برهم‌کنش زبان‌های فارسی و عربی

زبان‌های فارسی و عربی در زمینهٔ دادوستد واژگان بر یکدیگر برهمکنش هایی داشته‌اند. چرایی رخنه واژگان عربی در فارسی، جایگاه زبان عربی به‌عنوان زبان رسمی و مذهبی بود که انگیزه ای بود تا بیشتر باسوادان، بیش از آن‌که با واژگان فارسی آشنا باشند، واژگان عربی را بشناسند و بنابراین نویسندگان و دانشمندان ایرانی که در گوشه گوشه ایران بزرگ می‌زیستند، برای نمایاندن اندیشه ها و گفتار و نوشتارشان به یکدیگر، واژگان عربی را که از فارسی برای بیشتر آن‌ها دریافتنی تر بود بکار گیرند.

عربی در اشعار شعرای فارسی زبان

سعدی شیرازی در کلیات سعدی ۲۶ شعر کامل عربی سروده است.[۱][۲] حافظ شیرازی نیز در دیوان خود جدا از واژگان عربی نزدیک ۸۷ مصراع کاملا عربی سروده است.[۳]قول مشهور ولی نادرست میان مردم این است که هیچ واژه عربی در شاهنامهٔ فردوسی به کار برده نشده است ولی حدود چهار درصد یعنی ۷۲۶ واژه شاهنامه فردوسی عربی است.[۴][۵]

در بیت زیر که در شاهنامه آمده چهار واژه عربی هست.

قضا گفت: گیر و قدر گفت دهفلک گفت: احسنت و مه گفت: زه

دیدگاههای دو زبان‌شناس غربی

پروفسور ریچارد دیویس می‌گوید: برگرفته های زبان فارسی از زبان عربی به واژگان محدود است و زبان عربی، تأثیری بر ریخت‌شناسی زبان فارسی نداشته‌است تنها چند نمونه اندک مانند شیوه جمع بستن در زبان عربی که برای آن دسته از واژگانی که از عربی به فارسی آمده، بکار گرفته میشوند همان‌گونه که در زبان انگلیسی هم واژگان وام گرفته از لاتینی به همان ریخت لاتینی خود جمع بسته می‌شوند؛ و به همین گونه هسته بنیادی زبان و واژگان فارسی از زبان پهلوی و پارسی میانه برگرفته شده‌است و دستور زبان فارسی همانند دیگر زبانهای اروپایی هم دوره خود است.

پروفسور ژان پری زبانشناس در دانشگاه شیکاگو بر این باور است: اثرگذاری عربی بر فارسی از قرن نهم میلادی و با آمیختن اسلام و سیستم نوشتاری عربی ممکن شد. اندازه این برهمکنش در حدود هشت هزار واژه در بیست هزار واژگان روزانهٔ سده نهم میلادی (نزدیک چهل درصد) و در بازه‌ای کمتر از ۹ درصد با فراوانی ۲/۴ درصد در شاهنامه و تا بیش از ۵۰ درصد با بسامد ۲۵ درصد در نوشته های کلاسیک و نوین فارسی است. زبان فارسی: زبان شناخته شده جهانی می‌باشد، و زبان عربی و زبان فارسی قدیم‌ترین زبان‌ها در جهان هستند، و این دو زبان ریشه‌های جداگانه دارند، تنها در واج های واژگان زبان عربی و فارسی باهم پیوند دارند.

تأثیرات عربی بر فارسی

در یک تجربهٔ آزمایشی دایرهٔ واژگان مصنوعات فرهنگی، در میان چهار نمونه از چهار زبان با واژگان عربی، ۵۲ درصد واژگان اسپانیایی از زبان عربی برگرفته شده‌بود و این میزان در زبان فارسی تنها ۱۴ درصد بوده‌است. با آنکه زبان اسپانیایی توسط گروه بزرگی از غیرمسلمان با موضوعات غیراسلامی به‌کار می‌رود. بر اساس این تجربهٔ آزمایشی، میزان واژگان عربی در زبان فنیِ اسپانیایی در زندگی روزمره، ۸ درصد و در زبان فارسی ۲۴ درصد بود.
ژان پِری می‌افزاید: بیشتر واژگان عربی که در فارسی کاربرد دارند، به‌عنوان مترادف به‌کار می‌روند؛ برای نمونه، واژه «مریضِ» عربی با «بیمارِ» فارسی که می‌توانند یا در بسیاری از موارد به فارسی ترجمه شوند یا پیشتر ترجمه شده‌اند؛ هچون «تعلیم» که به «آموزش» تبدیل شده‌است.

اثرات قاعده‌های عربی

قانون‌ها و قاعده‌های (دستور زبان) زبان عرب بر فارسی اثر گذاشته؛ یکی از آن‌ها کاربرد جمع مکسر عربی است که فهم فارسی را جهت غیرفارس‌زبانان مشکل می‌کند (مانند: ادویه، اَشرِبه، اغذیه، اساتید، بَساتین، دَساتیر، خوانین، دهاقین، بازارات، اساطیر عشاق، میادین، اکراد، افاغنه، به‌ترتیب به‌جای دواها، شربت‌ها (نوشیدنی‌ها)، غذاها، استادان، بستان‌ها، دستورها، خان‌ها (یا خانان)، دهقان‌ها (یا دهقانان)، بازارها، استوره‌ها، عاشق‌ها (یا عاشقان)، میدان‌ها، کردها، افغان‌ها، که همگی با افزودنِ «ها» جمع بسته می‌شوند نه به‌صورت جمع مکسر عربی. نشانه جمع در فارسی «ها» و «ـان» و در محاوره بیشتر «ـا» است، مانند: افغانیا، کُردا، بلوچا، مردا، خیابونا.[۶][۴]

تأثیر فارسی بر زبان و ادبیات عرب

در ریشه‌شناسی واژگان (اتیمولوژی) (به انگلیسی: etymology) و در زبان‌شناسی (به انگلیسی: linguistics) به مبحث تغییرات و ریشه یابی معنی و مفهوم واژگان در دوره‌های مختلف تاریخی می‌پردازند و دگرگونی‌های واژگان را در انتقال شفاهی و نوشتاری از یک زبان به زبان دیگر بررسی می‌کنند. تأثیر زبان‌ها دوسویه است چرا زبان فارسی و عربی برهم تأثیر گذاشته‌اند زیرا اعراب نزدیک ۴۰۰ سال در ایران بوده اند و تا دورهٔ انقلاب مشروطه نوشتارهای مهم به زبان عربی همانند زبان فارسی نوشته می‌شد و از سوی دیگر ایرانیانی در ساختن ساختار زبان عربی نقش شایانی داشتند. در زبان عربی واژگان فراوانی هست که به آن‌ها «معربات» یعنی عربی شده‌ها می‌گویند. ریشه بسیاری از معربات هنوز ناشناخته است. سازمان استانداردسازی عربی کوشش فراوانی کرده تا ریشهٔ این‌گونه واژه ها شناسایی شود، اما از آنجا که در عربی‌سازی واژگان ببگانه به‌طور کامل برهم ریخته می‌شود نمی‌توان به سادگی این‌گونه معربات را ریشه یابی کرد. گفته می‌شود نزدیک ۵ هزار [نیازمند منبع] واژه معرب از واژگان رایج در زبان فارسی به زبان عربی راه یافته‌است. از این دست: بنفسج (از بنفشه)[۷]

در کتاب «الکلمات الفارسیه فی المعاجم العربیه» نزدیک ۳ هزار واژه عربی که از زبان فارسی به عربی راه یافته اند را به همراه توضیحات برای هر واژه آورده‌است. پیشتر نیز جوالیقی ۸۳۸ واژه و در کتاب المنجد ۳۲۱ واژه و ادی شیر، در کتاب واژه‌های فارسی عربی شده، ۱۰۷۴ واژه فارسی را توضیح داده‌است.[۸]

تأثیرات فارسی میانه بر عربی

ژان پِری معتقد است: بدرستیکه زبان پارسی میانه یک زبان ناکارا نبوده، نه از دید تکنیکی و نه گستره واژگان انتزاعی، و این زبان سیستم پیچیده‌ای از واژگان را بکار می‌برده، در جمع‌آوری وارگان محلی دینی بر زبان عربی پیشی داشته و در فلسفه و طب هم اصطلاحات یونانی را برگرفته و همگی اینها را چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام به زبان عربی انتقال داده‌است.
بیشتر آن دسته از واژگان عربی که وارد فارسی شده‌اند در معنایی بجز معنای اصلی خود در زبان عربی کاربرد دارند.

معربات از فارسی

از زبان فارسی واژگان بسیاری به روش های گوناگون به زبان عربی وارد شده‌است. در زبان عربی واژگان فراوانی هست که به آن‌ها معرّبات (یعنی عربی‌شده) می‌گویند. ریشهٔ بسیاری از معرّبات هنوز ناشناخته است. «سازمان استانداردسازیِ عربی» کوشش فراوانی کرده تا ریشهٔ این‌گونه واژگان شناسایی شود، اما از آنجا که در عربی‌سازی واژگان بیگانه عموماً به‌طور کامل برهم ریخته می‌شود، نمی‌توان به‌سادگی این‌گونه معرّبات را ریشه‌یابی کرد. گفته می‌شود نزدیک ۵۰۰۰ کلمهٔ معرب، از واژگان رایج در زبان فارسی به زبان عربی راه یافته‌است؛ از این دست: جُناح (از «گناه»)، کَنز (از «گنج»)، سِراج (از «چراغ»)، جَصّ، مجصّص و سایر برگرفته های آن (از «گچ»)، و اساطیر و اسطوره از stori لاتین و خارِطة و خَوارِط از carta و منهی‌عنه و نهی از نه (no) فارسی و سانسکریت.[۶]

جستارهای وابسته

منابع

  • Richard Davis, “Persian” in Josef W. Meri, Jere L. Bacharach, “Medieval Islamic Civilization”, Taylor & Francis, 2006. Ppg 602-603. “The grammar of New Persian is similar to many contemporary European languages. ”
  • John R. Perry, “Lexical Areas and Semantic Fields of Arabic” in Éva Ágnes Csató, Eva Agnes Csato, Bo Isaksson, Carina Jahani,”Linguistic convergence and areal diffusion: case studies from Iranian, Semitic and Turkic”,Routledge, 2005. excerpt:”
  • صفا، ذبیح اللّه، تاریخ ادبیات در ایران (۵ جلد)، انتشارات فردوس، ۱۳۶۷.
  • تاریخ ادبیات ایران و جهان (۱و۲)، سال دوم و سوم آموزش متوسطه، رشتهٔ علوم انسانی، دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳.
  1. امین پیرانی. «اشعار عربی سعدی شیرازی». ادبستان شعر پارسی.
  2. «سعدی (قصاید و قطعات عربی)». ویکی نبشته.
  3. شاه حسینی، ناصرالدین (۱۳۶۷). شناخت شعر عروض وقافیه. نشر هما.
  4. خالقی، «اهمیت شاهنامهٔ فردوسی»، سخن‌های دیرینه، ۱۰۴
  5. کتاب فرهنگ‌وارۀ لغات و ترکيبات عربى شاهنامه اثر سجاد آیدنلو شابک 9643728161
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ تأثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات شبه‌قارهٔ هند [۱]، آفتاب
  7. و تأثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات شبه قارهٔ هند [۲] بایگانی‌شده در ۸ اکتبر ۲۰۱۸ توسط Wayback Machine حوزه هنری دکتر عجم
  8. تأثیر زبان فارسی بر زبان عربی [۳] بایگانی‌شده در ۱۷ مارس ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine روزنامه همشهری

پیوند به بیرون