باز کردن منو اصلی

زرتشت

پیامبر ایرانی و بنیان‌گذار آیین زَرتُشتی

زَرتُشت (زبان اوستایی: 𐬰𐬀𐬭𐬀𐬚𐬎𐬱𐬙𐬭𐬀‎, زرثوشترا) یا زَردُشت یا اشوزَرتُشت، پیامبر ایران باستان بود؛ که مزدیسنا را بنیان گذاشت.[۱] وی سراینده گاتاها، کهن‌ترین بخش اوستا است.[۲] زادگاه و زادروز وی به درستی روشن نیست، هرچند زمان زایش او ۶۰۰ تا ۱۲۰۰[۳] پیش از میلاد مسیح گمان زده می‌شود. آموزه‌های زرتشت سپس با باورهای بومی ایرانیان آمیخته شد و مزدیسنای کنونی را پدیدآورد که نزدیک به پنج سده دین رسمی ایران بوده‌است. نام زرتشت در شمار یکصد تن از مردمان کارساز در تاریخ باستان مایکل هارت جای دارد.[۴] دین زرتشت امروزه نزدیک به ۲۰۰ هزار تن پیرو در ایران، هند و برخی جاهای دیگر جهان دارد.[۵]

زرتشت
Faravahar-Gold.svg زرتشت Faravahar-Gold.svg
نگاره‌ای تخیلی از زرتشت
اطلاعات کلی
نامزرتشت
نام‌های دیگراشوزَرتُشت، اِسپنتمان
آئینمزدیسنا
محل زندگیناپیدا «در متن‌های سنتی آذربایجان، شهر ری و سیستان را زادگاه او دانسته‌اند. امروزه بیشتر گسترهٔ خوارزم و خراسان را به عنوان خاستگاه او پیشنهاد داده‌اند» همچنین برخی از دانشمندان غربی نیز بلخ را به عنوان زادگاه او عنوان کرده‌اند.
سایر اطلاعات
شناخته شدهپیامبر، روحانی
آثارگاتاها
تاریخ تولدنامشخص (احتمالاً ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد)
خانواده
نام پدرپوروشسب
نام مادردوغدو
همسرهووی
فرزندانایست واستر و سه دختر به نام‌های فرینی و ثریتی و پوروچیستا

ریشه نام

نگارش نام زرتشت در زبان اوستایی «زراثوشترا» بوده که آمیزه ای است از «زَرَت» که شاید معنی زرد و زرین یا پیر داشته باشد و «اشترا» که آن را شتر یا «آسترا» به معنی ستاره انگاشته‌اند. «ستاره درخشان»، «روشنایی زرین»، «دارنده و خاوند شتر زرد»، «دارنده شتر پیر»، «دارنده شتر پرتوان و با جرأت»، «درخشان و زرد مانند زر و طلا» و «پسر ستاره» معانی گوناگونی است که تاکنون پژوهشگران برای نام زرتشت برشمرده اند.[۶] نام زرتشت در انگلیسی (به انگلیسی: Zoroaster) نوشته می‌شود و از نگارش یونانی (به یونانی: Ζωροάστρης)[۷] گرفته شده‌است که واژه Aster یا «ستاره» را در خود دارد و شاید به همین انگیزه باشد که این پیامبر را سرچشمه دانش ستاره‌شناسی دانسته‌اند. نام اوستایی او «زره ثوشتره» به تعبیری و گفتاری به معنی «کسی که می‌تواند شتران را اداره و راهبری کند» است.[۸] ساختار فارسی باستان نام او «زره ئوشتره» Zaraushtra و ساخت مادی آن «زره توشتره» Zaratushtra بوده‌است که زره ئوشتره اوستایی و زردشت پهلوی از آن پدید آمده‌است.

زمان زندگانی

زمان ظهور زرتشت، با همه پژوهش‌های پیشین و امروزی دانشمندان، هنوز روشن نیست. برخی زایش زرتشت را در ۱۰۰۰ پیش از زایش مسیح گمانه زده‌اند. زادروز زرتشت در میان پژوهشگران و تاریخ‌دانان موضوعی مورد بحث است. این تفاوت از ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ پیش از میلاد است.[۳]

دربارهٔ زمان زندگانی زرتشت پژوهش و گفتگو به اندازه ای شده‌است که حتّی اشاره به رئوس آن مطالب، کتاب بزرگی را فراهم می‌کند.[۹]

  • اودوکسوس کنیدوسی که هم‌زمان با افلاطون بوده‌است، زمان ظهور زرتشت را ۶۰۰۰ سال قبل از افلاطون می‌داند.[۱۰]
  • جامعه ایرانیان زرتشتی زادروز زرتشت را روز خرداد از ماه فروردین برابر با ۶ فروردین[۱۱] و در سال ۱۷۶۸ پیش از میلاد[۱۲] و تاریخ درگذشت او را ۵ دی ۱۶۹۱ پیش از میلاد[۱۳] تعیین کرده‌است.
  • بیشتر پژوهشگران طرفدار تاریخ سنتی، زمان زرتشت را سده پنجم تا ششم پیش از میلاد در نظر گرفته‌اند.[۱۴] در کتاب بندهشن آمده‌است که زرتشت در سال ۲۵۸ سال پیش از انقراض شاهنشاهی هخامنشی به بعثت رسید. اما در ارداویراف‌نامه، بعثت زرتشت ۳۰۰ سال پیش از حمله اسکندر ذکر می‌شود و بنابراین، چون اسکندر ۳۳۰ پیش از میلاد به ایران حمله کرده‌است، تاریخ تولد زرتشت در حدود ۶۶۰ پیش از میلاد خواهد شد. همچنین بعضی از محققان دیگر از شباهت اسمی استفاده کرده، گشتاسپ (ویشتاسپ) پدر داریوش یکم هخامنشی را با گشتاسپ شاه کیانی یکی دانسته‌اند، در نتیجه زمان زرتشت را حدود ۵ سده پیش از میلاد در نظر گرفته‌اند.[۱۵]
  • امروزه بیشتر دانشمندان بر آنند که زردشت بین "۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰" سال پیش از میلاد می‌زیسته‌است.[۱۶][۱۷]
 
نگاره‌ای از زرتشت در آتشکده یزد

خاستگاه

با آنکه در مورد زادگاه زرتشت تاکنون تحقیق گسترده‌ای صورت گرفته ولی هنوز نتیجه قطعی به دست نیامده‌است.[۱۸] از گاتاها که تنها مآخذ اساسی راجع به زندگی زرتشت است، هیچگونه اطلاع روشنی، خواه در باب مولد و خواه دربارهٔ محل دعوت و منطقه عمل او، به دست نمی‌آید.[۱۸] در چندین قسمت از یشت‌ها در اوستا محل فعالیت دینی زرتشت ایران‌ویج ذکر شده‌است.[۱۹] زادگاه وی را مرزبوم‌های گوناگونی مانند شهر ری،[۲۰] آذربایجان،[۲۱] خوارزم،[۲۲] سیستان،[۲۳] خراسان[۲۴][۲۵] و آمل[۲۶] برشمرده اند.

در منابع زبان پهلوی (زبان پارسی میانه) و به دنبال آن‌ها در کتاب‌های عربی و فارسی ایران‌ویج را با آذربایجان یکی شمرده‌اند. دانشمندان انتساب زرتشت را به آذربایجان، به دلایل فراوان مردود می‌دانند که مهم‌ترین آن‌ها دلایل زبانی است. زبان اوستایی یعنی زبان کتاب اوستا زبانی است متعلق به شرق ایران و در این کتاب هیچ نشانی از واژه‌هایی که اصل مادی یا فارسی باستان داشته باشد، دیده نمی‌شود. امروزه بیشتر دانشمندان ایران‌شناس ایران‌ویج را خوارزم به‌شمار آورده و زادگاه زردشت را آنجا دانسته‌اند.[۲۷][۲۸]

 
تصویری خیالی از زرتشت (در سمت چپ). نقاشی از رافائل، مکتب آتن، پیرامون ۱۵۱۰ میلادی که به سبک اروپایی و با چهره‌های اروپایی کشیده شده‌است.

تبار و خانواده

مادر زرتشت دوغدو دختر «فری‌هیم‌رَوا» و پدر وی پوروشسب نام داشتند.[۲۹][۳۰][۳۱][۳۲] نام خانوادگی زرتشت اسپنتمان بود.[۳۳] حاصل ازدواج پوروشسپ و دوغدو پنج پسر بود که زرتشت سومین آن‌هاست.[۳۴]

زرتشت سه بار ازدواج کرده بود. نام همسر نخست و دوم او ذکر نشده‌است. زن سوم او «هووی» نام داشته، هووی از خاندان «هووگو» و بنابر روایات سنتی دختر فرشوشتر، وزیر گشتاسپ شاه کیانی بوده‌است.[نیازمند منبع]

زن نخست او پسری به نام ایست واستر و سه دختر به نام‌های «فرینی» و «ثریتی» و «پوروچیستا» داشت.[۳۵] زرتشت در گاتاها از ازدواج دختر سوم خود یاد می‌کند و روایات بعدی، شوهر او را جاماسپ می‌نامد. از همسر دوم زرتشت، دو پسر به نام‌های «اورْوْتَتْ‌نَرَه» و «هْوَرْچیثْزَه» به دنیا آمده،[۳۶] و ظاهراً از زن سوم فرزندی نداشته‌است.[۳۷]

نخستین کسی که به زرتشت ایمان آورد، میدیوماه بود که فروردین‌یشت[۳۸] از او نام می‌برد. وی در روایات سنتی، پسرعموی زرتشت به‌شمار آمده‌است.[۳۹][۴۰]

زندگی

در اوستای برجای مانده کنونی نام و خانواده و برخی رخدادهای زندگی زرتشت آمده‌است، گرچه زندگی‌نامه او بگونه ای پیوسته گزارش نمی‌شود. شواهد نشان می‌دهد که زندگی زرتشت در سه نَسک (بخش) از ۲۱ نَسک اوستا به نام‌های «سپند»، «چهرداد» و «وشتاسپ ساست» آمده بوده‌است. اصل نوشته اوستایی و بازگردان پهلوی این بخش‌ها در دست نیست. اما خلاصه مطالب آن‌ها در کتاب هشتم دینکرد بازتاب شده‌است.[۴۱]

آگاهی‌های تاریخی و واقعی دربارهٔ زندگی زرتشت بسیار اندک است. آنچه در اوستا و در منابع پهلوی و فارسی آمده‌است، بیشتر جنبه افسانه‌ای دارد، گرچه در این مطالب نیز حقایقی می‌توان یافت. آنچه به یقین در مورد زندگی زرتشت از متون اوستایی بر می‌آید اینست که زرتشت از کودکی تعلیمات روحانی دیده‌است. زیرا در گاتاها (یسن ۳۳، بند ۱) خود را «زوتَر» نامیده‌است و آن اصطلاحی است که در مورد دین مردی که دارای شرایط کامل روحانیت است، به کار می‌رود. در گاتاها (یسن ۴۳) اشاره به دریافت وحی از او از سوی اهورامزدا شده‌است. زرتشت در تبلیغ دین خود با دشواری‌هایی روبرو بوده‌است. در سرودهای خویش (یسن ۴۶، بند ۲) از فقر و کمی تعداد حامیانش می‌گوید و از بدکاری پیشگویان و روحانیان هم وطن خود کوی‌ها و کرپن‌ها، گله و شکایت دارد و از بعضی دشمنان خود مانند بندوه و گرهم (یسن ۴۹، بند ۱ و ۲) نام می‌برد. سرانجام بر آن می‌شود که از زادگاه خود دور شود و به سرزمین مجاور برود که فرمانروای آن گشتاسپ است. زرتشت در این سرزمین سرانجام با موفقیت روبرو می‌گردد. با گِرَوِش گشتاسپ به دین زرتشت، مخالفت‌های حکمرانان همجوار برانگیخته می‌شود. نام برخی از فرمانروایان مخالف زرتشت در آبان‌یشت (یشت ۵، بند ۱۰۹) آمده‌است که از میان آنان ارجاسپ تورانی از همه نامورتر است. برحسب سنت زرتشت در سن ۷۷ سالگی کشته شد و قاتل او توربراتور نام دارد.[۴۲]

زندگی بر پایه نوشته‌های پهلوی

زایش

دغدو دختر فراهیم و زوییش[۴۳] از آنجا که پیشوایان مردم را بر آنها شورانیده اند به روستای خاندان اسپنتمان و پتیریترسب پدر پورشسب می‌رود[۴۴] و با پوروشسپ پیوند زناشویی می‌بندد. در هنگام آبستنی دغدو دچار تب و درد می‌شود. در آن میانه به او بانگی می‌رسد که برای درمان پیش جادوگران نرود و خود آمیخته‌ای از روغن گاو و گوشت فراهم آورد. در هنگام زایش به جای گریستن، زرتشت نوزاد می‌خندد.[۴۵][۴۶]

کوشش برای کشتن نوزاد

پورشسب نزد پیشوای دینی به نام دورسرو می‌رود و او را از شگفتی ای که در نوزاد است آگاه می‌کند. دورسرو به خانه ی ایشان می‌آید و می‌خواهد تا با دست، نوزاد را بکشد. دست او خشکیده می‌شود.[۴۷] دورسرو پورشسب را می‌ترساند و او را به کشتن فرزند برمی‌انگیزد.[۴۸] نخست به پورشسب می‌گوید که نوزاد را در آتش بیاندازید. آتش گیاه و هیزم را نمی‌سوزاند. سپس از پورشسب می‌خواهد که نوزاد را به زیر سم اسب و گاو بسپارد. پورشسب این چنین می‌کند و هر بار اسبی و گاوی از کودک نگهداری می‌کند. باردیگر توله های گرگی را در لانه اش می‌کشند و نوزاد را در آنجا می‌گذارند تا هنگامیکه گرگ می‌رسد به خوانخواهی فرزندانش، زرتشت را با خشم بدرد. پورشسب این چنین می‌کند. گرگ چون به نزدیکی نوزاد می‌رسد پوزه و آرواره‌هایش خشک می‌شود و میشی در آن شب تاریک از او نگهداری می‌کند.[۴۹] هر بار دغدو فرا می‌رسد و کودک را برمی‌دارد.[۵۰]

کودکی

در هفت سالگی هنگامیکه با کودکان دیگر بازی می‌کرد دورسرو و براتروکریش آنها را می‌ترسانند دیگر کودکان می‌گریزند و زرتشت از آنها نمی ترسد.[۵۱] سپس در مهمانی پورشاسب از دورسرو می‌خواهد که برای خوراک آنها که از شیر اسب بود نیایش کند. زرتشت در برابر این خواسته ایستادگی می‌کند و می‌گوید که نیایش را من بایستی بخوانم.[۵۲]

از ۱۵ سالگی تا ۳۰ سالگی

به گزراش زادسپرم[۵۳] زرتشت فرزند سوم از پنج پسر پوروشسب بود. در ۱۵ سالگی کستی را از پدر سهم می‌پذیرد و بر کمر می‌بندد.[۵۴]

همپرسگی

زرتشت در کنار رود دایتی، بهمن امشاسپند را می‌بیند که به پیکر مردی زیبارو بلند اندام به پیش او می‌رسد. بهمن شاخه ای را می‌برد و به زردشت می‌دهد و از او دربارهٔ هستی و رنجوری و پرهیزگاری پرسش می‌کند. سپس بهمن زرتشت را به همپرسی اورمزد می‌برد.[۵۵]

فراخوانی مردم به دین اورمزد

در سی و دو سالگی مردم را به دین اورمزد، ستایش پرهیزگاری و نکوهش دیوان فرا می‌خواند.[۵۶]

فرزند توراورویدودنگ اوسیخشان که پادشاه آنجا بود بر آن می‌شود که زرتشت را بکشد. توراورویدودنگ اوسیخشان فرزند را از این کار بازمی‌دارد و می‌گوید اگر سخنوری چون زرتشت کشته شود تا دیر زمانی دانایی ازمیان می‌رود. بسیاری به زرتشت می‌گروند.[۵۷]

زرتشت از اوسیخشان می‌خواهد که به دین برتر اندیشی برتر گفتاری و برتر کرداری درآید و اوسیخشان نمی‌پذیرد. زرتشت از کرپی ویدویشت نام آهختان صد جوان نیرومند و کنیز و گردونه ای با چهار اسب می‌خواهد. ویدیشت نمی‌پذیرد و پس از سه شب می‌میرد.[۵۸]

دین پذیرفتن گشتاسب

در چهل سالگی به دربار گشتاسب می‌رود با شاخه ای سرو،‌افروزه ای از آتش و نسکهای اوستا. [۵۹] و از گشتاسب می خواهد که دین را بپذیرد. درباریان کوی و کرپان و جادوگران از بیم آنکه گشتاسب هواخواه زرتشت شود آشوب انگیزی می کنند و به گزاراش روایات پهلوی [۶۰] پس از آنکه زرتشت از رویارویی و گفتگو با ایشان پیروزمندانه به درمیاید در انبان زرتشت استخوان مرده می نهند تا به او به دروغ گمان بد زنند. شاه فریب این بدخواهی را می خورد و زردشت به زندان افکنده می شود. [۶۱] درین هنگام، دست و پای اسب گشتاسب به نام شید فلج می شود. با درمان کردن اسب ویشتاسب و پشتیبانی شهبانو آتوسا [۶۲] زرتشت آزاد می شود.[۶۳] و گشتاسب آیین زرتشتی را می پذیرد.

درگذشت

درگذشت زردتشت در زمانی است که هفتاد و هفت سال و چهل روز سن دارد. برخی براتروکریش نامی را کشندهٔ زرتشت می‌دانند.[۶۴]

جایگاه گاتاها در اوستا

کهن ترین بخشِ اوستا کتاب دینی زرتشتیان، گاتاها است. از زمان‌های پیشین گاتاها را سخنان و سروده خود زرتشت می‌دانستند.[۶۵] اوستایی کنونی تنها یک چهارم کتابی است که در دوره شاهنشاهی ساسانی وجود داشته‌است.[۶۶] اوستای کنونی خود پنج بخش است:

  • یسنا (یسنه) به معنی پرستش و نیایش است و مهم‌ترین قسمت اوستاست. سخنان زرتشت موسوم به گاتاها در آن گنجانده شده‌است. کلاً شامل ۷۲ فصل یا هات است.[۶۷]
  • ویسپرد شباهت تامی به یسنه دارد و همراه آن در مراسم دینی خوانده‌می‌شود.[۶۸]
  • یشت از برای ستایش پروردگار و نیایش امشاسپندان و فرشتگان و ایزدان است. از نظر قدمت زبانی احتمالاً چند سده با عهد گاتاها اختلاف زمانی دارد.[۶۷][۶۹] یشت‌ها گروهی از متن‌های کهن هستند که از راه تلفیق در گنجینه آیین زرتشتی گنجانده شده‌اند.[۷۰]
  • وندیداد به معنی قانون است. این بخش شامل بسیاری از قوانین مذهبی و احکام دینی زرتشتیان می‌شود. تألیف آن معمولاً به پس از دوره هخامنشی نسبت داده‌می‌شود.[۷۱] زبان و سبک و انشاء وندادید با این فرض که همه کتاب از دوره اول اشکانی است، کاملاً سازگار است.[۷۲]
  • خرده‌اوستا به معنی اوستای کوچک است. برای شرح نماز، ادعیه، روزهای متبرک ماه و اعیاد مذهبی سال و سایر مراسم مثل سِدرِه‌پوشی و کُستی بستن کودکان، عروسی، سوگواری و غیره درست شده‌است. این قسمت از اوستا در زمان شاپور دوم شاه ساسانی بین سال‌های ۳۱۰ تا ۳۷۹ و توسط آذرباد مهراسپندان تألیف شده‌است.[۷۳]

اهمیت گاتاها در شناخت دین زرتشت

گاتاها کهن‌ترین اثری است که از روزگاران پیشین برای ایران باقی‌مانده‌است و از حیث صرف و نحو و زبان و تعبیر و فکر با سایر قسمت‌های اوستا فرق دارد. قطعاتی که دلیل سخن‌گوئی خود زرتشت است، در گاتاها بسیار دیده می‌شود. چنان‌که در شش‌تا از گاتاها سراینده به عنوان اول شخص از خود یاد می‌کند.[۷۴]

به دلیل تصرفاتی که به خصوص در دوره ساسانی، در دین زرتشت، کرده‌اند، گاتاها منبع بسیار معتبری برای شناخت عقاید اصلی زرتشت به‌شمار می‌رود.[۷۵] فصل‌های یسنه، هات نامیده می‌شوند. کل گاتاها ۱۷ هات است و شامل ۲۳۸ بند و ۸۹۶ بیت و ۵۵۶۰ کلمه است. گاتاها منظوم است و از جهت وزن شعر و تعداد مصراع‌ها در هر بند، به ۵ بخش به شرح زیر تقسیم شده‌است.

  • اهنود به معنی سرور و مولا است. اهنود از هات ۲۸ یسنه آغاز می‌شود.
  • اشتود به معنی سلامت و عافیت است.
  • سپنتمد به معنی خرد مقدس است.
  • وهوخشتر به معنی اقتدار نیک و کشور خوب است.
  • وهیشتواشت به معنی بهترین خواسته و نیکوترین ثروت است.[۷۶]

به سبب وجود لغت‌های ناشناخته، پیچیدگی زبان شعر، مشکلات دستوری و از همه مهم‌تر مشکل عدم آشنایی صحیح با اندیشه‌های زرتشت نمی‌توان ادعا کرد که اشعار زرتشت به‌طور کامل توسط دانشمندان اوستاشناس درک شده‌است، با این همه، لطف و زیبایی آن دسته از سرودهایی که معنی آن روشن است، قابل انکار نیست.[۶۵]

دین زرتشت از ورای گاتاها

آنچه از واژه‌ها و جملات گاتاها بر می‌آید نشان دهنده اینست که زرتشت ضد گروه پروردگاران آریایی یعنی آن مذهبی که ایرانیان در پرستیدن قوای طبیعت با هندوان شرکت داشتند، می‌باشد.[۷۷]

یکتاپرستی

در گاتاها اهورامزدا خدای یگانه است که جسم یا مرکب نبوده و مینوی پاک است.[۷۸] جلوه‌های خاص خدا امشاسپندان هستند.[۶۵] تقریباً دویست بار در گاتاها به کلمه مزدا (اهورامزدا) یا ترکیب از این واژه اشاره می‌شود. زرتشت جز از اهورامزدا خدای دیگری نمی‌شناسد. زرتشت از گروه پروردگاران پیشین رو گردان است. تمام عظمت و جبروت مختص اهورامزدا ست. اوست آفریننده یکتا و خداوند توانا. در گاتاها (هات ۴۴) زرتشت با یک زبان شاعرانه در توحید و اقتدار خداوند گوید:

از تو می‌پرسم ای اهورامزدا کیست پدر راستی؟ کیست نخستین کسی که راه سیر خورشید و ستاره بنمود؟ از کیست که ماه گهی تهی است و گهی پر؟ کیست که به باد و ابر تندروی آموخت؟ کیست آفرینندهٔ روشنایی سودبخش و تاریکی؟ که خواب و بیداری آورد؟ کیست که بامداد و نیمروز و شب قرار داد و دینداران را به ادای فریضه گماشت؟ کیست آفرینندهٔ فرشتهٔ مهر و محبت؟ کیست که از روی دانش و خرد احترام پدر در دل پسر نهاد.[۷۹]

پس از این پرسش‌ها زرتشت خود در پاسخ گوید:

من می‌کوشم ای اهورامزدا تو را که به توسط خرد مقدس، آفریدگار کلی، به درستی بشناسم.[۷۷]

دوگانگی خرد انسان

در گاتاها از منازعات اهورامزدا و اهریمن و جنگ و ستیز دائمی مابین این دو که مایه آن همه بحث و مجادله گردید هیچ سخنی نرفته‌است. زرتشت اهورامزدا را سرچشمه آفرینش می‌داند و در مقابل او، آفریدگار یا فاعل شری وجود ندارد. انگره مینو یا خرد خبیث که بعدها به مرور ایام تبدیل به اهریمن گردید و زشتی‌های جهان از قبلِ اوست در مقابل اهورامزدا نیست بلکه در مقابل سپنتا مینیو یا خرد مقدس است.[۸۰] در گاتاها هات ۳۰ قطعه سوم آمده‌است:

آن دو گوهر همزادی که در آغاز در عالم تصور ظهور نمودند یکی از آنان نیکی است در اندیشه و گفتار و کردار و دیگری بدی (در اندیشه و گفتار و کردار) از میان این دو مرد دانا باید نیک را برگزیند نه زشت را.[۸۱]

همچنین در گاتاها هات ۴۵ قطعه دوم آمده‌است:

من می‌خواهم سخن بدارم از آن دو گوهری که در آغاز زندگانی وجود داشتند، از آنچه آن (گوهر) خرد مقدس سپنت مینو، به آن (گوهر) خرد خبیث انگره مینو گفت، اندیشه، آموزش، خرد، آرزو، گفتار، کردار، زندگانی و روان ما با هم، یگانه و یکسان نیست.[۷۷]

زرتشت مسئله نیکی و بدی را از دیدگاه فلسفی بدین صورت بیان می‌کند که خلقت جهان توسط خداوند انجام می‌یابد اما دو مینوی یا دو اصل وجود دارند که از خواص ذهن آدمی هستند. او می‌گوید این دو بنیاد زاده اندیشه آدمی هستند و هریک بر اندیشه و گفتار و کردار انسان اثرگذار هستند.[۸۲] این دو گوهر در سرشت آدمی وجود دارند و قضاوت دربارهٔ خوب و بد از این دو گوهر غیرمادی سرچشمه می‌گیرد. این ثنویت و دوگانگی در اخلاق و منش آدمی در مذاهب و مکتب‌های فلسفی دیگر نیز وجود دارند، مانند نفس اعلی و نفس اماره، نفس انسانی و نفس بهیمی و همچنین نام‌های دیگر.[۸۳]

 
نگاره‌ای یافته شده از شهر دورا اروپوس، که قدمت آن به قرن سوم پس از میلاد بازمی‌گردد. این نگاره اشاره به یک پیامبر ایرانی دارد که احتمال می‌رود زرتشت باشد.

اختیار انسان

در برابر این دو نیرو تکلیف انسان در دنیا چیست؟ زرتشت در گاتاها در هات ۳۰ گوید «مرد دانا باید خود برابر گزیند».[۸۴] انسان برپایه سرودهای زرتشت آزاد است و اختیار گزینش دارد. زرتشت در گاتاها در هات ۳۰ بخش ۲ می‌گوید:

به سخنان مهین گوش فرا دهید. با اندیشهٔ روشن به آن بنگرید. میان این دو آئین (دروغ و راستی) خود تمایز دهید. پیش از آنکه روز واپسین فرا رسد، هر کسی بشخصه دین خود اختیار کند. بشود که در سرانجام کامروا گردیم.[۸۴]

ارج‌گذاری زندگی در این جهان

زرتشت به زندگانی دنیوی بی‌اعتنا نیست و درویشی در آن راهی ندارد. زرتشت رسالت خود را فقط مذهبی و معنوی نمی‌داند و در ترقی امور اقتصادی و بهبود زندگانی مادی نیز کوشاست. بخصوص زرتشت به‌آباد کردن زمین و کشاورزی اهمیت زیادی داده‌است. زرتشت در سخنان خویش خطاب به کشاورزان می‌گوید که کشور خداپرست گشتاسپ باید از نیروی آنان برتری به هم رساند و سرمشق دیگران گردد. در هات ۳۴ گاتاها بند ۱۴ آمده‌است:

آری ای مزدا از پاداش گران‌ب‌های تو در همین جهان کسی بهره‌مند شود که در کار و کوشش است.[۸۵]

اساس دین زرتشت

(پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک)، از خصایص و اصول مزدیسنا است. در سراسر گاتاها این سه کلمه بارها تکرار شده‌است. در هات ۵۱ گاتاها بند ۲۱ آمده‌است:

از پرتو پارسائی به مقام تقدس رسند. چنین کسی از پندار و گفتار و کردار نیک و ایمان خویش به راستی ملحق گردد. اهورامزدا به میانجی وهومنه (مظهر اندیشه نیک و خرد و دانایی خداوند) به چنین کسی کشور جاودانی ارزانی دارد. مرا نیز چنین پاداش نیکی آرزوست.[۸۶]

همچنین انسان باید در فتح راستی و شکست دروغ بکوشد.[۸۷] در هات ۳۰ گاتاها بند ۸ آمده‌است:

کشور جاودانی (بهشت) از آن کسی خواهد بود که در زندگانی خویش با دروغ بجنگد و آن را در بند نموده، به دست راستی بسپرد.[۸۴]

آیین پرستش و مراسم دینی

در گاتاها به هیچ روی از آیین‌های دین و مراسم پرستش و آداب قربانی و اعیاد گفتگو نیست. زرتشت اعمال قربانی و باده‌نوشی‌های دینی و بکار بردن هوم را با سختی و قاطعیت مردود دانسته‌است.[۸۸] پلوتارک مورخ یونانی نوشته‌است زرتشت ایرانیان را در عبادت اهورامزدا فقط به فدیه معنوی که نیایش و سپاسگزاری باشد موعظه نمود.[۸۹]

عنوان کاهنان و پیشوایان مذهبی پیش از زرتشت کرپان بود که مراسم و نیرنگ‌ها و مناسک دینی را که بسیار پیچیده بود، برای مردم انجام می‌دادند و علاوه بر دستمزدهای کلان، قدرت فوق‌العاده‌ای داشتند.[۹۰] هوم نوشابه سکرآوری بود که در این نیایش‌های مذهبی می‌نوشیدند، مرگ‌زدایی صفت آن بود و پیداست که هوم را نیز بسان ایزدان و فرشتگان به یاری می‌خواندند.[۹۱]

در هات ۳۲ گاتاها بند ۱۲ و ۱۴ آمده‌است:

نفرین تو باد ای مزدا به کسانی که با فریاد شادمانی گاو قربانی می‌کنند.[۸۵]

همچنین در منع نوشیدنی‌های الکلی در مراسم مذهبی در هات ۴۸ گاتاها بند ۱۰ آمده‌است:

کی ای مزدا شُرَفا به رسالت نیک‌پی خواهند برد؟ کی این مشروب سکر آوردنده و کثیف را خواهی برانداخت؟ از آن چیزی که کرپان‌های زشت کردار و شهریاران بدرفتار، به عمد ممالک را می‌فریبند.[۹۲]

 
مجسمه‌های دادگاه استیناف، زرتشت (سمت چپ) ایستاده در گروه قضایی اول بر روی دیوان عالی نیویورک

سنجش اعمال در روز رستاخیز

مزدا پس از سر آمدن زندگانی در روز واپسین در کشور جاودانی خود، آنچه نیک و نیک‌تر است به آن کسی بخشد که خشنودی او را به جای آورد، همچنین زشت‌کردار را که از او نافرمان‌برداری نمود، به سزا رساند.[۹۳]

همچنین در در هات ۴۶ گاتاها بند ۱۰ و ۱۱، هات ۵۰ بند ۴ و هات ۵۱ بند ۱۳، از پل چینود ذکر رفته‌است.

این چنین این نفس دروغ‌پرست، پاداش یقینی هدایت‌شدگان راه راست را، از خود دور نمود. روانش در سر پل چینود هنگام حساب واپسین در بیم و هراس خواهد بود، برای آنکه از کردار و گفتار خویش از راه راست دور افتاد.[۹۴]

کرپان‌ها و کوی‌ها (کاهنان مذهبی و رهبران سیاسی مخالف زرتشت) به واسطهٔ تسلط خویش، مردم را به سوی اعمال زشت دلالت کنند تا آنکه حیات جاودانی آخرت آنان را تباه نمایند. روان و وجدان آنان وقتی که به نزدیک پل چینود رسد، در بیم و هراس خواهد افتاد. آنان جاویدان در خانهٔ دروغ (دوزخ) بمانند.[۹۵]

ازدواج

در گات‌ها، هات ۵۳، پند زرتشت به دخترش پوروچیستا هنگام ازدواج با جاماسپ وزیر دوران گشتاسپ چنین آمده‌است:[۹۶]

اینک تو ای پوروچیستا، جوان‌ترین دختر زرتشت، من از روی پاکی و راستی و نیک منشی، جاماسپ را که از راست‌کرداران و پشتیبانان آیین راستی است، جهت تو برگزیده‌ام. پس اکنون برو و در این باب بیندیش و خردت را راهنما قرار داده و پس از موافقت به اجرای مراسم مقدس ازدواج پرداز.[۹۷]

چگونگی ازدواج به موجب عقاید نخستین و صدر آیین زرتشتی، با آنچه بعدها به زرتشت نسبت دادند، سازگاری و هماهنگی ندارد. در زمان ساسانیان اصرار می‌شد که ازدواج میان خویشاوندان، از ضروریات دین و از تعالیم زرتشت است، برخلاف این نظر نه خود زرتشت و نه فرزندان و پیروانش به چنین اصلی عمل نکردند. بعید و بلکه محال است که زرتشت دربارهٔ ازدواج با خویشان و اقوام دستور دهد و در همان حال خود و پیروانش برخلاف آن عمل کنند. چنان‌که از گفته هرودوت بر می‌آید پیش از فتح مصر توسط کمبوجیه دوم چنین قانونی که نکاح با خواهر را تجویز کرده‌باشد، در ایران وجود نداشته‌است.[۹۸] هرودوت دربارهٔ ازدواج کمبوجیه دوم و خواهرش می‌نویسد:

با آنکه در هیچ دوره و زمانی در پارس سابقه نداشت، برادر با خواهر وصلت کند، باوجود این کمبوجیه به این خیال افتاد که برخلاف شرع و آئین قومی خویش، با خواهر خود ازدواج کند. پس قضات شاهی را احضار کرد و پرسید «آیا در پارس قانونی هست که اگر وی بخواهد ازدواج بین خواهر و برادر را مجاز سازد؟» داوران شاهی هر چند نتوانسته بودند، قانونی پیدا کنند که چنین امری را تجویز کند ولی قانونی یافتند که به پادشاه ایران اختیار می‌داد، به آنچه دلخواه اوست، رفتار کند. بدین ترتیب قضات در اثر بیمی که از قهر کمبوجیه داشتند قاعده‌ای تازه فراهم ساخته، جان خود را از خطر رهانیدند.[۹۹]

ازدواج میان محارم در برخی خاندان‌های سلطنتی باستانی، برای نگهداری خون و مالکیت رایج بوده‌است و ایلامیان و مصریان و تایلندی‌ها و غیره، این رسم را داشته‌اند. اما از گفته هرودوت چنین بر می‌آید که تا زمان کمبوجیه دوم این رسم نزد پارسیان غریب و ناخوشایند بوده‌است.[۱۰۰] اظهار صریح هرودوت مبنی بر نظرخواهی کمبوجیه از قضات خود قرینه دیگری است مبنی بر اینکه این ازدواج امری مغایر با سنت‌ها بوده‌است زیرا در غیر اینصورت کسب نظر مشورتی با قضات ضرورتی نداشت.[۱۰۱] شکی نیست که ایرانی‌ها پس از پیروزی بر مصر ارتباط تامی با این ملت داشته‌اند. احتمالاً از آن زمان در پیروی از مصری‌ها بعضی از اعضای خاندان سلطنتی چنین عملی را مرتکب شده و پس از آن موبدان را تحریک و تحریض نموده که فتوا برای مشروعیت بخشیدن به آن صادر نمایند.[۱۰۲]

 
نگاره‌ای از اشوزرتشت بزرگ مربوط به سال‌های آغازین سده بیستم میلادی

در دیدگاه آیین‌های دیگر

از دیدگاه آیین مانی

آیین مانی زردتشت را از رشته پیامبرانی مانند بودا و عیسی می‌دانست که مانی سرآمد آن بود. دوگانه‌انگاری اخلاقی زردتشت که جهان را در جنگی حماسی بین نیروهای پلید و نیک می‌دید به آیین مانی نیز راه یافته‌است. آیین مانی عناصر دیگری را نیز از مزدیسنا وام گرفته‌است هر چند بیشتر آنها یا از آموزه‌های خود زردتشت نیستند یا کاربرد آنها در آیین مانی بسیار متفاوت با کاربرد آنها در مزدیسنا است.[۱۰۳][۱۰۴]



از دیدگاه اسلام

از آنجا که اسلام، صریحاً ایمان به پیامبران گذشته را هم‌ردیف به پیامبر اسلام اعلام کرده‌است.[۱۰۵] زرتشت هم یک پیامبر الهی شناخته شده‌است. چنان‌که در قرآن سوره حج آیه ۱۷، زرتشتیان را مجوس نامیده‌است و در ردیف پیروان ادیان آسمانی آورده‌است.[۱۰۶]

البته بین اهل ایمان و یهود و صابئان و نصاری و مجوس، و آنانکه به خدا شرک آوردند محققاً روز قیامت میان آن‌ها خدا جدائی افکند که او بر احوال همه موجودات عالم (بصیر) و گواه است.[۱۰۷]

در قرآن کلمه مجوس به عنوان یک دین ذکر شده‌است و چون از مشرکان جدا شده‌است، بسیاری این برداشت را کرده‌اند که در اصل دینی یکتاپرستانه بوده‌است.[۱۰۸] همچنین در برخی احادیث اسلامی از زرتشت به عنوان پیامبر مجوس نام برده شده‌است.[۱۰۹] بنابراین، از دیدگاه اسلام، زرتشت پیامبری از جانب خداوند است که دارای کتاب آسمانی بوده‌است.[۱۰۶] زرتشت نیز خود را پیامبر دانسته‌است، آنجا که می‌گوید: «اهورامزدا، مرا برای راهنمایی در این جهان برانگیخت، و من از برای رسالت خویش، از منش پاک تعلیم یافتم».[۱۱۰] مسلمانان باور دارند که آموزه‌های اصیل زرتشت به مرور زمان دستخوش تحریف شد و توحید زرتشت به شرک تبدیل گشت. دستورهای آن از خرافات و اباطیل پر شد و در مسیر سود طبقات حاکم جامعه قرار گرفت.[۱۰۶]


از دیدگاه آیین بهایی

در آیین بهایی زردتشت پیامبر دانسته شده و مکانی هم تراز ابراهیم ٫ موسی ٫ بودا ٫ کریشنا ٫ عیسی ٫ محمد دارد. شوقی افندی زمان وی را ۱۰۰۰ سال قبل از تولد عیسی می‌داند.[۱۱۱]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. فرهنگ فارسی، دکتر محمد معین، جلد پنجم، اعلام ص ۶۴۸
  2. The Gathas ("Hymns") of Zarathushtra (انگلیسی). بازدید در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۱.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  4. (انگلیسی). بازدید در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۱ Religious Affiliation of History's 100 Most Influential People
  5. Zoroastrian Community Today Approximately 200,000 Zoroastrians live across the globe (انگلیسی). بازدید در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۱.
  6. دانشنامهٔ مزدیسنا، ص ۲۹
  7. Zoroaster
  8. Boyce (۱۹۷۵). History of Zoroastrianism. ص. ۱۸۲.
  9. اسطورهٔ زندگی زرتشت، ص ۱۶
  10. راهنمای دین زرتشتی، ص ۳
  11. بندهش - فرنبغ دادگی- ترجمه مهرداد بهار - انتشارات توس
  12. خورشیدیان، پاسخ به پرسش‌های دینی زرتشتیان، ص. ص ۱۷
  13. خورشیدیان، پاسخ به پرسش‌های دینی زرتشتیان، ص. ص ۲۷
  14. خراسان بزرگ مهد آیین زرتشت، ص ۶۹
  15. خراسان بزرگ مهد آیین زرتشت، ص ۶۸
  16. شناخت اساطیر ایران، ص ۱۴
  17. علیرضا شاهپور شهبازی (۱۳۸۴راهنمای مستند تخت جمشید، به کوشش بنیاد پژوهشی پارسه-پاسارگاد.، تهران: انتشارات سفیران و انتشارات فرهنگسرای میردشتی، ص. ۱۸، شابک ۹۶۴-۹۱۹۶۰-۶-۴
  18. ۱۸٫۰ ۱۸٫۱ مزداپرستی در ایران قدیم، ص ۱۷
  19. پورداود، یشت‌ها، جلد اول، ص ۳۸۵، ۲۸۳، ۶ و جلد دوم ص ۱۹۵
  20. ابراهیم پورداوود، ص ۲۳
  21. ابراهیم پورداوود، گات‌ها، ص ۲۳
  22. اسطورهٔ زندگی زردشت، ص ۲۲
  23. Sistan - Britannica Online Encyclopedia
  24. اسطورهٔ زندگی زردشت، ص ۲۳
  25. M. Witzel, "The Home Of The Aryans" , Festschrift J. Narten = Münchener Studien zur Sprachwissenschaft, Beihefte NF 19, Dettelbach: J.H. Röll 2000, 283-338. Also published online, at Harvard University (LINK)</
  26. Šahrestānīhā ī Ērānšahr، تورج دریایی، ص 25
  27. اسطورهٔ زندگی زرتشت، ص ۲۱
  28. تاریخ تاجیکان، غفوروف، ص ۶۹
  29. آبان یشت، ۱۸؛ یسنای ۹ بند ۱۳۳۸۴
  30. وندیداد، فرگرد ۱۹: ۴، ۶ و ۴۶۳۸۴
  31. پیامبر از یاد رفته، (ضمیمه کتاب خراسان بزرگ مهد آیین زردشت، ص ۱۳۱)۳۸۴
  32. مری بویس، تاریخ کیش زرتشت، ج ۱، ص ۳۸۴
  33. یسنا، هات ۲۹، بند ۸
  34. گزیده‌های زادسپرم، فصل ۹، بند ۳ به بعد
  35. یسنای ۵۳، بند ۳؛ یشت ۱۳، بند ۱۳۹.
  36. یشت ۱۲، بند ۹۸
  37. خراسان مهد آیین زرتشت، صص ۱۴ و ۱۵
  38. یشت ۱۳، بند ۹۵
  39. خراسان مهد آیین زرتشت، صص ۱۵ و ۱۶
  40. اسطورهٔ زندگی زردشت، ص ۲۴
  41. اسطورهٔ زندگی زرتشت، ص ۵
  42. اسطورهٔ زندگی زردشت، ص ۲۳ تا ۲۵
  43. اسطورهٔ زندگی زرتشت ص ۳۸
  44. اسطورهٔ زندگی زرتشت ص ۳۹
  45. A.V and Williams, “zoroaster-iv”, Iranica.
  46. اسطورهٔ زندگی زرتشت ص ۴۰
  47. اسطورهٔ زندگی زرتشت ص ۴۳
  48. اسطورهٔ زندگی زرتشت ص ۴۳
  49. اسطورهٔ زندگی زرتشت ص ۴۴
  50. اسطورهٔ زندگی زرتشت ص ۴۴
  51. A.V and Williams, “zoroaster-iv”, Iranica.
  52. اسطورهٔ زندگی زرتشت ص ۴۵
  53. اسطورهٔ زندگی زرتشت ص ۴۶
  54. اسطورهٔ زندگی زرتشت ص ۴۶
  55. اسطورهٔ زندگی زرتشت ص ۴۷
  56. اسطورهٔ زندگی زرتشت ۴۸
  57. دینکرد هفتم
  58. دینکرد هفتم
  59. اسطوره زندگی زرتشت ص ۵۰
  60. اسطوره زندگی زرتشت ص ۵۰
  61. اسطوره زندگی زرتشت ص ۵۰
  62. Boyce, Mary (1996) [1975], A History of Zoroastrianism: Volume I: The Early Period, P187
  63. A.V and Williams, “zoroaster-iv”, Iranica.
  64. A.V and Williams, “zoroaster-iv”, Iranica.
  65. ۶۵٫۰ ۶۵٫۱ ۶۵٫۲ تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص ۳۷
  66. تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص ۳۶
  67. ۶۷٫۰ ۶۷٫۱ تاریخ ادبیات پیش از اسلام، ص ۴۰
  68. تاریخ ادبیات پیش از اسلام، ص ۴۲
  69. پورداود، یشت‌ها، جلد اول، ص ۶
  70. دین‌های ایران باستان، ص ۵۲
  71. تاریخ ادبیات پیش از اسلام، ص ۶۲
  72. مزداپرستی در ایران قدیم، ص ۱۳۷
  73. گات‌ها، پورداوود، ص ۴۴ تا ۶۰
  74. تاریخ ادبیات پیش از اسلام، ص ۳۷
  75. دانشنامهٔ مزدیسنا، ص ۴۰۲
  76. گات‌ها، پورداوود، ص ۶۱ تا ۶۶
  77. ۷۷٫۰ ۷۷٫۱ ۷۷٫۲ گات‌ها، پورداوود، ص ۷۰
  78. راهنمای دین زرتشتی، ص ۳۵
  79. گات‌ها، پورداوود، اشتودگات ۴۴ از بند ۳ تا بند ۷ ص ۷۱
  80. گات‌ها، پورداوود، ص ۷۲
  81. گات‌ها، پورداوود، اهنودگات ص ۱۷
  82. راهنمای دین زرتشتی، ص ۳۸
  83. اوستا، برگردان هفت هات از گاتاها، سرودهای زرتشت، تفسیر یسنای ۳۰ بند ۳، ص ۱۷۵
  84. ۸۴٫۰ ۸۴٫۱ ۸۴٫۲ گات‌ها، پورداوود، ص ۷۳
  85. ۸۵٫۰ ۸۵٫۱ گات‌ها، پورداوود، ص ۷۴
  86. گات‌ها، پورداوود، وهوخشترگات، ص ۱۳۷
  87. گات‌ها، پورداوود، ص ۷۶
  88. راهنمای دین زرتشتی، ص ۳۹
  89. گات‌ها، پورداوود، ص ۸۰
  90. دانشنامه مزدیسنا، ص ۳۹۰
  91. اوستا نامه مینوی آیین زرتشت، ص ۵۰
  92. گات‌ها، پورداوود، سپنتمدگات، ص ۱۰۹
  93. گات‌ها، پورداوود، وهوخوشترگات، هات ۵۱ بند ۶ ص ۱۲۹
  94. گات‌ها، پورداوود، وهوخوشترگات، هات ۵۱ بند ۱۳ ص ۱۳۳
  95. گات‌ها، پورداوود، اشتودگات، هات ۵۱ بند ۱۱ ص ۹۱
  96. راهنمای دین زرتشت، ص ۶۲
  97. راهنمای دین زرتشت، ص ۶۳
  98. پارسیان اهل کتابند، ص ۱۲۸
  99. تاریخ هرودوت، ص ۲۰۵
  100. هرودوت، قسمت توضیحات آخر کتاب، ص ۵۳۱
  101. زناشویی با خویشاوندان بسیار نزدیک در ایران باستان، ص ۱۷۸
  102. پارسیان اهل کتابند، ص ۱۳۰
  103. Zaehner, Robert (1972), Zurvan: A Zoroastrian Dilemma, New York: Biblo and Tannen
  104. Widenren, Geo (1961), Mani and Manichaeism, London: Weidenfeld and Nicolson
  105. قرآن، سورهٔ بقره آیه ۲۸۶
  106. ۱۰۶٫۰ ۱۰۶٫۱ ۱۰۶٫۲ جهان در عصر بعثت، صفحهٔ ۴۰
  107. قرآن کریم، ترجمهٔ الهی قمشه‌ای، سورهٔ حج، آیهٔ ۱۷
  108. قاموس قرآن، ج۶، ص: ۲۳۹
  109. الاحتجاح ص ۳۴۶ و قصص الانبیاء جزایری باب ذکر نبی المجوس
  110. پیامبر از یاد رفته، ص ۱۸۲
  111. http://bahai-library.com/articles/buck.zoroaster.html

منابع

  • اوشیدری، جهانگیر (۱۳۷۶). دانشنامهٔ مزدیسنا، واژه نامهٔ توضیحی آیین زرتشت. تهران: نشر مرکز. شابک ۹۶۴-۳۰۵-۳۰۷-۵.
  • کتابی، احمد (پاییز و زمستان ۱۳۷۹فصلنامهٔ نامهٔ علوم اجتماعی، زناشویی با خویشاوندان بسیار نزدیک در ایران باستان، شمارهٔ ۱۶، تهران
  • دوستخواه، جلیل (۱۳۶۶اوستا، نامهٔ مینوی آیین زرتشت، تهران: انتشارات مروارید
  • ساسانفر، آبتین (۱۳۸۶اوستا، برگردان هفت هات از گاتاها، تهران: نشر علم، شابک ۹۶۴-۴۰۵-۶۹۵-۷
  • آموزگار، ژاله؛ تفضلی، احمد (۱۳۷۰). اسطورهٔ زندگی زردشت. تهران: انتشارات بابل.
  • هینلز، جان (۱۳۷۵شناخت اساطیر ایران، ترجمهٔ ژالهٔ آموزگار و احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه، شابک ۹۶۴-۶۱۹۴-۰۶-۰
  • کریستن سن، آرتور (۱۳۷۶مزداپرستی در ایران قدیم، ترجمهٔ صفا، ذبیح‌الله، تهران: انتشارات هیرمند
  • معین، محمد (۱۳۵۵). مزدیسنا و ادب پارسی. ۱. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
  • خورشیدیان، اردشیر (۱۳۸۷پاسخ به پرسش‌های دینی زرتشتیان، تهران: انتشارات فروهر، شابک ۹۷۸-۹۶۴-۶۳۲۰-۴۶-۸
  • تفضلی، احمد، و به کوشش آموزگار، ژاله (۱۳۷۶تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، تهران: انتشارات سخن، شابک ۹۶۴-۵۹۸۳-۱۴-۲
  • رضی، هاشم (۱۳۵۲). راهنمای دین زرتشتی. تهران: انتشارات فروهر.
  • رضوی، طاهر (۱۳۷۹پارسیان اهل کتابند، ترجمهٔ پروفسور مازندی، تهران: سازمان انتشارات فروهر
  • معین، محمد (۱۳۵۵مزدیسنا و ادب پارسی، جلد اول، تهران: انتشارات دانشگاه تهران
  • پورداوود، ابراهیم (نامعلومگات‌ها، قدیمی‌ترین قسمتی از نامهٔ مینوی اوستا، تهران: انتشارات اساطیر تاریخ وارد شده در |سال= را بررسی کنید (کمک)
  • کابلی، مهدیزاده (۱۳۸۱خراسان بزرگ مهد آیین زرتشت، مشهد: نشر نوند، شابک ۹۶۴-۶۸۲۴-۲۶-۹
  • غفوروف، باباجان (۱۳۷۷). تاجیکان، تاریخ قدیم، قرون وسطی و دورهٔ نوین، جلد اول و دوم. دوشنبه: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
  • نیبرگ، هنریک ساموئل (۱۳۵۹). دین‌های ایران باستان. ترجمهٔ سیف‌الدین نجم‌آبادی. تهران: مرکز ایرانی مطالعهٔ فرهنگ‌ها.
  • هرودوت (۱۳۵۶). تاریخ هرودوت. ترجمهٔ وحید مازندرانی. تهران: انتشارات فرهنگستان ادب و هنر ایران.
  • حسین، الهی قمشه‌ای (۱۳۸۶). شاهنامه فردوسی. ترجمهٔ ناهید فرشادمهر. تهران: نشر محمد. شابک ۹۶۴-۵۵۶۶-۳۵-۵.
  • دینکرد هفتم. ترجمهٔ محمد تقی راشد محصل. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. ۱۳۸۹. شابک ۹۷۸۹۶۴۴۲۶۴۵۶۶.

پیوند به بیرون