسمی یا شعرپلاستیک به اشعاری که در یک شعر بلند قابلیت مستقل خوانده شدن دارند اطلاق گردید)
  • سه‌گانی (قالبی که بر بنیان نوخسروانی ها با رویکردی مدرن شکل گرفت)
  • سپکو ، سپیدکوتاه
  • واژانه ( این ژانر به عنوان آغاز ادبیات فرادستوری شکل گرفت که خود شاخه های گوناگون آزاد و کلاسیک مانند شعر_واژه و غزل_واژه دارد و دومین قالب جهانی در شعر مشرق زمین بعد از هایکو است و اساس آن بر پرهیز از هرگونه جمله بندی در متن است )
  • چندمنظوره
  • سروش
  • سه گلشن
  • شعر سبز

سروش:

قالب شعری سروش در شکل ترجیحی، اصیل و خاص خود، دارای این ویژگی هاست:

1- مربوط به هر دو شیوه ی شعر سنتی و نو 2-دارای از سه تا پنج مصراع و یا لَخت 3- بر وزن فاعلاتن مفاعلن فعلات، نیم وزن های مشابه ویا انشعابات مرتبط نیمایی آنها 4-بدون قافیه مندی لَخت آخر در کنار قافیه مندی همه ویا بیش تر لخت های دیگر 5-دارای قافیه ی درونی علاوه بر قافیه ی بیرونی 6- دارای پایانِ لفظیِ بسته 7- دارای پایانِ معناییِ باز 8- دارای تنوع پردازی در مسیرِ یگانگیِ شعر 9- دارای پایان کوبشی و بطور خلاصه: قالب شعری سروش، تا حدود زیادی، حدفاصل و جامعِ قالب های کوتاهی مثل دوبیتی، رباعی و سه گانی می باشد .

نمونه اشعاری در قالب سروش:

۱-غنچه ی سبز، سرخ، وا شده است/ عابرِ کوچه ی هوا شده است/ عشق، از دست هاش پا شده است/ برگ- برگ است روی دوشِ زمین.//

۲-چیست گل؟ رازِ نازِ خنده ی دوست/ شعر- نقاشیِ معطّرِ اوست/ مِهرچهر و لطیف و عاطفه روست/ گل، نشانِ خداست.//

۳-گرچه بالاست، باز هم خوار است/ شُهره اما بدون مقدار است/ خواب دائم چطور بیدار است؟/ به فضا رفته است میمونی.//

سه گلشن:

سه گلشن، قالبی ترکیبی و دارای مهندسیِ سه رُکنیِ کاملی است که به ترتیب دارای قسمت آغازگر، متن و سرانجام، قسمت پایان بخش می باشد.(سه گلشن: آغازگر + بدنه+ پایانبخش) بصورت طبقه بندی موجود در خود قالب شعری و با حداکثر تنوع در هربخش. آغازگر معمولا یک بیت با شیوه ی قافیه بندی مثنوی یا قطعه است. متن، چند یا چندین بیت به شیوه ی قافیه بندی غزل یا قطعه است و سرانجام، پایان بخش، ترجیحا دوبیت به شیوه ی قافیه بندی دوبیتی یا چهارپاره و گاهی یک بیت جداگانه است؛ البته ممکن است گاهی به شکل های دیگری هم بیاید؛ مثلا از یک تا سه تک مصراع.


نمونه شعری در قالب سه گلشن(از محمدعلی رضاپور) // باز، چشم سیاهت ای بانو! نه؛ ادامه نمی دهم دیگر/ گفته اند از کمانِ آن ابرو . مانده گفتارهای واجب تر// مانده دردِ عمیقِ نابغه ای با نبوغی بدونِ پشتیبان/ یا بمانَد به غُربتِ میهن یا بکوچد به خارج از ایران/ مانده در جامعه شناسیِ مان همچنان واژگانِ دیرینه/ گسترش یافتَه ست بالاشهر؛ زاغه ها دور می شوند از آن/ و مقام و مدیریت چندی ست بینِ ژن های خوب می گردد/ دیگران هم غریبه اند همه، غیرِ هنگامِ رأی دادنِ شان/ رفته ارباب و آمدَه ست جناب؛ بچه هاشان مُشابهِ خودشان/ ای شهیدان انقلابیِ مان! باز گردید! شد وطن، ویران/ // حرف ما را کسی نمی شنود . شعرهای قشنگ باید گفت/ باز، چشم سیاهت ای بانو! از همان نقش و رنگ باید گفت. //

شعر سبز:

شعر سبز/ چندآهنگ، شعری ست میانه ی شعر سپید و شعر نیمایی و دست کم، یک امتیاز مهم به شعر سپید و یک امتیاز مهم به شعر نیمایی می افزاید. شعر سپید، از نظر وزن شعری، ضعیف است؛ اما شعر سبز، موزون تر از آن است و با سرایش شعر سبز – که شباهت زیادی به شعر سپید دارد- می توان با حفظ نِسبیِ امتیازات سپید، به نوعی شعر موزون تر دست یافت که البته سرایش آن برای سپیدسرایان به دشواریِ سرایش شعر نیمایی هم نیست. شعر چندآهنگ، امتیازی هم به شعر نیمایی می افزاید؛ یا به تعبیر دقیق تر، امتیازی نسبت به شعر نیمایی دارد و باز به تعبیر دقیق تر، چندآهنگ، امتیازی دارد که در شعر نیمایی و شعر سنتی تقریبا هیچ وجود ندارد شعرچندآهنگ را می توان در اوزان مختلف و به تعبیر جامع تر در بُحور مختلف عروضی سرود و به همین دلیل، آن را علاوه بر شعر سبز – که نوعی مشابه اما موزون تر از شعر سپید است- شعر چندآهنگ هم نامیده ایم. چندآهنگیِ شعر باعث انتقال از حال و هوایی به حال و هوایی دیگر می شود؛ مثلا با انتقال از بحر متقارب به بحر هَزَج، محیطی حماسی را به محیطی عاشقانه و تغزّلی تبدیل می کنیم و این ویژگی در شعر سنتی بجز در چند مورد تفنّنی و در شعر نیمایی بجز در مواردی اندک وجود ندارد و در شعر سپید- هر چند تغییر بُحور ممکن است فراوان اتفاق بیافتد- باز هم به دلیل ضعف و رقّتِ وزن شعریِ آن در مقایسه با وزن قوی تر و دقیق ترِ شعر چندآهنگ، تغییر حال و هوای احساسی شعر بر اساس تغییر آهنگ(بحر عروضی)، جلوه ی کم تری دارد. به عبارت دیگر: چون در شعر سپید، علت این امر(وزن عروضی) ضعیف تر است، معلول آن(چندآهنگی) هم به ناچار ضعیف تر است. به طور خلاصه: شعر سبز و یا چندآهنگ، نوعی شعر در میانه ی شعر سپید و نیمایی است که نسبت به سپید، آهنگین تر و نسبت به نیمایی، چندآهنگ تر و دارای قابلیت بیش تری برای انتقال از حسی به حس دیگر بر محور تغییر آهنگ شعر است. نمونه شعر سبز: سپید بود/ و زیستنش سبز/ و پروازش سرخ/ و در هنگامِ گلگون ِ آسمانی شدن / آن میامی تن/ آشکار/ دلشکار/ می سرود و می نواخت/ شعرهای ماندگار/ تغزلِ خوشه های پربرکت ِ تبسم/ تبسمی آفتابارانی/ آن چنان که کشتزارها/ دوباره زیستن را/ شاعرشدند.//

قالب های سروش، سه گلشن و شعر سبز نیز به دست محمد علی رضا پور(مهدی) پایه گذاری و ابداع شده اند.

منابعویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ آرایه‌های ادبی (قالب‌های شعر، بیان و بدیع). وزارت آموزش و پرورش. سال سوم نظام جدید آموزش متوسطه. ۱۳۸۴. رشته ادبیات و علوم انسانی (ISBN 964-05-0036-4

۳. رضا براهنی، طلا در مس، جلد اول، ص ۷۶–۷۳، چاپ اول، انتشارات زریاب، ۱۳۸۰، تهران.

  • سایت شعر پاک.
  • سایت شعر ایران.
  • سایت انجمن نویسندگان و شاعران ایران(انوشا).
  • سایت آیات غمزه.
  • سایت شاعران پارسی زبان(ایرافتا).
  • سایت گنجینه بهترین اشعار.
  • رضاپور، محمدعلی، آتشفشان ناز، تهران، نشر سخنوران، 1394.
  • رضاپور، محمدعلی، تا کهکشان ها، تهران، نشر سخنوران، 1394.
  • رضاپور، محمدعلی،صفای محمود، تهران، نشر سخنوران، 1394.
  • رضاپور، محمدعلی،نورا- نوینستان، تهران، نشر سخنوران، 1394.
  • رضاپور، محمدعلی، نورباران، نشر سخنوران، 1394.