باز کردن منو اصلی

سید محمد وحید میرزاده (زاده دوم فروردین ۱۳۳۷ در کرمانشاه - ۸ اسفند ۱۳۹۰ در تهران) فعال ملی مذهبی، عضو جنبش مسلمانان مبارز، عضو شورای فعالان ملی-مذهبی ایران، روزنامه‌نگار، مقاله نویس و مهندس عمران بود.[۱][۲][۳]

سید محمد وحید میرزاده
زادروز ۲ فروردین ۱۳۳۷
کرمانشاه
درگذشت ۸ اسفند ۱۳۹۰
تهران
ملیت ایرانی
پیشه فعال ملی مذهبی
عضو جنبش مسلمانان مبارز
مقاله نویس
روزنامه‌نگار
عضو مؤسس شورای تحریریه نشریه ایران فردا
همسر زهرا رشیدی
فرزندان منا و مینا

زندگیویرایش

وحید میرزاده در فروردین ماه ۱۳۳۷ در خانواده‌ای متدین در کرمانشاه دیده به جهان گشود. پدرش، سید محمود، از تجار خوشنام و صدیق کرمانشاه و مادرش، احترام، نیز دختر کاظم صمدی از تجار به نام و مشهور آن شهر بود. تحصیلات ابتدایی تا دبیرستان خود را در کرمانشاه ادامه داد و پس از آن، مدرک مهندسی خود را در رشتهٔ عمران از دانشگاه امیرکبیر (پلی‌تکنیک تهران) اخذ نمود. در بهمن ماه ۱۳۶۱ با زهرا رشیدی ازدواج نمود که حاصل این پیوند، دو دختر به نام‌های منا و مینا است.

فعالیت سیاسی خود را با عضویت در «جنبش مسلمانان مبارز» آغاز نمود. در سال‌های ۱۳۶۷–۱۳۷۰ در چاپ و انتشار گاهنامهٔ «احیاء» به همت حسن یوسفی اشکوری، نقش‌آفرین بود. پس از آن از خردادماه ۱۳۷۱ عضو مؤسس تحریریه و دبیر سرویس تاریخ نشریهٔ «ایران فردا» به مدیر مسؤولی عزت‌الله سحابی شد و تا زمان توقیف در اردیبهشت ماه ۱۳۷۹، به فعالیت در این نشریه ادامه داد. این مجله به تدریج از دوماهنامه به ماهنامه و دوهفته‌نامه تبدیل گردید. از منظر میرزاده «ایران فردا در واقع در پی پاسخگویی به نیازهای فکری و سیاسیِ بخش خاموشی از جامعهٔ ایرانی بود که می‌خواستند به مسائل در چارچوب منافع ملی و انسانی و با دیدِ کارشناسی و دراز مدت و منطقی نگاه کنند و از برج عاج آرمان‌گرایی و شور و شعف انقلابی به واقعیت‌های اجتماعی هبوط کنند». میرزاده در طول مدت انتشار ایران فردا، کوشش کرد تا تاریخ شفاهی بخش‌هایی از تاریخ معاصر ایران را، با تمرکز بر نهضت مقاومت ملی ایران و کودتای بدفرجام سی و دو، تدوین نماید. او برای انتقال تجربیات از نسلی به نسل دیگر به انجام گفت‌وگوهای مفصلی با شخصیت‌های سیاسی- تاریخیِ مختلف مبادرت نمود و ماحصل کار خود را در کتابی تحت عنوان «تداوم حیات سیاسی در اختناق؛ تاریخ شفاهی نهضت مقاومت ملی ایران» به چاپ رسانید.

علاقه و ارادت ویژهٔ او به دکتر محمد مصدق نیز در این مطالعات و پژوهش‌های گستردهٔ تاریخ معاصر ایران ریشه داشت. به زعم میرزاده، «دکتر مصدق را می‌توان به جرأت جلودار مردم‌سالاری در ایران امروز دانست». علاوه‌براین میرزاده معتقد بود که «سرنگونی دولت مصدق تنها برکناری یک هیأت دولت و به قدرت رسیدن جناحی دیگر با هر دستاویزی نبود، بلکه این رخداد به مفهوم از میان رفتن نخستین اقدام عملی برای برپایی سامانهٔ دموکراسی در ایران بود. یعنی زیان وارده تنها به یک مقطع زمانی در گذشته محدود نمی‌شد؛ بلکه این زیان وارده به صورت پیوسته در آیندهٔ ایران همواره بروز کرد». میرزاده در پاسخ به منتقدان دکتر مصدق عنوان داشت که «گویا کسانی که مصدق را آرمان‌خواه و ذهنی‌گرا و سنتی توصیف می‌کنند، فراموش کرده‌اند که دکتر مصدق هنگامی در جهت محدود کردن قدرت بلامنازع شاه و دربار برآمد که توانسته بود با سکانداری سیاست خارجی ایران در دنیای بیش از نیم قرن گذشته، اجماع جهانی را علیه دولت امپراتوری انگلیس در دیوان بین‌المللی لاهه به نفع ایران به دست‌آورد و برخلاف دیدگاهی که او را آرمان‌گرا و غیرواقع‌بین یا سیاستمدار سنتی می‌دانند چنین پیروزی بزرگی را بدون شعارهای دست‌نیافتنی و دقیقاً از راه‌های دیپلماتیک به دست‌آورد. انتخاب او به عنوان مرد سال از سوی مطبوعات غربی و رأی دادن قاضی انگلیسی به نفع ایران را نمی‌توان جز با واقع‌بینی و تسلط دستگاه سیاست خارجی او به حقوق بین‌الملل به گونهٔ دیگری تفسیر کرد».

وقوف نسبت به هویت تاریخی خود، تنها به پاسداشت مجاهدت‌های دکتر محمد مصدق در مسیر آزادی و استقلال این مرزوبوم محدود نشد و میرزاده در سالیان بعد در تدوین آثار و خدمات مهندس عزت‌الله سحابی نیز ایفاگر نقشی مهم بود. به باور میرزاده، مهندس سحابی «به راستی عزت ایران و ایرانی است» و «علاقهٔ دوستان به مهندس سحابی تنها از زاویهٔ سابقه و سواد سیاسی یا تحمل زندان یا دیدگاه بلند و داشتن تحلیل واقعی محدود نمی‌شود؛ بلکه نگاه انسانی او مجذوب‌کننده دل‌های علاقه‌مندان است».

مهندس میرزاده به عنوان یکی اعضای هستهٔ مرکزی تشکل ملی- مذهبی و به پشتوانهٔ توانایی‌های شخصی و نیکنامی خانوادهٔ خود، نامزد نمایندگی مجلس ششم از حوزهٔ انتخابیهٔ کرمانشاه شد و چندی نگذشت که با اقبال عمومی مردم آن شهر مواجه شد. با این حال شرایط به گونه‌ای رقم خورد که به رغم آنکه پیشتر صلاحیت وی مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفته بود، شب قبل از برگزاری انتخابات از رد صلاحیت خود مطلع گردید و بدین ترتیب از ادامهٔ مسیر انتخابات بازماند. اما قلب تپندهٔ وی برای این ملک و مردم مانع از آن شد که در آن شرایط حساس، منافع شخصی و فردی را بر منافع ملی ترجیح دهد و در عمل پایبندی خود را به آموزه‌های پیشوای سیاسی خود، دکتر مصدق، نشان داد؛ همو که عنوان می‌داشت: «حیات و عرض و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سرافرازی میلیون‌ها ایرانی و نسل‌های متوالی این ملت، کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آورده‌اند، هیچ تأسف ندارم و یقین دارم وظیفهٔ تاریخی خود را تا سرحد امکان انجام داده‌ام. عمر من و شما و هرکس چند صباحی دیر یا زود به پایان می‌رسد؛ ولی آنچه می‌ماند حیات و سرافرازی یک ملت مظلوم و ستمدیده است».

وحید میرزاده، فعالیت سیاسی و مطالعات تاریخ معاصر ایران را در کنار فعالیت در حوزهٔ تحصیلی خود، یعنی مدیریت و اجرای پروژه‌های ساختمانی متعدد، ادامه داد و همین باعث شد که در کسوت مهندسی برجسته و خوشنام نیز مطرح باشد. افزون بر این وی تا زمان فوت نابه‌هنگام خود عضو شورای فعالین ملی- مذهبی و همچنین عضو فعال شورای اصلاح‌طلبان کرد بود.

در سالیان آخر حیات، محور تمرکز میرزاده به مسائل مربوط به اقوام و دغدغهٔ حفظ تمامیت ارضی ایران معطوف شده بود و به همین دلیل وی تحقیقات گسترده‌ای را در این خصوص انجام داد.

در دیماه ۱۳۹۰ مبتلا به سرطان پیشرفتهٔ ریه شد و علی‌رغم انجام عمل جراحی و شیمی درمانی، تنها با گذشت مدت کوتاهی در هشتم اسفندماه همان سال جان‌به‌جان آفرین تسلیم کرد. وی پس از عزت‌الله سحابی، هاله سحابی و هدی صابر، چهارمین کنشگر ارشد ملی مذهبی بود که در سال ۱۳۹۰ در گذشت.[۴][۵][۶][۷][۸][۹] اعضای جبهه ملی، شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد، سید محمد خاتمی و کمیسیون پژوهش‌های تاریخی کانون آینده نگری ایران در گذشت وحید میرزاده را تسلیت گفتند.[۸][۱۰]

پیوند به بیرونویرایش

پانویسویرایش