شوریده شیرازی

شاعر ایرانی

شوریده شیرازی، حاج محمد تقی، ملقب به فصیح‌الملک، متخلص به شوریده، پدرش عباس پیشه‌ور از اعقاب اهلی شیرازی، شاعر معروف عهد قاجار است. زادروز او به تاریخ (۱۲۷۶ هجری قمری) در شیراز بود. او در روز پنج‌شنبه (۲۱ مهر ۱۳۰۵ خورشیدی) برابر با ششم ربیع‌الثانی (۱۳۴۵ هجری قمری) در زادگاه خود درگذشت و در جوار آرامگاه سعدی به خاک سپرده شد.

شوریده شیرازی
Shoorideh Shirazi.png
نام اصلی
حاج محمد تقی
زاده۱۲۷۶ (قمری)
شیراز،
درگذشته۶ ربیع‌الثانی ۱۳۴۵ (قمری)
پنج‌شنبه ۲۱ مهر ۱۳۰۵
شیراز،
آرامگاهدر جوار آرامگاه سعدی
نام(های) دیگرملقب به فصیح‌الملک و مجد الشعرا،متخلص به شوریده
پیشهشاعر
ملیتایران ایرانی
در زمان حکومتقاجاریه
همسر(ها)(ازدواج ۱۳۲۳ (قمری))
فرزند(ان)حسین
پدر و مادرعباس پیشه‌ور

زندگیویرایش

شوریده در هفت‌سالگی به علت ابتلای به بیماری آبله از هردو چشم نابینا و چهره‌اش آبله‌گون شد. او از نابینا بودن و آبله‌رویی خود به حسرت یاد می‌کرد:

با علت بی‌دیدگی از عیش مزن لافاین حسرت دیدار که داری تو، که دارد

و در توصیف چهره خود چنین سروده‌است:

وه از این گونه‌ام، ماشااللهدیده‌ام نیست که در آینه خود را نگرم
خلق خندند چو من وصف رخ خویش کنمخود بگوشم شنوم، آخر کورم، نه کرم
گو بخندید که گر زشتم در چشم شمادر بر مادر خود، خوب چو قرص قمرم
گاه سوزد همی اسپند و دعایم گوید که هماره به عزیزی زی، زیبا پسرم

وی در نه‌سالگی پدر ش را از دست داد و در تحت سرپرستی دایی‌اش قرار گرفت. شوریده به زودی در کسب فضایل پیشرفت شایان نمود و به سبب مکاتبه و مشاعره با شاعران نامدار معاصر مانند: صبوری خراسانی، ملک‌الشعرای بهار، ایرج میرزا، و وحید دستگردی، مشهور شد.

سفرهای شوریدهویرایش

در سال (۱۲۸۸ هجری قمری) به زیارت مکه مشرف شد و در سال (۱۳۰۹ هجری قمری) به بوشهر و بندرعباس سفر نمود. شوریده در سال (۱۳۱۱ هجری قمری) به اتفاق حسین‌قلی‌خان نظام‌السلطنه مافی به تهران رفت و به همراهی میرزاعلی‌اصغر صدراعظم به دربار ناصرالدین‌شاه راه یافت و از جانب او به فصیح‌الملک ملقب شد. ناصرالدین‌شاه به خاطر سرودن قصیده مدحیه، قریه بورنجان واقع در بلوک کوهمره فارس را به او بخشید.

اشعار شوریدهویرایش

شوریده یکی از شاعران نامی قرن معاصر است. در سرودن انواع شعر به‌ویژه قصیده و قطعه، استاد است. اشعارش سرشار از مضامین بکر و معانی نو و ترکیبات تازه‌است. شوریده در بکار بردن اصطلاحات عامیانه مهارت داشته و می‌توان وی را با رودکی و ابوالعلا معری مقایسه نمود، چنان‌که خود نیز به آن اشاره دارد:

من نه شوریده شیدام، که اندر این عصربوالعلای دگر و ابن عباد دگرم

شعری دیگر:

روی بنمایی و دل از من شوریده رباییتو چه شوخی که دل از مردم بی دیده ربایی
حسن،گویند که چون دیده شود دل بربایدتو بدین حسن دل از دیده و نادیده ربایی
تو که خود فاش توانی دل یک شهر ربودندل«شوریده» روانیست که دزدیده ربایی

زندگی زناشوییویرایش

شوریده به سال (۱۳۲۳ هجری قمری) ازدواج کرد. نخستین فرزندش را که پسر بود حسین نام نهاد. شوریده از این‌که صاحب فرزندی شده، از فرط خوشحالی غزلی سرود که چند بیت از آن را می‌بینید:

هم‌خوابه من دوش برایم پسری زادنور بصری بهر من ِ بی‌بصری زاد
این کلبهٔ ویرانهٔ من باغچه‌ای گشتزآن باغچه سروی شد و زان سروبَری زاد
از گریه او شب همه شب، دوش نخفتمپیداست ز شوریده که شوریده‌تری زاد

شوریده قبل از مرگ، اشعاری برای سنگ مقبره خود سروده که با این بیت شروع می‌شود:

چون برین در، سر و کار است به رحمان ِ رحیمنه امیدم به بهشت است و نه بیمم ز جحیم

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  • سیمای شاعران فارس در هزار سال، تألیف حسن بامداد، انتشارات ما، جلد اول - ۱۳۷۷