حکم (فیلم ۱۳۸۴)

فیلم به کارگردانی مسعود کیمیایی ۱۳۸۳

حُکم فیلمی ایرانی محصول ۱۳۸۳ به کارگردانی مسعود کیمیایی است. تیتراژ این فیلم ترانه ای به نام لاله زار با خوانندگی و آهنگسازی رضا یزدانی است .

حکم
Hokm-film.jpg
پوستر فیلم
کارگردانمسعود کیمیایی
تهیه‌کنندهمسعود کیمیایی
نویسندهمسعود کیمیایی
بازیگرانعزت‌الله انتظامی
لیلا حاتمی
بهرام رادان
خسرو شکیبایی
پولاد کیمیایی
مریلا زارعی
لادن طباطبایی
سعید پیردوست
جلال پیشوائیان
فرزانه ارسطو
رضا یزدانی
موسیقیکاوه ناصحی
فیلم‌بردارعلیرضا زرین‌دست
تدوین‌گرجعفر پناهی
توزیع‌کنندهامید فیلم
تاریخ‌های انتشار
۹ آذر ۱۳۸۴
کشورایران
زبانفارسی
فروش گیشه۲۳۳٬۰۰۰٬۰۰۰ (تومان)

تاریخ‌هاویرایش

  • تاریخ آغاز فیلمبرداری: ۱۵ آبان ۱۳۸۳ - نوشهر
  • تاریخ اکران: ۹ آذر ۱۳۸۴

خلاصه داستانویرایش

«حکم که صادر شد، باید اجرا بشه، اگه بترسی، تأخیر کنی، یا جا بزنی، حکم خودت صادر می‌شه …». ماهیت پول خرید و فروش است. آنهایی که میان پول و معامله زندگی می‌کنند ، عاقبت به صدور حکم یکدیگر می‌رسند. رضا معروفی خود صاحب حکم است، اما آن را اجرا هم می‌کند. او سهند را امان می‌دهد، به خانه می‌آورد و برای گرفتاری اش چاره‌ای می‌یابد. محسن (پولاد کیمیایی) و فروزنده (لیلا حاتمی) هر دو جوانند و عاشق؛ محسن اما خون و اسلحه و پول را انتخاب می‌کند. حتی در مقابل فروزنده حکم صادر می‌شود.

  • سه جوان هر کدام به دلیلی برای سرقت از منزل مهندسی ثروتمند به ویلای او در شمال می روند. سهند می‌خواهد اسناد و مدارکی جعلی را که پایش را به مناسبات اقتصادی فاسد و خلاف های مهندس می‌کشاند به دست بیاورد. محسن خلافکاری خشن و خطرناک است که از بالادستی هایش دستور گرفته تا طلا و جواهر و پولهای این خانه را بدزدد، و فروزنده دختری فریب خورده است که منشی مهندس و مدتی هم صیغه اش بوده و حالا قصد انتقام گرفتن دارد. در طول سرقت معلوم می‌شود که محسن و فروزنده در گذشته رابطهٔ عاطفی بی سرانجامی داشته اند. فروزنده با گلوله‌ای مهندس را ناکار می کند و با پول و جواهرات و اسناد فرار می‌کنند و قصد دارند با گذرنامهٔ قلابی از کشور خارج شوند. رضا معروفی خلافکارِ پیرِ کهنه‌کار که از طرف جلال- یکی از رؤسای محسن- مامور شده گذرنامه ها را به آنها برساند، سر مبلغ با جوان ها درگیر می شود ولی سرانجام گذرنامه ها را به آنها تحویل می‌دهد و همراه سهند به تهران برمی‌گردد، درحالیکه رضا نسبت به سهند و فروزنده دلبستگی پدرانه ای پیدا کرده است. در طول سفر از طریق روایت هر کدام از این چهار نفر با گذاشته شان آشنا می شویم: سهند در دوران دانشجویی عاشق دختری به نام دریا بوده، اما دریا به دلیل فشار خانواده به فرانسه میرود. مدتی بعد سرزده و بی خبر برمی‌گردد و همراه سهند به شمال می‌روند و پس از سه روز خودش را در دریا غرق می کند و حالا سهند به دلیل این اتفاق حال آشفته و نامتعادلی دارد. محسن هم که در میانهٔ رابطهٔ عاطفی اش با فروزنده ناگهان ناپدید شده، چند سال بعد به عنوان خلافکاری باسابقه برگشته بوده تا با کمک عشق قدیمی اش و به حکم رؤسایش نقشهٔ سرقت جواهرات و پول مهندس را اجرا کند. رضا معروفی هم آدم اهل فرهنگی است که برای تأمین زندگی اش با خلافکارها قاطی شده، اما فقط خلاف های کوچک انجام می‌دهد و در جنایت‌های رؤسا دخالتی ندارد. در راه محسن متوجه می‌شود گذرنامه‌های آنها تعمداََ بی دقت جعل شده بوده تا موقع رسیدن به مرز دستگیر و زندانی شود. آنها ناچار به تهران برمی‌گردند، و محسن قصد دارد حکم کشتن جلال را از شخصی به نام حد میثاق- که رئیس ارشد و همه کارهٔ دارودستهٔ خلافکارهاست - بگیرد. فروزنده که به وضع آشفتهٔ محسن و کارهای خلافش پی برده با او درگیر می‌شود و کتک مفصلی می‌خورد. بعد پنهانی از هتلی که در آن حبس شده فرار می کند و پیش رضا معروفی و سهند می‌آید تا به آنها خبر بدهد که محسن قصد کشتن شان را دارد. رضا از طریق رابط ها و خبرچین هایش می فهمد که محسن در مراسم عروسی یکی از سرکرده‌های باند قرار است حکم مرگ جلال را اجرا کند و با پول‌های دزدی از کشور خارج شود. سهند و رضا و فروزنده بیرون محل عروسی منتظر می‌شوند و محسن آخرشب پس از کشتن جلال به قصد برداشتن پول ها از مجلس عروسی بیرون می آید. آنها او را تا محل مخفی کردن پول ها تعقیب می کنند و فروزنده از رضا معروفی می خواهد که اجازه بدهد کار محسن را خودش تمام کند. دو دلدادهٔ جوان با هم روبرو می شوند و فروزنده روی محسن اسلحه می کشد. محسن هم روی فروزنده هفت تیر می کشد، اما با گلولهٔ رضا معروفی کشته می شود. محسن قبل از مرگ به فروزنده اعتراف می کند که دوستش داشته و معلوم می شود که  هفت تیرش خالی بوده است. فروزنده با گریه، جنازهٔ محسن را رها می کند و همراه رضا معروفی و سهند میرود؛ حالا رضا معروفی هم دستش به خون آلوده شده است.

توضیحاتویرایش

  • حکم بیست و پنجمین فیلم مسعود کیمیایی و دومین فیلمی است که پس از بازگشت به ایران ساخت.
  • در ابتدا قرار بود مجید انتظامی اهنگسازی فیلم را بر عهده بگیرد که این همکاری میسر نشد.
  • بعد از مجید انتظامی قرار بود بابک بیات موسيقي فيلم حكم به كارگرداني مسعود كيميايي را بسازد او درباره‌ي اين كار گفت: ما تايمي كه براي اين فيلم در نظر گرفته‌ايم 37 دقيقه موسيقي بود كه كمتر قسمتي از آن را مي‌توانستيم براي جاي ديگري مصرف كنيم كه در نهايت به دليل بالابودن هزينه‌ها و چند فكري بودن گروه دست‌اندركار، فيلم زيباي حكم را كنار گذاشتم و از دوست و همكارم مسعود كيميايي عذرخواهي كردم.
  • حکم اولین فیلمی است که عزت الله انتظامی با مسعود کیمیایی همکاری می‌کند.
  • حکم بعد از خط قرمز دومین همکاری خسرو شکیبایی با مسعود کیمیایی است.
  • حکم چهارمین فیلمی است که علیرضا زرین دست به عنوان فیلمبردار با مسعود کیمیایی همکاری می‌کند.
  • مسعود كيميايي درباره‌ي فيلمش نيز مي‌گويد: «بيست و پنجمين فيلم، بعد از چهار دهه، حكم اين است. اين فيلم هم گوشه‌اي از همان فيلم‌هاست كه در تاريكي مانده ونشان داده نشده، همه جاي زندگي حكم هست، از عاشقانه‌ها تا مرگ، از هواي خوب عشق ... تا زخم. حكم شكل‌هاي تاريخي و اسطوره‌هاي منطقه‌اي، حزب،روزنامه، رفاقت، بانك و پول، گورهاي دسته جمعي ... يكي از اينها، موضوع و داستان فيلم حكم است.
  • مسعود کیمیایی در مصاحبه ای با پرویز جاهد از شيفتگی و علاقه اش به سينمای نوآر میگوید:

اين شيفتگی نيست، اين جبری است که ما در آن زندگی کرديم. کودکی من در دوره های سياه و اقتصاد سياه گذشته است. خانواده هايی که در فشار بودند.خرج روزانه شان سخت گير می آمد. خانواده هايی که مدرسه رفتن بچه هايشان سخت بود. شهريه دادن بچه ای که زمان ما ۷ ريال بود سخت بود. اينها روحيه ای از يک هنرمند می سازد که اين روحيه، روحيه ای است که خيلی تلاش می کند از ميان همه اين سياهی هايی که از بچگی تا حالا توی زندگی باهاش بوده، اميد بدهد، زندگی بدهد، عشق بدهد. اين از آنجا می آيد، از اينکه حالا من سينمای نوار دوست دارم، نيست. نه فقط سينما، اصلا ساز که می زنم تاريک است. رمان که می نويسم تاريک است. شعر که می نويسم تاريک است.

یادداشت کارگردانویرایش

«بیست و پنجمین فیلم، بیش از چهار دهه، حکم، یکی است. این فیلم هم گوشه‌ای از همان فیلم هاست که در تاریکی مانده و نشان داده نشده.

همه جای زندگی «حکم» هست، از عاشقانه‌ها تا مرگ، از هوای خوب عشق تا زخم. یک رضا در فیلم «حکم» هست که آقای انتظامی آن را بازیش می‌کند. این رضا عقیده دارد، انسان یک سرمایه بزرگ دارد که این سرمایه میزان شهامت او در مرگ خواهی است، به وقت تحقیر و توهین می‌توانی در این جهان نباشی. «مرگ» انسان را کامل می‌کند.

فیلم «حکم» زندگی را احمد رضا احمدی گفت این حلقه آخر ماست. ما این آخرین‌ها را، «حکم» را به آپارات گذاشته‌ایم، نمایش‌های آخر است.

اما من برای نمایش آخر به آپارات نمی‌روم، به احمدرضا گفتم، زود است، تا ببینیم حکم چیست.»

منابعویرایش

پیوند به بیرونویرایش