باز کردن منو اصلی

رجبعلی منصور (زاده ۱۲۶۵ – درگذشته ۲۱ آذر ۱۳۵۳ تهران[۱])، ملقب به منصورالملک، سیاست‌مدار و دو دوره نخست‌وزیر ایران بود.

رجبعلی منصور
Mansorolmolk.jpg
نخست‌وزیر ایران
مشغول به کار
۳ فروردین ۱۳۲۹ – ۵ تیر ۱۳۲۹
در زمانِمحمدرضا شاه پهلوی
پس ازمحمد ساعد
پیش ازحاجیعلی رزم‌آرا
مشغول به کار
۵ تیر ۱۳۱۹ – ۵ شهریور ۱۳۲۰
در زمانِرضاشاه پهلوی
پس ازاحمد متین دفتری
پیش ازمحمدعلی فروغی
سفیر ایران در ایتالیا
مشغول به کار
۶ تیر ۱۳۲۹ – خرداد ۱۳۳۱
پس ازمحمود جم
پیش ازغلامعلی نظام خواجه‌نوری
سفیر ایران در واتیکان
سفیر ایران در ترکیه
مشغول به کار
آبان ۱۳۳۲ – آذر ۱۳۳۶
پس ازابراهیم زند
پیش ازامیرعباس هویدا (کاردار موقت)
استاندار آذربایجان
(شرقی/غربی)
شروع به کار
۱۳۲۵
استاندار خراسان
نایب تولیت آستان قدس رضوی
وزیر و پیشه و هنر
نخست‌وزیرمحمود جم
احمد متین دفتری
علی منصور
پیش ازعلی اصغر حکمت
وزیر داخله
شروع به کار
۱۳۰۸
نخست‌وزیرمخبرالسلطنه هدایت
اطلاعات شخصی
زاده۱۲۶۵ خورشیدی
تهران، ایران
درگذشت۲۱ آذر ۱۳۵۳
تهران، ایران
ملیت ایران
همسر(ان)دختر حسن رئیس ظهیرالملک
فرزندانحسنعلی منصور
شغلسیاستمدار
مذهباسلام
لقب(ها)منصورالملک

تحصیلاتویرایش

میرزا علی خان منصورالملک فرزند میرزا علی‌خان آشتیانی در ۱۲۶۵ متولد شد. تحصیلات مقدماتی و متوسطه را در مدارس مظفری و دارالفنون انجام داد و مطابق معمول زمان در حسن خط و شیوه نگارش نیز جد و جهدی از خود بروز داد. سپس وارد مدرسه عالی سیاسی شد و در ۱۲۸۵ از مدرسه علوم سیاسی فارغ‌التحصیل شد و به استخدام وزارت امور خارجه درآمد.[۲]

مناصب دولتیویرایش

استخدامش در وزارت خارجه مقارن بود با اوائل جنبش مشروطه و سال‌ها در اداره انگلیس آن وزارتخانه که ریاست آن با حسن رئیس ظهیرالملک بود، خدمت می‌کرد و با دختر رئیس خود ازدواج کرد.[۳] در سال ۱۲۹۴ به ریاست اداره مزبور رسید و در همین سمت لقب منصورالملک گرفت و علاوه بر سمت دولتی خود، در مدرسه علوم سیاسی به تدریس حقوق در یونان و روم قدیم پرداخت.[۲] گفته شده که منصورالملک در سمت رئیس اداره انگلیس در انعقاد قرارداد ۱۹۱۹ نقش مهمی داشت.[۴]

علی منصور در سال ۱۲۹۸ به کفالت وزارت خارجه منصوب شد. پس از سقوط وثوق‌الدوله در سمت معاون میرزا اسدالله خان مشارالسلطنه، وزیر امور خارجه، ابقا شد. در کابینه‌های سپهدار رشتی و سیدضیاءالدین همچنان وزیر امور خارجه بود.[۵] در کابینه قوام‌السلطنه به معاونت کفالت وزارت داخله منصوب شد[۶] و هم‌زمان حکمران رضائیه شد. در سال ۱۳۰۱ معاون وزارت داخله گردید.[۳] او یکبار در ۱۳۰۲ و بار دیگر در سال ۱۳۰۵ و هر دو بار در کابینه حسن مستوفی (مستوفی الممالک) به کفالت وزارت داخله منصوب شد. در سال ۱۳۰۶ والی آذربایجان شرقی گردید. سپس در سال ۱۳۰۸ وزیر داخله (وزیر کشور) در کابینه مخبرالسلطنه هدایت شد. در فروردین ۱۳۱۲ وزیر طرق و شوارع (وزیر راه) شد و سال‌ها در کابینه‌های مختلف این سمت را بر عهده داشت. تا اینکه در سال ۱۳۱۴ به اتهام سوء استفاده مالی برکنار شد و تحت تعقیب قرار گرفت.[۳]

اتهام و محاکمهویرایش

روز ۲۷ دی ماه ۱۳۱۴ علی منصور از وزارت راه برکنار و تحت تعقیب قرار گرفته، توسط پلیس بازداشت شد و به زندان افتاد. متعاقباً محسن صدر وزیر دادگستری لایحه‌ای به مجلس تسلیم و برای تعقیب کیفری او مجوز گرفته و پرونده به دیوان عالی تمیز ارجاع شد.[۷] مهمترین اتهامش گویا دریافت رشوه از شرکت کامپساکس، پیمانکار خط آهن، به مبلغ پانزده هزار لیره بود.[۷] روز ۱۱۳۱ مرداد ۱۳۱۵ هیئت عمومی مستشاران دیوان مستشاران دیوان کشور به ریاست رضاقلی هدایت تشکیل جلسه داد. پس از دو روز دادگاه پایان پذیرفت و رأی بر تبرئه منصور صادر گردید و پرونده سایرین هم به دیوان جزای عمال دولت احاله شد. شاه از تبرئه منصور ناراضی بود، لاجرم رضاقلی هدایت رئیس دیوان عالی تمیز را منفصل کرد و صدر نیز از وزارت دادگستری استعفا کرد.[۸]

نخست‌وزیری و شهریور ۱۳۲۰ویرایش

منصورالملک علی‌رغم برائت، سه سال بیکار بود. تا اینکه در سال ۱۳۱۷ در کابینه محمود جم مدیرالملک وزیر صناعت شد. سال بعد هم در کابینه متین دفتری تصدی همان وزارتخانه را که نام آن وزارت پیشه و هنر شده بود، عهده‌دار شد. تا اینکه در سال ۱۳۱۹ به جای متین دفتری به نخست‌وزیری منصوب شد. در دوره نخست‌وزیری علی منصور متفقین در سال ۱۳۲۰ ایران را اشغال کردند و در نتیجه استعفا داد.[۳]

تصدی مجدد منصب نخست‌وزیریویرایش

پس از منصور محمدعلی فروغی به‌جای او نخست‌وزیر شد و منصور به عنوان استاندار خراسان و تولیت آستان قدس رضوی راهی آن دیار شد. تا سال ۱۳۲۳ در آنجا بود ولی عاقبت به تهران احضار شد و مدتی هم بیکار بود. تا اینکه در سال ۱۳۲۵ بار دیگر استاندار آذربایجان گردید ولی در برابر مشکلات تاب نیاورد و به تهران بازگشت. در این زمان وی عضو شورای عالی اقتصاد شد و چندی هم رئیس شورای عالی برنامه کشور بود.[۹] در سال ۱۳۲۸ منصورالملک با حمایت روشن سفارت و شخص سفیر بریتانیا یعنی لوروژتل، پس از ساعد مراغه‌ای، نخست‌وزیر شد، زیرا انگلیسی‌ها او را قادر به قبولاندن قرارداد الحاقی به مجلس می‌دانستند. در نتیجه منصور بدون رای تمایل مجلس به نخست‌وزیری رسید.

منصور در ایام نخست‌وزیری برای جلب نمایندگان به خواسته‌های جبهه ملی با نظر مساعد برخورد می‌کرد. همچنین او آیت‌الله کاشانی را که پس از ترور شاه به لبنان تبعید شده بود به ایران دعوت کرد. بالاخره منصور قرارداد الحاقی را به مجلس تقدیم کرد ولی نظری در موافقت با آن ابراز نکرد و خواست که مجلس قرارداد را بررسی کند. بریتانیا که تردید منصور در دفاع از قرارداد را دید با نظر مثبت به نخست‌وزیری سرلشکر رزم‌آرا تمایل نشان داد.[۳]

سایر مناصبویرایش

منصور در ۵ تیر ۱۳۲۹، به شرط اعزام به رم در سمت سفیر ایران در ایتالیا، استعفا کرد. او در سال ۱۳۳۱ سفیر ایران در ترکیه و در سال ۱۳۴۲ سفیر سیار ایران در دول اروپایی شد که چهار سال در این سمت باقی بود و سپس به ایران بازگشت و در سال ۱۳۵۳ دار فانی را وداع گفت. حسنعلی منصور فرزند او بود.[۳]

نگارخانهویرایش

پانویسویرایش

  1. «رجبعلی منصور». پژوهشکده باقر العلوم. دریافت‌شده در ۲ اکتبر ۲۰۱۴.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ عاقلی، قشون متحدالشکل ۴۷۰
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ عاقلی، شرح حال رجال
  4. عاقلی، قشون متحدالشکل ۲–۴۷۱
  5. عاقلی، قشون متحدالشکل ۴۲۷
  6. عاقلی، قشون متحدالشکل ۴۷۲
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ عاقلی، قشون متحدالشکل ۴۷۳
  8. عاقلی، قشون متحدالشکل ۴۷۴
  9. زرگر، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در دوره رضا شاه، 415-441.

منابعویرایش

  • باقر عاقلی، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، ج ۳، ص ۷–۱۵۵۲.
  • دکتر باقر عاقلی (۱۳۸۶رضاشاه و قشون متحدالشکل، تهران: نشر نامک، شابک ۹۶۴-۶۸۹۵-۰۵-۰