حقوق مثبت و منفی

فیلسوف و دانشمندان علم سیاست بین حقوق مثبت و منفی تمایزی قائل می‌شوند (با آزادی منفی و مثبت اشتباه نشود). بنا بر این نظر، حقوق مثبت معمولاً وادارا به عمل می‌کنند در حالی که حقوق منفی معمولاً وادار بی‌عملی می‌کنند. این اجبارها ممکن است دارای خصوصیتی حقوق طبیعی باشد. ایدهٔ حقوق مثبت و منفی را می‌توان به حقوق آزادی نیز اعمال کرد.

برای مثال، در موردی که در یک دادگاه قانون دو جانب وجود دارند: ادرین علیه کلی دارای حقی منفی نسبت به ایکس است اگر و تنها اگر کلی از عمل نسبت به ادرین به نحوی در خصوص ایکس باز داشته شده باشد. در مقابل، ادرین دارای حقی مثبت نسبت به ایکس علیه کلی است اگر و فقط اگر کلی نسبت به ایکس مجبور به عمل در خصوص ادرین باشد. اگر ادرین دارای حق منفی حیات علیه کلی باشد، آنگاه کلی مجبور است از کشتن ادرین خودداری کند؛ در حالی که اگر ادرین دارای حق مثبت حیات نسبت به کلی باشد، آنگاه کلی در صورت لزوم مجبور به عمل برای حفظ زندگی ادرین است.

حقوقی که منفی تلقی شوند ممکن است شامل حقوق مدنی و سیاسی نظیر آزادی بیان، زندگی، مال، آزادی نسبت به جرم خشونت‌آمیز، آزادی ادیان، قرار احضار زندانی, دادرسی منصفانه، آزادی از برده‌داری باشند.

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش