عَبْد الله بن محمد بن علی بن عَبْد الله ابن العباس بن عَبْد المُطَّلِب (زادهٔ ۱۰۴ قمری، ۷۲۱ میلادی - درگذشت ۱۳ ذیحجه ۱۳۶ قمری، ۱۰ ژوئن ۷۵۴ میلادی، انبار[۱]) اولین خلیفه عباسی بود که در سال ۱۳۲ هجری قمری در مسجد کوفه به خلافت رسید که تا زمان مرگش در سال (۱۳۶ ه.ق) ۷۵۴ میلادی خلافت کرد. سَفاح از نوادگان عباس بن عبدالمطلب و از بنی هاشم بود. او در نخستین خطبه‌اش ادعا کرد که امویان با ستم حق آنها را پایمال کردند و با دادن وعده و وعید به مردم از آنها خواست تا سپاس‌گزار خداوند باشند تا به آنها این فرصت را داده‌است که شاهد دوران خلافت عباسیان باشند.

سفاح
Balami - Tarikhnama - Abu'l-'Abbas al-Saffah is proclaimed the first 'Abbasid Caliph (cropped).jpg
صحنه اعلام خلافت سفاح، از کتاب تاریخ بلعمی
نخستین خلیفه عباسی
سلطنت۱۳۲–۱۳۶ قمری
(۷۵۰–۷۵۴ میلادی)
پیشینمروان دوم اموی
جانشینمنصور
نام کامل
أبو العباس عبدالله السفاح
خاندانعباسیان
پدرمحمد
زادروز۱۰۴ قمری (۷۲۱ میلادی)
حمیمه، اردن
مرگ۱۳ ذیحجه ۱۳۶ قمری
(۱۰ ژوئن ۷۵۴ میلادی)
انبار، عراق
دین و مذهباسلام

نام سفاح در عربی قدیم به معنای «گشاده‌دست» و «بخشنده برکت» بود، این واژه اما در عربی معاصر معنای منفی یافته و به معنی «خونریز» و «راهزن» است.

خلافتویرایش

سفاح خلافت اموی را از میان برداشت و بزرگان خاندان اموی را کُشت و در ۱۲ ربیع‌الاول ۱۳۲ قمری به تخت خلافت نشست.[۲] قبر تمام امویان در شام، به فرمان او کنده شد و تنها قبر عمر بن عبدالعزیز شکافته نشد. در برخی از مناطق شامات، باقی مانده‌های خاندان اموی یا فرماندهان قدیمی این خاندان سر به شورش برداشتند، اما سفاح کسانی را برای سرکوب آن‌ها فرستاد. خلافت سفاح، ۴ سال به طول انجامید.

در دوران خلافت سفاح دو اتفاق مهم افتاد که یکی براندازی امویان و دیگری موروثی کردن خلافت در خاندان عباسی بود. پس از مدت کوتاهی از به خلافت رسیدن سفاح، مروان پسر محمد آخرین خلیفه امویان در کنار رودخانه زاب از سپاه عباسیان شکست خورد و به مناطق غربی سرزمین‌های مسلمانان متواری گشت و سرانجام نیز از پای درآمد.پس از آنکه سر بریده شده مروان بن محمد را نزد او آوردند سجده شکر کرد و گفت خدارا سپاس که انتقام مرا در قوم تو باقی نگذاشت و زین پس باک ندارم که چه وقت مرگم فرارسد که درقبال حسین بن علی ۲۰۰اموی را به درک واصل کردم و در مقابل زید بن علی هشام بن عبدالملک را سوزاندم

پس از این واقعه تمام سرزمین‌های مسلمانان از کرانه رود سند در شرق تا مراکش در غرب به سلطه عباسیان درآمد. با آنکه سفاح بسیاری از امویان را کشت اما شخصی به نام عبدالرحمن از نوادگان هشام بن عبدالملک به اندلس در اسپانیا گریخت و در آنجا دولت امویان اندلس را بنیان نهاد که چند قرنی هم دوام آورد.

اقدام دیگری که سفاح انجام داد موروثی کردن خلافت در خاندان عباس، عموی محمد بود. دعوت عباسیان در ابتدای کار با خون خواهی علویان و اهل بیت بود و از مردم با نام «الرضا من آل محمد» بیعت گرفتند. اما پس از تسلط بر شام و عراق و سقوط امویان به ناگاه تغییر روش دادند و خود را یگانه وارث محمد بن عبدالله نشان دادند و هر گونه اعتراضی را با به شدت سرکوب کردند.

در دوره خلافتش گروهی او را مهدی (موعود آخرالزمان) پنداشتند.[۳]

در سال ۱۳۲ هجری ابوالعباس نخستین خلیفه عباسی در کوفه بر خلافت نشست و به عنوان اولین خلیفه عباسیان بر منبر ایستاد و خطبه خواند و با مذمت بنی سفیانیها بنی مروانیها پایان دودمان امویان را اعلام کرد.[۱] سفاح تمامی ممالکی را که بنی امیه تحت سلطه داشتن البته به جزء اندلس تصرف کرد و تا آنجا که توانست کشورهای فتح شده را به دست خویشاوندان خود می‌داد البته خراسان در دست ابومسلم ماند.[۲] سفاح در شهر انبار که پایتخت او بود و یک شهر قدیمی ایرانی بود و احتمالاً در زمان لشگرکشی‌های ایران به روم محل ذخایر جنگی دولت ایران بود، پس از یکدوره بیماری در سال ۱۳۶ هجری درگذشت و پس از او برادرش که ولیعهد او هم بود به خلافت رسید،[۳] ابو جعفر منصور در ابتدا با شورش عمویش عبدالله بن علی مواجه شد، ابومسلم توانست شورش عبدالله بن علی را سرکوب کند اما حسادت و ترس منصور نسبت به قدرت ابومسلم، او را به قتل ابومسلم مجبور کرد. قتل ابومسلم دل ایرانیان را به تنگ آورد و باعث به وجود آمدن نهضت‌های در ایران برای خون‌خواهی ابومسلم شد ازجمله شورش سنباد گبر که از دوستان ابومسلم بود، مورخان او را اهل نیشابور خوانده‌اند، خلیفه توانست پس از ۷۰ روز شورش سنباده گبر را سرکوب کند.[۴] آشوب دیگری این بار در مقر خلافت که در آن زمان هاشمیه بود به وقوع پیوست و علت آن این بود که منصور دویست تن از اعضاء فرقه راوندیه را حبس کرد[۵] اعضا این فرقه به ابومسلم علاقه فراوانی داشتند، منصور خود به همراه تعدادی از لشگریانش توانست این شورش را سرکوب کند.[۶][۷] واقعه دیگر خونبار دوران خلافت منصور قتل محمد و ابراهیم فرزندان عبدالله بن حسن بن حسن است، محمد بن عبدالله را شیعیان المهدی و نفس زکیه می‌نامیدند.[۸] منصور برای خلافت و تاج و تخت از هیچ خون‌ریزی آباء نداشت حتی از کشتن خویشاوندان خود. از بحران‌های دیگر زمان خلافت منصور شورش استادسیس در خراسان بور که مأمور خلیفه با زحمت فراوان و پس از یک سال توانست هین شورش را سرکوب کند. منصور پس از ۲۲ سال خلافت در سال ۱۵۸ هجری در حال سفر به مکه برای سفر حج درگذشت. مهدی جانشین و پسر منصور خلیفه بعدی عباسیان بود و برعکس پدرش فردی نرم‌خو بود، شورش مقنع در زمان خلافت مهدی رخ داد.[۹]

منابعویرایش

  1. «تاریخ طبری، صفحهٔ ۴۷۰». کتابخانه مدرسه فقاهت.
  2. خضری، سید احمدرضا (۱۳۸۴). تاریخ خلافت عباسی. سمت. ص. ۲۱. شابک ۹۶۴-۴۵۹-۸۲۸-۸.
  3. خورشید پنهان، علی‌اکبر حسنی، ص ۱۹۲.
  • سبیب رحیم (۱۹۷۱اخبار الدوله العباسیه و فیه اخبار العباس و اولاده، ترجمهٔ عبدالعزیز دوری، به کوشش عبدالجبار مطلبی.، قاهره: دارالطلیعه، ص. ۲۶۵
  • محمد خضری (۱۴۱۹الدولة العباسیة، ترجمهٔ عبدالعزیز دوری، به کوشش محمد ضناری.، قاهره: دارالکتب العلمیه، ص. ۱۴۴
  • فاروق عمر (۱۴۲۱الخلافة العباسیه فی عصر الفوضی العسکریه ۲۴۷/‎۳۳۹ه - ۸۶۱/‎۹۴۶م: دراسة تاریخیة لبوادر التسلط العسکری علی الخلافة العباسیة، به کوشش سعید شورایی.، قاهره: دارالإحسان، ص. ۸۸
  • رسول جعفریان (۱۳۷۸تاریخ اسلام از پیدایش تا ایران اسلامی، به کوشش مرتضی رحیمی.، قم: انتشارات حوزه علمیه، ص. ۸۸
  • سید احمدرضا٬خضری.تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل بویه. تهران.انتشارات سمت ۱۳۷۸.
  • دانشنامه اعتقادی. تهران: معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی. ۱۳۸۸. پارامتر |first1= بدون |last1= در Authors list وارد شده‌است (کمک)