اسکاندیناوی

منطقه‌ای در شمال قارهٔ اروپا

اسکاندیناوی منطقه ای با جزنیات خاص تاریخی و فرهنگی در شمال اروپا و دربرگیرندهٔ چهار کشور سوئد، نروژ و دانمارک و قسمت‌های از فنلاند است.

تاریخویرایش

تبار مردم این کشورها به وایکینگ‌ها می‌رسد.

زبانویرایش

از دید زبانی نیز زبان سوئدی‌ها و نروژی‌ها به هم نزدیک و از خانوادهٔ زبان‌های هندواروپایی شاخهٔ ژرمنی است.

دینویرایش

گفته می‌شود تلاش مبلغان برای مسیحی نمودن این سرزمین حصول چندانی نداشته[۱] بلکه مسیحیت توسط گروه‌های وایکینگ‌ها که جهت به دست آوردن غنائم سرزمین‌های دیگر اروپایی را مورد حمله قرار می‌دادند، وارد اسکاندیناوی شده ‌است. البته روابط تجاری بین اسکاندیناوی و مناطق مسیحی از جمله شمال فرانسه نیز نقش به سزایی در این رابطه ایفا کرد به شکلی که اغلب افراد نخستین طیف مسیحی شدگان اسکاندیناوی، را بازرگانان تشکیل می‌دادند و نخستین اجتماع مسیحیان در شهر تجاری بیرکا پدید آمد.[۲] البته این فرایند به سهولت صورت نگرفت بلکه با مقاومت پاگانیسم، به تدریج و در طی سه قرن اتفاق افتاد.[۳] حمایت و دخالت حاکمان از جمله لوئی پارسا، پادشاه فرانک‌ها از ترویج مسیحیت در این منطقه، موجب بدبینی اهالی اسکاندیناوی و مزدور خوانده شدن مبلغان گشت. این بدبینی که به تصادم کشیده شد، با توسل طرفین به زور (اغلب به شکل بسیار شدید) نیز همراه بود.[۴]

سلطه مسیحیت بر اسکاندیناوی هنگامی موفقیت‌آمیز قلمداد شد که در هر سه پادشاهی موجود در آن، پادشاهان مسیحی به شکل پیاپی بر تخت سلطنت تکیه زدند. این اتفاق نخستین بار در دانمارک با به قدرت رسیدن جانشینان کانوت بزرگ سپس در نروژ توسط ماگنوس خوب و اواخر قرن یازدهم در سوئد به وسیله اینگه محقق گشت.[۵]

سازمان یافته بودن شدید مسیحیت در مقابل نبودن بدنه منسجمی در عقاید پاگانیسم و تجزیه و اضمحلال عقاید پیشین نزد مردم اسکاندیناوی را می‌توان دلیل غلبه دین جدید دانست. از طرفی مسیحیت تمامی ویژگی‌های مقدس عقاید پیشین خصوصاً آن‌هایی را که به نفع پادشاهان بود از جمله اعطای قربانی، را نفی نکرد.[۶] به شکلی که یکی از حاکمان ایسلند با وجود گرویدن به مسیحیت، در مواقع مختلف همچنان از خدای ثور طلب استمداد می‌نمود.[۷]

با توجه به دور افتاده بودن و سختی ارتباطات در نواحی کوهستانی، با وجود مسیحی شدن اغلب جمعیت مناطق ساحلی در نروژ، تقریباً همه ساکنان مناطق داخلی تر تا قرن یازدهم همچنان بر عقاید پیشین خود بودند.[۸]

با مسیحی شدن تمام اسکاندیناوی، سال ۱۱۰۳ میلادی نخست اسقف‌نشین اعظم در لوند در دانمارک بنیان نهاده شد تا بر امور دینی در سرتاسر این منطقه نظارت داشته باشد و از سلطه مذهبی آلمانی‌ها خارج شود. چند دهه بعد با ایجاد اسقف‌نشین‌های مشابهی در نروژ و سوئد، این مناطق نیز از این منظر مستقل گشتند.[۹]

 
تصویر ماهواره‌ای از اسکاندیناوی در ماه فوریه

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

منابعویرایش

  • Bloch, Marc (2004). Feudal Society: The Growth of Ties of Dependence. Taylor & Francis. ISBN 0-203-40625-7.