اساسینز کرید: وحدت

اساسینز کرید: وحدت (به انگلیسی: Assassin’s Creed: Unity) یک بازی ویدئویی به سبک اکشن-ماجراجویی و مخفی‌کاری از مجموعه بازی‌های اساسینز کرید است که توسط یوبی‌سافت مونترآل توسعه یافته و به‌وسیلهٔ شرکت یوبی‌سافت در ۱۱ نوامبر سال ۲۰۱۴ برای کنسول‌های پلی‌استیشن ۴، ایکس‌باکس وان و همچنین مایکروسافت ویندوز منتشر شد. این بازی دهمین نسخه از مجموعه بازی های اساسینز کرید و بعد از اساسینز کرید: سرکش است. اتفاقات این قسمت از بازی در دوره انقلاب فرانسه رخ می‌دهد. این اولین نسخه در این مجموعه بود که فقط بر روی کنسول‌های نسل هشتم منتشر می‌شود. اساسینز کرید: وحدت برای اولین بار دارای بخش گیم پلی گروهی است و همچنین دارای داستانی زیبا می‌باشد. در این سری شخصیت قابل بازی و نقش اول بازی آرنو دوریان (به انگلیسی: Arno dorian) نام دارد. آرنو در سنین کودکی پدر خود را توسط شی کورمک (شخصیت اساسینز کرید: سرکش) از دست می دهد و به فرقه آساسین‌های فرانسه می‌پیوندد.

اساسینز کرید: وحدت
Acunity.jpg
توسعه‌دهنده(ها)یوبی‌سافت مونترآل
ناشر(ها)یوبی‌سافت
کارگردان(ـان)الکس آمانسییو
نویسنده(ها)تراویس استوت
آهنگساز(ان)کریس تیلتون
سارا اسچاچنر
رایان آمون
سریاساسینز کرید
موتورانویل‌نکست ۲
سکو(ها)مایکروسافت ویندوز
پلی‌استیشن ۴
اکس‌باکس وان
تاریخ(های) انتشار
  • JP ‏۲۰ نوامبر، ۲۰۱۴‏
  • NA ‏۱۱ نوامبر، ۲۰۱۴‏
  • EU ‏۱۳ نوامبر، ۲۰۱۴‏
  • AUS ‏۱۳ نوامبر، ۲۰۱۴‏
ژانر(ها)اکشن-ماجراجویی، دنیای آزاد، مخفی‌کاری
حالت(ها)تک‌نفره، چندنفره

روند بازیویرایش

این بازی اولین بازی سری اساسینز کرید است که به صورت ویژه برای کنسول نسل هشتم توسعه داده شده‌است، و در آن پاریس با نسبت ۱:۱ ترسیم شده‌است و هزاران شخصیت دارد. بازیکنان می‌توانند در تمام شهر بگردند یا حتی وارد شمار زیادی از ساختمان‌هایی که درشان یا یکی از پنجره هایشان باز است، بشوند یا از سیستم فاضلاب پاریس یا دخمه مردگان پاریس بگذرند. حتی بعضی از مکان‌های تاریخی مانند کلیسای نوتردام به نسبت یک چهارم فضای واقعی قابل دسترس هستند. حتی ساختمان‌های خالی نیز می‌توانند اتاق‌هایی قفل نشده با گنج‌های یافتنی داشته باشند. هنگامی که بر یک بلندی ایستاده باشید با یک دکمه می‌توان اجسام سه‌بعدی مانند زنگ‌های خطر را مشاهده نمود. پیشنهاد می‌کنم بازی کنید.

بیشتر کومه‌های کاه معروف از محیط بازی حذف شدند و این بار می‌توان دویدن به سوی بالا و پایین را با دکمه‌های مختلف کنترل کرد. پنهان شدن میان جمع بسیار پیشرفت پیدا کرده و می‌توان با یک دکمه این حالت را فعال کرد. همچنین مبارزات رزم‌آزمایی واقع‌گرایانه‌تری داشته باشند. همچنین کشتن پنهانی با خنجر پنهان به کل پاک شده‌است.

ترورها با نام «مأموریت‌های جعبهٔ سیاه» معرفی شده و استراق سمع نیز از گیم‌پلی بازی نخست اساسینز کرید تبعیت می‌کند.

داستانویرایش

داستان بازی، عمدتاً در شهر پاریس، و در اواخر قرن هجدهم و در زمان انقلاب فرانسه جریان دارد. دو ناحیه دیگر موجود در بازی ورسای و سنت دنیس هستند.

در سال ۲۰۱۴، یک کاربر هلیکس اینیشیت به کشف سرگذشت یک تمپلار که در خدمت ژاک دو مولای بود پرداخت. سرگذشت این تمپلار، مربوط به تاریخ ۱۳ اکتبر ۱۳۰۷ و معبدی در پاریس بود، جایی که توسط نیروهای پادشاه فیلیپ چهارم مورد حمله قرار گرفت. ژاک با آگاهی از این نبرد، مشاور خود را موظف کرد تا شمشیر عدن و دست‌نوشته پاتر اینتلکتوس را پنهان کند. این مشاور در هنگام دویدن از میان میدان جنگ متوجه یک حشاشی به نام توماس دی کارنیلون شد. پس از نبردی با توماس، مشاور شمشیر و دست‌نوشته را به محل استراحت آن‌ها در معبد بازگرداند. وقتی مشاور از معبد خارج شد، متوجه شد که ژاک دستگیر شده است. با این حال، قبل از اینکه او بتواند ژاک را نجات دهد، توسط توماس متوقف شد و با تیغه پنهان این حشاشی کشته شد. هفت سال بعد قرار شد تا ژاک و پیروان او در آتش سوزانده شوند. ژاک قبل از مرگ خود، پاپ و پادشاه را که ناظر این اعدام بودند نفرین کرد. با مرگ وی، فرقه تمپلار به طور علنی منحل شد.

این خاطره ناگهان با مداخله یک حشاشی که خود را بیشاپ معرفی می‌کرد، قطع شد. او در مورد دستکاری‌های آبسترگو پیرامون گذشته ها توضیح داد، و به دنبال آن از کاربر خواست تا به عنوان مقدمه‌ای از حشاشیون و تمپلارها، یک مجموعه خاطره از آرنو دوریان را بررسی کنند.

در سال ۱۷۷۶، آرنو هشت ساله بود که پدرش چارلز دوریان را در کاخ ورسای همراهی می‌کرد. او وقتی منتظر پدرش بود، دختری را دید که در حال دویدن بود و به دنبال او رفت. پس از آن که آرنو یک سیب برای او دزدید، این دختر خود را با نام الیز دو لا سر معرفی کرد. ناگهان هیاهویی ایجاد شد و آرنو جمعیت را تعقیب کرد و سپس جسد پدرش را روی زمین یافت. چارلز دوریان کشته شده بود، و از این رو پسرش یتیم شد و تحت مراقبت فرانسوا دو لا سر، یک تمپلار بزرگ قرار گرفت.

سیزده سال بعد، آرنو در ملک دو لا سر مشغول انجام کارهای روزمره بود و دو لا سر با کالسکه‌ای محل را ترک می‌کرد. کمی بعد یک پیام‌رسان تمپلار به نام پرالو به آنجا رسید که حامل نامه‌ای بود که باید فوری به دست دو لا سر می‌رسید. آرنو این نامه را از او گرفت و کالسکه را تعقیب کرد، اما نتوانست پیام را به فرانسوا دو لا سر برساند.

پس از آن آرنو از یک مهمانی در کاخ ورسای که الیز در آن حاضر بود مطلع شد. او نامه‌ای که در دست داشت را از زیر درب دفتر دو لا سر به داخل هل داد و سپس کت و شلواری به تن کرد تا به کاخ ورسای نفوذ کند و الیزه را پیدا کند. آرنو و الیز پس از گذارندان لحظاتی عاشقانه با یکدیگر توسط یک نگهبان مورد پیگیری قرار گرفتند و الیزه به آرنو گفت که آنجا را ترک کند. آرنو در هنگام خروج، دو لا سر را مرده روی زمین یافت. چارلز گابریل سیورت از پشت دیوار به صحنه رسید و آرنو را متهم به قتل کرد. نگهبانان آرنو را گرفتند و او را در باستیل زندانی کردند.

آرنو با چهار مرد دیگر در یک سلول قرار گرفت. پس از شب اول حضورش در زندان، او متوجه شد که یکی از زندانیان ساعت پدرش را در دست دارد و سعی کرد تا آن را پس بگیرد. زندانی یک شمشیر چوبی تمرینی را به آرنو داد و این دو با یکدیگر مبارزه کردند. در مقطعی توجه آرنو به دیواری که با نمادهایی غیرمعمول نقاشی شده بود جلب شد. زندانی قابلیت چشم عقاب را در آرنو تشخیص داد و خود را با نام پیتر بلک معرفی کرد. بلک ساعت را به آرنو بازگرداند و برای او افشا کرد که پدرش یک حشاشی بوده است.

دو ماه بعد، بلک و آرنو هنوز در حال تمرین بودند، و این در حالی بود که در خارج از زندان غوغایی برپا شده بود. انقلابیون به باستیل حمله کردند و بلک و آرنو از فرصت استفاده کردند و فرار کردند. آرنو چند روز بعد به ملک دو لا سر وارد شد تا الیزه پیدا کند، کسی که فکر می‌کرد آرنو مسئول مرگ پدرش است. الیزه نامه‌ای که قرار بود آرنو به پدرش تحویل دهد را به او نشان داد و محتوای این نامه نسبت به خیانت یکی از اعضای فرقه تمپلار هشدار داده بود. آرنو پس از اطلاع از نقش ناخواسته‌ی خود در مرگ ناپدری‌اش، تصمیم گرفت تا به دنبال انجمن برادری حشاشیون برود. او پس از یافتن بلک و دیدار با شورای حشاشین، به انجمن برادری حشاشیون پاریس معرفی شد.

در این مقطع از داستان بازی، بیشاپ ظاهر شد و به کاربر فرصت پیوستن به حشاشیون را داد. پس از پذیرفتن، بیشاپ تصاویری از پروژه فینیکس آبسترگو را نشان داد، و توضیح داد که تمپلارها در حال جستجو سیج‌ها در زمان حال و زمان در گذشته هستند تا نقشه ژنوم پیشگام را ترسیم کنند. از آنجا که آرنو در دوره‌ای از زندگی خود با یک سیج روبرو شده بود، بیشاپ امیدوار بود که اینیشیت بتواند به واسطه سرگذشت آرنو بقایای این سیج را پیش از آبسترگو پیدا کند. سپس بیشاپ اجازه داد تا اینیشیت پیشروی خود را ادامه دهد.

آرنو برای آخرین تمرین خود قبل از تبدیل شدن به یک حشاشی کامل، در بامی در نزدیکی کنسیرجری با بلک دیدار کرد، و طی این دیدار متوجه شد که سیورت روز بعدی در نوتردام حاضر خواهد بود. آرنو وظیفه یافتن و کشتن سیورت را بر عهده گرفت. او برای به دست آوردن داده ها از سیورت، هویت همدست او یعنی دوشنو را جعل کرد و به کلیسای نوتردام نفوذ کرد. او پس از به دست آوردن داده های لازم، با تیغه پنهان خود اقدام به کشتن این تمپلار کرد. سپس آرنو سرگذشت سیورت را مشاهده کرد و از شریک جرم او در شب قتل دو لا سر که فردی به نام روی دس تونز بود آگاه شد.

آرنو این کشف خود را به اطلاع شورای حشاشیون رساند و تیغه فانتوم را دریافت کرد تا روی دس تونز را بکشد کند. آرنو به کور دس میراکلز رفت و در مورد یک اغتشاش تحقیق کرد. او در آنجا گدایی را یافت که پایش به زور توسط ستوان روی دس تونز یعنی الویز لا توش قطع شده بود. آرنو با بازجویی از لا توش موفق به کشف مخفیگاه روی دس تونز شد. به این ترتیب او از طریق فاضلاب به سمت دس تونز پیش رفت. آرنو موفق شد تا هدف خود را بکشد و با کشته شدن این تمپلار، دو ساد بلافاصله جایگاه او را گرفت. وی سپس به آرنو اطلاع داد که سنجاقی که برای کشتن فرانسوا دو لا سر استفاده شده توسط فرانسوا-توماس ژرمن ساخته شده است.

شورا به آرنو ماموریت تحقیق در مورد ژرمن را داد. آرنو به کارگاه او نفوذ کرد و ژرمن را یافت، کسی که ادعا می‌کرد بر خلاف میلش ماه‌ها در آنجا نگهداری شده است. آرنو ژرمن را به بیرون هدایت کرد و ژرمن به او گفت که سنجاق را برای فردی به نام کریستین لافرنیر ساخته است. به این ترتیب آرنو به ردگیری لافرنیر پرداخت و این فرد را که مسئول مرگ دولا سر در نظر گرفته می‌شد را کشت. او با مشاهده سرگذشت لافرنیر پی برد که او قصد داشته تا به هتل دو بووه حمله کند.

آرنو به شورا بازگشت و آنها را از دست داشتن لافرنیه در قتل دو لا سر آگاه کرد. شورا به آرنو دستور داد تا لافرنیر بکشد، اما او به آنها اعلام کرد که قبلاً این کار را انجام داده است، که این موضوع باعث خشم شورا شد. اگرچه آرنو در ابتدا برای کشتن لافرنیر سرزنش شد، اما او اجازه یافت تا جستجوی خود را ادامه دهد. او به هتل دو بووه رفت و با شنود یک جلسه تمپلار، از نقشه کمین آن‌ها برای الیزه آگاه شد. آرنو با الیزه متحد شد و او را از این طرح نجات داد. وی سپس به الیزه گفت تا در کافه تئاتر با او دیدار کند.

آرنو در کافه تئاتر با الیزه دیدار کرد و او را متقاعد کرد که برای یافتن قاتل پدرش با انجمن برادری همکاری کند. او الیزه را نزد شورای حشاشیون برد، اگرچه الیزه قادر به توافق با آنها نشد. در حالی که میرابو با شورا تشکیل جلسه داده بود، آرنو الیزه را نسبت به موضوع ژرمن آگاه کرد. الیزه به آرنو اطلاع داد که ژرمن به دلیل عقاید و افکار بدعت آمیز خود در مورد ژاک دو مولای از فرقه تمپلار تبعید شده است. آن‌ها با تحقیق در مورد محل اقامت ژرمن، وی را به عنوان قاتل پدر الیزه شناسایی کردند. آن‌ها در حالی که قصد داشتند میرابو را از هویت واقعی ژرمن آگاه کنند، اما او را کشته شده یافتند. پس از مقداری تحقیق، آن‌ها نتیجه گرفتند که قاتل احتمالاً یک حشاشی بوده است. آرنو به دنبال سرنخی به کلیسای سن-شپل رفت و پی برد که قاتل میرابو بلک است. وی این کار را به این دلیل انجام داده بود چون اعتقاد داشت که هیچ صلحی بین حشاشیون و تمپلارها حاصل نمی‌شود و هدفش این بود تا با تصفیه انجمن، این سازمان را به نسخه‌ی قدرتمندری بازسازی کند. بلک سعی کرد آرنو را راضی کند که به این هدف بپیوندد، اما آرنو نپذیرفت و مجبور شد تا با مربی سابق خود مبارزه کند، و علی‌رغم میلش بلک را کشت.

در ادامه داستان بازی، آرنو برای حرکت بعدی خود با شورای حشاشیون دیدار کرد. شورا فهمید که میرابو با پادشاه در تماس بوده است و آرنو مامورِ یافتن نامه‌های ارسالی او شد. آرنو به کاخ تویلری نفوذ کرد و در حالی که به کار خود در مورد تماس های میرابو با پادشاه لوئیس رسیدگی می‌کرد، ملاقاتی با افسر توپخانه ناپلئون بناپارت داشت. پس از فرار از تویلری به همراه این فرد، آرنو توانست با کمک ناپلئون، کاپیتان فردریک روئیل را ردیابی کند. آرنو به گرند شتله رفت، جایی که رویل و افرادش در حال اعدام زندانیان بودند. آرنو موفق به کشتن او شد و با مشاهده سرگذشت او، از یک نقشه تمپلار برای گرسنگی دادن مردم فرانسه و دامن زدن به شورش ها، به رهبری زنی به نام ماری لووزک آگاه شد.

آرنو در لومره با الیزه دیدار کرد و او را از برنامه لووزک آگاه کرد. او با ربودن یک سری دستور از کاپیتان یک باربری غلات، پی برد که لووزک در کاخ لوکزامبورگ حضور خواهد یافت. آرنو به این کاخ نفوذ کرد و لوزک را کشت. او از طریق سرگذشت لوزک، از نقشه اعدام پادشاه لوئیس که توسط لوئیس-میشل لو پلیتیر انجام می‌شد مطلع شد. سپس آرنو و الیزه با یک بالن از این ناحیه فرار کردند.

آرنو و الیزه در جستجوی یافتن و کشتن لوپلتیر، با مارکیز دو ساد در لوور دیدار کردند و وی به آن‌ها اطلاع داد که لو پلتیر را می‌توان در کاخ سلطنتی پیدا کرد. آرنو لو پلتیر را ردیابی کرد و او را کشت. او از طریق سرگذشتش پی برد که ژرمن صبح روز بعد در محل اعدام پادشاه لوئیس حضور خواهد داشت.

در محل اعدام پادشاه لوئیس، آرنو در نزدیکی میدان کنکورد با الیزه دیدار کرد و قصد داشت تا ژرمن را بکشد. لوئی شانزدهم اعدام شد و آرنو در کشتن ژرمن ناموفق بود چرا که او نمی‌خواست الیزه به تنهایی با محافظان ژرمن مواجه شود. همین موضوع باعث بروز اختلاف الیزه با وی شد و در نتیجه الیزه ارتباط خود را با آرنو قطع کرد.

هنگامی که آرنو به مخفیگاه حشاشیون بازگشت، او توسط دو حشاشی متوقف شد و به سمت شورا برده شد. آرنو به دلیل سرپیچی از انجام دادن وظیفه خود از انجمن برادری اخراج شد. ماه‌ها بعد، او به ملک دو لا سر در ورسای بازگشت و دچار افسردگی و مصرف الکل شد. الیز در حالی که به دنبال ساعت مفقود شده خود به آنجا آمده بود، آرنو را پیدا کرد و او را متقاعد کرد که وظیفه خود را انجام دهد و از سر بگیرد.

در حالی که الویز لا توش میزبان اعدام‌ها در میدان شهر بود، آرنو تصمیم گرفت تا شر او را از این شهر کم کند. آرنو این فرد را کشت و از طریق سرگذشتش پی برد که ماکسیمیلیان دو روبسپیر، رهبر سلطنت ترور، آخرین توطئه گر ژرمن بوده است.

آرنو و الیزه با بازگشت به پاریس، از طریق روبسپیر در یک فستیوال به دنبال یافتن ژرمن بودند. آنها موفق شدند تا به واسطه شواهد و مدارکی، روبسپیرر را بی اعتبار کنند و اذهان عمومی را علیه او معطوف کنند. وقتی ژرمن پشت روبسپیر را خالی کرد، به دست آوردن داده ها از او آسان شد. آرنو و الیزه، روبسپیر را یافتند و او را مورد بازجویی قرار دادند، و پی بردند که ژرمن در یک معبد مخفی شده است. پس از آن روبسپیرر دستگیر شد و صبح روز بعد برای اعدام فرستاده شد.

آرنو و الیزه برای یافتن ژرمن به معبد نفوذ کردند. پس از یافتن موقعیت او، ژرمن از شمشیر عدن استفاده کرد تا به آرنو ضربه بزند. پس از یک درگیری در برج مرکزی معبد، ژرمن ناگهان ناپدید شد و به سمت دخمه مردگان گریخت. آرنو وارد دخمه مردگان شد و ورودی مخزن تمپلار را پیدا کرد. سپس الیزه در محل حضور یافت و حواس ژرمن را پرت کرد تا آرنو فرصت حمله پیدا کند. الیزه به تنهایی با ژرمن جنگید، اما قدرت شمشیر ناپایدار شد و با انفجار این شمشیر الیزه کشته شد و ژرمن نیز در این حادثه مجروح شد. آرنو با اندوه فراوان، به واسطه تیغه پنهان خود گلوی ژرمن را برید و او را کشت. در زمان مرگ ژرمن، تصویری از او دیده شد که او تلاش‌های خود را برای این که یک سیج باشد توضیح داد و عقیده های خود را در مورد مرگ ناگوار دو مولای و الیزه بیان کرد. سرانجام ژرمن به وسیله آرنو کشته شد و آرنو جسد الیزه را از معبد خارج کرد.

در پایان داستان بازی، و درمقطعی از سال ۱۸۰۸، آرنو با همراهی ناپلئون بار دیگر وارد این معبد شد. آن‌ها در آنجا جسد پوسیده ژرمن را کشف کردند و بقایای اسکلت او را در دخمه مردگان به خاک سپردند. این موضوع باعث خشنودی بیشاپ شد، چرا که استخراج دی‌ان‌ای از این استخوان‌های تنزل یافته برای آبسترگو دشوار بود. بیشاپ کار اینشینت را ستایش کرد و قول داد که دوباره با آنها تماس بگیرد.

جواب یوبی‌سافتویرایش

۲۷ نوامبر ۲۰۱۴ رئیس یوبی‌سافت از طرف استودیوی سازندهٔ بازی به خاطر ضعیف بودن بازی در هنگام انتشار عذرخواهی کرد، اعلام کرد «کیفیت کلی بازی به خاطر باگ‌ها و مشکلات غیرمنتظرهٔ فنی کاهش پیدا کرد و کاربران را از تجربهٔ بازی در بهترین حالت بازداشت.»(با این حال در آخرین به روزرسانی این بازی، باگ ها به طور کامل رفع شده اند و احتمال وجود باگ در بازی به حد خیلی کمی رسیده است.) در پاسخ به موضوع یوبی‌سافت اعلام کرد که فروش محتوای Season Pass و نسخهٔ طلایی بازی را متوقف خواهد کرد و به عنوان جبران اولین محتوای قابل دانلود بازی به نام Dead Kings -شاهان مرده- را برای خریداران بازی رایگان خواهد کرد. کسانی که نسخهٔ طلایی بازی یا کارت Season Pass را خریداری کرده‌اند نیز می‌توانند از یک کپی دیجیتالی رایگان انتخابی از بین عناوین اساسینز کرید ۴: پرچم سیاه، سگ‌های نگهبان، گروه، فار کرای ۴، جاست دنس ۲۰۱۵، ریمن لجندز و همین‌طور محتوای خاصی مثل Assassin's Creed Chronicles بهره ببرند.

بازخوردهاویرایش

این بازی توانست نقدهای مطلوب و نسبتاً متوسطی را دریافت کند و این را می‌توان به علت مشکلات فنی و باگ های زیاد در ابتدای عرضه و چندین سال پس از عرضه دانست.(در آخرین آپدیت بازی باگ ها و مشکلات بازی به طور کامل رفع شده است و در بازی خیلی سخت میتوان باگی را پیداکرد). با این حال این بازی، داستانی زیبا، جزئیات فراوان و گیم پلی جذابی را داراست و میتواند سرگرم کننده باشد.

امتیازات
پلتفرم (متاکریتیک) امتیاز سقف امتیازات
PS4 ۷۰ ۱۰۰
XBOX ONE ۷۲ ۱۰۰
PC ۷۰ ۱۰۰
سایت منتقد امتیاز سقف امتیازات
Destructoid ۷ ۱۰
EuroGamer ۷ ۱۰
Giant Bomb ۲ ۵
Game Informer ۸ ۱۰
GamesRadar ۴ ۵
game Trailers ۸ ۱۰
IGN ۷٫۸ ۱۰
Justiq ۸ ۱۰
OXM (UK) ۸ ۱۰
VideoGamer.Com ۸ ۱۰

منابعویرایش

مقالهٔ "Assassin's creed Unity" در ویکی‌پدیای انگلیسی