باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
{{Infobox settlement|name=بادغیس|native_name=<!-- if different from the English name -->|settlement_type=[[ولایت‌های افغانستان|ولایت]]|image_skyline=|imagesize=800×460|image_caption=قلعه نو|image_map=Badghis in Afghanistan.svg|map_caption=موقعیت ولایت بادغیس در نقشه|image_map1=Badghis districts.png|map_caption1=<!-- Location ---->|coordinates={{coord|35|0|N|63|45|E|display=inline,title}}
<!-- Area/postal codes & others ---->|coor_pinpoint=<!-- can be used to specify exactly where/what the coordinates refer to -->|subdivision_type=کشور|subdivision_name={{پرچم|افغانستان}}
<!-- Smaller parts (e.g. boroughs of a city) and seat of government -->|established_title=<!-- Settled -->|established_date=<!-- Area ---->|seat_type=تقسیمات|seat=|parts_type=[[ولسوالی‌های افغانستان|ولسوالی]]|parts_style=<!-- =list (for list), coll (for collapsed list), para (for paragraph format)
Default is list if up to 5 items, coll if more than 5-->|parts=۶ <!-- parts text, or header for parts list -->|p1=[[ولسوالی آب‌کمری|آب‌کمری]]|government_footnotes=|government_type=|leader_party=|leader_title=شهردار|leader_name=|unit_pref=<!--Enter: Imperial, to display imperial before metric-->|area_footnotes=|area_magnitude=<!-- use only to set a special wikilink -->|area_total_km2=20590.6۲۰۵۹۰٫۶ <!-- ALL fields with measurements are subject to automatic unit conversion-->|area_land_km2=<!--See table @ Template:Infobox Settlement for details on unit conversion-->|area_water_km2=0۰
<!-- Elevation ---->|elevation_footnotes=<!--for references: use <ref> tags-->|elevation_m=|elevation_min_m=<!-- Population ---->|population_total=499,393|population_as_of=۲۰۱۳|population_footnotes=<ref>{{cite web|url=http://www.mrrd.gov.af/nabdp/Provincial%20Profiles/Badghis%20PDP%20Provincial%20profile.pdf |format=PDF|title=Afghanistan Ministry of Rural Rehabilitation and Development: Badghis Provincial Profile|website=Mrrd.gov.af|accessdate=2016-09-25}}</ref>|population_density_km2=20.9۲۰٫۹ <!--For automatic calculation, any density field may contain: auto -->|population_note=|demographics_type1=Demographics|demographics1_footnotes=|demographics1_title1=قومیت‌ها|timezone1=|utc_offset1=|timezone1_DST=|utc_offset1_DST=|postal_code_type=<!-- enter ZIP code, Postcode, Post code, Postal code... -->|postal_code=|iso_code=AF-BDG|website=|footnotes=|p2=[[ولسوالی جوند|جوند]]|p3=[[ولسوالی غورماچ|غورماچ]]|p4=[[ولسوالی قادس|قادس]]|p5=[[ولسوالی قلعه نو|قلعه نو]]|p6=[[ولسوالی مرغاب|مرغاب]]|p7=[[ولسوالی مقر|مقر]]|elevation_max_m=|demographics1_info1=[[تاجیک‌ها]],، [[هزاره‌ها]],، [[پشتون‌ها]],، [[ازبک‌ها]],، [[ترکمن‌ها]]|demographics1_title2=زبان‌ها|demographics1_info2=[[زبان دری|دری]],، [[زبان پشتو|پشتو]]
<!-- General information ---->}}ولایت (استان) '''بادغیس''' از ولایت‌های شمال باختر کشور [[افغانستان]] به مرکزیت [[قلعه نو (افغانستان)|قلعه‌نو]] است. بادغیس از باختر به [[ولایت هرات]]، از خاور به [[ولایت فاریاب]]، از شمال به کشور [[ترکمنستان]] و از جنوب با [[ولایت غور]] همسایه می‌باشد. این ولایت ۲۳٫۰۰۰ [[کیلومتر مربع]] مساحت دارد و دارای شش [[ولسوالی]] است.
بادغیس از ولایات کوهستانی افغانستان است که راه‌های دشوارگذری دارد. برخی مناظر طبیعی این ولایت در افغانستان کم‌نظیرند. این ولایت دارای راه‌های مواصلاتی زیادی نیست. بسیاری از باشندگان مجبورند از چهارپایان استفاده کنند.<ref>فطرت، حنیف: [http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2013/09/130917_k04_afg_badqis_photo.shtml بادغیس افغانستان، شهر پسته و خربزه]. بی‌بی‌سی فارسی. شهریور ۱۳۹۲.</ref>
بیشتر مردم بادغیس کشاورز به روش‌های کهن و سنتی هستند و پس از [[پسته]]، [[خربزه]] دومین منبع درآمد کشاورزان بادغیس است. بادغیس نزدیک به سی‌هزار هکتار جنگل پسته دارد که کمتر از یک سده پیش مساحت این جنگل‌ها به نود هزار هکتار زمین می‌رسید و برش درختان پسته توسط مردم هم‌چنان ادامه دارد. بادغیس از ولایات دور افتاده افغانستان است که از لحاظ بازسازی شاهد کمترین توجه از سوی [[حکومت مرکزی]] بود. کمبود آب بهداشتی از مهم‌ترین مشکلات مردم بادغیس است.<ref>همان منبع.</ref>
 
== پیشینه نام ==
 
بادغیس نامی است کهن و در [[یشتها]] از آن با عنوان «وائیتی گئس»، نام دوازدهمین کوهی که در زمین پدیدار گشته، یاد شده‌است. این واژهٔ [[اوستایی]] در [[بندهش]] به‌صورت «وادگِس» یا «وادغِس» آمده‌است. بادغیس کوهی‌است در مرزهای بادغیسان و آنجا ناحیه‌ای است پر دار و درخت. یاقوت بادغیس را محل وزش بادهای بسیار معنا کرده‌است و اصل آن را بادخیز می‌داند؛ ولی این وجه اشتقاق اساسی ندارد و معنی آن معلوم نیست، اما جزء آخر آن که «گئس» باشد، در اوستا به معنی «گیس» است.
 
بادغیس در زمان [[ساسانیان]] در قلمرو آن دولت بوده‌است و پس از آنکه به روزگار [[انوشیروان|خسرو اول انوشیروان]] سرتاسر ایران به چهار بخش تقسیم شد، بادغیس نیز جزو مناطق چهارده‌گانهٔ [[خراسان بزرگ|خراسان]] درآمد و حکمران آن یکی از چهار مرزبان خراسان، و ملقب به [[برازان]] بود. همچنین بادغیس یکی از نواحی [[اسقف]]‌نشین [[ایران در زمان ساسانیان]] به‌شمار می‌رفت. این ناحیه به سبب واقع شدن در مرزهای شمال شرقی [[امپراتوری ساسانیان]]، در معرض تهاجم ترکان و [[هپتالیان]] قرار داشت.
 
بادغیس جز قلمرو هپتالیان محسوب می‌گردید که در مقابل پیشروی سپاه [[اسلام]] به سرکردگی [[نیزک طرخان]] ایستادگی زیادی کردند. به گفتهٔ مولفمؤلف گمنام [[حدود عالم]] بادغیس سیصد قریه داشته‌است. مهم‌ترین و پر نفوذترین شهر آن [[دهستان]] و [[مرکز حکومت]] بادغیس در [[کوغن آباد]] قرار داشته‌است.
[[پرونده:Badghis-man.jpg|بندانگشتی|مردم بادغیس عمدتاً دارای اقتصاد ضعیف اند و از این رو تلاش گسترده برای تأمین مخارج شان می‌کنند.]]
 
تا زمان تقسیم بندیتقسیم‌بندی اداری، سیاسی افغانستان درسال [[۱۹۶۲]] بادغیس جزء قلمرو [[هرات]] بود.
 
ارتباط مزبور ریشه‌ای دراز در زمان‌های قدیم دارد. در بازارهای بادغیس [[بازرگان]]ان و [[صنعتگر]]انی وجود دارند که به بیشتر اهل هرات اند یا [[هراتی]] بودن خود را بطور کامل حفظ کردند.
 
== مناظر طبیعی ==
<!-- Commented out because image was deleted: [[پرونده:Badghis&#x26;#x2D;nice.jpg|چپ|انگشتدان|280px|طبیعت ولایت بادغیس.]] -->
 
[[ولایت بادغیس]] بخاطر کوهستانی بودن آن به ویژه در نواحی جنوب غرب و جنوب شرقی مناظر زیبای طبیعی زیادی دارد که می‌توان از [[بند سبزک]] که پوشیده از درختان ارچه‌است و چشمه‌های آب فراوان نیز دارد نام برد. دره جوند و آب استاده آن که مشهور به آب (پوده) است یکی دیگر از مناظر طبیعی بادغیس است.
 
== داستان بوی جوی مولیان ==
 
امیر نصر بن محمد سامانی هنگام سفرش جانب بخارا آنقدر دلبسته زیبایی‌های طبیعی بادغیس گردید که با تمام شوکت و دبدبه شاهانه اش چهار سال در آنجا توقف کرد و نمی‌توانست از محیط آن جدا گردد. تا اینکه اراکین دولتش از استاد ابو [[عبدالله جعفر]] بن محمد رودکی تقاضا نمودند تا چاره‌ای بیندیشد که سلطان راهی بخارا گردد. همان بود که رودکی این قصیده را سروده و در حضور امیر خواند.
{{شعر}}
 
== اقتصاد ==
اقتصاد این ولایت عمدتاً بر محصولات زراعتی پایبند است. زراعت آن بشکل للمی (دیمه) بوده کمتر از سا مان و لوازم تکنیکی و مدرن درآن بکار می‌رود. حاصلات زراعتی آن عبارت از:گندم جو، جواری، نخود، زیره، کنجد، هندوانه، خربوزه وغیره می‌باشد. بادغیس از قدیم‌الایام تا امروز بنام گدام خراسان و حوزه غربی افغانستان مشهور بود. پیشه دوم مردم این دیار مالداری و تربیه گوسفند نوع قره قُل است که ازهمین مدرک همه ساله گوسفند، پوست قره قُل، پشم، کُرک و قروت به سایر ولایات و خارج کشور صادر می‌گردد. صنعت قالین بافی پیشه دیگر مردمان زحمتکش بادغیس می‌باشد که اکثراً در خانه‌ها توسط خانم‌ها تهیه می‌گردد. قالین‌های بادغیس در داخل و خارج کشوراز شهرت بخصوص برخوردار است چنانچه در نمایشگاه بین‌المللی سالهای ۵۰ ش(۷۰ م) در فلادلفیا امریکاآمریکا و توکیو مقام اول را بدست آورد. مؤسسه قالیبافی بنام «شرکت قالین بافی بادغیس» الی ۱۳۷۱ که دفتر مرکزی آن درشهر کابل قرار داشت فعالیت می‌نمود ولی نسبت شدت جنگ‌های تنظیمی مجاهدین مانند سایر بخش‌های اقتصادی کشور مجبور بفرار بدانسوی مرزها گردید که هم اکنونهم‌اکنون به همین نام در شهر سمر قند فعالیت دارد. پسته یکی از پیداوار عمده بادغیس است که سالانه به میلیاردها افغانی عاید بمردم و دولت میرساند،می‌رساند، پسته زار بادغیس بزرگترین جنگل پسته در افغانستان است که ساحه بیشتراز۹۵ هزار هکتار زمین را پوشانیده‌است، مقامات دولتی در حفظ و نگهداشت این ثروت ملی افغانستان توجه کمتر می‌نمایند. زیرا اکثراً مردم محل چوب سوخت ایام زمستان خویش را با قطع درختان پسته تهیه می‌کنند ونیز در قسمت تکثیر پسته دولت تاکنون کدام پروژه مشخص را روی کار نگرفته.
 
اقتصاد این ولایت عمدتاً بر محصولات زراعتی پایبند است. زراعت آن بشکل للمی (دیمه) بوده کمتر از سا مان و لوازم تکنیکی و مدرن درآن بکار می‌رود. حاصلات زراعتی آن عبارت از:گندم جو، جواری، نخود، زیره، کنجد، هندوانه، خربوزه وغیره می‌باشد. بادغیس از قدیم‌الایام تا امروز بنام گدام خراسان و حوزه غربی افغانستان مشهور بود. پیشه دوم مردم این دیار مالداری و تربیه گوسفند نوع قره قُل است که ازهمین مدرک همه ساله گوسفند، پوست قره قُل، پشم، کُرک و قروت به سایر ولایات و خارج کشور صادر می‌گردد. صنعت قالین بافی پیشه دیگر مردمان زحمتکش بادغیس می‌باشد که اکثراً در خانه‌ها توسط خانم‌ها تهیه می‌گردد. قالین‌های بادغیس در داخل و خارج کشوراز شهرت بخصوص برخوردار است چنانچه در نمایشگاه بین‌المللی سالهای ۵۰ ش(۷۰ م) در فلادلفیا امریکا و توکیو مقام اول را بدست آورد. مؤسسه قالیبافی بنام «شرکت قالین بافی بادغیس» الی ۱۳۷۱ که دفتر مرکزی آن درشهر کابل قرار داشت فعالیت می‌نمود ولی نسبت شدت جنگ‌های تنظیمی مجاهدین مانند سایر بخش‌های اقتصادی کشور مجبور بفرار بدانسوی مرزها گردید که هم اکنون به همین نام در شهر سمر قند فعالیت دارد. پسته یکی از پیداوار عمده بادغیس است که سالانه به میلیاردها افغانی عاید بمردم و دولت میرساند، پسته زار بادغیس بزرگترین جنگل پسته در افغانستان است که ساحه بیشتراز۹۵ هزار هکتار زمین را پوشانیده‌است، مقامات دولتی در حفظ و نگهداشت این ثروت ملی افغانستان توجه کمتر می‌نمایند. زیرا اکثراً مردم محل چوب سوخت ایام زمستان خویش را با قطع درختان پسته تهیه می‌کنند ونیز در قسمت تکثیر پسته دولت تاکنون کدام پروژه مشخص را روی کار نگرفته.
 
== اماکن تاریخی ==
<!-- Commented out because image was deleted: [[پرونده:Nariman.jpg|چپ|انگشتدان|280px|عکسی از قلعه تاریخی نریمان بر فراز کوهپایه‌های بادغیس.]] -->
<!-- Commented out because image was deleted: [[پرونده:Badghis&#x26;#x2D;school.jpg|چپ|انگشتدان|280px|دانش آموزان بدون مکتب و مدرسه بادغیسی و تحصیل در زیر خیمه‌ها]] -->
 
درست در چند صد متری شهر قله نو بطرف جنوب [[میدان هوایی]] آن از اثر فروریختن کوهی در سالهای قدیم چندین طاق بشکل طاق‌های بامیان باز گردیدهبازگردیده که دردامنه همین کوه بااستقامت غرب و شرق کاوش صورت گیرد دستاورد چشمگیر خواهد داشت ممکن طاقهای یاد شده به دوره‌های قبل از اسلام زمان زرتشتی‌ها مربوط باشد. در فا صله حدود۷۰ کیلومتری غرب شهر قلعه نو حصار مشهور بنام (قلعه نریمان) که دارای بناها و ساختمان‌های قدیمی و حیرت انگیزحیرت‌انگیز می‌باشد وجود دارد. غبار در کتاب افغانستان درمسیر تاریخ آن را بنام قلعه کالیون یاد نموده‌است.
نبردهای کالیون در هنگام حمله چنگیز مشهور است که مدت ۱۶ ماه با دشمن جنگیدند و تا اینکه آذوقه اهالی قلعه ختم و از اثر خوردن گوشت قدید و پسته به مرض ورم اعضای بدن گرفتار بودند با آنهم حاضر به تسلیم شدن بدشمن نشدند تا اینکه از اهالی ۵۰ تن آنهم مریض باقی‌مانده بود که دروازه قلعه را گشودند و بر دشمن یورش بردند و بدینوسیله همه باز بینبازبین رفتند (افغانستان در مسیر تاریخ ص۲۱۳-۲۱۴ص۲۱۳–۲۱۴) قلعه مشهور دیگری که آن را خواهر کالیون (نریمان) می‌گویند در نزدیکی [[ولسوالی قادس]] می‌باشد که بدین شکل به مقابل دشمن در هنگام حمله مغُل از خود شهامت نشان داد بنام (قلعه پیوار) یاد می‌شود. مردمان محل از هردو ناحیه یادشده درسالهای گذشته آثارباستانی زیادی را از زمین بیرون کشیده‌اند که توسط قاچاقبران محلی به پاکستان انتقال و به فروش رسانید.
 
== مشاهیر ==
 
[[حنظله بادغیسی]]
 
 
== آموزش و پرورش ==
 
همینک ۶۵هزار دانش آموز در مصروف تحصیل اند، خبرنگارانی که گزارش‌هایی از بادغیس به نشریاتشان درست کرده‌اند عمدتاً می‌گویند که [[دانش اموزان]] بادغیس کتاب درسی ندارند. راه‌های رفت‌وآمد دور است. معلمین با تجربه و مسلکی ندارند. [[دانش آموزان]] مدرسه ندارند و در زیر خیمه مصروف آموزش‌اند.
 
== تقسیمات اداری ==
مرکز ولایت: [[قلعه نو]]
[[پرونده:Badghis districts.png|چپ|انگشتدان|280px|نقشه ولسوالی‌های بادغیس]]
 
=== ولسوالی آب‌کمری ===
=== ولسوالی جوند ===
{{اصلی|ولسوالی جوند}}
جوند در واقع گوین یا گویانی است که ساحهٔ بزرگی از خراسان [[دورهٔ اسلامی]] بوده‌است. جوین (جوند) بر دو ناحیه معروف در غرب افغانستان اطلاق میشدهمی‌شده یکی در ساحهٔ خراسان یا توابق بادغیس کهن و دیگر در مربوطات سیستان: اینجا از جوند یا جوین از اعمال بادغیس سخن گفته می‌شود، جوین یا جوند در قدیمترین منابع جغرافیایی عربی از شهرهای نیشاپور گفته شده‌است و مرکز آن را آزاد وارآزادوار دانسته‌اند. اما مرکز این ناحیه در دوره‌های مختلف به ساحات دیگر انتقال کرده و به مناطق دیگر ارتباط گرفته‌است، چنانچه گفته‌اند که در قرن هشتم هجری. (۴۱ میلادی) به فریومذ مرتبط گردیده‌است. این ناحیه در [[زین الاخبار]] گردیزی چند جا به شکل گویان آمده که بعضاً بدون نقطه و نیز به صورت (گوان) هم ثبت شده‌است، آنهم بعضاً به جوین بادغیس و بعضاً هم به جوین سیستان ارتباط داده شده‌است.
جوند در واقع بزرگترین ولسوالی بادغیس است که در جنوب شرق این ولایت قرار گرفته‌است. جمعیت جوند را تقریباً ۱۸۶۰۰۰ نفر تشکیل می‌داد با وجودی که درسال ۱۹۹۰ نفوس تقریبی این ولسوالی توسط دفتر یو اس آی دی به ۴۶۴۰۳ نفر می‌رسید. مرکز این ولسوالی را خود جوند نامند. [[ولسوالی جوند]] دارای ۳۸۰ قریه می‌باشد که در میان کوهای عجیب و غریب و سر به فلک کشیده موقعیت دارند، بیشتر راه‌های ارتباطی قریه جات جوند را باید با پای پیاد پیمود، تنگدستی، فقر، گرسنگی و انواع و اقسام مریضی‌ها مردم جوند را رنج می‌دهد.
جوند از معدود ولسوالی‌های است که از لحاظ بازسازی نیز توجه کمتر بدان صورت گرفته چنانچه نه چندان کلینک ساخته شده و نه از ساخت وساز مکتب و مدرسه بر حسب ضرورت خبری است.
زیبائی‌های طبعیی این ولسوالی هنوز بطور دست نخورده موجود است که چشم هر بیننده را به خود جلب نموده و آب هوای گوارای آن جای مناسبی برای گشت و گذار و باز دیدبازدید است.
جوین [[معرب]] گویان یا گوین است که بعد از ورود اعراب به خراسان گویان به شکل جوین معرب شده‌است. البته قبل از تغییر تا [[حملهٔ مغول]] در خود محیط خراسان شکل اصلی آن گویان رایجتر بوده‌است. در وجه تسمیهٔ آن باید گفت که ریشهٔ جوند بادغیس اساساً همان واژهٔ جوین است که بعداً شکل جوند را به خود گرفته‌است و بعضاً گفته‌اند گویان بادغیس کهن که بعداً تبدیل به جوین و جوند شده‌است اساساً نامی بوده‌است منسوب به نام یکی از حکمرانان آن ناحیه. همچنان در مورد نامگذاری گوین یا جوین (جوند) ریشه یا بیهای عامیانه و روایتی هم به نظر می‌خورد، چنانکهچنان‌که به روایتی در این ناحیه (به ویژه جوین سیستان) زراعت (جو) خیلی‌ها رایج بوده محصول قابل اعتنایی داشته‌است ازاین رو این ناحیه را با اضافه پسوند نسبتی /-ین/ جوین خوانده‌اند. روایت دیگر آنکه چون استفاده از آبهای زیر زمینی برای ابیاری،آبیاری، در جوین به وسیلهٔ چرخ گاو صورت میگرفتهمی‌گرفته و این چرخ ذریعه دو گاو به کار انداخته می‌شد آن ناحیه در اول (گوین) به فتح و اوبه صیغه تثنیه گفته شده‌است و به مرور زمان معرب گردیده شکل جوین را به خود گرفته‌است.گرفته‌است؛ و در همین ارتباط باید گفت که همین حالا نیز در ناحیه جوین سیستان قریه یی است به نام (چارگاو) که اساساً چرخ گاو بوده‌است و امروز به چار گاو تحریف شده‌است. باید افزود که این تعبیر آخریرا به نحو دیگر هم می‌توان توجیه کرد و آن اینکه در فرهنگهای اردو واژه (گاون) بانون غنه یی به معنای قریه و دهه‌است بنا بران شاید چارگاو اصلاً چار گاون بوده باشد به معنای چار ده مانند پنجده در شمال افغانستان یا شش گاو غزنی که عبارت بوداست از شش قریه.
 
{{اصلی|ولسوالی غورماچ}}
=== ولسوالی مقر ===
{{اصلی|ولسوالی مقر (ولایت بادغیس)}}
[[ولسوالی مقر]] از شرق به مرکز ولایت بادغیس از جنوب به ولسوالی قادس از جنوب شرق به [[ولسوالی مرغاب]] وصل می‌شود، ونیز قابل یاد آورییادآوری است که شمال این ولسوالی را بخشی از بندر ترکمنستان تشکیل داده‌است. این ولسوالی بطور زیبای درامتداد یک دریای که از وسط کوهای عبور می‌نماید قرار گرفته‌است.
 
=== ولسوالی قادس ===
{{اصلی|ولسوالی قادس}}
بخش جنوبی ولایت بادغیس را ولسوالی قادس تشکیل داده‌است.داده‌است؛ که از طرف شرق به ولسوالی جوند از غرب به شهر قلعه نواز غرب به ولسوالی‌های مقر و مرغاب و از طرف جنوب به [[بند سبزک]] وصل بوده که امتدادا این ولسوالی را به ولایت هرات وصل می‌نماید. مرکز این ولسوالی را نیز قادس نامند. قابل یاد آورییادآوری است که زیبائی‌های طبیعی این ولسوالی نیز زبانزد است، بزرگان زیادی در قریه جات مختلف این ولسوالی بود وباش داشتند و هم اکنونهم‌اکنون آرامگاهای شان زیارات مشهور که بازدیدکننده گان زیادی را از سرتا سر افغانستان به این ولسوالی میکشاندمی‌کشاند. آب وهوای این ولسوالی بسیار گوارا و محل مناسبی برای زنده گی گفته می‌شود، آب و هوای این ولسوالی چنان از حالت طبعی فوق العادهفوق‌العاده برخوردار است که تقریباً همه مردم بادغیس قادس را خوش آب و هواترین منطقه بادغیس می‌نامند.
 
بسیار زیاد دوستت دارم قادس جان عزیزم سالهای زیاد است که از تو دورم ( زیدان )
 
=== ولسوالی مرغاب ===
{{اصلی|ولسوالی مرغاب}}
طوری‌که از مطالعه آثار موََرخانموَرخان و جغرافیه نگاران بر می‌آید، مرو، مرو رود و مرغاب نامهای جداگانه یی اند که گاه یکی به جای دیگر یعنی رود بر محل و محل بر رود اطلاق گردیده یا هم بعضاً هر کدام به عین مفهوم به کار برده شده‌است، هم به معنای شهر و ولایت و هم به مفهوم رود. واژهٔ مرو در ادوار کهن به مفهوم حوزهٔ بزرگی در شمال غرب افغانستان اطلاق شده‌است و آن در اوستا (در فصل اول و ندیدات) به‌طورت مورو آمده که یکی از جملهٔ شانزده ایالات آریایی‌ها بوده‌است و آن پس از آیانم ویجه و سوعذه به حیث سومین ایالت آریائی نشین در وندیدات ذکر شده‌است. استرابون (سده سوم قبل از میلاد) و نیز بطلیموس و ویلس آن را به شلک مرگیانه یا مرجیانا به کار برده‌اند و به همین اساس رود مرد (مرغاب) را یونانی‌ها مرگوس گفته‌اند و این واژه را مشتق از ریشه یی دانسته‌اند که معنای ابیاریآبیاری کردن را میرساندمی‌رساند. بنابران با مرور زمان به تغییر حدود و ساحه‌ها و با گسترش و محدود شدن مرزهای ناحیه‌ها، مورو یا مرو هم برناحیهٔ محدود تری اطلاق شده و آن همان وادی رود مرو می‌باشد، رودی که منبع آن در داخل افغانستان کنونی در گرزیوان است، و بدین گونه مرو رود، مرو آب و بالاخره مرغاب گفته شده و برناحیه یی که این آب آن را ابیاریآبیاری می‌کند اطلاق گردیده‌است و همین است فلسفه نامگذاری مرغاب. موََلفموَلف صورة الارض نیر مرغاب را اینطور معرفی می‌کند: (این رود از پشت بامیان می‌آید و نام آن مرغاب یعی مرو آب است) و اصطخری علاوه بر این وجه تسمیه باز هم علاوه می‌کند که منبع این رود مرو را مرغ همه گفته‌اند، چنانکهچنان‌که گوید: (رود مرو رود بزرگ است و این رود هاکی یاد کردیم همه از این رود بر خیزدبرخیزد و آن را مرغاب خوانند یعنی آب مرو گویند کی نسبت این آب به آن جایگاه است که از بیرون می‌آید از غرجستان و این جایگاه را مرغ گویند.
 
== جستارهای وابسته ==
* حاشیه بر بندهش، [[مهرداد بهار]]
* حاشیه بر یشتها، [[ابراهیم پورداود]]
{{پانویس}}
 
== پیوند به بیرون ==
۲۳٬۴۱۴

ویرایش