پاکسازی بزرگ

پاکسازی بزرگ یا تصفیه کبیر به عملیات سرکوب سیاسی در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸ گفته می‌شود.[۲] این سرکوب‌ها شامل تصفیه وسیع در حزب کمونیست و مقامات دولتی شوروی، کولاک‌ها و فرماندهی ارتش سرخ، نظارت شدید پلیسی، شک خرابکاری، زندانی کردن، و اعدام دلبخواهی بود.[۳] شدیدترین دوران سرکوب، ۱۹۳۷–۱۹۳۸ در زبان روسی یژوفشینا، که معمولاً به دوران یژُو یا اعمال یُژو ترجمه می‌شود، اشاره‌ای است به نیکولای یژو، رئیس وقت پلیس مخفی شوروی یا کمیساریای خلق در امور داخلی که اِن‌کاوِهِدِه نیز نامیده می‌شد.

پاکسازی بزرگ
بخشی‌ از Purges of the Communist Party of the Soviet Union
Vinnycia16.jpg
اهالی وینیتسا looking for their relatives among the exhumed قربانیان Vinnytsia massacre, ۱۹۴۳
موقعیتاتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی
تاریخ۱۹۳۶–۱۹۳۸
هدفPolitical opponents, تروتسکیسم، ارتش سرخ leadership, کولاک (روسیه)، ethnic minorities
نوع هدف
درگذشتگان۶۸۱٬۶۹۲–۱٬۲۰۰٬۰۰۰
(higher estimates overlap with at least ۱۳۶٬۵۲۰ deaths in the گولاگ system)
مرتکبانژوزف استالین، کمیساریای خلق در امور داخلی (نیکولای یژوف، لاورنتی بریا، Ivan Serov و سایرین), ویاچسلاو مولوتف، آندره ویشینسکی، لازار کاگانویچ، کلیمنت ووراشیلوف and others
انگیزهElimination of political opponents,[۱] consolidation of power

در دنیای غرب، کتاب وحشت بزرگ رابرت کانکوئست عبارت تصفیه بزرگ را به همگان شناساند. این دوره معمولاً با حضور سراسری پلیس، مظنونیت همگانی به «خرابکاران»، محاکمه‌های نمایشی، و زندان‌ها و اعدام‌های مخالفان تصویر می‌شود. ژوزف استالین رهبر وقت شوروی را مسئول اصلی پاکسازی بزرگ می‌نامند.[۴]

ماجراویرایش

نیکلاس ورت می‌نویسد که مردم روسیه سال‌های پاکسازی بزرگ (۱۹۳۸–۱۹۳۷) را دوران یژوفشینا[الف] می‌نامیدند؛ دورانی که نیکولای یژوف از سپتامبر ۱۹۳۶ تا نوامبر ۱۹۳۸ در رأس وزارت کشور اتحاد شوروی قرار گرفته بود. استالین شخصاً دستور داده بود که یژوف کمیسر وزارت داخله شود و مورخین نیز شکی ندارند که استالین زیردستان خود را به‌ویژه کمیسار امور داخلی را کاملاً تحت کنترل شخص خود قرار داده بود.

در این دوران مردم عام در شوروی تحت ستم و سرکوب شدید دیکتاتوری پرولتاریا قرار گرفته بودند. حکومت توتالیتر برای تعقیب «ضد انقلابیون» اندازه‌ای تعیین کرده بود و توقیف مردم عادی و اعضای اپوزیسیون می‌بایست به آن میزان تعیین‌شده می‌رسید.

به‌طور کلی اتهامی که به دگراندیشان زده می‌شد آن بود که هدف استقرار سرمایه‌داری را دارند. لنین در ابتدای انقلاب روسیه به این نتیجه رسیده بود که بازارهای کوچک را آزاد کند و طبق بخشی از تحلیل‌ها اقتصاد حاکم در شوروی اصلاً یک نوع سرمایه‌داری دولتی بود.

ناگفته نماند که چنانچه دولت وقت شوروی از کشورهای سرمایه‌داری اروپایی خواهان همکاری اقتصادی و کمک مالی جهت رفع مشکلات اقتصادی کشور می‌شد، با احتمال قریب به یقین، مشکلات اقتصادی روسیه نیز رفع می‌شد؛ ولی این امکان به دلیل وجود ایدئولوژی ضد غربی لنینی امکان‌پذیر نبود.

محاکمه‌های نمایشیویرایش

در دوران پاکسازی بزرگ در اتحاد شوروی، محاکمه‌های نمایشی و فرمایشی وحشتناکی شکل گرفت که در رسانه‌های گروهی غربی نیز مورد توجه قرار گرفت. این دادگاه‌های نمایشی اوج جنگ قدرت میان استالینیست‌ها و بخشی از رقبای سیاسی چپ و میانه و راستگرای آن زمان در شوروی بود که از شروع انقلاب روسیه برای کسب قدرت در آن کشور در حال جنگ و جدال بودند.

اعداد منتشرشده در مورد قتل‌عام مخالفان استالین در «پاکسازی» سال‌های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۸ متضاد است. بعضی از تاریخ‌نویسان از ۶٬۰۰۰٬۰۰۰ تن بازداشت‌شده و دو میلیون اعدامی صحبت می‌کنند. بخش دیگری از تاریخ‌نویسان رویزیونیستی این اعداد را مبالغه‌آمیز می‌خوانند. البته هیچ شکی نیست که دستورات جهت ترور دگراندیشان در ادارهٔ سیاسی حزب کمونیست صادر می‌شد که مستقیم زیر دست استالین بود.

ورت می‌نویسد که طبق مدارک رسمی شوروی که در دوران نیکیتا خروشچف منتشر شده‌است، فقط در سال‌های ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸، در حدود ۱٬۵۷۵٬۰۰۰ تن دستگیر شدند و در حدود ۸۵٫۴ درصد آن‌ها بالغ بر ۱٬۳۴۵٬۰۰۰ تن در دادگاه‌های نمایشی محکوم و ۶۹۲٬۶۸۱ تن یعنی بیش از نیم میلیون آن‌ها اعدام شدند.

دادگاه‌های نمایشی و اعدام‌های دورهٔ پاکسازی بزرگ در این دورهٔ تاریخ شوروی، عملیات سیاسی اعضای حزب کمونیست و به‌طور مشخص شخص استالین بود؛ و باید تأکید شود که استالین مانند ایوان مخوف، یکی از ظالم‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین تزارها در قرن شانزدهم، حکومت می‌کرد.

هدف ابتدایی استالین به وجود آوردن یک سیستم اداری نظامی بود که حاضر به اطاعت از هر نوع دستور سیاسی دولتی باشد. تا دوران قبل از پاکسازی مرگ‌آور استالین در ادارات دولتی شوروی، هنوز کارمندانی از دوران قبل از انقلاب اکتبر و به‌ویژه کارمندانی با گرایش‌های متفاوت سوسیال دموکراتیک، چپ و راست مشغول کار بودند که به نظر استالین «کارشناسان بورژوا» بودند.

استالین به‌خوبی آگاه بود که حتی بخش بزرگی از کارمندان کمونیست حاضر به اطاعت کورکورانه از او نیستند. از این رو استالین در پی جایگزینی آن‌ها با کارمندان از دید خودش «لایق‌تر» بود، که البته این «لیاقت» فقط به معنی اطاعت از جنایات یک رهبر توتالیتر بود.

استالین از هر نوع مخالفت وحشت داشت و به این دلیل همه دگراندیشان می‌بایست نابود شوند. طبق گزارش نیکلاس ورت، استالین فکر می‌کرد که هر چه «به سوسیالیسم نزدیک‌تر می‌شود، مبارزات نیز بایستی سرسختانه‌تر و تلخ‌تر» به پیش برده شود.

استالین دید سیاسی مذهبی‌نما داشت و انتظار داشت همه شهروندان از ایدئولوژی توتالیتر دولتی اطاعت کنند، مانند اطاعت از خدا. او از مرزهای «مقدس» شوروی صحبت می‌کرد که می‌بایست از آن‌ها در مقابل «دشمنان» دفاع شود؛ دشمنانی که استالین در ذهنیت خود ساخته و کاشته بود. حقیقت مفهوم سیاست‌های «دفاعی» در تصورات استالین، قتل‌عام مردم بی‌گناه بود.

نگارخانهویرایش

جستارهای وابستهویرایش

یکدست‌سازی

پیوند به بیرونویرایش

یادداشتویرایش

  1. Yezhovshchina

منابعویرایش

  1. Conquest 2008, p. 53.
  2. Robert Gellately (11 November 2009). Lenin, Stalin, and Hitler: The Age of Social Catastrophe. Knopf Doubleday Publishing Group. ISBN 978-0-307-53712-6.
  3. Orlando Figes (4 September 2008). The Whisperers: Private Life in Stalin's Russia. Penguin Books Limited. ISBN 978-0-14-180887-1.
  4. Thurston, Robert W. (1998). Life and Terror in Stalin's Russia, 1934-1941. Yale University Press. p. 139. ISBN 978-0300074420.