عرب‌های خوزستان

عرب‌های خوزستان مردم استان خوزستان هستند که در ایران به آنان مردم عرب گفته می‌شود. این مردم اکثراً در نواحی جنوب غربی کشور و مرکزی و جنوبی استان خوزستان و استان بوشهر و هرمزگان ساکن هستند.

عرب‌های خوزستان
Ahwazi Sheikhs Autumn 1948.jpg
کل جمعیت

۲میلیون نفر[۱]

نواحی با بیشترین جمعیت

اهواز، کارون، باوی، آبادان، خرمشهر، شوش، هویزه:سوسنگرد، دشت آزادگان، رامهرمز، سربندر، ملاثانی،شادگان، ماهشهر، حمیدیه رامشیر
زبان‌های رایج
عربی
ادیان و مذاهب
اکثریت اسلام (شیعه)
اقلیت صابئی[۲]
نقشه ایران باستان(دوره شاهنشاهی ماد)

مردم عرب از دیرباز در خوزستان بودند[۳] احمد اقتداری یکی از پژوهشگران ایرانی دربارۀ وجود تاریخی عرب‌ها در دوران هخامنشی و اشکانی در کتاب «آثار و بناهای تاریخ خوزستان» می‌نویسد: «آنچه تا به حال در شهر شوش کشف شده حاکی است که در اعماق این تپه آثار عیلام وجود دارد و طبقات روی آن مربوط به دورۀ هخامنشی و اشکانی می‌باشد و آثار این دوره‌ها در آنجا فراوان است».[۴]

در جریان درگیری اردشیر ساسانی با اردوان پنجم (آخرین پادشاه اشکانی)، اردوان به «نیروفر» حاکم اهواز (خوزستان) کمک خواست تا به جنگ اردشیر شتافته و او را در قید و زنجیر کند و به حضور وی بیاورد.[۵]

اما اردشیر مهلت نداد و متوجه هرمزاردشیر اهواز شد و شهریار اهواز را شکست داد، آنگاه به سرزمین (میسان) میشان در مصب رود دجله و ساحل خلیج فارس حمله کرد و پس از شکست پادشاهی میشان آن را تصرف کرد و امیری محلی به نام «میشون شاه» بر آن گماشت.[۶]

سرزمین‌های زیر فرمان پادشاهی میشان

طبق رأی بسیاری از محققین و مؤرخان میسانیان قومی عرب[۷] یا ایرانی[۸][۹] بودند. اما در تاریخ‌های مختلف از او به عنوان پادشاهی عرب یاد شده[۱۰] و در منابع بسیار، تبار او عرب معرفی گردیده‌، همچنین مؤرخ رومی گایوس پلینیوس، معروف به پلینی بزرگ(۲۳–۷۹ میلادی) که خود شاهد و معاصر با پادشاهی میشان بوده در حین بازدیدها و گزارشات خود میشانیان را قومی عرب خوانده‌است و آنان را تحت امر پادشاهی عرب معرفی می‌کند.[۱۱][۱۲] )

همچنین در این جنگ طوایفی همچون طوایف «بنوالعم» از اعراب خوزستان، اردشیر را علیه اردوان پنجم یاری کردند[۱۳]

اين نکته را کسروی در کتاب شهرياران گمنام می‌نويسد: « تا آنجا که يقين است و دليل در دست هست، تاريخ هجرت عرب‌ها به ايران را بايد سده‌ها پيش از اسلام و پیش از آغاز پادشاهی ساسانيان در نظر گرفت. در زمان اشکانيان دروازه‌های سرزمین‌های کنونی ایران به روي عرب‌ها باز بوده و در زمان ايشان بود که تنوخيان و لخميان با آن انبوهی و بی‌شماری، رخت مهاجرت به عراق کشيدند و کسي مانع ايشان نشد. شايد دسته‌هایی نيز در همان زمان به درون ايران آمده، نشيمن گرفته باشند، ولی چون دليلی در اين باره در دست نيست، نتوان يقين دانست؛ اما در زمان ساسانيان يقين است و دليل‌ها در دست هست که طايفه‌هایی از عرب‌ها در گرمسيرهای ايران از اقلیم سوزیانا، خوزستان، بحرين، پارس و کرمان نشيمن داشته‌اند يکی از طايفه‌ها (بنوالعلم) بود که شايد نخستين طايفه از عرب‌ها بوده‌اند که رخت مهاجرت به درون زمین‌های کنونی ايران کشيده‌اند » ( کسروی، 131،1335).[۱۴]

پس از فتح خوزستان به دست مسلمانان، مهاجرت دیگر قبایل عرب به این منطقه افزایش یافت.[۱۵]

لباس سنتیویرایش

لباس زنانویرایش

عبایه یا عبا (چادر مشکی عربی)

چادری سیاه رنگ است که در قسمت میانی طرفین بُرش دارد و دست‌ها تا مچ از آن قسمت بیرون می‌آید، پارچۀ عبا از جنس ابریشم است و تمام مراحل برش و دوخت آن با دستان پر برکت زنان عرب انجام‌ میشود.


 
دختربچۀ عرب (بنت عربیه)


شیله

به شال روسری بلندی که به رنگ سیاه است می‌گویند. این روسری جنس‌های مختلفی از جمله کتان، نخ، ابریشم و ... دارد. مرغوب‌ترین نوع شیله «فوطه» و «جز» نام دارد، به جنس کتان آن نیز «بلبول» می‌گویند.


چِلّاب

گیره‌ای از جنس طلا یا نقره که معمولاً نگین فیروزه‌ای دارد و برای محکم نگه داشتن شیله روی سر از آن استفاده می‌کنند، که زیبایی و زینت این لباس را چند برابر میکند.


عُصّابه یا چرغدیه

پارچه‌ای سیاه رنگ که به دور سر می‌پیچانند و شیله زیر آن قرار می‌گیرد. عصابه را معمولاً زنان مسن‌تر می‌بندند و بزرگی آن به سن، طبقۀ اجتماعی بستگی دارد. عصابه را در عراق، سوریه، اردن و روستاهای جنوب خوزستان معمولا می‌بندند. در خوزستان این نوع پوشش از تاریخ و فرهنگ عیلام (ایلام) به ارث برده شده است.


نَفنوف

لباس بلندی که زنان خوزستانی می‌پوشند و رنگ آن بستگی به سن دارد جوانان از رنگ‌های تند مثل قرمز و نارنجی و مسن‌ترها از رنگ‌های تیره مانند مشکی و سورمه‌ای و قهوه‌ای استفاده می‌کنند.

ثوب لباس بلند و توری مانندی است که روی نفوف می‌پوشند. بلندی آن تا ساق پا و آستین آن تا روی مچ دست‌ها می‌آید و از پشت گردن گره می‌‌خورد و طرح‌ها و ابعاد مختلفی را داراست.


بوشیه روگیر یا بوشیۀ پارچه‌ای از جنس حریر که به صورت توری بافته می‌شود. زنانی که از باورهای مذهبی محکم‌تری برخوردارند، بوشیه به صورت می‌زنند تا چهرۀ خود را بپوشانند.

لباس مردانویرایش

مردان دشداشه می‌پوشند که لباسی یکسره و بلند تا مچ پا و معمولاً سفید رنگ و در تابستان نیز خنک است. عرب‌های خوزستان در مراسم‌ رسمی با اهدای لباس و اشیاء فرهنگی عربی از مقامات دولت استقبال می‌کنند.[۱۶]

 
یک مرد عرب با دشداشه

بشت یا خاچیه

پوششی بلند که روی دشداشه می‌پوشند و جنس آن از نخ پشمی نازک است. برخی برای زیبایی سرشانه‌ها و آستین‌ها را با ابریشم زیبا که به رنگ بشت باشد گلدوزی می‌کنند. نوع دیگر بشت به نام «مزویه» معروف است و جنس آن از پشم ضخیم است و مخصوص زمستان می‌باشد و معمولاً به رنگ قهوه‌ای، سیاه و یا سورمه‌ای است و روی آستین و دور آن با استفاده از تورهای طلایی رنگ حاشیه‌دوزی می‌شود. امروزه از مزویه بیشتر پیرمردها استفاده می‌کنند

چفیه یا کوفیه

پارچه‌ای سربندی است که روی سر می‌گذارند تا هنگام باد و طوفان جلوی صورت را با آن بپوشانند. سادات از رنگ سیاه یا سبز آن و سایرین از رنگ سفید ساده و سفید-سیاه راه راه ، آبی راه راه، و زرد راه راه استفاده می‌کنند.

عقال

حلقه‌ای سیاه رنگ از نخ های بافته شده که روی سر می‌گذارند که چفیه را نگه دارد.

 
یک عقال مشکی روی چفیه سفید

آداب و رسومویرایش

  • عید فطر

یکی از اعیاد مذهبی اهواز و خوزستان است. بارها استان خوزستان برای عید فطر از امتیاز تعطیلی چند روزه برخوردار بوده‌ است و نماینده اهواز و استاندار خوزستان دلیل این امر حضور مردم عرب در این استان است که عید فطر از اهمیت بالایی نزد آن‌ها برخوردار است.[۱۷][۱۸][۱۹][۲۰][۲۱]

براساس یک سنت دیرینه مردم خوزستان عید را در کنار اعضای خانواده، دوستان و دیگر مسلمانان با شکرگزاری به درگاه خداوند سپری کرده یا پس از بازگشت از نماز عید فطر افراد کوچک‌تر به خانه بزرگ‌ترهای خود می‌روند تا عید را به یکدیگر تبریک بگویند. این بازدیدها در محله‌ها به صورت دسته‌ جمعی صورت می‌گیرد.[۲۲]


 
سفره عید فطر

در سال ۱۳۹۰ ش نیز بحث افزایش عید در خوزستان مطرح بود. در خوزستان، روز عید فطر، از اهمیت و جایگاه بسیار بالاتری در فرهنگ عمومی برخوردار است؛ بدین معنا که گرامی‌ داشت عید فطر، با هنجارها، رفتارها، رسم‌ها و آداب و سنن بسیاری همراه‌ است.

مجموعه این آیین‌ها از حدود یک هفته (کمتر یا بیشتر) قبل از فرا رسیدن روز عید فطر آغاز و تا حداقل یک هفته پس از روز عید فطر ادامه می‌یابد.

در بخش مهمی از مناطق ایران، مردم، قبل از رسیدن عید فطر، لباس نو می‌خرند، خانه تکانی می‌کنند و با خرید شیرینی و دیگر وسایل پذیرایی، برای استقبال از مهمانان عید آماده می‌شوند. روند عیددیدنی شامل همهٔ اعضای یک خانواده بزرگ یا فامیل مستقر در مناطق و شهرهای مختلف می‌شود. این عیددیدنی‌ها معمولاً تا یک هفته طول می‌کشد و سفره‌های آجیل و شیرینی و شربت نیز در این مدت، به عنوان یک رسم پهن هستند.[۲۳]

عرب‌های اهواز و خوزستان روز دوم قبل از عید را «ام‌ الوسخ» و یک روز مانده به عید را «ام‌ الحلس» می‌نامند. ام‌ الوسخ به معنای روز «چرکین» می‌باشد. در این روز مردم عرب به نظافت خانه‌های خود می‌پردازند، اجناس جدید برای منزل خرید می‌کنند و خانه را برای فرا رسیدن عید و اکرام مهمان تمیز و آماده می‌کنند. روز بعد از ام‌ الوسخ را ام‌ الحلس می‌نامند. ام‌ الحلس نیز که نامی محلی و قدیمی می‌باشد به معنای روز نظافت و رسیدگی شخصی که در آن جوانان به ظاهر خود رسیدگی می‌کنند. البته واژه حلس دیگر کمتر به کار برده می‌شود. می‌توان گفت: اُم الوسخ به معنی روز خانه‌تکانی و تمیزکاری مطلق چرکین است و اُم الحلس برای «رفت و روب» گستردن و مرتب‌کردن فرش‌ها و پشتی‌ها ست.

عرب‌های خوزستان برای خرید عید در روزهای پایانی ماه مبارک روانه بازار شده و از کوچک تا بزرگ آن‌ها لباس‌های جدید و نو می‌خرند.[۲۴]

  • گرگیعان

گرگیعان از آداب بسیار کهن است که هر ساله در ۱۵ رمضان در اهواز اجرا می‌شود.

 
شب گرگیعان در اهواز

در این شب کودکان عرب با پوشیدن لباس‌های عربی به خیابان‌ها آمده و کیسه‌های کوچکی را که از قبل تهیه کرده‌اند به گردن می‌آویزند و با خواندن سرودهای مردمی این شب، به درب منازل همسایگان رفته و از آنان عیدی و شیرینی می‌گیرند.

 
گرگیعان در موزه هنرهای معاصر اهواز

از معرفترین سرودهای این شب، ماجینه یا ماجینه حلّ الکیس و انطینه است؛ که معنی فارسی آن: ما آمدیم ما آمدیم، کیسه را بگشا و در آن برای ما هدیه‌ای بگذار، است.[۲۵]

  • قهوه خوری و دلّه قهوه

مردم عرب اهواز همچون دیگر مردم کشور ایران فرهنگ خاص خود را دارند. مراسم قهوه خوری جزو آثار ثبت ملی در ایران است.[۲۶][۲۷] دلّه قهوه یکی از اشیاء و ابزار فرهنگی مردم عرب است که در مراسم‌ رسمی چه مراسم بین‌المللی کشورهای همسایه و چه در برگزاری‌های هیئت دولت در خوزستان، و بازدیدشان از مردم عرب ایران، همواره از این وسیله در پذیرایی‌ها به عنوان نماد فرهنگی استفاده شده‌ است.

 
ظرف طلائی رنگ معروف به دله

در برنامه‌ای در اهواز عشایر عرب خوزستان یک "دله قهوه" (ظرف مخصوص دم کردن قهوه مخصوص عشایر عرب) را به‌طور نمادین به وزیر اطلاعات اهدا کردند.[۲۸] این نماد در کشورهای همسایه و همچنین در اهواز و آبادان به صورت نمادی در ابعاد بزرگ در میدان شهر نصب شده است. در واقع مردم عرب برای نوشیدن قهوه مراسم و قوانین خاصی دارند و با اعتقاد و باورهایی که دارند آن را انجام می‌دهند. برای تهیه آن ابتدا قهوه را با وسیله‌ای دو شاخه به نام مهماس که شبیه منقاش است در ظرفی ریخته و تفت می‌دهند و آنگاه آن را در هاون آسیاب کرده و برای مراسم آماده می‌کنند، پس از آن در ظرفی بزرگ به نام «گم گم» یا «قم قم» که در خوزستان قاف به گاف تلفظ می‌شود، گمگم که چیزی شبیه گلاب پاش‌های قدیمی و از جنس ورشو (مفرغ) است، در آن آب ریخته و پس از جوش آمدن، قهوه آسیاب شده را اضافه کرده و از هل هم برای خوش‌بو شدن آن استفاده می‌کنند.
وقتی که قهوه آماده شد آن را در ظرف کوچکتری به نام «دلّه» که شبیه همان «گم گم» است ریخته و سپس این مراسم آئینی به شیوه خاص توسط فرد توزیع‌کننده آن ادامه می‌یابد. او دلّه را در دست چپ و فنجان مخصوص قهوه خوری [که فنجانی بدون دسته‌ است و فنیان خوانده می‌شود] را در دست راست گرفته، از سمت راست مجلس شروع به سرو قهوه می‌کند، اگر در این مجلس سیّدی وجود داشته باشد ابتدا از وی پذیرایی آغاز می‌شود و در غیر این صورت این مراسم از ریش سفید مجلس آغاز می‌شود و از سمت راستش قهوه دادن ادامه می‌یابد. شخصی که فنجان را از میزبان می‌گیرد هم طبق آداب و رسوم فنجان را با دست راستش دریافت می‌کند. اگر فنجان را با دست چپ دریافت کند نوعی بی‌احترامی به آداب و رسوم است. قهوه‌ای که از دلّه در فنجان ریخته می‌شود مقدارش بسیار کم، غلیظ و تلخ است و باید در انتهای ریختن قهوه و قبل از دادن فنجان به میهمان باید یک مرتبه نوک دلّه را به لبه فنجان قهوه کوبیده تا صدای فنجان بلند شود و پس از آن قهوه را تعارف کند. میهمان نیز پس از دریافت و نوشیدن قهوه، حین پس دادن فنجان خالی، باید دستش را یک مرتبه تکان داده، این تکان دادن به معنی اینست که دیگر کافی است و قهوه نمی‌نوشم. و گر نه (اگر مهمان فنجان خالی را با تکان‌دادن برنگرداند) یعنی بازهم قهوه میل دارد. سپس روال صرف قهوه از مهمان سمت راستی پیگیری و همین روند را تا انتها ادامه می‌دهد.

 
یک مرد عرب فنجان به دست در حال نوشیدن قهوه


مردم عرب برای این آداب و رسوم حساسیت به خرج می‌دهند و آن را قابل احترام می‌شمرند.

این قهوه دادن همواره به همراه قوانینش در اکثر مراسم‌ رسمی و غیررسمی به خصوص در مراسم خواستگاری، مهمانی‌های رسمی من‌جمله عید فطر و در مراسم سوگواری اجرا می‌شود. دلّه‌های قهوه، فنجان‌های مخصوص و کوچکی دارند.[۲۹][۳۰]

یزله

یزله نام یک مراسم سنتی است که همراه با موسیقی محلی در استان خوزستان در زمان شادی و غم برگزار می‌شود. این رسم زیبا و جالب از زمان‌های قدیم بسیار رواج داشته و همواره اجرا شده تا اینکه به دست امروزی‌ها رسیده تا خود را به آنها نیز نشان دهد. در واقع عرب‌های خوزستانی رسم و رسومات کهنی دارند که ریشۀ تاریخی برخی از آنها به هزاران سال پیش و به زمان ایران باستان هم می‌رسد. امروزه سنت‌های به جا مانده از زمان ايران باستان پا در عرصۀ هنرهایی مانند موسيقی، نمايشنامه، سينما و سمفوني گذاشته و آنها را مورد تاثیر خود قرار داده است. یزله نیز سنتی مربوط به زمان ایران باستان است که توسط هنرمندان خوزستانی به شکلی زیبا و دیدنی اجرا می‌شود و آثار ارزشمندی را پدید می‌آورد تا مورد تحسین همگان قرار گیرد.

یزله یک آیین سنتی بسیار قدیمی است که با نام «هوسه» نیز شناخته می‌شود، استاد عبدالحسین احمدی پژوهشگر فرهنگ عامه در بوشهر، در جلد اول کتاب «سنگستان» در تعریف این مراسم آیینی که همراه با موسیقی محلی در بندر بوشهر اجرا می‌شود، آورده: یزله یک مراسم رقص و پایکوبی گروهی است که بیشتر هنگام جشن و عروسی برگزار می‌شود. البته امروزه این مراسم در بوشهر، علاوه بر زمان شادی و عروسی‌ در مراسم عزاداری (مخصوصاً عزاداری ماه محرّم) نیز اجرا می‌شود که با توجه به زمان برگزاری اعمال آن مقداری تفاوت می‌کند به طوری که در مراسم عزاداری با سینه زنی همراه است.


مراسم خواستگاری

پسر عرب زمانی به خواستگاری دختر مورد انتخاب خود می‌رود که اطلاع دقیق در مورد عدم وجود "ناهی" یا معترض در بین خویشاوندان درجه اول خانوادۀ دختر داشته باشد این امر در حقیقت نوعی احترام از سوی خانواده پسر تلقی می‌شود. در صورتی که ناهی یا معترضی نسبت به این خواستگاری نباشد جوان عرب مرحلۀ اوّل را شروع می‌کند که در اصطلاح این مرحله را المشیة یا "المشّایة" (خواستگاری) گویند.

البته رفتن مادر پسر به خانۀ دختر قبل از مشایه و دیدن دختر و گفتگوهایی که بین زنان رد و بدل می‌شود تقریبا درکشور بین همۀ اقوام متداول و مرسوم است. مثلا زنان عرب برای نشان دادن رضایت خود برای به خواستگاری آمدن خانوادۀ پسر، معمولاً می‌گویند: "مکانکم مفروشه" یعنی "جای شما فرش شده است" که این امر در فرهنگ عرب نشان دهندۀ رضایت برای آمدن خواستگار است، قبل از نشست رسمی، خانوادۀ داماد برای دختر انگشتر و عبایه (چادر‌ مشکی عربی) و قواره یا لباس به منظور نشان کردن، می‌آورند که به آن "نیشان" می‌گویند. نیشان در واقع نوعی نامزدی محسوب می‌شود که از آن روز به بعد زوجین وارد دوره نامزدی می‌شوند.


عرب ها جلسۀ خواستگاری را "خطبه" نیز می‌گویند که خطبه دارای آداب خاص خود است. پدر دختر بعد از مشورت با برادران خود و دادن جواب مثبت به خانوادۀ پسر، آمادۀ برگزاری مراسم بعدی که یکی از مهمترین مراسم خواستگاری در بین عربهاست، می‌شود. در این مراسم مهریه که معادل آن در عربی صداق[۳۱] ترجمه شده و خرید وسایل زندگی زوجین نیز معیّن می‌شود.


این مراسم را در بین مناطق مختلف خوزستان با نام‌های متفاوتی می‌شناسیم، مثلاً در قسمت‌های دزفول، شوش، شهر حرّ، مناطق مرزی صرخه و کعب، سوسنگرد، بستان، هویزه، منطقۀ مرزی رفیع، ملاثانی، ویس و چند مکان دیگر آن را"گَی" Gəy (با فتحه روی گاف) می‌نامند، مراسم گَی نام‌های دیگری هم دارد، برای مثال مردم عرب آبادان، شادگان، خرمشهر و اطراف آن این مراسم را “قطع الحق” Qət' Əlhəq می‌گویند.



در میان مردم عرب خوزستان به دلیل اینکه در برخی مواقع، قاف، گاف تلفظ می‌شود لذا به زبان محلی به آن "گطع الحگ" و خطبه می‌گویند، در اهواز نیز این مراسم به نام های دیگری همچون گی، صداق و عده (اتعدی) و صیاگ خوانده می‌شود. مردم امیدیه و خلف آباد و آن نواحی بیشتر صداق یا صیاگ می‌خوانند.


اصولا مراسم َگی در خانۀ دختر و یا اقوام نزدیکش اجرا می‌شود و حتی الامکان سعی می‌شود در یک مضیف بزرگ (مکان پذیرایی) یا حسینیه ای این کًعدة برگذار شود، به این صورت که خانوادۀ پسر یک روحانی و تعدادی از ریش سفیدان خویش و آشنای خود را به همراه می‌آورند و سعی می‌کنند از اشخاص موقری دعوت بعمل آورند که نزد خانوادۀ عروس دارای منزلت و احترام باشند. در این مراسم، در برخی مناطق حتما یک سیّد نیز به دعوت خانوادۀ پسر شرکت می‌کند، حضور سیّد در این مراسم به این دلیل است که عرب‌های خوزستان برای سادات مقام و ارج خاصی قائلند، در این مراسم تنها آقایان حضور دارند و خانم‌ها غالبا در خانه ای دیگر منتظر نتیجۀ مراسم هستند.


هدف از برگزاری این جلسه، توافق بر سر میزان صداق یا مَهر عروس است، در صورتی که ازدواج فامیلی باشد، مبلغ مهریه، سطح مخارج عروسی و تهیه جهیزیه بسیار کمتر از ازدواج با دختر غریبه است. مبلغی نیز خانوادۀ پسر به عنوان حق زن به خانوادۀ دختر داده تا با آن وسایل و جهیزیه خریداری شود، بعد از وفاق بر مقدار مهریه ختم مراسم با صلوات به پایان می‌رسد. شایان ذکر است که در برخی مناطق خوزستان در پایان این مراسم فاتحه ای برای عباس خوانده می‌شود.


دلیل خواندن این فاتحه به این منظور است که تعهدی بین خانوادۀ دختر و پسر به شمار می‌رود که بر حرف‌های خود پایبند باشند، خواندن فاتحه در بین عرب‌های شوش، دزفول، سوسنگرد، هویزه، ملاثانی و برخی مناطق اهواز نسبت به سایر نقاط استان بیشتر به چشم می‌خورد، در پایان مراسم گَی نیز پذیرایی مفصل به همراه نوشیدن قهوه و چای از میهمانان صورت می‌گیرد. بعد از اتمام این مراسم نوبت به مراسم عروسی می‌رسد.


قبل از رسیدن موعد عروسی، یکی از رسومی که داماد باید بجا بیاورد خریدن پارچۀ لباس برای مادر، خواهران و زن-برادرهای عروس است که در گذشته برای تعداد افراد بیشتری پارچه خریداری می‌شد اما اکنون به دلیل مشکلات اقتصادی این امر ساده‌تر و کم هزینه‌تر اجرا می‌شود.

مراسم ازدواج

روز عروسی نیز آداب ویژه ای دارد، لباس عروس همواره در طول تاریخ اهمیت فراوانی داشته‌ است. همه عروس‌ها، مایل بودند زیباتر به نظر برسند، در مورد لباس عروس در دانشنامه‌های انگلیسی همچون ویکی‌پدیای انگلیسی این چنین آمده: رسم پوشیدن لباس عروس به رنگ سفید، به انگلستان در دوره ملکه ویکتوریا باز می‌گردد با وجود فراگیر شدن رنگ سفید در برخی از کشورها، عروس‌های هندی، چینی، ویتنامی و ژاپنی همچنان از رنگ‌های ملی خود برای لباس عروس استفاده می‌کنند نوع و کیفیت مراسم ازدواج و پوشش عروس و داماد به فرهنگ و آداب جامعه بستگی دارد.


امروزه لباس توری و سفید رنگ در بسیاری از کشورها و اقوام مرسوم است. البته گاهی در اهواز و مناطق و شهرهای جنوبی استان دیده شده که داماد با لباس عربی (دشداشه و کوفیه و عگال و بشت Beşt) در مراسم عروسی حاضر می‌شود، اما بیشتر کت و شلوار در بین دامادها متداول است ولی در بین دختران همان لباس عروس سفید استفاده می‌شود.



روز ازدواج را عرب‌ها "عُرس" می‌گویند[۳۲] که همچون واژۀ عروس هر دو عربی هستند و به داماد نیز "عریس" Əris گویند در زبان فارسی عروس همچنین به عنوان نوعی نسبت خویشاوندی سببی هم به کار می‌رود به این معنا که همسرِ پسر شخص عروس است اما عرب‌ها به آن "چَنّه" گویند (در عربی فصیح کنّه تلفظ می‌شود) و به داماد یا شوهر دختر "نسیب" گویند. برخی خانواده‌ها چند روز قبل از مراسم عروسی را نیز جشن می‌گیرند که به آن "حفله" می‌گویند.



همان گونه که در قوانین ازدواج زوجین بعد از آزمایش خون به کلاس توجیه مسائل جنسی فرستاده می‌شوند از گذشته تا به حال در آداب و رسوم مورد توجه قرار گرفته بود، که در روز جشن ازدواج شخصی در کنار داماد ایستاده و اصولا این شخص باید جوان و تیز هوش باشد تا مسائل زناشویی را به او گوشزد کند البته رسالت این شخص بیشتر همیاری داماد به هنگام ادای رسوم و احترام به میهمانان است، چرا که اغلب جوانان در روز ازدواج استرس بر آنان غالب شده و ممکن است بعضی از کارهای اولیه را فراموش کنند که توسط این شخص یادآوری می‌شود، این شخص در بین عرب‌های مناطق جنوبی خوزستان همچون خرمشهر، ماهشهر، شادگان، آبادان و ... "وزیر" Wəzir نامیده می‌شود و تقریبا می‌شود گفت در باقی مناطق به آن "هَراب" Hərab می‌گویند که در برخی قسمت‌ها نیز این رسم کمرنگ شده است. درعربی فصیح هراب یا وزیر را "وصیف"[۳۳]گویند.



مرسوم است که مادر و زنان و دختران خویشاوند داماد از شوق و خوشحالی به هنگام دیدن داماد و آوردن عروس به منزلِ داماد که به اصطلاح زفّه گفته می‌شود با «کِل زدن» به استقبال آنان می‌روند کِل در اصطلاح عربی هلهله یا هلهوله Həlhuləh است که با گذاشتن دست بر بالای دهان و حرکت زبان، صدای جیغ مانند مسلسل واری طنین انداز می‌شود. هلهله (زغرودة) پیامی بدون کلام است که نشان از شادی دارد.



به هنگام ورود عروس و داماد در منزل نیز گوسفندی قربانی می‌شود که عرب‌های نواحی شادگان به آن "فدیه" می‌گویند و به این دلیل انجام می‌شود تا عروس و داماد را از گزند و آسیب مصون دارد، همچنین به منظور دفع چشم زخم نیز می‌باشد، از دیگر عادات این مردم تیراندازی به هنگام زفه است که در بدو ورود عروس و داماد به منزل دیده می‌شود که این رسم بیشتر در روستاها اجرا می‌شود. مرسوم است که در هنگام "زفّه" Zəffəh عروس با پدر و برادرهای خود خداحافظی می‌کند.



یکی از عادات خاص مردم عرب رقص محلی چوبیه است، رقص محلی یا رقص مردمی قدیمی‌ترین شکل رقص است که نشان‌گر حالات، عادات و فرهنگ یک قوم و یا ساکنان یک منطقه جغرافیائی خاص بوده و در قالب مجموعه‌ای از حرکات موزون اجرا می‌شود. باستان شناسان و مورخین می‌گویند: رقص بخش مهمی از فرهنگ انسانهای اولیه بود به طوری که آنان از طریق رقص و با استفاده از حرکات موزون احساسات خود را به دیگران بیان می‌نمودند، رقص چوبیه یکی از همین رقص‌های مردمی عرب‌هاست که به نظر می‌رسد از قدمت زیادی برخوردار است.


از دیگر رسم‌هایی که در بین سایر اقوام هم وجود دارد ولیمه یا شام عروسی است. یکی از رسم‌ها و سنت‌های اسلامی در مراسم عروسی "ولیمه دادن" است. ولیمه دادن یعنی دعوت عده‌ای از مؤمنین و ارحام و همسایگان و فقرا به میهمانی صرف غذا. این رسم بقدری مورد توجه پیامبر اسلام بود که در مراسم عروسی علی بن ابیطالب و فاطمه زهرا -علیهماالسلام- برآن تاکید کرد و روایتهای بسیاری در مورد تهیه آن ولیمه وجود دارد که همگی بر ساده بودن آن صحّه می‌گذارند.


ولیمۀ عروسی در بین خانواده‌هایی که توان مالی خوبی دارند پرهزینه‌تر تهیه می‌شود مثلا "اِمفتح" Emfəttəh یا مفتح که غذای معروف و مرسوم عربی است را برای میهمانان تهیه می‌کنند.

[مهمانان چندتا چندتا، دور سینی پلوی غنی‌شده -با کشمش، گردو، زعفران، زیره و بهارات معطّر که تاجش شقّۀ برّه یا ران و سردست کاملاً ترد پخته است- می‌نشینند. البته می‌توان با کاستن از تشریفات، بجای قطعات بزرگ گوسفند، از مرغ و بجای پلو از چلو و بجای سینی بزرگ از سینیچه استفاده کرد].

بعد از ولیمه و پایان مراسم عروسی، میهمانانِ نزدیک داماد، عروس و داماد را با هوسه (شعر و پایکوبی‌ همراه با آرزوی موفقیت برای زوجین) تا درب حجله همراهی می‌کنند.




همانطور که گفته شد هوسه را مردان و زنان خویشاوند نزدیک داماد اجرا می‌کنند حال در صورتی که هوسه‌گر، زن باشد دیگر به آن هوسه نمی‌گویند بلکه هوسۀ زن را گوله می‌نامند، یکی از هوسه‌هایی که در اکثر مراسم عروسی خوانده می‌شود این است: "مَحروس اِب الله و قرآنه" یعنی انشاءلله خدا و قرآن زوجین را حراست و حفاظت کنند.


شب ازدواج را شب زفاف گویند، شب زِفاف اصطلاحی است که به شب اوّل ازدواج و یا به اولین شب پس از ازدواج به ویژه در صورتی که آن شب، عروس و داماد با یکدیگر هم‌بستر شوند می‌گویند، اصطلاحاً شب زفاف به شبی می‌گویند که عروس را به خانهٔ شوهر می‌برند. لغتنامهٔ دهخدا در سرواژهٔ "زفاف" چنین آورده‌: عروس به خانه شوهر فرستادن و در عربی آن را "لیلة الزفاف" می‌خوانند

●*مراسم آیینی پس از ازدواج


بعد از پایان مراسم ازدواج نیز آداب و رسومی در بین مردم عرب وجود دارد، از آن جمله‌ اینست که اقوام عروس و داماد آغاز به دادن هدیه به زوجین می‌کنند. این هدیه نیز دارای اسمی خاص است و این نام نیز در مناطق مختلف متفاوت است، برای نمونه مردم عرب سمت شمال غرب و مرکز خوزستان من‌جمله شوشتر، شوش، دزفول، مناطق چعب، الهائی، عبدالخان، شهر حرّ، ملاثانی، شیبان و شعیبیه اکثرا به کادوی عروسی "هَربَ" Hərbə می‌گویند.



امّا مردم اهواز، رامهرمز،سوسنگرد مناطق رفیع و هویزه و .."اریوگ" Eryuq و "نگوط" Nəqut می‌خوانند، گمان می‌رود وجه تسمیۀ کلمۀ اریوگ اقتباس از همان صبحانه ای باشد که عرب‌ها به آن اریوگ می‌گویند زیرا در گذشته خویشاوندان نزدیک داماد صبحانۀ روز اوّل زندگی زوجین را نیز مهیا می‌کردند که به دلیل منسوخ و کمرنگ شدن این رسم همان کلمۀ اریوگ برای کادو بکار برده شده البته عده ای کادو را اریوگ و پول نقد را نگوط می‌گویند حال آنکه مردم جنوب و جنوب غرب خوزستان هدیۀ زوجین را تنها نگوط می‌گویند، در گذشته عروس مقداری شیرینی از خانواده اش برای پذیرایی از مهمانان می‌آورد به این منوال که شیرینی ای که از خانۀ پدری آورده را در ظرفی جلوی مهمانان می‌گذاشت و میهمان‌ها هم بعد از میل کردن شیرینی، هدیه خود (هَربَ، نگوط یا اریوگ) را در همان ظرف می‌گذاشتند.



از باورهای مردم عرب خوزستان این است که تازه عروس از سه الی یک هفته به خانۀ کسی نمی‌رود که اعتقادات مختلفی در این باب وجود دارد که عده ای نیز مخالف این مورد هستند اما در کل بر این باورند که به لحاظ آسیب شناسی این اعتقاد از جمله باورهایی است که آسیبی به شخص یا اجتماعی نمی‌زند و کاملا شخصی است هر چند که این باور در حال حاضر کمرنگ شده است در ارتباط با این موضوع در گذشته مردم ویس می‌گفتند: "العروس لازم ایهل الاهلال علیها".


از جمله وظایفی که بر عهدۀ خانوادۀ داماد است دعوت کردن خانوادۀ عروس و بعضی بستگان نزدیک آنها در یک هفته بعد از ازدواج است و عروس برای اولین بار بعد از مراسم ازدواج خانوادۀ خود را می‌بیند و بعد از آن، دوستان و آشنایان عروس و داماد را به خانۀ خود دعوت می‌کنند و این رسم در جنوب خوزستان به شدتی است که زوجین با گفتن کلمۀ "وصول" از دعوت‌کننده به دلیل کمبود وقت پوزش می‌خواهند.


تقریبا می‌توان گفت آداب و رسوم ازدواج در این مواردی که ذکر شد خلاصه می‌شود البته رسم دیگری در بین برخی از سادات عرب وجود دارد و آن ندادن زن به عوام و غیر سیّد است. البته این رسم نیز تنها در بین عشایر و روستاها آن هم به شکل کمرنگ باقی مانده است.


شهر العسل یا ماه عسل نیز در بین آداب و رسوم ازدواج وجود دارد، در حال حاضر برخی جوانان بنا به سلایق و یا دلایل اقتصادی توان برگذاری مراسم ازدواج را ندارند و تصمیم رفتن به ماه عسل می‌گیرند. در دایرة المعارف‌های عربی این چنین آمده: گمان می‌رود این فرهنگ متعلق به بیش از 4000 سال پیش باشد که نزد بابلیان بود، طبق آن فرهنگ، پدر عروس بایستی شربتی تهیه شده از عسل را که گمان می‌رفت می‌تواند باعث افزایش توانایی شود، به مدت یک ماه به داماد می‌دهد.

زبانویرایش

گویش عربی خوزستان جزو گویش‌های عراقی-خلیجی محسوب می‌شود.[۳۴] اگر چه بسته به مناطق مختلف استان، تفاوت‌هایی با یکدیگر دارد و لهجه عربی خرمشهر را فصیح‌ترین و اصلی‌ترین لهجه این گویش می‌دانند.[۳۵] درواقع، عرب‌های خوزستان ساکنان بومی آن منطقه می‌باشند که به زبان عربی تکلم می‌کنند. عربی محلی با عربی حجاز تفاوت‌های بسیاری دارد و بیشتر به عربی محاوره‌ای عراق نزدیک است و تحت تأثیر فارسی و گویش‌های محلی خوزستان قرار گرفته‌ است. البته عربی نواحی آبادان و خرمشهر با عربی نقاط دیگر خوزستان کمی تفاوت دارد و به اصطلاح صحیح‌تر است و کمتر تحت تأثیر فارسی قرار گرفته‌. مثلاً عبارت «یخ» که در عربی فصیح «ثلج» می‌شود در آبادان و خرمشهر و همچنین محاوره عراق «ثلِج» تلفظ می‌شود اما در دیگر نقاط خوزستان عرب‌ها اصطلاح فارسی آن (یخ) را به کار می‌برند. در عربی حجاز چهار حرف «گ»، «چ»، «پ»، «ژ» تلفظ نمی‌شود اما عرب‌های خوزستان تنها حرف «پ» را در گویش به کار نمی‌برند البته این موضوع محدود به عرب‌های خوزستان و ایران نیست. اگرچه عربی خوزستان به عربی محاوره‌ای عراق نزدیک است اما تفاوت‌هایی نیز با آن دارد. مثلاً حرف «ج» جای خودش را در بسیاری از عبارات به «ی» و «ژ» داده‌ است مثل «ریل» و «رژل» به جای «رجل» یا «دیایة» و «دژاژه» به جای «دجاجة» یا «تی‌یی» و «تژی» به جای «تی‌جی». عربی خوزستان بسیار تحت تأثیر فارسی قرار گرفته‌ است طوریکه بسیاری از اصطلاحات، مخصوصاً لغات و اصطلاحات رایج امروزی به صورت فارسی تلفظ می‌شوند مثل «بیمارستان» به جای «مستشفی»، «بادگان» (پادگان) به جای «ثکنة»، «سرگرد» به جای «رائد»، «گروهبان» به جای «عریف»، «روزنامه» به جای «جریدة» با این وجود، در قواعد و ساختارهای آن ارتباط عمیق و گسترده‌ای با زبان فصیح و لهجه‌های قدیم عربی دارد و بیشتر الفاظ و عبارتهای آن ریشه در زبان عربی فصیح داشته که گاهی دچار ابدال، قلب، نحت و دیگر تغییر و تحولات زبانی می‌شوند. این پژوهش به شناسایی اصول و ویژگی‌های لهجهٔ عربی خوزستان، بررسی تغییرات زبانی در زمینه حروف و دگرگونی‌های حاصله، و شناسایی بنیه صرفی و نحوی می‌پردازد.[۳۶]

موسیقیویرایش

موسیقی علوانیه نام یکی از سبک‌ها یا الحان موسیقی عربی خوزستان است. نام این سبک برگرفته از نام سراینده آن علوان الشویع که در نوازندگی این سبک تخصص داشت گرفته شده‌ است. همچنین علوانیه یکی از میراث‌های معنوی عرب‌های ایران به‌شمار می‌آید.

 
علوان الشویع

محمدرضا درویشی، آهنگساز، پژوهشگر موسیقی و مولف دایرة المعارف سازهای ایران دربارهٔ علوانیه می‌گوید: سبک موسیقی علوانیه پیوند میان فرهنگ‌های مختلف کشور ایران است. وی همچنین نوازندگی علوانیه را با ساز گَلن بسیار زیباتر از نوازندگی با ربابه می‌داند.[۳۷] موسیقی عربی در استان خوزستان به دو دسته کلاسیک یا مقامی و موسیقی ریفی یا محلی (روستایی) تقسیم می‌شود. لحن علوانی جزو موسیقی‌های محلی این استان است. این طور از مقام حجاز و مقام بیات تشکیل شده که درجه سوم آن ربع پرده و نیم پرده مدام کم می‌شود و حالت خاصی به وجود می‌آورد که در هیچیک از موسیقی‌های کشورهای عربی و ایران دیده نمی‌شود و تنها گوشه شوشتری در دستگاه همایون ایران به آن شبیه است و در میان مقام‌ها هم شباهت زیادی به مقام حجاز دارد. لحن علوانیه با سازی به نام رباب یا ربابه که یکی از سازهای مردم عرب خوزستان است نواخته می‌شود. رباب‌ سازی مانند کمانچه است اما از ساده‌ترین وسایل ساخته می‌شود.

این ساز در کشورهای امارات، کویت، بحرین و عراق هم استفاده می‌شود. به این دلیل که در قدیم اهوازی‌ها تنگ‌دست و اکثراً کشاورز بودند و قدرت تهیه ساز را نداشتند، با قوطی‌های حلبی، چوب، دم اسب و ریسمان‌های برگ نخل ساز رباب را می‌ساختند و شروع به نواختن آن می‌کردند.[۳۸]

به دلیل حزن زیبایی که این سبک دارد این لحن نه تنها در خوزستان توسط خواننده‌هایی مانند حسن معشوری، سامر زرگانی، علی ادریس، علی رشداوی شیخ کریم باوی حسان اگزار چنانی زاده خوانده می‌شود.

 
علی رشداوی
 
حسان اگزار

بلکه در کشور عراق نیز توسط خواننده‌های مشهور این کشور مانند داخل حسن و سلمان منکوب استفاده می‌شد. این آوازها که به پنج درجه می‌رسد در اهواز و کشورهای عربی به طور معروف هستند.[۳۹]

یحیی جابری، خواننده و رئیس خانه موسیقی محلی عراق (رئیس بیت الریف العراق)، در یکی از مقاله‌های خودش در مجله الحیات ـ چاپ کشور سوریه ـ گفته:

من برای تحصیل در سوریه بودم. عده‌ای از دانشجویان اهوازی نغمه‌ای را می‌خواندند که برای من خیلی زیبا بود اما شبیه هیچ یک از الحان کشور عراق و دیگر کشورهای عربی نبود. از آن‌ها پرسیدم این چه لحنی است؟ آن‌ها گفتند این لحنی به نام "علوانی" است که به نام سازنده آن "علوان الشویع" معروف است.

این لحن در کشور کویت نیز توسط شخصی به نام عبدالله فضاله، یکی از خوانندگان قدیمی و مشهور کویت، خوانده می‌شد. او لحن "علوانی" را در کویت و بحرین رواج داد.[۳۸]

خبرگزاری ایسنا طی مصاحبه‌ای با قاسم منصور آل کثیر، از فعالان میراث فرهنگی اهواز نسبت به ثبت موسیقی علوانیه در کشور عراق یا سوریه خبر داد.[۴۰] پس از بازنشر این خبر در سایت‌های خبری ایران، پس از یک هفته مدیر کل میراث فرهنگی خوزستان اطلاع داد که مکاتبات اولیه برای جلوگیری از ثبت موسیقی علوانیه در عراق انجام شده‌است.[۴۱] قرار شد موسیقی علوانیه به عنوان یک فرهنگ مشترک بین دو کشور ایران و عراق به ثبت جهانی برسد.[۴۲]

جامعهویرایش

طی پژوهشی که به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۱۳۸۹ ش انجام شد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه‌گیری شد در استان خوزستان و اهواز به قرار زیر بود:

اقوام استان خوزستان
قومیت درصد
عرب
  
۳۳٫۶٪
فارس
  
۳۱٫۹٪
لر (بختیاری)
  
۳۰٫۲٪
ترک
  
۲٫۵٪
کرد
  
۱٪
سایر
  
۰٫۷٪
اقوام کلانشهر اهواز[۴۳]
قومیت درصد
فارس
  
۴۴٫۸٪
عرب
  
۳۵٫۷٪
لر (بختیاری)
  
۱۵٫۸٪
ترک
  
۲٫۳٪
کرد
  
۰٫۹٪
سایر
  
۰۵٪

لقب اجتماعی افرادویرایش

مولا
مولا یا (مولانا) لقبی که به سیدی (فرزند رسول خدا) که بزرگ قوم خودش است، گفته می‌شود البته برای احترام گاهی به سیدهای مسن و محترم هم گفته می‌شود.[نیازمند منبع]

شیخ
عرب‌های خوزستان به عشایر و قبایل مختلفی تقسیم می‌شوند که هر قبیله برای خود یک شیخ دارد که نماینده و رئیس آن قبیله بوده و وظیفه رسیدگی به امور و حلّ و فصل مشکلات قبیله را به عهده دارد. [نیازمند منبع]

عجید

عجید به ریش سفیدی که در داوری بین طرفین به خدا، اصول اخلاقی، انصاف انسانی، شرع اسلامی، اعتدال اجتماعی، معتقد بوده و عمل کند اطلاق می‌شود

شرع

الشرع لقب قاضی عشایر و قبایل است او به قانون قبایل و عشایر آگاهی تمام، و در مسائل شرعی بسیار توانا و مسلط بوده و در ثانی از طرف تمام شیخهای عشایر (شیوخ العشایر) مورد تأیید است و حکمش لازم‌الاجراء و قطعی است

شیخ المشایخ

شیخ المشایخ در زمان جنگ با بیگانگان انتخاب می‌شود. تمامی شیوخ قبایل در یک جبهه واحد جمع می‌شوند و برای یکپارچه سازی حملات و صفوف دفاعی از میان خود یکی را که دلیرتر و شجاعتر و در عین حال مدبر و بسیار باهوش و بر فنون جنگ مسلط و چیره‌دست می‌باشد، انتخاب و بعنوان فرمانده تمام مجلس شیوخ قبایل معرفی می‌شود.

در جنگ نبرد جهاد که در سال ۱۲۹۴ ش میان عشایر خوزستان و نیروهای انگلیس در منطقه المنیور صورت گرفت شیوخ سادات آلبوشوکه شیوخ المشایخ این جنگ بودند من‌جمله سید عنایه البوشوکه فرمانده رکن دوم این جنگ را بر عهده داشت. مقبره سید عنایه اکنون در منطقه بهر (البهور) از توابع شهرستان کارون واقع است

قانون‌هاویرایش

فصلویرایش

به جبران خسارت مادی یا معنوی یا جانی در میان اعراب خوزستان جهت حل اختلاف میان دو طرف از دو عشیره یا از دو طرف از یک عشیره، فصل می‌گویند. برای مثال وقتی یک نفر از افراد دچار ضرر یا آسیب می‌شود برای رفع این ضرر یا آسیب از کسی که این خسارت را ایجاد کرده خسارت دریافت می‌کنند؛ که الزاماً مالی نیست. برای مثال عذر خواهی در جمع، زمین و…[نیازمند منبع]

ضمانت اجرایی فصل

ضمانت اجرایی فصل انتقام است. یعنی اگر مجرم در ادای فصل تاخیر کند یا از زیر بار اجرای آن شانه خالی کند؛ شخص زیان‌دیده دست به انتقام می‌زند و در این راه همۀ افراد عشیره با وی همکاری می‌کنند و چه بسا عشیرۀ زیان‌دیده‌ای پس از سالها (پنج، ده، بیست و حتی پنجاه سال) فصل گرفته است

جرهویرایش

در مراسم عزاداری که به (الفاتحه) معروف است هر فرد یا بزرگ خانواده مبلغی را در یک پاکت گذاشته و به خانواده صاحب عزا می‌دهد که بنام جره معروف است. کل مخارج عزاداری (نهار، شام، چای، قهوه، کفن و دفن) توسط بزرگان خانواده محاسبه و مقدار جره نیز محاسبه می‌شود. اگر مبلغ جره بیشتر از خرج (فاتحه) عزاداری بود مبلغ عزاداری از آن کسر و باقی مانده به خانواده عزادار داد می‌شود و اگر مخارج فاتحه بیشتر از جره بود مبلغ جره از مخارج کسر و باقی مانده از عشیره دریافت خواهد شد در این صورت عشیره مبلغ باقی مانده را بر تعداد افراد عشیره (فقط مرادن بالای هشت سال) تقسیم و از افراد عشیره مبلغ را گردآوری خواهد کرد. (این کار برای رفع مخارج عزاداری از روی دوش خانواده متوفا انجام می‌شود)

المسودهویرایش

المسوده یا شجره نامه اطلاعات کامل یک فرد، یک عشیره، طایفه یا قبیله است که بصورت مکتوب و مرسوم نزد بزرگان هر خاندان محفوظ است. اطلاعاتش نیز سالانه ویرایش و افراد جدید (بر حسب تولد ذکور) بر آن افزوده می‌شود شجره نامه گاهی برای هر فرد تا چندصد جد (نسل) قبل خود و سال تولد و فوت و… ذکر می‌کند و از پیوند اجداد (ازدواج) خویش با خانواده‌های مختلف را ثبت کرده که در نوع خود با مطالبی غنی و کم‌نظیر است.

نفیویرایش

نفی به معنی مطرود شده از عشیره یا قبیله است. نفی یکی از شدیدترین مجازات عشیره که بر فرد یا افراد اعمال می‌شود. نفی شدن در میان جامعه عرب برای آن فرد نفی شده بسیار ننگ بزرگی است، بطوری که هیچ عشیره دیگری آن را در بطن افراد خود نمی‌پذیرد و با آن فرد وصلت نخواهند نمود. نفی مجازاتی است که در قانون عشایر برای یک سری از ارتکاب جرم و خطاهای اعمال می‌شود. مثال:

  1. عمده آن از بی کفایتی فرد در کنترل زن و فرزندان (بخصوص دختران) خویش و تخلف این خانواده بطوری که برای عشیره باعث شرمساری شود.
  2. آزار افراد بیگناه (ضعیف و ناتوان) توسط فرد منفی که تا چندین بار تکرار و با تذکر بزرگان خاندان اصلاح نشود.
  3. وصلت خلاف شرع و تعرض به نوامیس مردم که این جرم بدون تکرار نیز ممکن است حکم نفی داشته باشد.


در این صورت عشیره توسط بزرگان خویش (برای اتخاذ رای نفی) جلسه ای برگزار میکند و در پایان اگر همه به نفی رای بدهند صورت جلسه ای تنظیم می‌کنند و در آن از آن فرد اعلام برائت کرده و او را از قبیله اخراج می‌کنند و شرح صورت جلسه را به دست او می‌دهند که بنام خط معروف است.

هر قبیله دیگری که بخواهد او را بپذیرد حتماً باید دلیل نفی او را بدانند بعلاوه آن خط (صورت جلسه) که توسط قبیله اصلی آن فرد نوشته شده را باید ببیند و بخواند، در این صورت اگر او به دلایل بسیار زشتی نفی شده از پذیرش او امتناع می‌کنند. ولی اگر دلایل اعمال نفی (بستگی به قبیله پذیرنده) ننگ و عار نبوده و امکان اصلاح آن فرد وجود دارد در این صورت با کسب اجازه از قبیله اصلی آن فرد او را در قبیله خود می‌پذیرد.

ولی تا همیشه بر او وصف (لفو) پناه داده شده‌است که برای هیچ فرد عرب وصف خوبی نیست.


نهیویرایش

نهی به معنی ممانعت از انجام کاریست. معمولاً در بین عشایر عرب نهی در خواستگاری غریبه با خویشاوندان آن عشیره انجام می‌شود. اینگونه که اگر فرد غریب یا فامیل دور به خواستگاری دختری بیاید و در مراسم خواستگاری یک فرد (مجرد) از خویشاوندان نزدیکتر از آن خواستگار به عروس به این وصلت اعتراض داشته و خود تصمیم به ازدواج با این دختر را دارد در آن جمع اعتراض خود را اعلان می‌کنند و به خانواده خواستگار می‌گویند: شما منهی هستید یعنی از این کار نهی شده و حق ادامه خواستگاری را ندارید. به شخص معترض ناهی گفته میشود پسر عرب زمانی به خواستگاری دختر مورد انتخاب خود می‌رود که اطلاع دقیق در مورد عدم وجود «ناهی» یا معترض در بین خویشاوندان درجه اول خانوادهٔ دختر داشته باشد این امر در حقیقت نوعی احترام از سوی خانواده پسر تلقی می‌شود. در صورتی که ناهی یا معترضی نسبت به این خواستگاری نباشد جوان عرب مرحلهٔ اول را شروع می‌کند که در اصطلاح این مرحله را المشیة یا «المشّایة» (خواستگاری) گویند.[۴۴]

دخیلویرایش

دخیل به معنی پناه برده، طبق این قانون عشایر هرکس وارد خانه ای شد وپناه خواست دخیل به شمار می‌رود وهیچ کس و هیچ نیرویی نمی‌تواند متعرض او شود

زمینویرایش

ارضویرایش

(ارض) یا همان زمین از اهمیت خاصی برخوردار است و نزد عربهای خوزستان اهمیت آن دوچندان است بطوری که گاه برای دفاع از یک زمین کم ارزش (از نظر مالی) چندین قتل صورت می‌گیرد (این امر از باب وصف اهمیت زمین نزد افراد این جامعه ذکر شده)

در قانون عشایر عرب خوزستان سند زمین در درجه دوم مورد اهمیت می‌باشد و در درجه اول مهم کار بر روی آن زمین (در حال حاضر) است

یعنی اگر فردی یک زمین بایر و بیابانی (لم یزرع) را ظرف چند سال (حداکثر ۵ سال) به زمین کشاورزی و آباد تبدیل کند آن زمین متعلق به اوست مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

نسبت کسب رزق و روزی فرد برای زندگی و امرار معاش هر چه بیشتر به این زمین متکی باشد به همان اندازه حجت و دلیل نگهداشتن زمین افزایش و اولویت تملک اثبات خواهد شد. اگر فردی بر روی زمینی چندین سال کار کند و کشت درختان مثمره (ثمربخش) را انجام داده و بواسطه کار خود به دیگران نفع مادی و معنوی رسانده باشد حتی اگر سندی هم ندارد آن زمین متعلق به اوست و تا وقتی که به این عمل عام‌المنفعه ادامه می‌دهد و زمین را رها نکرده مالک آن زمین محسوب می‌شود.

سرزمینویرایش

در فرهنگ مردم عرب خوزستان سرزمین و زمین اجدادی هر فرد به مکانی گفته می‌شود: که باید (حداقل) چهار جدّش بصورت متوالی و پشت سر هم در آنجا زندگی می‌کردند و برای اثبات گفته خویش می‌بایست مکان دفن آنان را نیز نشان دهد.

جنگ جهانی اولویرایش

به دنبال شعله ور شدن آتش جنگ جهانی اول، در اوائل آگوست ۱۹۱۴ م (مرداد ماه ۱۲۹۳ ش)، دولت ایران در این جنگ اعلام بی‌طرفی کرد، اما نیرو‌های نظامی انگلیس در نوامبر (آبان ماه) همان سال، به فرماندهی دلامین، از طریق خلیج فارس به شهر‌های آبادان، خرمشهر، بصره، فاو و بخش‌های زیادی از خاک عثمانی در بین النهرین رسیده آن‌ها را اشغال کردند.


 
(نیروی انگلیس در بغداد)


مهمترین اهداف انگلیس در خوزستان :


  • حفظ حکومت شیخ خزعل و تأسیسات نفتی شرکت ایران و انگلیس



دولت ایران در دوره قاجار ضعیف‌تر از آن بود که از ورود قوای بیگانه به خاک خود جلوگیری کند، و در برابر انگلیس هیچ مقاومتی نکرد.

تنها مقاومتی که در برابر نیروهای انگلیس صورت گرفت، مقاومت اسلامی که بنام جهاد عشایر عرب خوزستان بود [۴۵] که بنام (حرب المنیور) یا نبرد جهاد معروف است.

عشایر عرب سه مرحله با انگلیس رویارویی داشتند؛

مرحله اول جنگ در سال اسفند ۱۲۹۳ شمسی ٺلفات حدود ۵۰۰ کشٺه از اعراب خوزستان و تحت عنوان (حرب المنیور) نبرد جهاد در منابع انگلیسی گزارش داده شد، ۱۲۰۰۰ نفر در این جنگ شرکت کرده بودند؛ عشایر عرب سیم‌های مخابرات ارتش را قطع می‌کردند و در شمال اهواز در منطقه ملاثانی لوله‌های نفت را منفجر کردند چرا که انگلیس از نفت برای کشتی‌ها و جنگ بهره برداری می‌کرد. در این مرحله شکستی برای نیرو‌های انگلیسی رقم خورد بنابراین مرکز فرماندهی انگلیسی دستور می‌دهد نیرو‌های تازه نفس (هندی و انگلیسی) و ادوات جنگی بیشتری به سمت منطقه آن‌ها فرستاده شود.

مرحله دوم جنگ عشایر خوزستان خسارات و تلفات سنگینی متحمل شدند چرا که در این مرحله با رسیدن سلاح سنگین (توپ و مسلسل) و پیوستن نیروهای تازه نفس از هند، دشمن بر آنان برتری دا‌شت.

در مرحله سوم عشایر با پاتکهای شبانه و گسترده مانع از استفاده نیروهای انگلیس از توپ و مسلسل شدند و در نهایت انگلیس مجبور به ترک خوزستان شد.

قبرستان این کشته شدگان در ۱۰ کیلومتری اهواز _ سوسنگرد (المنیور) قرار دارد.[۴۶] شایسته است زیارتگاه کاروان راهیان نور و آزادگان عالم باشد.

پرچم قیام عشایر خوزستان علیه استعمار انگلیس، یکی از اسناد معتبر باقی‌مانده از واقعه جهاد اسلامی عشایر عرب خوزستان علیه استعمار انگلیس در جریان جنگ جهانی اول است که از طرف عشایر غیور خوزستان در اسفند سال ۱۳۷۵ ش در سفر سید علی خامنه ای به این استان به او هدیه شده بود و او نیز آن‌ را برای نگهداری به آستان قدس رضوی اهدا کرد.

عرب‌های خوزستان و سیاست مرکزی ایرانویرایش

همواره هنگام جذب آراء مردم عرب خوزستان، برخی نامزدهای محلی و ملی نشست‌های اختصاصی با مردم عرب خوزستان برگزار می‌کنند. برای نمونه در دیدارهای انتخاباتی حسن روحانی دیداری خصوصی و ویژه نیز با آن‌ها داشت.

شیوخ عرب خوزستان که برای شرکت به تهران دعوت شده بودند در این دیدار خصوصی خواسته‌های خود را با این نامزدهای انتخاباتی در میان می‌گذارند.[۴۷]
محمد باقر قالیباف نیز در پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ ش در سفری به اهواز با مردم عرب آن شهر نشستی اختصاصی برگزار کرد. او در این نشست بر ضرورت مشارکت اقوام به عنوان یک فرصت تأکید کرد.[۴۸][۴۹]

محسن رضائی نیز در سایت منتسب به وی در انتخابات سال ۱۳۸۸ ش گفتگو با شیوخ عرب خوزستان را از مهم‌ترین برنامه‌های انتخاباتی‌اش اعلام کرد.[۵۰]

میر حسین موسوی نیز در انتخابات ۱۳۸۸ ش گفتگو با عرب‌های خوزستان را در برنامه‌های اصلی خودش معرفی کرد. او همچنین دیداری با مردم عرب خرمشهر داشت. در این دیدار، مردم عرب این شهر به میر حسین موسوی یک بِشت (لباس عربی) و دشداشه عربی هدیه دادند.[۵۱]

محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری دو دوره در ایران نیز طی سفری که در سال ۱۳۸۵ ش به سوسنگرد داشت با پوشیدن لباس عربی و به زبان عربی از رشادتها و دلاوری‌ها و استقامت‌های دشت آزادگان در دوران هشت سال دفاع مقدس تجلیل کرد.[نیازمند منبع]
محمود احمدی‌نژاد همچنین در چهارمین سفرش به خوزستان در اردیبهشت ۱۳۹۲ ش با سران قبایل عرب در استانداری خوزستان واقع در اهواز دیدار کرد. پیش از آن نیز با پوشیدن لباس عربی (چفیه، عقال و بشت) در هویزه به ایراد سخنرانی به زبان عربی پرداخت. او در دیدارهایش دربارهٔ تبعیضات نسبت به اقوام سخن گفت.[۵۲][۵۳][۵۴]
در ادامه سفرهای انتخاباتی نامزدهای انتخابات سال ۱۳۹۲ ش علی اکبر ولایتی نیز در اهواز به خانه یکی از شیوخ و علمای عرب در منطقه سید خلف رفت و از او دیدار کرد.[۵۵]

قبایل وعشایرویرایش

  • اهل الشاخه بیت مشعل
  • البغلانیه
  • المرعی
  • آل بو شوکه {سادات الموسوی}

ابریهه . المراونه . المنابیه . الدیلم

. آل بو ناهی . بیت نصر . بیت اعواجه

  • مذحج
  • عرب‌های هور
  • الزهیریه
  • هواشم
  • ربیعی (که بیشتر جمعیت شهرستان آبادان را تشکیل می‌دهد)
  • نواصر (این قبیله شامل ۱۲ قبیله کوچکتر می‌شود)
  • بنی خالد
  • الخزاعی (الخُزاعه / منتسب به دُعبل خُزاعی آرامگاه شوش / بخشی از خُزاعی‌ها در روستای من‌یوحی مستقراند که نام فامیلی آنها به خزاعلی تغییر پیدا کرده‌است)
  • الفریسات
  • بنی هلال
  • آل غانم
  • العیدان
  • آل بو عطوی
  • حزبه
  • آل بو بالد (بالدی)*

نگارخانهویرایش

 
بزرگان عشایر خوزستان عکس۱۹۴۸م
 
سرزمین‌های زیر فرمان میشان
 
دختربچه عرب (بنت عربیه)
 
یک عقال مشکی روی چفیه سفید
 
یک مرد عرب با دشداشه
 
ظرف طلائی رنگ معروف به دله
 
گرگیعان در موزه هنرهای معاصر اهواز
 
شب گرگیعان در اهواز
 
سفره عید فطر

جستارهای وابستهویرایش

منبعویرایش

  • • پیگولوسکایا، ن. و؛ اعراب حدود مرزهای ایران و بیزانس در سده‌های چهارم ششم میلادی، ترجمه؛ عنایت‌الله رضا، تهران: مطالعات و تحقیقات فرهنگی (پژوهشگاه)، چاپ اول، ۱۳۷۲ش.
  • • پیگولوسکایا، ن. و؛ تاریخ ایران باستان، ترجمهٔ؛ مهرداد ایزدپناه، تهران: انتشارات محور، چاپ دوم، ۱۳۸۵ش.
  • • تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه، ترجمهٔ؛ حسن انوشه، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ اول، ۱۳۶۳ش.
  • ● قیم، عبدالنبی. «ایران‌شناسی: نگاهی جامعه‌شناختی به زندگی و فرهنگ مردم عرب خوزستان»، مطالعات ملی، بهار ۱۳۸۰

●• تاریخنامه طبری، تصحیح و تشریح محمد روشن، نشرنو چاپ 1366

  • کتاب خوزستان و تمدن دیرینه آن ایرج افشار سیستانی، انتشارات سازمان چاپ و انتشارات، چاپ ۱۳۷۳
  • آثار باستانی و تاریخی خوزستان‌/ پژوهش و نگارش ایرج افشار سیستانی‌.تهران‌: روزنه‌، 1380.
  • ●٭ عبدالنبی قیم، فرهنگ معاصر میانه، چاپ1385
  • • ت‍اری‍خ‌ اج‍ت‍م‍اع‍ی‌ ای‍ران‌ در ع‍ه‍د ب‍اس‍ت‍ان‌/ ت‍ال‍ی‍ف‌ م‍ح‍م‍دج‍واد م‍ش‍ک‍ور، [ت‍ه‍ران‌]، ‏ص‌ ۶۵۱، (ان‍ت‍ش‍ارات‌ دان‍ش‍س‍رای‌ ع‍ال‍ی‌؛ ۲۸)
  • •٭ کسروی، احمد. «تاریخ پانصد سالۀ خوزستان». تهران.

.• روزنامه رسالت، شماره ۶۷۱۷ به تاریخ ۱۰/۳/۸۸، صفحه ۳ (سیاسی)

پانویسویرایش

  1. CIA Factbook report for Iran
  2. قیم، عبدالنبی. «ایرانشناسی: نگاهی جامعه‌شناختی به زندگی و فرهنگ مردم عرب خوزستان»، مطالعات ملی، بهار ۱۳۸۰ - جلد ۷. ص ۲۱۶–۲۱۷.
  3. ( افشار سيستانی، چاپ‌١٣۶۶.ص١١٢).
  4. کتاب «آثار و بناهای تاریخ خوزستان»
  5. (زرین‌کوب، چاپ ۱۳۸۱:ص ۴۱۶)
  6. (کریستن‌سن، چاپ۱۳۷۷:ص ۱۳۶)
  7. Richard G. Hovannisian; Georges Sabagh (19 November 1998). The Persian Presence in the Islamic World. Cambridge University Press. p. 22. ISBN 978-0-521-59185-0. It's founder, the Arab Hyspaosines, bears an Iranian name, as do several members of his dynasty.
  8. Hansman 1991, pp. 363–365.
  9. Eilers 1983, p. 487.
  10. دانشنامه ایرانیکا (ARAB i. Arabs and Iran in the pre-Islamic period)
  11. Pliny NH (b), p. 136. (VI. Xxxi(
  12. pliny-Naturals history-page 29
  13. (مشکور، چاپ ۱۳۴۷: ص۴۷۰)
  14. کسروی.چاپ ١٣٣۵.صفحه١٣١
  15. بادنج، خوزستان، ۱۶:‎ ۴۵۴–۴۶۳.
  16. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8803130642 خبرگزاری فارس
  17. «تابناک». بایگانی‌شده از اصلی در ۲ سپتامبر ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۱۸ اوت ۲۰۱۱.
  18. «همشهری». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۶ دسامبر ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۱۸ اوت ۲۰۱۱.
  19. «الف». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۱۸ اوت ۲۰۱۱.
  20. «همشهری». بایگانی‌شده از اصلی در ۸ ژوئیه ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۱۸ اوت ۲۰۱۱.
  21. «کیهان». بایگانی‌شده از اصلی در ۹ اکتبر ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۳۰ اوت ۲۰۱۱.
  22. عصر ایران
  23. عصر ایران
  24. ایسنا
  25. قاسم منصور آل کثیر (۱۳۸۹). «[[گرگیعان|آئین گرگیعان]]» (وبگاه). تحقیق. انسان‌شناسی و فرهنگ. دریافت‌شده در ۱۹ اوت ۲۰۱۱. از پارامتر ناشناخته |ماه= صرف‌نظر شد (کمک); تداخل پیوند خارجی و ویکی‌پیوند (کمک)
  26. ثبا ایران
  27. خوز نیوز
  28. «تابناک». بایگانی‌شده از اصلی در ۱ اوت ۲۰۱۰. دریافت‌شده در ۲۰ ژانویه ۲۰۱۲.
  29. حکایت بازار قدیمی عبدالحمید و دله عربی، روزنامه اعتماد، قاسم منصور آل کثیر، پنج شنبه، ۵ آبان ۱۳۹۰ - شماره ۲۲۹۶
  30. دله قهوه، اشیای هویتی مردم عرب ایران، روزنامه شرق، قاسم منصور آل کثیر، شماره ۱۳۸۲ دوشنبه، ۹ آبان ۱۳۹۰
  31. (عبدالنبی قیم، فرهنگ معاصر میانه، 1385، 514) 1
  32. (عبدالنبی قیم، فرهنگ معاصر میانه، 1385، 566)
  33. (عبدالنبی قیم، فرهنگ معاصر میانه، 1385، 944)4
  34. «گویش‌های عربی». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۵.
  35. «آشنایی با برخی زبان‌ها و گویش‌های رایج در ایران». بایگانی‌شده از اصلی در ۵ مارس ۲۰۱۶. دریافت‌شده در ۲۴ اکتبر ۲۰۱۹.
  36. «پژوهشی در گویش عربی خوزستان». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۱۰ ژوئیه ۲۰۱۵.
  37. خبرگزاری مهر خوزستان
  38. ۳۸٫۰ ۳۸٫۱ خبرگزاری ایسنا خوزستان، گفتگو با محمود مشهودی، پژوهشگر موسیقی عربی، فرهنگی و هنری، ۱۳۹۱/۱۱/۲۳
  39. روزنامه ایران، شماره ۵۳۴۱ به تاریخ ۲۷/۱/۹۲، صفحه ۱۹ (موسیقی)
  40. ایسنا
  41. ایسنا خوزستان
  42. خبرگزاری ایلنا
  43. «اطلاعات عمومی دربارهٔ شهر اهواز». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۹. دریافت‌شده در ۲۵ نوامبر ۲۰۱۹.
  44. عبدالنبی قیم، فرهنگ معاصر میانه، 1385، 514
  45. کسروی، احمد. «تاریخ پانصد ساله ی خوزستان». تهران.
  46. «سایت خوزستان». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۹ مه ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۱.
  47. مشرق نیوز
  48. خبرگزاری مهر خوزستان
  49. خبرگزاری فارس
  50. سایت خبری تحلیلی تابناک
  51. روزنامه رسالت، شماره ۶۷۱۷ به تاریخ ۱۰/۳/۸۸، صفحه ۳ (سیاسی)
  52. ایسنای خوزستان، رئیس‌جمهور در جمع سران طوایف و عشایر خوزستان: برخی نانشان در مسئله‌سازی است
  53. گزارش تصویری ایسنا از نشست احمدی‌نژاد با قبایل عرب در اهواز
  54. مشرق نیوز
  55. خبرگزاری مهر خوزستان