عباس رمزی عطایی

تیمسار دریابان عباس رمزی عطایی فرمانده نیروی دریایی ارتش از ۱۳ مهر ۱۳۵۱[۱] تا ۱۷ دی ۱۳۵۴ بوده است. پس از عزل و دستگیری به جرم فساد مالی در سال ۱۳۵۴، درجه نظامی او نیز گرفته شد.

تیمسار
عباس رمزی عطایی
زادهح. ۱۹۳۰/۱۹۲۹ (۸۹–۹۰ ساله)
کاخ فیلیه، خرمشهر، ایران
درگذشت26/10/2018
ایالات متحده آمریکا
محل سکونتایالات متحده آمریکا
ملیتایرانی
محل تحصیلمدرسه عالی نیروی دریایی
کالج جنگی نیروی دریایی
اتهام جزاییارتشا، سوءاستفاده و تدلیس (۱۳۵۴)
مجازات جزایی۲ سال زندان (۱۳۵۵–۱۳۵۷)
مشاغل نظامی
وفادار به/عضوِایران
سازمان/شاخهارتش شاهنشاهی ایران
سال‌های خدمت۱۳۲۶–۱۳۵۴
درجهدریابان
فرماندهی درنیروی دریایی شاهنشاهی
نبردها/جنگ‌هاحاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه

زندگی نامه و خانوادهویرایش

عباس عطایی در سال ۱۳۰۷ متولد شد. پدر او در جوانی در گذشت و پنج فرزند پسرش را همسرش با مشکلات فراوان سرپرستی نمود.

پسر اولش انسانی والا و از خود گذشته بود که از دوران نوجوانی به مادرش در پرورش چهار برادرش یاری می داد. اویکی از کارمندان شرکت نفت ایران در آبادان بود.

پسر دومش، بهمن عطایی، در جوانی خود را بداخل کشتی تجاری که عازم آمریکا بود جای داد و خود را به آمریکا رساند. سالها بعد در سال ۱۳۳۷ به ایران باز گشت و خود را مهندس آرشیتکت معرفی نمود و موفق گردید کنترات ساختن پایگاه کوچک دریایی را در جزیره فارسی در شمال خلیج فارس که هزینه اش را شرکت ملی نفت تأمین می کرد بطریقی بدست آورد. او با تماس با برادرش رمزی عطایی که در آن سالها به درجه ناوسروانی مفتخر شده بود با فرمانده پایگاه دریایی خرمشهر، دریادار صمد مجلسی، آشنا شده و از او خواست که تجهیزات و مصالح ساختمانی و آب شیرین مورد نیاز تأسیسات جزیره فارسی را نیروی دریایی با استفاده از دو ناو نیرو بری (هنگام و لارک) که در همان زمانها کشور آمریکا به ایران داده بود برای وی به جزیره حمل نماید. فرمانده ناو نیروبر "هنگام" در آن زمان ناوسروان سیف الله انوشیروانی بود که این مأموریت را بعهده گرفت و با استفاده از ناو های نیروی دریایی مبالغ هنگفتی بهمن عطایی صرفه جویی نمود که البته با دریادار صمد مجلسی و چند تن از افسران نیروی دریایی در تقسیم آن شرکت داشتند.[۲]

برادر سوم رمزی، عباس عطایی بود که پس از پایان دبستان به علت مشکلات اقتصادی خانواده به گونه شبانه روزی به دبیرستان نظام روانه گردید و پس از پایان دوره دبیرستان در رشته طبیعی در سال ۱۳۲۸ خود را به نیروی دریایی که بتازگی پس از پایان جنگ جهانی دوم کشور انگلستان در سال ۱۳۲۶ اجازه داده بود دوباره نیروی دریایی که رضا شاه در سال ۱۳۰۸ پایه گذاری کرده و در شهریور ۱۳۲۰ پس از تجاوز انگلیس و شوروی به کشور بیطرف ایران این نیروی دریایی کوچک کاملاً منحل شده بود، احیاء گردد. دانشجو رمزی عطایی همراه با ۲۹ دانشجوی دیگر در شهریور ماه ۱۳۲۸ عازم انگستان شده و برای طی دوره مقدماتی دریایی در کلاسهایی که فقط دانشجویان ایرانی در آن شرکت داشتند دوره مقدماتی یکساله ای را طی نمودند و سپس دانشجویانی که رشته ناوبری را انتخاب کرده بودند برای طی دوره های عرضی کوتاه مدت دریایی به مراکز آموزش دریایی در بندر پرتسموث روانه گردیدند و جمعاً پس از اقامت دو سال و نیم در انگلستان دانشجویان ناوبری بنام (رمزی عباس عطایی، حسن رفیعی، سیف الله انوشیروانی، کمال حبیب الهی، مهدی کامیابی پور، احمد بینا، احمد مدنی، شاهرخ هدایت، ناصر شاملو، محمود علوی، مسعود معزی، صفر فشندی، ناصر جاوید) به ایران بازگشتند و برای تکمیل آموزش همه آنها را به خرمشهر اعزام نموده و ظاهراً مشغول کارآموزی گردیدند تا مهر ماه ۱۳۳۱ فرا رسیده و بتوانند آنها را مفتخر به درجه ستوان دومی (ناوبان دومی) کنند.

پس از ترفیع رمزی عطایی به سمت افسر عرشه ناو پلنگ که فرمانده اش ناخدا فاطمی بود گمارده شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد دو ناو ببر و پلنگ که در حقیقت تنها دو ناو جنگی ناوگان شاهنشاهی بودند و انگلیسیها در مقابل غرق دو ناو ببر و پلنگ پیشین نیروی دریایی به ایران واگذار کرده بودند جهت انجام تعمیرات روانه ایتالیا شدند. بعلت طوفان دریا چادری که بر روی عرشه بالایی ناو پلنگ قرار داشت و افسر عرشه وظیفه نصب آن در هوای آرام در هنگام روز و آفتابی  و برداشت آن در شب و در هوای طوفانی داشت، پاره پاره شد. روز بعد بجای آنکه رمزی عطایی مورد مؤاخذه قرار گیرد ناوبان احمد بینا را که در آن شب بعنوان افسر نگهبان در پل فرماندهی انجام وظیفه می کرد، بنام وارد کردن ضرر و زیان به اموال دولتی مقصر شناخته و از طریق بی سیم و ارسال تلگرام بسرعت در دستور ستاد ارتش ایران مورد توبیخ قرار گرفت و مقصر اصلی رمزی عطایی با کلک و دروغ خود را بیگناه وانمود نمود.

رمزی عباس عطایی از دوران نوجوانی خود را به سیگار و مشروب و قمار و هرزگی و چشم داشت به همسران همدوره ها و افسران زیردست خود داشت و این خصوصیت اخلافی خود را تا آخرین روزی که در نیروی دریایی باقی ماند با خود به همراه داشت!

رمزی عطایی در درجات افسر جزء همیشه حقوقهای ماه های آینده خود را پیش خور کرده و ضمناً به همه دوستان و نزدیکان خود مقروض  بود. او مطلقاً اهل مطالعه و فراگیری علوم دریایی نبود، ولی به بدروغ وانمود می کرد از دانش فراوان در امور دریایی برخوردار است! در تنها حرفه ای که رمزی در حدی به آن تخصص داشت رقصیدن در مجامع و ادای دیگران را در آوردن بود.

در درجه ناوبان یکمی با زنی از اهالی آبادان ازدواج کرد و ثمره آن ازدواج فرزندی بنام شهاب بود.

رمزی ظاهراً فردی خوش برخورد، اجتماعی و مردم دار بود بنابراین میتوانست خود را به دیگران خاصه مقامهای بالاتر نزدیک کند. همین خواص او بود که اولین ناو فریگیت بنام بایندر که در آمریکا ساخته می شد رمزی عطایی را بعنوان فرمانده اش انتخاب کردند. البته رمزی در امور ناوبری و مانور با ناو، نشان می داد که بسیار ورزیده و با تجربه است و لذا اکثر فرماندهان قدیمی و بی سواد و بی تجربه نیروی دریایی که در گذشته فرصت تجربه آموزی و فراگیری را بعلت آنکه تنها خودشان بودند که برای اولین بار در تاریخ ایران در حدی به فنون دریایی در ایتالیا آشنا شده بودند ولی انحلال نیروی دریایی بدستور انگلیسها و دور ماندن از امور دریایی کمک نمود که آنچه نیز در ایتالیا آموخته بودند بفراموشی بسپارند. لذا افسران قدیمی در موقعیتی نبودند که بتوانند به افسران جوان کم تجربه چیزی بیاموزند. از این رو رمزی عطایی خیلی زود جای خود را در دل مقامات بالاتر باز کرده و وانمود نمودند که با تمام وجود در خدمت شاهنشاه آریامهر می باشند.

در سال ۱۳۴۸ شاهنشاه آریامهر از عملکرد امرای قدیمی نیروی دریایی ناراحت شده و به فرمانده نیروی دریایی دریاسالار فرج الله رسایی دستور می دهد که هفت تن از امرای نیروی دریایی را باز نشسته و افسران جوان را بجایشان بگمارند. در نتیجه دریاسالار رسایی تصمیم می گیرد که نه تن از افسران جوان با درجه ناخدا دومی را با دادن دو درجه به آنها و ترفیعشان به درجه دریاداری بجای امرای سابق بگمارند. این دستور در یکروز و یکساعت بمرحله اجرا در میاید و ۹ تن از ناخدا دومها تبدیل به دریادار شده و هر یک در مشاغل امیری گمارده می شوند. غافل از اینکه واگذاری دو درجه باعث تغییر محتوای فکری و تجربی و تخصصی این افسران نمی شود!

برادر چهارم، جمشید عطایی نام داشت که او هم چون برادرش پس از طی دوره دبستان به دبیرستان نظام وارد شده و در سال ۱۳۳۰  وارد خدمت نیروی دریایی گردید. جمشید عطایی نیز از همان قماش برادرش رمزی و بهمن بود، خیلی زود نشان داد از همان خمیر مایه ساخته شده است.

پنجمین برادر بنام منوچهر عباس عطایی جوان درشت هیکل که موفق نگردید حتی دوره دبیرستان را بپایان برساند. در منطقه خیابان فروردین که خانواده اش در چند اطاق در طبقه دوم ساختمانی زندگی می کردند بعنوان بزن بهادرمحله نعره سر می داد! مدتی بعد منوچهر از طریق برادر بزرگترش وارد کادر کارگران شرکت نفت گردید. چند سال بعد در هنگام رانندگی و بی احتیاطی بازوی چپ خود را از قسمت میانی از دست داد.

رمزی عباس عطایی در آبان ماه ۱۳۴۸ فرمانده ناوگان شاهنشاهی شد. او با گرفتن دو درجه دیگر حاضر نبود با همسرش که فکر می کرد او دیگر نمی تواند از لحاظ طبقاتی درکلاس دریاداری او قرار گیرد لذا او همسرش را طلاق داده و بفکر یافتن همسر دیگری که با شرایط آن روزی او هماهنگی داشته باشد می افتد. بزودی این فرصت مناسب برای دریادار رمزی عطایی فراهم شد و دختر جوان و زیبای مدیر عامل پالایشگاه نفت که اخیراً نیز در مسابقه انتخاب دختر شایسته شرکت کرده و برنده اول شده بود از راه می رسد. دریادار عباس رمزی عطایی نیز فوراً ترتیب کار را داده و ازدواج برقرار می گردد.

در آن زمان پایگاه دریایی خرمشهر فرمانده اش دریادار اسد محسن زاده و فرمانده ناوگان دریادار رمزی عطایی بود. چون امکان نداشت که دو دریادار در یک پایگاه دریایی کوچک خرمشهر بگنجند! لذا ترتیبی داده شد که فرمانده پایگاه و فرمانده ناوگان در یکدیگر ادغام شود و لذا دریادار محسن زاده به شغل دیگری در تهران گمارده شد و بنابراین شغل جدید مدیریت فنی که تابع معاون فنی بود بوجود آمد و دریادار اسدالله محسن زاده در رأس آن قرار گرفت!

مدتی بعد شاهنشاه آریامهر دریابد رسایی را بازنشسته کرده و دریادار عباس رمزی عطایی را با نظر سپهبد هاشمی نژاد به فرماندهی نیروی دریایی انتخاب کرد.

با این انتخاب دریادار رمزی عطایی ضمن جای گرفتن در پست فرماندهی نیرو نیز پی می برد که شکوفایی کشور ایران با فروش نفت و گاز بیشتر و بالا رفتن قیمت نفت شروع شده و درآمد کشور بقدری زیاد شده بود که شاهنشاه آریامهر و علم، وزیر دربار، نمی دانستتند که با این همه پول چکار باید کنند!؟

لذا به دریادار عباس رمزی عطایی دستور می دهند در گسترش نیروی دریایی و عقد قراردادهای تسلیحاتی و ساختمان سازی و پایگاه سازی دستش باز و نگران بودجه نباشد که خداوند در زیرِ زمین برای فرزند برومندش شاهنشاه آریامهر بصورت نفت و گاز به مقدار فراوان ذخیره کرده بود!؟

چنین شد که دریادار عباس رمزی عطایی با مشاورت با برادر بزرگترش، بهمن عطایی، که نقش دلال را بین فرمانده نیروی دریایی و پیمانکاران ریز و درشت بازی می کرد و کمک یاران نزدیکش چون ابوالفضل نجم الهدی مدیریت تأسیسات و مهندسی، فرهنگ انصاری رئیس دایره ترابری، ایرج شفایی رئیس دایره خرید و سفارشات و رئیس تدارکات فنی و سررشته داری و بدون ترس و نگرانی شروع به چپاول پولهای از زیرِ زمین رسیده می کنند و برای خاموش نگه داشتن دیگر امرای نیروی دریایی کافی است که با شریک کردن آنها در چپاول ها مانع شوند که یکی از آنها در هیچ زمانی جرأت نکند در مورد چپاول ها فضولی کند!؟ ناخدا نجم الهدی در بازپرسی های خود اعلام کرده بود که هرماه مبالغ عمده ای به اکثر امرای نیروی دریایی و بخشی از افسران ارشد پرداخت می کرده است! البته این پیش بینی رمزی عباس عطایی درست از آب در نیامد و موفق نگردید همه را آلوده چپاولگریهای خودش کند.

لذا چنین شد و بالاخره رسوایی چپاولگری های رمزی عباس عطایی بر ملا گردید و در آذر ماه ۱۳۵۴ پنج تن از امرای نیروی دریایی و ۳۷ تن از افسران ارشد و جزء بعنوان چپاول و دزدی تحویل دادگاه نظامی گردیدند. البته رمزی عباس عطایی و جانشینش حسن رفیعی و تعدادی از افسران محکوم به زندان و پرداخت بخشی از پولهای چپاول شده گردیدند.

چپاولگری های رمزی عطایی و شرکا یکی از عوامل مهمی بود که در پایان بخشیدن به شاهنشاهی پهلوی مؤثر بود.

چند دست نوشته دریابان رمزی عطاییویرایش

در تاریخ ۱۳ آبان ماه سال ۱۳۵۱ شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتشتاران برای افتتاح پایگاه دریایی هوا دریا به خارک تشریف فرما شدند. متن بخشی از سخنرانی فرمانده نیروی دریایی شاهنشاهی رمزی عطایی چنین بود:

. . . شاهنشاها، درایت و دوراندیشی آن فرمانده تاجدار در مورد تشکیل واحد هوا-ناو نیروی دریایی شاهنشاهی در پنج سال قبل که برای همه غیر قابل درک بود امروز مأموریت آن نمایش داده شد.

قدرتی که فردا از مقابل فرمانده تاجدار رژه خواهد رفت وجودش را می داند و امروز در کمال افتخار و سربلندی در مقابل فرمانده تاجدار خود زانو زده و بعرض مبارک میرسانیم: قدرتی در خلیج فارس وجود ندارد که بتواند منافع ما را بخطر انداخته  و یا در مغز پوک خود تصور دست اندازی به یک میلیمتر از خاک مقدس ما و یا یک قطره از آبهای گرم ساحلی ما را بنماید. . .

. . . انقلابی که کشور عزیز ما را از قرنها عقب افتادگی و از ردیف کشورهای عقب افتاده به ردیف کشورهای پیشرفته رسانید. انقلابی که جهل و بدبختی را از این مملکت ریشه کن نمود. انقلابی که ورشسکستگی ملی و اقتصادی را از این مملکت دور کرد. انقلابی که ضعف نظامی را مبدل به قدرتی نمود که حتی کشورهای بزرگ نیز برای برخورد با آن دوباره فکر می کنند.

شاهنشاها، ما دریا نوردان جانباز شاهنشاه آریامهر بزرگ ارتشتاران، آماده ایم تا در هر لحظه و در هر نقطه خلیج فارس و دریای عمان در اجرای اوامر ملوکانه جان خود را تقدیم نماییم. امروز فقط ما یک راه داریم، پیروزی یا مرگ. پل ها را پشت سرخود خراب نموده ایم. بفرمان جهان مطاع مبارکتان شکست و عقب نشینی را از کتابهای لغت خود پاک کرده ایم و همگی با هم می گوییم: چو ایران نباشد تن من مباد . . .

در تاریخ ۱۲ مهرماه ۱۳۵۱ دریادار رمزی عباس عطایی بفرماندهی نیروی دریایی شاهنشاهی گمارده شد. او در آن تاریخ اولین نوشته تاریخی خود را بری ضبط در تاریخ برشته تحریر در آوردند. با هم به این نوشته توجه می کنیم:

پیش بسوی بهتر شدن

ترقی و پیشرفت و بهزیستی یک ملت بسته به دانش و تخصص و آموزندگی مردمی است که ملت را تشکیل می دهد.

آموزش و آموزندگی عامل اصلی بهتر کار کردن و راه مستقیمی است برای رسیدن به آرمانهای بزرگ و آرزوهای قلبی یک ملت.

ما پرسنل نیروی دریایی شاهنشاهی گروهی از ملت کشور شاهنشاهی ایرانیم.

باید با تلاش و کوشش جهت آموزش و آموزندگی تلاش نموده تا بهتر بتوانیم از وسایلی که بدست ما سپرده شده برای بهتر دفاع نمودن از منافع ملی خود بهترین استفاده را بنماییم. آموزش در تمام رده ها و در هر روز باید بنحو احسن انجام گردد.

امروز دانش و تکنولوژی بقدری سریع پیشرفت مینماید که اگر یکروز ما بدون آموزش بگذرد از کاروان تمدن عقب افتاده و دیرتر به تمدن بزرگ که هدف ملی ما است خواهیم رسید.

به مصداق ز گهواره تا گور دانش بجوی، ما نیز هر روز با آموزشی صحیح و آموختن میتوانیم بسوی بهتر شدن و آماده شدن نزدیکتر شویم.

روش آموزشی غلط و نارسا و دادن آموزش بدون درک، اهمیت آموزش  ونداشتن ایمان به آموزش، رسیدن به هدف اصلی را مشکل و غیر ممکن می سازد. بنابراین پرسنلی که این وظیفه مهم را به عهده دارند چنانچه آموزش را بر مبنای صحیح و آگاهی از اهمیت آن و با ایمانی راسخ پایه گذاری ننمایند عوامل باز دارنده پیشرفت هستند و چنانچه این وظیفه را بر مبنایی صحیح و ایمانی راسخ قرار دهند بزرگترین و مهمترین عوامل پیشرفت بسوی بهتر شدن بوده و وظیفه ای را که انجام می دهند مقدس و قابل ستایش خواهد بود.

چرخهای صنعت با آموزش صحیح می چرخند و بهره می دهند, نیروهای مسلح شاهنشاهی با آموزش صحیح می توانند وظیفه خود را برای دفاع از میهن عزیز بنحوی شایسته انجام داده و در هر حال و هر محل با هر نیرویی برابری و مقابله نمایند.

پس برای انجام این وظیفه خطیر که بعهده ما گذارده شده باید از هر لحاظ استفاده نموده با آموزشی بیشتر و صحیح تر بسوی بهتر شدن به پیش رفته و دریانوردانی موفق و لایق باشیم تا بتوانیم وظیفه خود را نسبت به اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریا مهر بزرگ ارتشتاران و میهن عزیز بنحو احسن دهیم.

مصاحبه رمزی عباس عطایی با شهلا جابریویرایش

در مصاحبه ۱۹۸۵ در شهر لوس آنجلس:

ادعای رسالت و پیامبری محمدرضا شاه - از زبان دریادار عباس رمزی عطایی فرمانده وقت نیروی دریایی

متن تایپ شده فایل صوتی: در یه مورد اگر خاطرتون باشه در موقعی که مارکسیست اسلامی اومد در ایران و شروع کردن به ترور کردن، یه روز ایشون من کارم که تموم شد، فرمودن باش و با من صحبت کردن. گفتن: عطایی، ما همه چی رو فهمیدیم جز مارکسیسم اسلامی این دیگه چه صیغه ایه؟ گفتم: اعلی حضرت من از اون اسلامی پشتش میترسم. گفتن: یعنی چی؟ گفتم: ما سی و دو سه میلیون فناتیک داریم، بگذریم از این یه میلیون، دو میلیونی که مینی ژوب میپوشیم و شبها میریم تو دیسکو میرقصیم، ولی ما ۳۲ میلیون فناتیک داریم که منتظر ظهور امام زمان هستن بعد ۱۴۰۰ سال! این اسلامیه که من کمی نگران این لغت اسلامی هست گفتند: به عقیده تو چکار بکنیم؟ گفتم: چرا خودتون دست بالا نمیکنین؟ از لحاظ مذهبی، کشور مسلمونه دیگه مثل سادات، سادات جمعه ها میره مسجد نماز میخونه. گفتم شما سالی یکی دو بار میرین مشهد، میرین زیارت دیگه؟ گفتند: بله. گفتم: یا روزنامه نگار و عکاس و تلویزیون نبرین با خودتون یا اگه میبرین، مثل خود مسلمونها زیارت کنین. ضریح رو بگیرین و ببوسین و دو رکعت نماز و ... یه نگاهی به من کرد و گفت تو چی میگی؟ تو خیلی جوونی، من خودم رسالت دارم / ببینید اعلی حضرت رو "برین واش" کرده بودن، به مقام پیغمبری رسونده بودنش. گفتم: برای ما قابل قبوله ولی برای اون فناتیکها، حضرت محمد گفته: انا خاتم الانبیا" //// فایل صوتی بخشی از مصاحبه عباس رمزی عطایی با خانم شهلا حایری می باشد - دقایق ۲۴ تا ۲۶ - کاست ۲، لبه اول نوار - مصاحبه در سال ۱۹۸۵ 

خلع درجه و دستگیریویرایش

در تاریخ ۲ اسفند ۱۳۵۴ در دادگاه نظامی به جرم ارتشاء، سوء استفاده و تدلیس خلع درجه و روانه زندان شد[۳].

وی در جریان انقلاب ۵۷ ایران از زندان خارج و موفق به فرار به ایالات متحده آمریکا گردید.

درگذشتویرایش

رمزی عطایی در تاریخ ۴ آبان ۱۳۹۷ در آمریکا درگذشت. او به فرزندش، امیر عطایی، وصیت نمود: بعد از مرگم جسدم را بسوزان و خاکسترم را به گونه ای از کشتی به خلیج فارس بریز تا امواج ذراتم را به سواحل وطنم در خلیج فارس برده و دفن نمایند!

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. قلی‌زاده، فرهاد. «رویدادهای تاریخی ۱۳ مهر». موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران. دریافت‌شده در ۴ مرداد ۱۳۹۷.
  2. "خلاصه ای از زندگی نامه رمزی عباس عطایی". Retrieved 2020-02-12.
  3. «محاکمه عباس رمزی عطائی فرمانده سابق نیروی دریایی و دیگر متهمان و همکاران وی در دادگاه نظامی به جرم ارتشاء، سوء استفاده و تدلیس آغاز شد(1354ش)». rasekhoon.net. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۲-۱۲.

پیوند به بیرونویرایش

مناصب نظامی
پیشین:
فرج‌الله رسائی
فرمانده نیروی دریایی شاهنشاهی ایران
۱۳۵۱ — ۱۳۵۴
پسین:
کمال حبیب‌اللهی