باز کردن منو اصلی

به گاو نر یا گاو ماده غیر بالغ[۱][۲] که کمتر از هشت ماه سن داشته باشد گوساله می‌گویند.[۳]

محتویات

پیرامون واژهویرایش

واژهٔ «گوساله» از «گو» به معنای گاو و «ساله» (سال + 'ه «پسوند نسبت») به معنای «دارای یک سال» ساخته‌شده‌است. بنابراین گوساله یعنی گاو یک‌ساله.[۲]

کاربرد برای انسانویرایش

انسان‌ها از گوشت گوساله برای تهیهٔ غذا استفاده می‌کنند. از پوست گوساله در گذشته به عنوان کاغذ برای نوشتن استفاده می‌شده‌است. امروزه معمولاً گوساله را از مادرش جدا می‌کنند تا شیر مادر را بدوشند و از آن برای تولید شیر و لبنیاتی چون کره، پنیر، ماست و دیگر محصولات لبنی استفاده کنند. چرم گوساله به دلیل لطافت آن ارزشمند می‌باشد و برای ساخت کفش‌های با کیفیت بالا، استفاده می‌شوند.

زبانزدهای گوسالهویرایش

 
یک گوساله در حال مکیدن شیر از پستان مادرش.

زبانزدهای (ضرب‌المثل‌های) بسیاری در زبان فارسی دربارهٔ گوساله وجود دارد که برخی از آن‌ها را در اینجا می‌آوریم:

  • تا گوساله گاو شود دل مادرش آب شود (یا: دل صاحبش آب شود).
  • گاومان دو گوساله زاییده‌است.
  • گوساله بسته را می‌زنند.
  • گوساله به روزگار، گاوی گردد.
  • گوساله به زور میخ می‌جهد (یعنی حکم عرض دارد که قائم به غیر است).
  • گوساله به نردبان و اشتر به قفس.
  • گوساله گو نمی‌شود (این مثل در ملایر معمول است).
  • گوساله مادر حسن (تعبیر مثلی به معنی ابله)
  • گوساله من پیر شد و گاو نشد.
  • گوساله هرچند مِه، گاوتر.

پیوند به بیرونویرایش

پانویسویرایش

  1. فرهنگ فارسی معین
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ فرهنگ فارسی دهخدا
  3. واژه‌های مصوّب فرهنگستان تا پایان دفتر یازدهم فرهنگ واژه‌های مصوّب.

منابعویرایش

  • فرهنگ فارسی دهخدا
  • پرورش گوساله‌های شی‍ری، ترجم‍ه مس‍عود هاشم‍ی، فرهن‍گ جامع، ۱۳۷۰.