قبچاق یا قپچاق یا قفجاق نام گروهی از کوچ‌نشینان ترک و مغول بود. خاستگاه اصلی آنان احتمالاً در خانات کیمک بود. سپس از حدود ۱۰۳۰ تا ۱۲۳۷ میلادی -یعنی تا زمان حمله مغول- در دشت قبچاق مستقر شدند. نقش اینان در بخشی از تاریخ روس، خوارزم، آنسوی قفقاز، روم شرقی، مجارستان، جهان اسلام و چین تحت استیلای دودمان یوآن حیاتی بوده‌است.

قلمرو قپچاقها در حدود ۱۲۰۰ میلادی
کلاهخود قبچاقی مربوطه به سدهٔ سیزدهم میلادی

در آثار اسلامی تا سده‌های نهم و دهم میلادی از نام قبچاق اثری نیست. در دههٔ ۱۰۳۰ میلادی تعدادی از قبچاق‌ها در خدمت خوارزمشاهیان بودند و گروهی از ایشان نیز به مرزهای خوارزمشاه می‌تاختند. حرکت آنان به سوی جلگه پونتیک سبب فشار پچنگ‌ها و غزان به مرزهای روم شرقی و ایران می‌شد.

دین نخستین آنان شمن‌باوری بوده و تا پیش از استیلای مغول اسلام و مسیحیت هم میان گروهی از ایشان راه یافته‌بود. چغری بیگ در دههٔ ۱۰۴۰ میلادی یک امیر قبچاق را در خوارزم به اسلام گروانده بود. اتحاد قبیله‌ای قبچاق‌ها شامل عناصر ترک و مغول و ایرانی بود.

میان سال‌های ۱۲۱۷ تا ۱۲۳۷ میلادی مغول‌ها دشت قبچاق را تسخیر کردند. گروهی از قبچاق‌ها به نام کوتن[۱] به مجارستان گریختند. قبچاق‌ها بازمانده به مرور در مغول‌ها حل‌شدند. بعدها در زمان جنگ‌های میان تیمور لنگ و تقتامیش در ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰ میلادی، بازمانده قبچاق‌ها و قبچاق‌های مغول‌شده تجدید سازمان قبیله‌ای یافتند. سپس در آینده اینان به نیروی اصلی اردوی نوقای ادیگو تبدیل شدند.

ریشه شناسیویرایش

ریشهٔ نام قبچاق به درستی آشکار نیست. توماژ کاموسلا (Tomasz Kamusella) اعتقاد دارد کیپچاک (قبچاق) از دو واژه ایرانی گرفته شده است که شامل کیپ به معنی سرخ و بلوند و چاک هم واژه سکایی است.[۲]

پانویسویرایش

  1. Köten
  2. Kamusella, Tomasz (2012). The Politics of Language and Nationalism in Modern Central Europe. Palgrave Macmillan. p. 264. ISBN 978-0-2302-9473-8.

نگارخانهویرایش

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

Iranica