پل ساموئلسون

اقتصاددان آمریکایی

پل آنتونی ساموئلسون (به انگلیسی: Paul Anthony Samuelson) (زاده ۱۵ مه ۱۹۱۵ – درگذشته ۱۳ دسامبر ۲۰۰۹) اقتصاددان اهل ایالات متحده آمریکا و نخستین آمریکایی برنده نوبل اقتصاد (۱۹۷۰) بود.

پل ساموئلسون
Paul Samuelson.jpg
زادهٔ۱۵ مهٔ ۱۹۱۵
گری، ایندیانا، ایالات متحده
درگذشت۱۳ دسامبر ۲۰۰۹ (۹۴ سال)
بلمونت، ماساچوست
ملیتآمریکایی
محل تحصیلدانشگاه هاروارد
دانشگاه شیکاگو
شناخته‌شده برایاقتصاد ریاضی
تجارت خارجی
رشد اقتصادی
کالای عمومی
جایزه(ها)Nobel prize medal.svgجایزه نوبل اقتصاد (۱۹۷۰)
پیشینه علمی
شاخه(ها)اقتصاد کلان
محل کارمؤسسه فناوری ماساچوست
دانشجویان دکترییوزف شومپیتر
واسیلی لئونتیف
تأثیر گرفته ازکینزشومپیترلئونتیفویلسونویکسل

کتاب علم اقتصاد وی پراستفاده‌ترین کتاب درسی دانشگاهی در تاریخ جهان بوده‌است. اول بار در ۱۹۴۸ منتشر شد، به ۲۲ زبان ترجمه شد، وفروش بیش از ۵۰۰۰۰ نسخه از آن دریک سال، نویسنده‌اش را ثروتمندترین اقتصاددان پس از ریکاردو کرد. ساموئلسون، عموی لارنس سامرز، اقتصاددانان مشهور جریان اصلی بود و برندگان نوبلی همچون رابرت سولو، پل کروگمن، جرج اکرلوف، رابرت انگل، روبرت مرتون، لارنس کلاین، فرانکو مودیلیانی و جوزف استیگلیتز را متأثر کرد و به آنان مشاوره داد.[۱]

رابرت سولو برنده نوبل و همکار ساموئلسون در ام.آی. تی اظهار می‌دارد که وقتی اقتصاددانان «با برگه‌ای از کاغذ برای محاسبه و تحلیل چیزی نشسته‌اند، باید اذعان کرد هیج کس در گردآوری ابزارهای مورد استفاده و ایده‌های بکار رفته ایشان مهم‌تر از پل ساموئلسون نبوده‌است.»[۱]

پل کروگمن، بهترین و درخشانترین دانشجو و ستایشگرش نوشته‌است: «بیان همه عظمت ساموئلسون دشوار است. بیشتر اقتصاددانان واله آنند که بتوانند حتی برای یک مرتبه مقاله‌ای بدعت‌گذار بنویسند که از اساس شیوه تفکر مردم را دربارهٔ برخی موضوعات تغییر دهد. ساموئلسون چندین مرتبه نوشت: از تجارت بین‌الملل تا فایننس تا تئوری رشد تا سفته بازی تا رفاه، تقریباً همه چیز، پایه بسیاری از چیزهایی که ما می‌دانیم یک مقاله کلیدی از ساموئلسون است که برنامه کاری نسلی از دانش پژوهان را تنظیم کرده‌است.»[۱]

پل ساموئلسون به خزانه داری، هیئت مدیره فدرال رزرو، دایره بودجه و شورای مشاوران اقتصادی ریاست جمهوری مشاوره می‌داد. از ساموئلسون خواسته شد تا رئیس شورای مشاوران اقتصادی کندی، جانسون و جیمی کارتر باشد. او نپذیرفت، و در اصل، هیج منصب دولتی را بدست نگرفت زیرا همچنان که خودش اظهار می‌داشت، نمی‌خواست خود را در موقعیتی قرار دهد که نتواند آنچه را که باور دارد را بگوید و بنویسد.[۱]

منابعویرایش