پان‌ناسیونالیسم

(تغییرمسیر از پان‌ناسیونالیست)

پان‌ناسیونالیسم (به انگلیسی: Pan-nationalism) اصطلاحی خاص است، که عمدتاً در علوم اجتماعی به عنوان نامگذاری برای آن دسته از ملی‌گرایی‌ها که سعی دارند مرزهای سنتی هویت‌های ملی اساسی را پشت سر بگذارند، به منظور ایجاد یک ملی «بالاتر» به کار می‌رود. پان‌ناسیونالیسم می‌تواند به عنوان یک نوع خاص از همه اشکال رایج ناسیونالیسم (ملی‌گرایی) رخ دهد. در رابطه با دولت ملی کلاسیک، پان ناسیونالیسم از طریق جنبش‌های مختلف سیاسی که طرفدار ایجاد اشکال «بالاتر» (پان ملی) هویت سیاسی هستند، بر اساس یک گروه منطقه ای یا قاره ای از دولت‌های ملی (به عنوان مثال: پان‌امریکنیسم، پان آفریقایی، پان‌عربیسم، پان‌ایرانیسم). از نظر ملی‌گرایی قومی، پان ملی‌گرایی همچنین می‌تواند خود را از طریق جنبش‌های قومی خاص که طرفدار ایجاد اشکال «بالاتر» (پان ملی) هویت مشترک است که مبتنی بر گروه بندی قومی است، نشان دهد (به عنوان مثال: پان‌ژرمنیسم یا پان اسلاویسم) اشکال دیگر از ملی‌گرایی نیز انواع پان‌ناسیونالیسن را دارند.

برخی از اشکال پان ناسیونالیسم، مانند پان ژرمنیسم، در دو سطح آشکار می‌شوند: گسترده‌تر - مربوط به وحدت همه مردمان ژرمنی - و باریک‌تر - مربوط به وحدت همه آلمانی‌های قومی، همچنین (در هر یک از این دو) سطح) اتریشی آلمانی زبان و مردم سوئیسی آلمانی زبان، بسیاری از آنها ممکن است به عنوان «آلمانی» دقیق شناخته نشوند، در حالی که هنوز به خانواده گسترده مردمان آلمانی تعلق دارند. مثال دیگر پان‌ترکیسم است؛ که باث تحقیر عمیق و همچنین اقدامات نژادپرستی علیه مردم باعث جدا شدن هویت ملی یا قومی مردم غیر ترک، عمدتاً علیه یونانی‌ها، ارمنی‌ها، آشوری‌ها و کردها می‌شود.[۱]

تاریخچه و نتایجویرایش

 
منطقه زبان آلمانی در سالهای ۱۹۱۰–۱۱. مرزهای ایالات قرمز است. پان‌ناسیونالیست‌های آلمانی می‌خواستند بسیاری از مناطق سبز را در یک دولت ملی آلمان متحد کنند.

پان‌ناسیونالیسم از ملی‌گرایی قرن نوزدهم اروپا ظهور کرد و این جنبش با پان اسلاویسم آغاز شد، جنبشی که در میان ملتهای مختلف اسلاو در امپراتوریهای اتریش-مجارستان و ترکیه گسترش یافت. در قلب این تحول جان کولار قرار داشت، که معتقد بود اسلاوها به عنوان یک مرد اساساً مجرد، دارای میراث فرهنگی مشابه هستند. بعداً این تفکر پان آلمانی دنبال شد، که با نگاهی تقریباً مشابه، با هدف اتحاد آلمان در جایی که می‌توان آلمان بزرگتری را ایجاد کرد، از جمله اتریشی‌ها و دیگر آلمانی زبانان، در نظر گرفت. این جنبش‌های پان ملی‌گرایی گفتمان‌های روشنفکری اروپا راجع به نژاد به ویژه مباحث مربوط به حفظ واحد نژادی را پذیرفتند. این به این مفهوم گواهی ماندگاری داد زیرا یک اتصال بیولوژیکی را می‌خواست که «فولک» را به هم متصل می‌کرد.

پان ناسیونالیسم به این معنی است که گروه ملی در چندین ایالت موجود پراکنده شده‌است. این ادعا با بازپیوندخواهی یکسان نیست - ادعاهای ملی گرایان در سرزمینهای مجاور به این دلیل که آنها بخشی از میهن ملی را تشکیل می‌دهند. مقیاس در اینجا عاملی است. آلبانیای بزرگ، حتی در بزرگترین نسخه، همچنان کشوری کوچک خواهد بود. یک آلمان بزرگ غیرمعمول، حتی اگر به مناطق مجاور آلمانی زبان محدود شود، حدود ۱۰۰ میلیون نفر ساکن خواهد بود. پان ناسیونالیسم همان ناسیونالیسم دیاسپورا، مانند صهیونیسم نیست که متضمن تمرکز یک گروه پراکنده در یک سرزمین اجدادی است. مستعمرات (غیر از مستعمرات مهاجران) در اکثر تعاریف مربوط به یک ملت قرار نمی‌گیرند، زیرا هم استعمارگر و هم مستعمره تشخیص می‌دهند که هیچ نژاد، فرهنگ و زبانی ندارند.

جنبش‌های ملی‌گرایی در ملت‌های بزرگ، مانند ملت‌های آلمان و روسیه، از جنبش‌های پان ناسیونالیستی دشوار است، و اغلب عناصر آشکارا پان ملی‌گرایی وجود دارد. جدا از این موارد، اکثر جنبش‌های پان ناسیونالیست با شکست روبرو شدند. به‌طور خاص کشورهای سراسری نادر هستند. یوگسلاوی تلاش کرد تا دسته ای از اسلاوهای جنوبی را متحد کند، پیشوند یوگو "jugo" به معنی "جنوب" است. پس از سال ۱۹۴۵، این کشورها ملت‌های جداگانه داخلی را با دولت‌های خاص خود به رسمیت شناختند.

دیگر ایالت‌های بزرگ طبقه‌بندی در سطح ملی دشوار است. در حدود سال ۱۹۴۲ آلمان نازی مجموعه وسیعی از سرزمینهای الحاقی، نهادهای غیرنظامی تحت مدیریت آلمان، کشورهای دست نشانده، کشورهای همکاری گرایانه و مناطقی را که توسط ارتش اداره می‌شدند ، کنترل می‌کرد. این فتوحات تا حدی از ایده لبن سراوم الهام گرفته شده‌است، اما این خود یک مفهوم پان ناسیونالیستی نیست. اتحاد جماهیر شوروی دارای هویت شوروی بود، اما هیچ قومیت، فرهنگ و زبان «شوروی» نداشت. این تحت تأثیر ایده‌های پان روسی بود، اما همچنین تحت تأثیر ایده‌های ژئوپلیتیک دیگری بود که به یک قلمرو وسیع دلالت می‌کرد. چین دارای سنتی دیرینه در وحدت فرهنگی و اداری است. (این واقعیت که چین و هند سرزمینهای متصل شده را لزوماً این کشور را دارای ویژگی سراسری نمی‌دانند)

شکست کلی جنبش‌های پان ناسیونالیستی با چندین مثال نشان داده شده‌است که ایده روشنی از وضعیت ایده‌آل خود داشتند، اما هرگز به تحقق آن نرسیدند. ترکیه مدرن منطقه اصلی سابق امپراتوری عثمانی است. دولت فعلی از نزدیک به دولت کلاسیک ملت اروپا الگوبرداری شده‌است و یک گسست عمدی از آن امپراتوری بود. در کنار ملی‌گرایی بسیار قدرتمند ترک، سه ملی‌گرایی وجود دارد. به ترتیب صعودی مقیاس: پان ترکیسم ، یک ایدئولوژی پان ترکیک گاه متمایز با اشاره به اقوام ترک، و پان تورانیسم، که بیشتر آسیای میانه و حتی فنلاند و مجارستان را پوشش می‌دهد. همان‌طور که در ترکیه، جنبش‌های پان ملی‌گرایی اغلب در حاشیه جنبش محدودتر «ملی-استاندارد» در منطقه اصلی موجود ابر دولت بزرگ ادعا می‌کنند.

پان اسلاویسم نمونه قابل توجه دیگری از یک ایده‌آل تأثیرگذار است که هرگز به دولت بزرگ متناظر منجر نشد - اگر خاک روسیه در آن باشد، از بالتیک تا اقیانوس آرام (غرب به شرق) و تا آسیای میانه و قفقاز گسترش می‌یابد.

پان آمریکاییسم به عنوان یک آرمان در حدود جنبش‌های استقلال طلبی در آمریکای لاتین تأثیرگذار بود. با این حال، به سرعت دولت‌های ملی جدید در سیاست‌ها و منافع خود دچار اختلاف شدند و هیچ فدراسیونی ظهور نکرد. این اصطلاح معنای دیگری به‌دست‌آورد، یعنی همکاری بین ایالات متحده جداگانه، با معنای هژمونی آمریکا. به همین دلیل یک آمریکایی گرایی پان لاتین وجود دارد که پیشنهاد می‌دهد آمریکایی گرایی با ایالات متحده باشد. نماینده مهم این فلسفه ویکتور رائول هایا دلا توره از پرو است، در حالی که بولیواریسم نشان دهنده یک تنوع فعلی در موضوع است.

پان عربیسم از اتحاد کشورهای جهان عرب، از اقیانوس اطلس گرفته تا دریای عرب، طرفداری می‌کند. برخلاف اکثر جنبش‌های سنتی ملی گرایانه در اروپا، این بر اساس نژاد و قومیت نیست زیرا این جنبش با احیای دین احیا شده‌است.

پیشرفت‌های اخیرویرایش

توماس هگامر از مؤسسه تحقیقات دفاعی نروژ ظهور ملی‌گرایی کلان را در اواخر دوران جنگ سرد توصیف کرده‌است که تا زمان حملات ۱۱ سپتامبر وضعیت نامناسبی داشت. هگامر ریشه‌های ملی‌گرایی کلان مدرن را هم در جنبش ضد جهاد غربی و هم در سازمان‌های تروریستی اسلامگرا مانند القاعده می داند. پس از حملات ۲۰۱۱ نروژ، وی ایدئولوژی‌های آندرس بریویک، عامل این جنایت را "متناسب با دسته‌های ثابت ایدئولوژی جناح راست، مانند برتری طلبی سفیدپوستان، فوق ملی‌گرایی یا بنیادگرایی مسیحی توصیف نکرد، اما بیشتر شبیه دکترین تمدن است. جنگی که نشان دهنده نزدیکترین چیز تاکنون به نسخه مسیحی القاعده است.[۲]

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. "Pan-nationalism". Wikipedia. 2021-02-11.
  2. Hegghammer, Thomas (12 August 2011). "The Rise of the Macro-Nationalists". The Nation (Pakistan). Retrieved 2019-11-29.