باز کردن منو اصلی

ابوالفضل برقعی قمی (نام کامل: سید ابوالفضل ابن الرّضا برقعی قمی، زادهٔ ۱۲۸۷ - درگذشتهٔ ۱۳۷۰)، از روحانیان تجدیدنظرطلب و اصلاح‌گر دینی بود.[۱]ابن الرّضا، بخشی از نام خانوادگی (شناسنامه‌ای) اوست[۲] که برابر با معنای واژۀ رضوی است. برقعی معتقد است که پیشوای یازدهم شیعه، یعنی حسن عسکری، هرگز فرزندی به نام مهدی نداشته، و دیدگاه امام‌زمانی، دیدگاهی انحرافی در اسلام است که پس از مرگ حسن عسگری، به وجود آمد.[۳]

سید ابوالفضل برقعی
سید ابوالفضل ابن‌الرضا برقعی قمی
Borgee.jpg
زادروز۱۲۸۷
قم
درگذشت۱۳۷۰(۸۳سال)
محل زندگیکن (تهران)
تبارایرانی
سال‌های فعالیتمعاصر
شناخته‌شده برایعالم مسلمان، قرآن‌گرایی
تأثیرپذیرفتگانصادقی تهرانی
دیناسلام
مذهبشیعه دوازده امامی (جوانی تا ۴۵ سالگی)
خروج از تشیع و نقد مذاهب تشیع و اهل سنت (از ۴۵ سالگی به بعد)
استادهاعبدالکریم حائری یزدی ابوالحسن موسوی اصفهانی

برقعی از قربانیان منتسب قتلهای زنجیره‌ای نظام جمهوری اسلامی در دهه هفتاد خورشیدی بوده‌است. وی خود در کتاب زندگی‌نامه‌اش سوانح ایام مدعی شده که توسط عوامل وابسته به نظام جمهوری اسلامی به ضرب گلوله هدف یک ترور ناموفق قرار گرفته‌است.[۴]

زندگی‌نامهویرایش

او در شهر قم و در خانواده‌ای شیعه (شیعه امامیه)، زاده شد. پدرش فردی فقیر بود. مادرش سکینه‌سلطان، دختر غلام‌رضا قمی بود. برقعی از ده سالگی، پای در مکتب گذاشت، تعلیم و قرائت قرآن را فراگرفت و سپس نزد شیخ عبدالکریم حائری از عالمان سرشناس شیعه رفت تا مراحل تحصیلش را ادامه دهد. او برای تخصص در علم فقه و اصول فقه به نجف رفت و سه سال در آنجا سپری کرد و از مرجع شیعه ابوالحسن موسوی اصفهانی، علم فقه را کسب نمود.[نیازمند منبع] برقعی، قبل از بازگشت به ایران، اجازه‌نامۀ اجتهادش را از ابوالحسن اصفهانی، دریافت کرد.[نیازمند منبع]

پس از ورود به ایران وی، علاوه بر تدریس و تحقیق در علوم دینی، مسائل سیاسی را نیز پیگیری می‌کرد. او به ابوالقاسم کاشانی علاقه داشت و وقتی که کاشانی در تبعید بود، برقعی با وی ارتباط داشت و هنگامی که کاشانی به ایران بازگشت، این ارتباط، صمیمی‌تر شد و به امامت مسجد گذروَزیردفتر، منصوب شد. ابوالفضل برقعی قمی، از خویشاوندان مرجع تقلید تبعیدی (تبعید در دهۀ 60)، یعنی علی اکبر برقعی قمی است. با توجه به نظرات وی در نقد(به گفته وی خرافات شیعه)، مورد اعتراض فقیهان شیعه، قرار گرفت و در سال ۱۳۶۶ خورشیدی، نیز، به مدت ۱۶ ماه در زندان اوین محبوس و سپس تبعید گردید و پس از بازگشت از تبعید در منطقه کن تهران زندگی می‌کرد و در سال ۱۳۷۰ شمسی درگذشت.[۱]

ترور و مرگویرایش

وی پس از جان‌سالم به‌دربردن از اقدام به ترورهای ناموفق، تحمل تبعید توسط حکومت، دستگیری‌های متعدد و تحمل زندان در سال ۱۳۷۰ خورشیدی در منزل فرزندش در كن از توابع تهران درگذشت و در قبرستان امامزاده شعيب به‌خاک سپرده شد.[۵] برخی ترور وی را با قتلهای زنجیره‌ای مرتبط دانسته و به عوامل نظام جمهوری اسلامی نسبت داده‌اند.[نیازمند منبع]

دیدگاه‌هاویرایش

برقعی در ۴۵ سالگی، این ایده را مطرح کرد که در مذهب شیعه، خرافات زیادی، وجود دارد که بر خلاف تعلیمات قرآن هستند و بر اساس گفتۀ خودش، سعی کرد تا با این خرافات، مبارزه کند. از آن به بعد، وی اصلاحاتی در نظرهای خود، ایجاد کرد، از جمله، مخالفت با بزرگ نمایی علی بن ابیطالب، زیر سؤال بردن توسل به امامان و محدود کردن خمس تنها برای غنایم جنگی، همچنین، او انتقاداتی نیز به حوزه علمیه و برخی روحانیون کرد. وی معتقد بود که «قرآن، احتیاج به تفسیر ندارد، چون تفسیر، نظر انسانی است؛ در حالی که قرآن، سخنان خداست و هر فرقۀ اسلامی، به نفع خودش، قرآن را تفسیر می‌کند؛ با این حال، برای غیر عرب‌زبان، باید قرآن را خوب، ترجمه نمود و نه تفسیر». همین مخالفت وی با خرافات شیعه، باعث شد که در دهۀ 60، به دست برخی از عوامل حکومت وقت، مانند همفکرش حیدرعلی قلمداران قمی، البتّه به گونۀ ناموفّق، ترور شود.

آغاز تحول فکری برقعی، در تألیف کتاب درسی از ولایت متبلور بود. وی در این کتاب به‌طور مفصل و مدلّل، اندیشه ولایت تکوینی را که برخی علمای دینی، در زمان وی آن را ترویج و تبلیغ می‌نمودند، رد می‌کرد. این اثر برقعی باعث عکس‌العمل‌های گوناگون و درگیری‌های فکری میان موافق و مخالف گردید و غالیان در رد آن، کتاب‌ها نوشتند و سخنرانی‌ها کردند.

وی در کتاب «تضاد مفاتیح‌الجنان با قرآن» می‌گوید:

ازجمله خرافاتی که در میان عوام مسلمین حتی در میان عالم نمایان رواج دارد و نتیجه سکوت علما است، اعتقاد به کرامات و معجزات از قبور ائمه یا اعقاب آن‌ها و سایر بزرگان دین است. در حالی که چنین اعتقاداتی مخالف اصل «توحید» و عقاید اصیل اسلامی و قرآنی است.[۶]

چون برخی از کتاب‌های محمد بن عبدالوهاب و ابن تیمیه (مثل "توحید") را به فارسی ترجمه کرد و از آرای ایشان حمایت می‌کرد، وی را به وهابی بودن متهم کردند هر چند خود برقعی این اتهام را به شدت رد می‌کرد و اعلام نمود که دوستدار اهل بیت است. گروهی از مخالفانش، عقاید برقعی و همفکرانش را ناشی از نفوذ عقاید وهابی‌ها می‌دانند و به این دلیل به آن‌ها شیعیان وهابی می‌گویند. باور برخی دیگر، بر این است که وی تا آخر عمر، به امامان شیعه، معتقد بوده‌است.[۷][۸]

در فقهویرایش

برقعی معیارهای سه‌گانه‌ای برای نقش مرجعیت فقیه مسلمان برای استنباط احکام و عقاید دارد:

  1. قرآن و سنت: برقعی بر این معیار، سخت تأکید می‌کند، و از همین‌جا می‌توان او را از جمله کسانی شمرد که «قرآنیان شیعه» نامیده شده‌اند.
  2. فهم متقارن و تطبیقی اسلام: منظور برقعی از «مقارن» آن است که رجوع به روایات و نصوصِ عقاید عموم مسلمین باید به عنوان معیار شناخته شود، نه یک مذهب واحد جدای از دیگر مذاهبِ دیگر این که شواهد و قرائن را از عموم منابع موجود اسلامی گردآوری کنیم تا مفهوم اسلامی و حکم شرعی الهی را به دست آوریم.
  3. عقل: برقعی در نقد احادیث، همان گونه که به قرآن استناد و تکیه می‌کند، بر عقل سلیم نیز کاملاً تکیه و تأکید دارد.[۹]

کتاب‌شناسیویرایش

در سال‌های اخیر اکثر آثار وی در خارج از ایران و به‌طور عمده توسط منابع اهل سنت منتشر شده‌است.[۱۰]

پانویسویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ جعفریان، رسول (۱۳۸۷). جریان‌ها وسازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران. تهران: خانه کتاب. ص. ۹۰۹. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۵۵۰۵-۹ مقدار |شابک= را بررسی کنید: length (کمک).
  2. برقعی قمی، سوانح ایّام
  3. برقعی قمی، بررسی علمی در احادیث مهدی
  4. ابن الرضا برقعی، سید ابوالفضل. سوانح ایام. ص. ۴۹. دریافت‌شده در ۲۰ اکتبر ۲۰۱۸.
  5. جعفریان، رسول (بهار ۱۳۸۵). جريانها و سازمانهاي مذهبي ـ سياسي ايران. پارامتر |تاریخ بازیابی= نیاز به وارد کردن |پیوند= دارد (کمک)
  6. تضادمفاتیح با آیات قرآن وبگاه سید ابوالفضل برقعی
  7. پاسخگو
  8. «ابوالفضل برقعی کیست؟ آیا شیعه بوده و سنی شده‌است؟ | پرسمان دانشجویی - وهابیت». دریافت‌شده در ۲۰۱۷-۰۳-۲۲.
  9. نظریه السنة فی الفکر الإمامی الشیعی، استاد حیدر حب الله، صص 647 - 6
  10. وبگاه کتابخانه عقیده

منابعویرایش