کیسانیه یکی از فرقه‌های شیعی بودند. بنا به اعتقادات ایشان هرکس به امامت نامزد شود باید از فرزندان محمد حنفیه باشد و آنان کیسانیه خالص هستند که به این اسم نامیده شده‌اند و به ویژه مختاریه نام دارند.محمد حنفیه (مادرش از قبیله بنی‌حنیفه) یکی از پسران علی بن ابی‌طالب بود.

کیسانیه در مورد خلافت پس از علی به چند گروه تقسیم می‌شوند.

  1. گروهی بر این یقین هستند که محمد حنفیه پس از حسن و حسین امام بوده. (مختاریه)
  2. گروهی بر این باورند کهمحمد حنفیه مهدی موعود است. (کربیه) گروهی معتقدندمحمد بن حنفیه زنده و همان مهدی است. این فرقه کربیه نام دارند. علت نامگذاری آنها به کربیه انتسابشان به پیرمردی نابینا به نام ابوکرب الضریر است. اینان معتقد بودند؛محمد بن حنفیه در کوه رضوی است و تا زمان ظهور؛ از آسمان برایش غذا آورده می‌شود و حیواناتی از او محافظت می‌کنند.[۱]
  3. گروهی معتقد به امامت علی بن حسین زین العابدین پس از امامت محمد حنفیه هستند.
  4. گروهی معتقد به امامت ابوهاشم عبدالله بن محمد حنفیه پس از امامتش هستند.
  5. گروهی می‌گویند که امامت به وصیت ابوهاشم به محمد بن علی بن عبدالله بن عباس بن عبدالمطّلب رسیده است. (راوندیه)
  6. گروهی معتقدند که امام پس از ابوهاشم، بیان بن سمعان تمیمی است. (بیانیه)
  7. آخرین گروه کسانی هستند که معتقدند امام پس از ابوهاشم، عبدلله بن عمرو بن حرب است. (حربیه)

عقاید کیسانیه

به علت در دسترس نبودن عقاید مستقیم کیسانیان، اعتقادات آنها مستند به گزارشهایی است که مخالفانشان اعم از امامیه یا اهل تسنن ارائه داده اند. به اعتقاد محمد ابوزهره، نظریات کیسانیان پر از آرای فلسفی است. آنان به بداء، تناسخ، این که هرچیزی دارای ظاهر و باطنی است، جمع شدن حکمت‌ها و اسرار عالم در انسان و علم علی به این اسرار و حکم، و... معتقدند.[۲] در صفحات ۴۵ تا ۵۱ جلد ۲ کتاب تاریخ فرق اسلامی،اعتقاد به مهدویت محمد حنفیه، قول به بداء، علم مستودع برای امام، حلول و تناسخ، دعوی نبوت و باطنی گرایی، از معتقدات کیسانیه ذکر شده است. [۳]

شاخه های کیسانیه

کیسانیه با وجود اینکه دوام چندانی نداشت؛ اما فرقه‌های مختلفی در آن پدید آمد. برخی از منابع این گروه را شامل دوازده فرقه دانسته‌اند. وجه مشترک فرقه‌های کیسانی، اعتقاد به امامت محمد بن حنفیه و قول به جواز بداء است.[۴]

پس از مرگ محمد بن حنفیه، اکثریت کیسانیه، امامت ابوهاشم حنفیه، فرزندِ بزرگِ محمد حنفیه را پذیرفتند و هاشمیه لقب گرفتند. [۵] به نوشتۀدفتری، ابوهاشم که اندکی جوانتر از پسرعمویش زین العابدین بود، طرفداران بیشتری نسبت به او داشت.[۶]ابوهاشم اندکی پس از درگذشت سجاد، در سال ۹۸ ه‍.ق (۷۱۷ م) در حمیمه فلسطین درگذشت. پس از او پیروان او به چندین فرقه تقسیم شدند.[۷] پس از مرگ ابوهاشم، اکثریت هاشمیه به سمت محمد بن علی بن عبدالله، نوه عبدالله بن عباس، مایل شدند؛ [۸] چون اعتقاد داشتند ابوهاشم، که بدون فرزند از دنیا رفته، او را به جانشینی خودش انتخاب کرده است.[۹] او پدر دو خلیفه اول عباسی، سفاح و منصور بود و از این رو نیای خلفای عباسی می‌باشد.[۱۰]

گروهی از کیسانیه که کریبیه نام داشتند. برخی افکار مهدوی را دربارهٔ او شایع کردند مبنی بر آنکه محمد حنفیه نمرده‌است بلکه در کوه رضوی غیبت گزیده‌است و در زمان مناسب ظهور خواهد کرد تا جهان را پر از عدل و داد کند.[۱۱] در منابع شیعی از کریبیه به عنوان گروه دیگری یاد می‌شود که معتقدند کسی نمی‌داند محمد حنفیه کجا غیبت گزیده و اینکه علی بن ابیطالب، او را مهدی نامیده‌است.[۱۲] شاخص همه این گروه‌ها عشق به علی و خاندان علی و نفرت از نظام حاکم بود.[۱۳]

جستارهای وابسته

منابع

  1. یادکرد خالی (کمک)
  2. ابوزهره، تاریخ المذاهب الاسلامیه فی السیایه و العقائد و تاریخ المذاهب الفقهیه، صص۴۴-۴۱.
  3. نشار، نشأة الفکر الفلسفی، ج۲، ص۵۸.
  4. رازی، گرایش‌ها و مذاهب اسلامی، ص۱۳۴ و بغدادی، الفرق بین الفرق، ص ۲۷.
  5. "History of Civilizations of Central Asia (vol.4,part-1)". Motilal Banarsidass. 1 January 1992 – via Google Books.
  6. Momen, Moojan, An Introduction to Shi'i Islam, Yale University Press, 1985
  7. The historical, social and economic setting, by M.S. Asimov, Clifford Edmund Bosworth, pg.46
  8. A short history of the Fatimid khalifate, by De Lacy O'Leary, pg.5
  9. Hitti, "History of the Arabs", p.289.
  10. لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی: تعالیم امام محمدباقر (ع)، 44.
  11. لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی: تعالیم امام محمدباقر (ع)، 44-45.
  12. لالانی، نخستین اندیشه‌های شیعی: تعالیم امام محمدباقر (ع)، 45.

خطای یادکرد: برچسپ <ref> در <references> تعریف شده، ویژگی‌های گروهی «» را دارد که درون متن قبل از آن ظاهر نمی‌شود. ().

  • مشکور، محمد جواد (۱۳۸۴فرق اسلامی، انتشارات آستان قدس رضوی، ص. ۳۷۵
  • اختریان، محمد (۱۳۷۶گنجینه‌های دانش، نشر محمد، ص. ۵۶۱