باز کردن منو اصلی

سید عبدالرحمن سیادت مشهور به حاجی باباشیخ (۱۳۳۸–۱۲۶۲ بوکان) نخست وزیر جمهوری مهاباد، عالم و روحانی نامدار کُرد ایرانی بود.

نخست وزیر
حاجی بابه شیخ
Coat of arms of the Republic of Mahabad.svg
جمهوری مهاباد
Hajebabeseyx.jpg
ناظر دولتی، استاد فقه دینی، سیاستمدار، نخست وزیر
لقبحاجی بابه شیخ سیادت
اقامت‌گاهشهر بوکان
مدت دوره۱۱ ماه (ژانویه۱۹۴۶–۱۹۴۷)
بنیادگذاریحزب اتحاد اسلام در کردستان
برافتاده۱۹۴۷
حاجی باباشیخ در بوکان بهمراه سرتیپ سیف افشار در سال۱۳۰۸
حاجی باباشیخ به همراه سرتیپ سیف افشار در سردشت

در دوره پهلوی اول باباشیخ از دوستان وفادار و قابل اعتماد رضاشاه و خانواده او بود و نزد حکومت پهلوی نفوذ و اعتبار بسیاری داشت. در جمهوری مهاباد از سوی قاضی محمد به عنوان نخست وزیر انتخاب و منصوب شد اما عملاً نخست وزیر جمهوری مهاباد قدرتی نداشت.

محتویات

زندگیویرایش

در جنگ جهانی اول که عثمانی‌ها و روس‌ها از طریق مناطق مرزی کردستان و آذربایجان به خاک ایران تجاوز کردند. حاجی باباشیخ کمیته اتحاد اسلام را تشکیل داد برای مقابله با روس‌ها، یکی از عوامل تشکیل این حزب مقابله با عثمانی‌ها و روس‌ها که برسر تصرف شهرها و روستاها و اموال، میان یکدیگر درگیری داشتند بود. باباشیخ با تشکیل این حزب توانست تا حدود زیادی از دخالت‌ها و هجوم و غارت متجاوزگران جلوگیری نماید. وی رهبری این حزب را به عهده داشت و عمدتاً «کمیته اتحاد اسلام» در بوکان، سقز و شهرهای اطراف فعالیت می‌کرد.

در اویل کودتای مشروطه ۱۹۰۶ میلادی شیخ حسام الدین از باباشیخ تقاضا می‌کند که خود را کاندیدای مجلس شورای ملی ایران نماید و به عنوان یک روحانی سیاستمدار کُرد در مجلس شورای ملی ایران حضور یابد.

سرتیپ سیف افشار افسر اعزامی رضاشاه به کردستان بود که هرگاه سیف برای بازدید اعزام می‌شد از حاجی باباشیخ دعوت می‌کرد که به عنوان ناظر و همسفر وی را همراهی نماید.

جمهوری مهابادویرایش

قاضی محمد سعی می‌کرد با سران ایل‌ها و کردهای دارای قدرت در سایر شهرها خصوصاً بوکان در ارتباط باشد و آن‌ها را در این جمهوری سهیم کند. حاجی باباشیخ که به عنوان نخست وزیر جمهوی مهاباد گماشته شده بود هیچ نزدیکی خاصی با قاضی محمد نداشت و چنین استنباط می‌شد که برای خنثی کردن اعمال و کردار خانواده ایلخانی زاده‌ها در بوکان به مقام صدارت عظمی رسیده‌است. حاجی بابا شیخ رفتار بسیار خوبی میان مردم بوکان و منطقه داشت و از دوستان وفادار رضاشاه نیز محسوب می‌شد. با این حال باباشیخ هرگز فرد قدرتمندی در جمهوری مهاباد نبود.[۱]

حکومت پهلوی حاجی باباشیخ را به دلیل احترام و نفوذ خانوادگی زیادی که وی در میان مردم کردستان داشت و همچنین تهدیدهایی که از طرف شیخ محمود حفید از کردستان عراق به حکومت شاه شده بود و از سوی سن زیاد شیخ، محبوبیت او و علاوه بر این دلایل، سیاست حکومت شاه به گونه‌ای بود که خواهان خاتمه سریع موضوع این جمهوری و در حد غائله قاضی‌ها آن را تنزل دهد و بالاخره باباشیخ اعدام نشد؛ ولی به‌طور مشروط مرخص شدند و عمدتاً در شهر بوکان و حومه آن تحت مراقبت بودند.

مرگویرایش

حاجی باباشیخ در ۳۰ مهر ۱۳۳۸ در روستای ترجان-جمیان (میان بوکان و سقز) درگذشت.

منابعویرایش

  • تاریخچه مهاباد_سیدمحمد صمدی، نگاهی به تاریخچه جمهوری مهاباد
  • تاریخ ادب و فرهنگ مکریان - بوکان -مرحوم افخمی ابراهیم جلد اول-بوکان/انتشارات محمدی درسقز
  • بوکان در قرن بیستم (رحمان محمدیان) (به زبان کردی)
  1. میدیا (۲۰۰۵). http://www.mediya.net/siyaset/05/jomhuriye-mahabad-220105.htm. دریافت‌شده در ۲۹ آگوست ۲۰۱۷. پارامتر |عنوان= یا |title= ناموجود یا خالی (کمک)