باز کردن منو اصلی

کورش نامی ایرانی است که بر روی کوروش بزرگ بنیان‌گذار سلسلهٔ هخامنشی، پدربزرگش و پسر دوم داریوش دوم گذاشته شده‌است.

محتویات

معنی نامویرایش

در زبان فارسی این نام با دو املا کورش و کوروش نوشته می‌شود که کورش قدمت بیشتری دارد و در متون تاریخی به زبان فارسی به کار رفته است.

بنابر یک نظریه، کوروش، نامی پارسی است که می‌تواند مرتبط با Kúru- ایرانی باستان که در رزم‌نامه ملی هندی‌ها، ذکر شده، باشد.[۱] نظریه دیگر، تفسیر این نام به معنی «خوار کننده دشمن در مشاجره» که مشتقی از ریشه هندواروپایی و هندوایرانی kaũ-* به معنی «خوار کردن، پست کردن»، است، اما رضایی باغ‌بیدی، این تئوری را رد کرده‌است. به گفته او، کلمه kaũ-*، یک مشتق هم در زبان‌های ایرانی (از باستان تا امروزی) نداشته‌است.[۲] ووتر هنکلمن معتقد است که کوروش، نامی عیلامی است که کوتاه‌شده از «خداینام+فعل» است. به معنی «خدای [نامعلوم] نگهداری کرد/حمایت ارزانی داشت». نظریه هنکلمن، بر اساس سخن استرابن است که گفته: «کوروش قبل از آنکه شاه شود، با نام (ایرانی قدیم) «آگراداتس» خوانده می‌شد.» از نظر او، عیلامی بودن «کوروش»، دلیلی بر عیلامی‌تباری او نیست، چرا که در کتیبه بایگانی «آکروپل» شوش (اوایل قرن ششم پ.م)، به خوبی نماینگر فرمانروایی کوروش بر مردمی بود که خود را «پارسی» می‌دانستند، در حالی که اثری از «انشان» به چشم نمی‌خورد. اما چرا کوروش نامی عیلامی برای خود برگزید؟ پاسخ هنکلمن این است که کوروش خود را در استوانه‌اش «شاه [شهر] انشان» (که تبارش تا «چیش‌پیش» می‌رساند که او هم شاه انشان معرفی کرده‌است) در مقابل ادعای مشابه نبونئید در استوانه «سیپار» به کار برده است. از نظر او، انشان نامی بود که برای بابلی‌ها، اسمی مشهورتر بود. از همین‌رو، او خود را پادشاه انشان معرفی کرد تا به خودش (به عنوان فرمانروای نخستین امپراتوری جهان) سابقه‌ای داده باشد.[۳] اما رضایی باغ‌بیدی، با سخن استرابو مخالف است. در روایت استرابو (کتاب ۱۵، فصل ۳، بند ۶)، نام کوروش بزرگ در آغاز «آگراداتس» بود و «کوروش» نامی است که او پس از پادشاهی و با الهام از نام رود «کُر» در جنوب پاسارگاد بر خود نهاد.[۴]

نام کوروش بزرگ به زبان های مختلفویرایش

نام کوروش در زبان‌های گوناگون باستانی به‌گونه‌های مختلف نگاشته شده‌است:

  • پارسی باستان: Kūruš
  • در کتیبه‌های عیلامی: Ku-rash
  • درکتیبه‌های بابلی: Ku-ra-ash
  • در زبان یونانی باستان: Κῦρος آمده‌است.
  • در زبان عبری: کورِوش Koresh
  • در زبان لاتین: سیروس Cyrus(که به انگلیسی «سایروس» خوانده می‌شود.)

برخی گونه‌هاي نوشتاری نام کورش در زبان‌های گوناگون این‌ها هستند:

Kūroš * Old Persian

Kuraš * Elamite

Kwrš * Imperial Aramaic

Horus * Egyptian

Κῦρος, Kuros, Κύριλλος, Kyrillos * Greek

Kyros, Kyrios, Kristus * Biblical Greek

Cyrus * Latin

Koresh * Hebrew

Cyro, Ciro, Cirino * Italian

Cirino * Spanish

Ciara * Celtic

Ки́ра, Kira * Russian

Kiira * Finnish

Chris * International

Akira * Japanese

also feminine forms e.g. Kyra * International

نام‌هاي دیگری نیز هم ریشه با نام "کورش" هستند که کمابیش در همه فرهنگ‌هاي جهان به کار میروند و هم بر روی زنان و هم بر روی مردان گذاشته می‌شوند، مانند نام‌هاي ؛

Kaira, Keera, Keira, Kyra, Kyrah, Kyreena, Kyrha, Kyria, Kyrie, Kyrene, Kyrra, Kirra, Kira, Kirwan, Ciaran, Keiran, Cy, Cyril, Cyrill, Cyrille, Kirill, Kiryl, Kyryl, Kiril, Kyrill, Kirillos,...

همچنین کنیه و برنام "Sir" به چم "Lord" یا "سرور" که در انگلیسی برای مردان به کار میرود نیز از ریشه اروپایی شده (لاتین شده = Cyr) "کورش" یا همان "سیروس" گرفته شده‌است.

***

برای مانی‌هاي (معنی های) نام "کورش" دیدگاه‌هاي فراوانی هست، و "خورشید" یا "هورشید" یکی از آن‌ها است. همان گونه که در جستار نوشته شد، کهن واژه آریایی "کو" به چم "نور" و "را" (در انگلیسی "ray") به چم "پرتو" مي‌باشد، از این روی کو + را + [پسوند] ش، به چم دارنده یا تابنده پرتوی نور، یا همان "خورشید" در پارسی امروزی است.

کمابیش همه زبان‌هاي زنده جهان برای واژه "نور" که خود در بنیان آریایی است، از ریشه‌هاي آریایی آن کاربری مي‌کنند ؛ مانند:

واژه‌هاي "کو"، "سو"، "هو"، "خو"، "لو"، "لوم"، "لوس"، "لوکس"، و بسیاری واژگان هم آوای دیگر در زبان‌های گوناگون جهان همگی به چم "نور" یا "روشنایی" هستند. اما در درازای چندین هزاره آوای آن‌ها دگرگون شده‌است.

حتی در زبان ایتالیایی واژه "کیارو chiaro" به چم "نور" هم ریشه همان واژه‌هايي است که برای نام "کورش" به کار میبرند مانند "کیرو" یا "سیرو"، از این روی بسیاری زبان‌های اروپایی واژه‌ها و نام‌های گوناگونی از بن واژه‌هاي یونانی-لاتین آن "کلاروس"، "کیاروس"، "کوروس"، گرفته‌اند که همگی به چم "روشنایی"، "شفافیت"، درخشندگی"، و ... هستند، مانند نام‌های "کیارا"، "کلارا"، "کریستال"، واژه "clear" در انگلیسی و همچون آنها.

***

باید در نگر داشت که پیش از کورش بزرگ نیز از واژه "کورش" کاربری میشده، و بیشتر به چم "خورشید"، "روشنایی بخش"، "نور دهنده"، و جز آن‌ها به کار مي‌رفته است، اما پس از کورش بزرگ و هنایش پذیری برگه‌هاي ادبی و اسطوره ای جهان از اندیشه، منش و کردار اوی، این نام، چم‌ها، مانی‌ها و آرش‌هاي گوناگونی پیدا کرده‌است، که "سرور"، "بزرگوار"، "فرستاده [برگزیده] خداوند"، "آزاد کننده"، "رهایی بخش"، "پسر بهشتی"، "فرزند راستین"،"سخنور توانا"، و جز این‌ها از آن دسته هستند.

فرتور: ستایش نامه (گرامی نامه) کورش بزرگ (Panegyric of Kyrus the Great , or simply Kyrus Panegyric) یافت شده در ویرانه‌هاي بابل که کردار و شیوه رفتار کورش بزرگ پس از آزاد سازی بابل را باز گویی می‌کند.

افراد سرشناس با نام کورشویرایش

در زبان انگلیسی این نام سایروس نوشته می‌شود و نام کوچک و نام خانوادگی بسیاری سرشناسان را شامل می‌شود. در زبان فارسی برخی سرشناسان دارای نام کورش عبارتند از:

این نام همچنین برای نامیدن مکان‌های مختلفی به کار رفته است:

پانویسویرایش

  1. Schmitt, CYRUS i. The Name.
  2. رضایی باغ‌بیدی، کورش و ذولقرنین، ۶۵-۶۶.
  3. هنکلمن، ووتر (۱۳۹۱). ترجمهٔ کامیار عبدی. «آیا کوروش پارسی بود؟». سرزمین من-ماهنامه ایرانشناسی. مهر: ۱۰۶-۱۰۷. دریافت‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۱۵.
  4. رضایی باغ‌بیدی، کورش و ذولقرنین، ۶۴.

منابعویرایش

  • آبایف، واسیلی. «شرحی در پیرامون واژه‌شناسی نام‌های خاص ایرانی». بررسی‌های تاریخی. ترجمهٔ عنایت‌الله رضا (تهران)، ش. ۷۱ (مرداد و شهریور ۱۳۵۶).
  • پیرنیا، حسن (۱۳۶۹). ایران باستان. نخست. تهران: دنیای کتاب.
  • رضایی باغ‌بیدی، حسن (۱۳۹۰). «دربارهٔ نام کوروش». کوروش و ذولقرنین. تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۷۰۲۵-۹۶-۶.
  • Schmitt, Rüdiger (1993). "CYRUS i. The Name". Encyclopædia Iranica. ۴. New York: Bibliotheca Persica Press. p. ۵۱۵-۵۱۶. Retrieved ۲۰۱۲-۰۶-۳۰.

www.baharnews.ir