باز کردن منو اصلی

اتحاد سوسیالیستی کارگری از انشعابات حزب کمونیست کارگری است که موفق به توسعه خود نشد. پایه‌گذاران اتحاد سوسیالیستی کارگری دو تن از چهار مؤسس حککا یعنی رضا مقدم و ایرج آذرین هستند و گفته می‌شود که از اعضای قدیم این سازمان فقط همین دو نفر باقی مانده‌اند.

این سازمان گاهنامه‌ای بنام بارو و یک نشریه خبری- سیاسی به نام «به پیش!» منتشر می‌کند. ایرج آذرین در کتابی به نام در دفاع از مارکسیسم به نقد سیاست‌های حککا پرداخته‌است. اتحاد سوسیالیستی کارگری در برخورد به جنبش دانشجویی در سال ۱۳۸۷ به دلیل متصل کردن این دانشجویان به حزب حکمتیست متهم شد به نئوتوده ایسم؛ و از آن به بعد این سازمان در میان بخش‌های بزرگی از جنبش چپ منزوی شده‌است. در همین اواخر اتحاد سوسیالیستی کارگری تلویزیون به پیش را در یوتیوب راه انداخته‌اند که بقولی ابتکار ایرج آذرین است با تقلید از کورش مدرسی و با انگیزه‌های رقابت شخصی.

رهبری اتحاد سوسیالیستی کارگری عبارتند از: رضا مقدم، محمد حسین.

اتحاد سوسیالیستی کارگری جزئی از گرایش سوسیالیستی در جنبش طبقه کارگر ایران است، و مانند هر تشکل سوسیالیستی کارگری در هر نقطه از جهان، برای رهائی کارگران به نیروی خود طبقه کارگر مبارزه می‌کند. هدف نهایی ما برانداختن نظام سیاسی و اقتصادی سرمایه‌داری و جایگزین کردن آن با یک نظام اشتراکی است که برای اولین بار در تاریخ بشر آرمان جامعه فارغ از تقسیم طبقاتی را متحقق می‌کند، به نابرابری اقتصادی و اجتماعی پایان می‌دهد، و امکان رشد آزادانه شخصیت و تحقق ظرفیتهای فرد را برای تمام آحاد جامعه فراهم می‌سازد.

امروزه در سراسر جهان گرایش سوسیالیستی در طبقه کارگر زیر هجوم هماهنگ بخش‌های بورژوازی، چه در قدرت و چه در اپوزیسیون، قرار دارد. سرمایه‌داری همواره از تبلیغات ایدئولوژیک بورژوایی به عنوان مکمل سرکوب عریان حرکت سوسیالیستی کارگری استفاده کرده‌است. بوجه در دنیای امروز تبلیغات سخنگویان سرمایه داران هدفش سوق دادن کارگران به پذیرش منفعلانه سرنوشتی است که حاکمیت جهانی سرمایه به آن‌ها عرضه می‌کند، و حتی تلاش دارد تا نیروی متشکل کارگران را برای پیشبرد اهداف این یا آن بخش از بورحوازی بکار گیرد. مشخصا در ایران، بیش از دو دهه حاکمیت رژیم اسلامی سرمایه، جامعه را در یک بن‌بست اجتماعی و اقتصادی قرار داده‌است، و نبرد جاری قدرت میان دسته‌جات مختلف بورژوازی، چه در دولت و چه در اپوزیسیون، در محتوای خود نهایتاً بر سر اینست که طرح و نقشه کدامیک از آن‌ها برای آینده ایران قادر است طبقه کارگر را از تعقیب منافع مستقل خود، چه در سیاست و چه در اقتصاد، بهتر دور نگهدارد و بهترین وضعیت را برای تأمین کارگرد سرمایه و تداوم دولت سرمایه‌داری فراهم کند. در چنین شرایطی، تلاش [اتحاد سوسیالیستی کارگری] معطوف به اینست تا هرچه زودتر طبقه کارگر ایران به منزله یک نیروی اجتماعی مستقل و با یک سیمای متمایز طبقاتی به میدان بیاید، و در تمام عرصه‌های اجتماعی و در تمام جدالهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و فکری از زاویه منافع و اهداف مستقل طبقاتی خود در قبال دسته‌جات مختلف سخنگویان سرمایه داران و دولت سرمایه‌داری با قدرت اعلام حضور کند. طبقه کارگری که واژگونی نظام سیاسی و اقتصادی سرمایه‌داری را هدف دارد، در کام اول چنین مبارزه ای ناگزیر از جارو کردن بساط پوسیده رژیم اسلامی حاکم بر ایران است.

مبارزه برای تحقق اهداف فوری و نهایی طبقه کارگر در گرو مقابله دائمی با انواع نظریه‌ها و مشی‌های سیاسی ای است که نظریه پردازان و سیاستمداران بورژوازی در جامعه رایج می‌کنند، و حضور مستقل و متشکل کارگران در عرصه‌های مختلف اجتماعی تنها به آن درجه ای متحقق می‌شود که طبقه کارگر مسلح باشد به نظریه و مشی سیاسی همه جانب ای که منافع، اهداف و شیوه‌های مبارزه طبقاتی او را در جهان امروز و وضعیت مشخص و متحول ایران بدست می‌دهد. از اینرو، [اتحاد سوسیالیستی کارگری] برای تأمین ملزومات استقلال عمل مبارزاتی طبقه، فعالیت در راستاهای نظری، سیاسی و سازمان‌یابی طبقاتی کارگران در تمام عرصه‌های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را وظیفه دائمی خود می‌داند. تلاش برای ایجاد یک حزب مستقل سیاسی طبقه کارگر ایران یکی از اهداف اصلی طبقه کارگر در مرحله کنونی است.

در جهان امروز که سرمایه از سر سود جویی کشورهای مختلف جهان را از نظر اقتصادی و اجتماعی بیش از پیش به یکدیگر پیوند می‌دهد، در جهان امروز که سازمانهای بین‌المللی و دولتهای کشورهای بزرک سرمایه‌داری بیش از هر زمان دیگر مشغول مداخله سیاسی در هر کشوری که بخواهند هستند، سرنوشت کارگران ایران بیش از هر زمان دیگری با سرنوشت تمامی کارگران جهان پیوند خورده‌است. همبستگی بین‌المللی کارگران اکنون یک وجه حیاتی در مبارزه کارگران حتی در چارچوب کشوری است، و هر تک مبارزه کارگری، در هر کشوری که باشد، بیش از پیش عرصه بلافصلی است از مقابله جهانی کار و سرمایه.

[[اتحاد سوسیالیستی کارگری]] خود را متعلق به یک گرایش معین در این اردوی جهانی مقابله کار با سرمایه می‌داند. گرایش سوسیالیستی کارگری آن گرایشی است که فروپاشی نظام‌های سوسیالیستی کاذب در شوروی و چین و امثالهم نه تنها هیچ خللی به آرمان سوسیالیستی اش وارد نساخته، بلکه حقانیت این گرایش را در تأکید بر تمایز طبقاتی سوسیالیسم خود از سوسیالیسمهای غیر کارگری روشن کرده‌است. آن نظامهایی که در قرن بیستم به بهانه یک اقتصاد برنامه‌ریزی شده خود را سوسیالیستی خواندند و نابرابری اقتصادی، نیحقوقی سیاسی و محدودیت فرهنگی را بر کارگران تحمیل کردند هیچ قرابتی با سوسیالیسم آرمانی طبقه کارگر نداشتند و ندارند. گرایش سوسیالیستی کارگری آن گرایشی است که، علیرغم هیاهوی نظریه پردازان و سیاستمداران بورژوازی جهانی، وضعیت دنیای معاصر اعتقادش را به قابلیت تئوریک مارکسیسم کلاسیک برای درک روشن و ترسیم مسیر پیشروی طبقه کارگر افزایش داده‌است.

ما واقع بین هستیم و بخوبی می‌دانیم که گرایش سوسیالیستی در طبقه کارگر، چه در ایران و چه در جهان، در حال حاضر پراکنده و نامتشکل است، از انسجام نظری و سیاسی محروم است، و نقش هدایت‌کننده جنبش کل طبقه را بر عهده ندارد. اما گرایش سوسیالیستی در جنبش طبقه کارگر یک گرایش دیرپا و ماندگار است. چرا که گرایش سوسیالیستی ریشه در عملکرد نظام سرمایه‌داری دارد. تا سرمایه‌داری باقی است، کارگران از مقاومت در برابر استثمار ناگزیر‌اند. گرایش سوسیالیستی کارگری بر این مقاومت و مبارزه ناگزیر کارگران، یعنی به عمل مستقیم طبقه کارگر برای رهائی خود از استثمار سرمایه اتکا دارد. این واقعیت بنیادی منشأ امید ما به آینده روشن حرکت سوسیالیستی کارگران است. در عین حال ما خوب می‌دانیم که رشد و اشاعه گرایش سوسیالیستی در جنبش طبقه کارگر بطور خودبخودی متحقق نخواهد شد. تنها ضامن این امر نیروی آگاهی و اراده و مبارزه متشکل فعالین سوسیالیست کارگری است. ما همه کارگران سوسیالیست ایران را به اتحاد برای این مبارزه دعوت می‌کنیم.

شورای مرکزی اتحاد سوسیالیستی کارگری

اردیبهشت ۱۳۷۹

مه ۲۰۰۰

منابعویرایش