باز کردن منو اصلی

نوش‌دارو

داروی زندگانی‌بخش؛ دارویی افسانه‌ای
(تغییرمسیر از نوشدارو)

نوش‌دارو یا انوش‌دارو در اساطیر ایرانی و طب سنتی به داروی حیات‌بخش گفته می‌شود. در دائرةالمعارف غیاث‌اللغات آمده‌است که «نوشدارو معجونی شیرین‌مزه، مفرح قلب و مقوی معده و دوایی است که دفع جمیع آلام و جراحت‌ها کند». در فرهنگ آنندراج به عنوان مرهمی برای رویش و رشد گوشت بیان شده و برخی منابع متقدم دیگر آن را نوعی پادزهر یا تریاق بیان کرده‌اند.[۱]

محتویات

خاستگاهویرایش

چنان‌که در امثال و حکم اثر علی‌اکبر دهخدا آمده‌است، مهمترین اشارهٔ به نوشدارو در اساطیر و تاریخ ایران ریشه در داستان رستم و سهراب دارد. در این داستان که در شاهنامهٔ فردوسی شرح داده شده‌است، رستم دستان، پدر سهراب، در نبردی با او رویارو می‌شود و بدون آگاهی از اینکه سهراب پسرش است، پهلوی او را می‌دَرَد و چون سهراب در حال جان دادن است، نشان سهراب را می‌بیند و درمی‌یابد که او فرزندش است. پس، گودرز را سراغ کاووس می‌فرستد تا از او نوشدارو بگیرد و کاووس از این کار سر باز می‌زند.[۲] ابوالقاسم انجوی‌نژاد در فردوسی‌نامه، ادامهٔ داستان را چنین توصیف می‌کند:[۳]

رستم خشمگین می‌شود و به طرف بارگاه حرکت می‌کند. خبر به کیکاووس می‌دهند که رستم خشمگین شده و به طرف تو می‌آید. کیکاووس از درِ حرمسرا فرار می‌کند و رستم وارد کاخ می‌شود. موقعی که می‌بیند از کاووس خبری نیست، دارو را برمی‌دارد و به طرف سهراب می‌رود اما متأسفانه دیر می‌رسد. منجّم می‌آید و می‌گوید که کار از کار گذشته‌است.

مرشد عباس زریری، از نقالان شهیر شاهنامه، ادامهٔ بخشی از ادامهٔ داستان را که در شاهنامه به آن اشاره نشده‌است این چنین تقریر می‌کند:[۴]

رستم چون برای آوردن نوشدارو پا در رکاب شد، سهراب به هوش آمد و رستم را خواست. رستم بازگشت و دوباره گودرز را برای گرفتن نوشدارو به درگاه کاووس فرستاد: «گویند گودرز در این مرتبه نوشدارو را آورد که سهراب داعی حق را لبیک گفته بود».

ضرب‌المثلویرایش

«نوش‌داروی پس از مرگ سهراب» ضرب‌المثلی است که این داستان دستمایهٔ ایجاد آن شده و به مضمون انجام کاری پس از موعد بایستهٔ آن است. کهن‌ترین منبعی که به این ضرب‌المثل اشاره دارد، دیوان اثیرالدین اخسیکتی است:[۲]

بکوش آنکه پس از گفتِ وی جگر نکنیکه نوشدارو بعد از اجل ندارد سود

در ادبیات فارسیویرایش

بسیاری از شاعران کهن و معاصر فارسی‌گوی در آثارشان به نوش‌دارو اشاره نموده‌اند.

  • سعدی شیرازی:
    زهر از قبل تو نوشداروفحش از دهن تو طیبات است
  • پروین اعتصامی:
    دانی که نوشداروی سهراب کی رسید؟آنگه که او ز کالبدی بیشتر نداشت
  • اوحدی مراغه‌ای:
    نوشدارو که غیر دوست دهدزهر باشد، به خاک ریز و مچش
  • صائب تبریزی:
    نوشداروی امان در گره حنظل نیستبه چه امید به این سبز حصار آمده‌ای؟
  • خواجوی کرمانی:
    نوشداروی من از لعل تو می‌فرمایندبشکر گر چه دوای خفقان نتوان کرد
  • شهریار:
    نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا

منابعویرایش

  1. «مدخل نوشدارو». لغتنامه دهخدا. دریافت‌شده در 24/12/2017. تاریخ وارد شده در |بازبینی= را بررسی کنید (کمک)
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ابوالفضل خطیبی (۱۳۸۹). «منشأ ضربالمثل «نوشدارو بعد از مرگ سهراب»» (PDF). فرهنگ‌نویسی. ۳: ۲۵۳.
  3. انجوی شیرازی، ابوالقاسم (۱۳۶۳). فردوسی‌نامه، مردم و شاهنامه. تهران.
  4. زریری، مرشدعباس (۱۳۶۹). داستان رستم و سهراب، به کوشش جلیل دوستخواه. تهران: توس.