کُستی یا کُست یا کُستیک یا کُشتی یا بند دین عبارت از بند سفید و باریک و بلندی بوده، که از هفتاد و دو نخ پشم سفید گوسفند بافته می‌شده، هر فرد زرتشتی پس از سن پانزده سالگی ناگزیر بوده آن را به دور کمر ببندد.[۱]

مراسم سدره پوشی

کستی کمربند ویژه زرتشتیان است که روی سدره بسته می‌شود. آئین سدره و کشتی‌بندی یکی از مراسم باشکوه زرتشتیان است. در شبانه‌روز چندین بار کشتی نوکنند، یعنی رشته را از میان گشوده، خدای را یاد کرده، به اهریمن نفرین فرستاده، شرح و تفسیر کشتی خوانده و دوباره به میان بندند.

کستی از ۷۲ نخ پشم سفید است. این کمربند باید به دست بهدینان پارسا بافته‌شود. ۷۲ نخ، به شش رشته قسمت شده و هر رشته دارای ۱۲ نخ است. عدد ۷۲ اشاره‌است به ۷۲ فصل یسنا که مهم‌ترین بخش اوستا ست. ۱۲ اشاره است به ۱۲ ماه سال و ۶ اشاره است به شش گاهنبار که اعیاد دینی سال باشد. کُستی را سه بار به دور کمر می‌بندند، که اشاره‌است به سه اصل مزدیسنا که اندیشه و گفتار و کردار نیک باشد. در دور دومی دو گره در پیش و در دور سومی که آخرین دور است دو گره دیگر در پشت می‌زنند. از برای این چهار گره نیز در باب دهم صد در نثر این شرح آمده «در گره اول گواهی می‌دهند به هستی خدای یگانه. در گره دوم گواهی می‌دهند که دین مزدیسنا بر حق و فرستادهٔ اهورامزدا است. در گره سوم گواهی می‌دهند به پیغمبری زرتشت سپنتمان. در گره چهارم گواهی می‌دهند به اصول مزدیسنا که اندیشه و گفتار و کردار نیک باشد.»

این واژه در پهلوی کُستیک از مادهٔ کُست به معنی سو و پهلو و کنار است. در فارسی نیز کشت یا کست به همین معنی است. کُشتی را بند دین نیز گویند. کُستیج معرب کُستی است. در اوستا از برای کُستیت به معنی مطلق چه بند دین و چه کمربند أئیویااُنگهَنَ استعمال شده‌است. این کلمه مرکب است از دو جزء اَئیوی به معنی برورو و بالا که در فارسی اَف شده و بر سر یک دسته از لغات دیده می‌شود چون افسر، افسار، افروختن، افکندن، افشاندن و غیره. دوم یانگهن از ریشهٔ یاه که فعل و به معنی کمربستن است و در اوستا به معنی کمربند آمده‌است. در هرمزدیشت بند‌های ۱۷ و ۱۸ آمده‌است. «کسی که نام‌های اهورامزدا را در هنگام خوابیدن و برخاستن و کُستی بستن و کشتی گشودن و از جایی به جایی رفتن و از ناحیه و مملکت بیرون رفتن بسراید، به چنین کسی ضربت و کارد و تبرزین و تیر و دشنه و گرز و سنگ و فلاخن دشمن کارگر نشود.»

بندی که در مراسم دینی به دور شاخه‌های برسم بسته می‌شود نیز در اوستا ائیویانگهن نامیده می‌شود که امروزه آن را هم کُشتی گویند.[۲] کستی یاکشتی هم‌اکنون در میان کردها رواج دارد و سه گره آن، کردار و گفتار و پندار نیک، هنوز برجا است. به این کمربند پشتوین می‌گویند، که درآیین‌های رسمی روی لباس کردی بسته می‌شود.

کستی بستن در شاهنامه فردوسی

در شاهنامه فردوسی چندین بار از این آیین نام برده شده است. برای نمونه زمانی که گشتاسب و زریر نزد زرتشت مشرف می‌شوند کستی می‌بندند:

شهنشاه و زین پس زریر سوارهمه دین پذیرنده از شهریار
همه سوی شاه زمین آمدندببستند کشتی به دین آمدند
پدید آمد آن فره ایزدیبرفت از دل بد سگالان بدی
پر از نور مینو ببد دخمه‌هاوز آلودگی پاک شد تخمه‌ها[۳]

و در جایی که ارجاسب در نامه از گشتاسب می‌خواهد از زرتشت روی برگرداند:

سر نامداران ایران سپاهگرانمایه فرزند لهراسپ شاه
که گشتاسپ خوانندش ایرانیانببست او یکی کستیی بر میان
برادرش نیز آن سوار دلیرسپهدار ایران که نامش زریر
همه پیش آن دین پژوه آمدنداز آن پیر جادو ستوه آمدند
گرفتند ازو سربسر دین اویجهان شد پر از راه و آیین آوی
نشست او به ایران به پیغامبریبه کاری چنان یافه و سرسری[۴]

همچنان که در اشعار بالا دیده می‌شود، در بعضی از نسخه ها "کُشتی" و در بعضی دیگر "کستی" نام برده شده است. در شاهنامه فردوسی بر اساس چاپ مسکو کُشتی و در تصحیح جلال خالقی مطلق کستی آورده اند.

پانویس

  1. اساطیر و فرهنگ ایرانی، ص ۵۸۶
  2. دانشنامهٔ مزدیسنا، ص ۳۹۳ و ۳۹۴
  3. شاهنامه فردوسی , بر پایه چاپ مسکو ،انتشارات هرمس صفحه 893
  4. شاهنامه فردوسی ،تصحیح جلال خالقی مطلق، انتشارات سخن ،جلد دوم صفحه 42

منابع

  • اوشیدری، جهانگیر. دانشنامهٔ مزدیسنا، واژه‌نامهٔ توضیحی آیین زرتشت. تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۱ ،

ISBN 964-305-307-5

  • عفیفی، رحیم. اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی. چاپ اول. تهران: انتشارات توس، ۱۳۷۴،

ISBN 964-315-437-8