اعراب باقیه

از آن جا که ریشه نژادی و امتیازات قومی در نسب عرب نزد جامعه شناسان انعکاسی به سزا دارد، عرب را به دو دسته تقسیم کرده اند: اعراب بائده و اعراب باقیه. منظور از عرب باقیه قحطانیان و عدنانیان می باشند که در عصر حاضر هنوز مردمی در یمن و حجاز از این دو نژاد یافت می شوند.[۱][۲]

دسته بندی‌هاویرایش

اعراب باقیه خود به دو دسته تقسیم می شوند: [۳]

  1. اعراب عاربه (یعنی اعراب خالص و اصیل) یا قحطانیان : ساکنان منطقه جنوبی شبه جزیره عربستان خود را از نژاد یعرب بن قحطان فرزند پنجم نوح نبی علیه السلام و عرب خالص می دانند به همین جهت به قحطانیان شهرت یافتند.
  2. اعراب مستعربه (یعنی اعراب ناخالص و پیوسته با دیگران) یا عدنانیان : ساکنان منطقه شمالی و مرکز شبه جزیره عربستان خود را از نژاد عدنان نواده اسماعیل نبی علیه السلام می دانند به همین جهت به عدنانیان شهرت یافتند.

قَحْطانیان یا عرب قَحْطانی، یکی از نسب‌های دور اعراب در کنار عدنانیان است. به آنان عرب عاربه و اصیل نیز گفته می‌شود. نیای بزرگ آنها قحطان بن عابر از فرزندان حضرت نوح علیه السلام است؛ چنان‌که برخی وی را از نسل حضرت ابراهیم علیه السلام یا حضرت هود علیه السلام و یا خود حضرت هود علیه السلام دانسته‌اند. قحطان به همراه قوم خود، از منطقه بابِل یا شمال شبه‌جزیره، به منطقه یمن رفت. قبائل قحطانی در این منطقه حکومت‌هایی را همچون مَعین، قَتبان، حِمیریان و سَبائیان تشکیل دادند و تمدن‌های یمن و فعالیت‌های عمرانی قبل از اسلام، مربوط به قحطانیان بوده است. برخی از قبائل قحطانی پس از انحطاط دولت‌های جنوب و ویرانی سد مأرب از یمن مهاجرت کرده و در مناطق مختلف شبه جزیره عرب منتشر شدند از جمله قبیله خُزاعه به منطقه مکه و اوس و خزرج به یثرب، مهاجرت کردند. از نظر پیشینه تاریخی نخست در قسمت جنوبی به علت آب و هوای مساعد تراکم جمعیت بیشتر بود و شهرنشینی رخ داد و مناطق حاصل خیز یمن در تاریخ شهرت دارد ولی در قسمت شمالی شبه جزیره عربستان به علت خشکی و غیرقابل سکونت بودن کوچ نشینی رواج داشت. شکستن سد مارب و متروک شدن راه بین المللی بخور به علت توجه دریانوردان به اقیانوس هند سبب موج مهاجرت های گسترده در این مناطق شد.[۴]

در یک دسته بندی دیگر اعراب را به سه دسته اعراب بائده، اعراب عاربه و اعراب مستعربه تقسیم می کنند. در مورد جد اعلای اعراب، ابن حزم جميع عرب را به سه نفر منتسب مي داند و هر كدام از طوايف عرب را به نام آن اشخاص معرفي مي كند كه عبارتند از: عدنان، قحطان، قضاعه. عدنان از نسل اسماعيل، و قحطان از نسل سام بن نوح بودند. در نسب نامه اغلب قبايل اعراب بائده نام ارم بن سام ديده مي شود و بدين جهت احتمال آن مي رود كه قصه هايي كه در مورد اين بخش از اعراب در كتب نقل شده مربوط به طوايف آرامي يا نبطي باشد. ابن اثير مورخ بزرگ اسلامي مي نويسد از نوح عليه السلام سه فرزند باقي ماند كه به نام هاي حام، سام و يافث بودند و سپس از قول وهب بن منبه نقل مي كند كه سام بن نوح پدر اعراب و ايرانيان و روميان بود. از اعراب بائده، ده يا دوازده قبيله را به اسم و نسب و محل سكونتشان نام مي برند و سرگذشت هايي از آنان نقل مي كنند برخي از آنها به واسطه سركشي و نافرماني به بلاي آسماني هلاك شدند مثل قوم عاد و ثمود، برخي هم در جنگ با قبايل ديگر از ميان رفتند. برخي هم به حوادث طبيعي روزگار، منقرض شدند و در هر حال همه از بين رفتند واگر كسي هم باقي ماند با ساير قبايل مخلوط شدند. ولي همان طور كه گفته شد و در نسب نامه اغلب اين قبايل بائده به چشم مي خورد اين است كه نسب و ريشه همه اين ها به ارم بن سام بن نوح عليه السلام مي رسد و شايد به همين خاطر است كه عربستان را مسكن ديرينه اقوام سامي و شايد هم مهد اصلي اين نژاد مي دانند كه از سه هزار سال از ميلاد قبايل سامي در اين وادي زندگي مي كردند كه كنعانيان و نبطيان نيز جزو اين اقوام به حساب مي آيند. با توجه به اختلاف نظر فراوان در نسب عرب به طور دقيق و متقن نمي توان از شخصي به عنوان جد اعلاي عرب ياد كرد، به خصوص كه از نسب و پيشينه عرب بائده اطلاع درستي در دست نيست.[۵]

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش