لازار فئودورویچ بیچراخُف، (به روسی: Лазарь Фёдорович Бичерахов)، (زاده ۱۵ نوامبر ۱۸۸۲ در سن پترزبورگ - درگذشته ۲۲ ژوئن ۱۹۵۲ در دارمشتات)، افسر اوستیایی ارتش روسیه تزاری بود که در جنگ جهانی اول، جنگ داخلی روسیه و جنگ جهانی دوم در ناحیه قفقاز شرکت کرد.[۱]

لازار فئودورویچ بیچراخُف
Bicher2.jpg
محل تولد سن پترزبورگ، امپراتوری روسیه
تاریخ تولد ۱۵ نوامبر ۱۸۸۲(۱۸۸۲-11-۱۵)
محل مرگ دارمشتات آلمان غربی
تاریخ مرگ ۲۲ ژوئن ۱۹۵۲ میلادی (۶۹ سال)
تابعیت  روسیه
 بریتانیا
 آلمان نازی
 آلمان غربی
نیرو سواره نظام
طول خدمت ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۹
درجه سرهنگ ارتش امپراتوری روسیه، ژنرال ارتش انگلیس
جنگ‌ها
نشان‌های لیاقت نشان سنت جورج درجه ۳، نشان سنت جورج درجه ۴، نشان سنت ولادیمیر درجه ۴
عملیات‌های مهم جنگ منجیل، جنگ باکو

محتویات

زندگی‌نامهویرایش

با اصالت دیگور از اوستیا، متولد سنت پیترزبرگ روسیه و پدرش افسری از ناحیه تِرِک[* ۱] اوستیا بود. پس از گذراندن مدرسه ابتدایی در سنت پیترزبرگ، وارد مدرسه نظامی الکسی‌وسکوی مسکو شد.[۱] طی جنگ اول جهانی، ابتدا در هنگ اول گروسکو موژدک (سالهای ۱۹۱۴–۱۹۱۵)خدمت کرد. سپس در ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۸ در سپاه ژنرال باراتف[* ۲] با درجه سرهنگی خدمت نمود که درگیر در جنگ جهانی اول در ایران بود. او فرماندهی یک واحد قزاق تِرِک به استعداد ۸۰۰ نفر را برعهده داشت.[۲] پس از انقلاب روسیه، در اوایل ۱۹۱۸ فرماندهی گروهی حدوداً هزار نفره از قزاقان ضدانقلاب را برعهده گرفت که تحت فرماندهی انگلیسی‌ها به فرماندهی ژنرال دنسترویل[* ۳] قرار گرفتند. بیچراخف برای الحاق نیروی خودش به انگلیسیها، معادل چهل میلیون دلار امروزی از ایشان پول دریافت نمود.[۳] هزینه ماهیانه نیروی بیچراخف برای انگلیسیها ماهیانه ۲۲۰ هزار تومان بود.[۴]

جنبش جنگلویرایش

ژنرال لیونل دنسترویل، فرمانده نیروی دنسترفورس بود که برای اشغال باکو از همدان به انزلی و در ژوئن ۱۹۱۸ از انزلی به باکو حرکت کرد. این نیروی هزار نفره انگلیسی بعلاوه نیروهای بیچراخف، در منجیل با نیروهای جنبش جنگل به رهبری میرزا کوچک خان درگیر شدند که منجر به شکست جنگلیها از قوای مجهز تحت فرمان انگلیسیها شد.

میرزا در مذاکره قبول کرده بود که نیروهای بیچراخف بدون دردسر از گیلان بگذرند چونکه در حال بازگشت به سرزمین خود هستند. با این شرط که در دسته‌های ۲۰۰ نفره اسلحه خود را تحویل داده و در انزلی آنرا تحویل بگیرند. بنا به گفته نیکیتین، فرستادگان جنبش جنگل در مذاکره حتی اجازه داشتند که بگویند آذوقه و علیق هم بآنها داده خواهد شد بعلاوه نیروی مسلح گیلان در موقع عبور به نیروی بیچرفروس سلام خواهد داد و تشریفات و تجلیلی برای آنها قائل خواهد گردید.[۵] اما با گذشتن انگلیسیها از خاک ایران موافقت نکرد. در مورد رفتار قزاقان روس با زنان و کودکان گزارشهایی وجود دارد که شرط میرزا را قابل درک می‌سازد.[۶]

بطوری که ابراهیم فخرایی در کتاب سردارجنگل می‌نویسد، بیچراخف در ظاهر شرطهای میرزا را قبول کرده بوده و یک مهلت ۲۴ ساعته داده بوده تا جنگلیها از میرزا تضمین نظامی بگیرند، اما هنوز چیزی از شروع مهلت نگذشته بوده که حمله را شروع می‌کند.[۷] به هرحال، در چهارم رمضان ۱۳۳۶ هجری قمری،[۷] برابر با ۱۲ ژوئن ۱۹۱۸ میلادی،[۸] نیروی مشترک روسی - انگلیسی[۸] به نیروهای جنگل در پل منجیل، محل فعلی سد سپیدرود یورش می‌برندو با توپخانه سنگین، هواپیما و زره‌پوش به جنگلیها حمله می‌کنند. جنگلیها که بغیر از تفنگ در جمع تنها دو عدد مسلسل داشتند حدود صد نفر تلفات می‌دهند و به رودبار عقب‌نشینی می‌کنند.[۹] سردستگی اولین سنگر از مدافعان جنگلی پل منجیل بر عهده محمودخان ژولیده بود که پس از کشته شدن ۱۸ نفر از همسنگرانش، زخمی شد و توسط انگلیسیها جهت مداوا به قزوین برده شد که حاضر به قبول درمان بقول خودش دشمنان وطن نشد و درگذشت.[۱۰]

باکوویرایش

در تاریخ ۵ ژوئیه ۱۹۱۸، بیچراخف و نیروهای زیرفرمانش در حوالی باکو پیاده شده[۱۱] و مستقیماً وارد جنگ با نیروی اردوی اسلام قفقاز شدند. بیچراخف از سوی شورای بلشویک باکو بعنوان یکی از فرماندهان ارتش سرخ انتخاب شد و دفاع جناح راست باکو (در کُردامیر[۱۱]) را برعهده داشت،[۱۲] اما پس از سه هفته نتوانست جلوی نیروی بزرگتر ترک - آذری را بگیرد و به داغستان عقب‌نشینی کرد. مدتی بعد، خود نیروهای انگلیسی وارد باکو شدند که بدنبال اشغال باکو، نیروهای آذری-عثمانی دنسترویل را شکست دادند که دو ماه بعد بعلت تسلیم عثمانی، بر طبق پیمان مودروس دوباره باکو به انگلیسی‌ها پس داده شد. ژنرال تامسن[* ۴] انگلیسی، اداره باکو را بر عهده گرفت و عثمانی‌ها باکو را ترک کردند. در ابتدا سیاست انگلیسیها نسبت به جمهوری آذربایجان مثبت نبود و ژنرال تامپسن پرچم آذربایجان را در باکو پایین کشید و ادعا کرد تنها نیروی غیر انگلیسی که به رسمیت می‌شناسد نیروی روسهای تزاری بیچراخف است.[۱۳] اما به تدریج پس از اینکه افسران انگلیسی سپاه مستعمراتی هند نظر خود را برای ایجاد حکومتهای حائل بین روسیه و هند جا انداختند، دولت انگلیس حکومت جمهوری آذربایجان را قبول کرده و از ۲۸ دسامبر دولت فتحعلی خان خویسکی[* ۵] (جمهوری آذربایجان) را بعنوان تنها قدرت قانونی در آن ناحیه به رسمیت شناخت.[۱۴] حضور انگلیسی‌ها تا تاریخ نوزدهم اگوست ۱۹۱۹ ادامه داشت که پس از آن اداره امور را به دولت جمهوری آذربایجان واگذار نمودند. بیچراخف اصلاً با دولت جمهوری آذربایجان خوب نبود و در دسامبر ۱۹۱۸ به باکوی تحت حکومت انگلیسیها برگشته بود تا با بسیج نیرو به قوای ژنرال دنیکین ملحق شود و تشکیلاتی بنام حکومت قفقاز-کاسپین راه انداخته بود که صریحاً قصد براندازی جمهوری آذربایجان را داشت.[۱۵] گرچه مقامات انگلیسی او را بعنوان دیدار به انگلیس بردند و نیروهایش را مجبور به ترک باکو نمودند، اما حتی پس از پیوستن نیروهای بیچراخف به دنیکین هنوز هم خطر برای جمهوری آذربایجان باقی بود چونکه ژنرال دنیکین هم قصد برانداختن جمهوری آذربایجان را داشت.[۱۵] دنسترویل در خاطرات خود اشاره می‌کند که نظرش نسبت به بیچراخف بسیار مثبت است، اما بیچراخف دشمنان زیادی در بین انگلیسیها دارد.[۱۶]

 
پیکان‌های آبی رنگ مسیر نیروهای دنسترویل و بیچراخف را به سوی باکو نشان می‌دهند. ناحیه هاشورخورده سبزرنگ محل درگیری با نیروهای جنبش جنگل است .

پس از فروریختن رژیم تزاری در روسیه، نیروهای نظامی روسیه که در جبهه قفقاز با عثمانی درگیر بودند، از ادامه جنگ سرپیچی کردند و بصورت متفرق به روسیه بازگشتند. از سوی دیگر نیروهای عثمانی هم که با تمایلات پان‌تورانی در ظاهر ادعا به همبستگی ملتهای مسلمان می‌نمودند با تشکیل اردوی اسلام قفقاز به فرماندهی نوری‌پاشا[* ۶] با ارمنی‌ها، بلشویکها و نیروهای دنسترویل درگیر شدند. در ابتدا (طی اوایل تابستان ۱۹۱۸)، نیروی بیچراخف ظاهراً به کمون باکو ملحق شد[۲] که در مقابل نیروهای نوری‌پاشا می‌جنگید. کمون باکو،[* ۷] به ریاست استفان شائومیان[* ۸] ارمنی، شورایی بلشویک بود که اداره باکو را برعهده گرفته و غالباً با مخالفت آذریها روبرو بود.[۱۷][۱۸] طی تابستان ۱۹۱۸، داشناکها، سوسیالیتهای انقلابی[* ۹] و منشویکها، کمون باکو (بلشویکها) را که با دخالت دنسترویل مخالفت می‌کردند از شهر بیرون کردند و دیکتاتوری سنتروکاسپی[* ۱۰] را جایگزین آن نمودند که هم از سوی دنسترویل حمایت می‌شد و هم از سوی روسهای سفید.[۱۹] در این گیرو دار، بیچراخف و نیروهایش، به دیکتاتوری میان خزری پشت کرده و هنگام نزدیک شدن سپاه عثمانی-آذری (نیروهای نوری‌پاشا)، محل خدمت خود را ترک نموده به شهر مخاچ‌قلعه در داغستان رفتند که در آن هنگام پترووسک[* ۱۱] خوانده می‌شد. بیچراخف با اشغال این شهر شروع به ارتباط با ژنرال دنیکین[* ۱۲] نمود که از مهمترین سران ارتش سفید بود. در مخاچ‌قلعه، برادر لازار بیچراخف، یعنی گئورگی بیچراخف، که او هم از افسران ضدانقلاب روسیه بود به او ملحق شد. در ژانویه ۱۹۱۹،[۱] واحد بیچراخف به بندر باتومی در گرجستان منتقل شد تا در آوریل همان سال واحد منحل شود و اعضای آن به نیروهای مسلح جنوب روسیه[* ۱۳] بپیوندند.[۱] این نیرو از نیروهای عمده ارتش سفید بود که وارنگل[* ۱۴] و دنیکین آنرا فرماندهی می‌کردند. در مورد اینکه چرا انگلیسی‌ها نیروی تحت فرمان بیچراخف را از هم پاشیدند اظهار شده است که سیاست انگلیسیها پس از شکست آلمان و عثمانی بیشتر حول حمایت از دولت محلی غیر بلشویک یعنی جمهوری آذربایجان دور می‌زده است که روسهای تزاری مثل باراتف و بیچراخف با آن دشمن بوده و در صدد احیای سلطه روسیه در قفقاز بوده‌اند[۲۰][۲۱] صورت ظاهری فراخواندن بیچراخف به انگلستان این بوده که به او بخاطر تلاشهایش مدال بدهند.[۲۱]

بیچراخف در ۱۹۱۹ به انگلستان[۲][۲۲] و ۱۹۲۸ به آلمان[۱] مهاجرت نمود.

طی جنگ جهانی دوم، بیچراخف با آلمان نازی بر ضد شوروی‌ها همکاری نمود و فرمانده کمیته آزادسازی مردمان روسیه[* ۱۵] در قفقاز جنوبی بود.[۱] او در سال ۱۹۵۲ در شهر دارمشتات آلمان از دنیا رفت.[۱]

جستارهای وابستهویرایش

یادداشت‌هاویرایش

  1. en:Terek Oblast ناحیه ترک، یک از مناطق امپراتوری روسیه در شمال قفقاز بود که پس از الحاق مناطقی مثل چچن، اوستیا و کاباردینو-بالکاریا به روسیه ایجاد شد.
  2. en:Nikolai Baratov نیکلای باراتف، فرمانده کل نیروهای روسی مستقر در ایران طی سالهای جنگ جهانی اول بود که بعد از انقلاب روسیه به نیروهای ضد انقلاب پیوست، شدیداً مجروح شد و به فرانسه گریخت.
  3. en:Lionel Dunsterville
  4. en:William Montgomery Thomson
  5. en:Fatali Khan Khoyski خویسکی در نام این شخصیت آذربایجانی اشاره به شهر خوی در ایران است.
  6. en:Nuri Killigil نوری پاشا برادر انورپاشا صدراعظم است که یکی از کارگردانان اصلی قتل‌عامهای عثمانی برای ارمنیها و یونانیها و دیگر اقوام دیگر عثمانی بود. نوری پاشا در هنگام جنگ جهانی دوم، فرمانده نیروهای ترکستانی رایش سوم بود.
  7. (به انگلیسی: Baku Commune) و (به روسی: Бакинская коммуна)
  8. en:Stepan Shahumyan
  9. en:Socialist Revolutionary Party
  10. Swietochowski در کتابش اشاره می‌کند که منظور از سنتروکاسپی ناوگان دریای خزر است (صفحه ١٣٨) en:Centrocaspian Dictatorship
  11. Petrovsk
  12. en:Anton Denikin
  13. en:Armed Forces of South Russia
  14. en:Pyotr Nikolayevich Wrangel
  15. en:Committee for the Liberation of the Peoples of Russia

منابعویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Бичерахов, Лазарь Фёдорович (بیچراخف لازاروس. اف)». در [[ویکی‌پدیای (روسی)|دانشنامهٔ ویکی‌پدیای (روسی)]] ، بازبینی‌شده در ۲۴ تیر ۱۳۹۳.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ دانشنامه بزرگ شوروی. «Bicherakhov (بیچراخوف)». گروه گییل (به انگلیسی: The Gale Group)، ۱۹۷۰–۱۹۷۹. بازبینی‌شده در ۲۴ تیر ۱۳۹۳. 
  3. Musa Qasimly. «Britain's Azerbaijan Policy (November 1917 - September 1918)». The Visions of Azerbaijan magazine، Spring 2006. بازبینی‌شده در ٣١ تیر ۱۳۹۳. 
  4. لوفت، پل. «[پایان سیطره حکومت تزاری در ایران]». ایران شناخت. ترجمهٔ معصومه ارباب، ش. ۲۰ و ۲۱ (پاییز و زمستان ۱۳۸۱): ۱۸٠. 
  5. نیکیتین، بازیل. خاطرات و سفرنامه موسیو ب نیکتین قنسول سابق روس در ایران. معرفت، ۱۳۵۶. صفحه ٢٩١
  6. Chaquèri, Cosroe. The Soviet Socialist Republic of Iran, 1920-1921: birth of the trauma. University of Pittsburgh Press, 1995. “
    British diplomatic despatches also testify to atrocities by soldiers under the command of their ally General Bicherakhov: "Owing to killing and raping of women and children by Bicherakhov's forces we are not popular as we might be , as Persia says , we are morally responsible" .
      صفحه ٤٤
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ فخرایی، ابراهیم. سردارجنگل. انتشارات جاویدان، ١٣٥٤ چاپ پنجم. صفحه ١٣٢
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ Marcel Bazin. MANJIL. In Encyclopædia Iranica. March 7, 2012. Retrieved 27 July 2014. 
  9. فخرایی، ابراهیم. سردارجنگل. انتشارات جاویدان، ١٣٥٤ چاپ پنجم. صفحه ١٣٥
  10. فخرایی، ابراهیم. سردارجنگل. انتشارات جاویدان، ١٣٥٤ چاپ پنجم. صفحه ١٣٤
  11. ۱۱٫۰ ۱۱٫۱ بیات, کاوه. توفان بر فراز قفقاز. تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه, 1380. ISBN ‎964ـ361ـ065ـ9. صفحه٧١
  12. Tadeusz Swietochowski (2004). Russian Azerbaijan, 1905-1920: The Shaping of a National Identity in a Muslim Community. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-52245-8.  صفحه ١٣٧
  13. Tadeusz Swietochowski (2004). Russian Azerbaijan, 1905-1920: The Shaping of a National Identity in a Muslim Community. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-52245-8.  صفحه١٤١
  14. بیات, کاوه. توفان بر فراز قفقاز. تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه, 1380. ISBN ‎964ـ361ـ065ـ9. صفحه١٠٢
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ بیات, کاوه. توفان بر فراز قفقاز. تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه, 1380. ISBN ‎964ـ361ـ065ـ9. صفحه١٣٣
  16. Dunsterville, Lionel. “The Diaries of General Lionel Dunsterville”. Retrieved 31 تیر 1393. “
    Bicherakov is doing splendidly and I feel I deserve credit for the one thing that I have trusted him throughout against everyone's opinion. The War Office cable me not to trust him, the Baghdad people do the same, all Russians do the same. Had I not fought against their views the fat would, indeed, have been in the fire. Bicherakov has been magnificently successful so far, and all my success has been due to him. I am teaching the people here to understand him. The Chief of Staff Avitisov, hates him, however, we have sent the Chief of Staff off on sick leave and things will be better.
     
  17. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Бакинская коммуна (کمون باکو)». در [[ویکی‌پدیای (روسی)|دانشنامهٔ ویکی‌پدیای (روسی)]] ، بازبینی‌شده در ۲۵ تیر ۱۳۹۳.
  18. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «26 Baku Commissars (کمیسری باکو)». در [[ویکی‌پدیای (انگلیسی)|دانشنامهٔ ویکی‌پدیای (انگلیسی)]] ، بازبینی‌شده در ۲۷ تیر ۱۳۹۳.
  19. مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Armenian-Azerbaijani war (پاراگراف جنگ ارمنی آذری در مقاله جمهوری آذربایجان)». در [[ویکی‌پدیای (انگلیسی)|دانشنامهٔ ویکی‌پدیای (انگلیسی)]] ، بازبینی‌شده در ۲۷ تیر ۱۳۹۳.
  20. لوفت، پل. «[پایان سیطره حکومت تزاری در ایران]». ایران شناخت. ترجمهٔ معصومه ارباب، ش. ۲۰ و ۲۱ (پاییز و زمستان ۱۳۸۱): ۱۸۴. 
  21. ۲۱٫۰ ۲۱٫۱ Tadeusz Swietochowski (2004). Russian Azerbaijan, 1905-1920: The Shaping of a National Identity in a Muslim Community. Cambridge University Press. ISBN 978-0-521-52245-8.  صفحه ۱۵۲ و ۱۵۳
  22. تارنمای اوستی‌ها

جستارهای وابستهویرایش

  • بزوگلنای Безугольный, الکسی. وای Алексей Юрьевич. ژنرال بیچراخف و سپاه قفقازی او، ناگفته‌های جنگ داخلی و دخالت در قفقاز ۱۹۱۷–۱۹۱۹ Генерал Бичерахов и его Кавказская армия. Неизвестные страницы истории Гражданской войны и интервенции на Кавказе. ۱۹۱۷–۱۹۱۹. Tsentrpoligraf, 2011. ISBN ‎B005ZT15H8. 
  • Pezhmann Dailami. JANGALI MOVEMENT. In Encyclopædia Iranica. April 10, 2012. Retrieved 27 July 2014.