Aqdas.jpg

کتاب اقدس در میان تقریباً صد مجلّد از کتب بهاءالله، بنیان‌گذار آئین بهائی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. وی کتاب اقدس را شامل قوانین فردی و اجتماعی برای برقراری مدنیتی جهانی میداند و در اول این کتاب از آنها با عنوان «السبب الاعظم لنظم العالم و حفظ الامم» (بزرگترین وسیله برای نظم دنیا و حفاظت از مردمان) یاد می‌کند.[۱][۲] بهائیان معتقدند که کتاب اقدس مانند سایر آثار بهاءالله وحی منزل بر وی بوده‌است. مجموعه «الواح جمال اقدس ابهی که بعد از کتاب اقدس نازل شده» و رساله سؤال و جواب از متممات کتاب اقدس محسوب می‌شوند.[۳] گفته می‌شود بهاءالله در سال ۱۸۷۳ میلادی، کتاب را در بیت عبود در عکا کامل کرد. گرچه شواهدی وجود دارد که برخی از اجزاء آن را زودتر به رشتهٔ تحریر درآورده است.[۴] اقدس به‌معنای مقدّس‌ترین است. کتاب اقدس علاوه بر احکام فردی و اجتماعی شامل نصایح اخلاقی، کلیات نظام اداری جامعه بهائی و مدنیّت جهانی بهائی، انذاراتی به پادشاهان و روسای ادیان[۵] و پیشبینی‌های راجع به اتفاقات آینده بعضی کشورها و تمدن‌ها منجمله تحمیل خسارات جنگ جهانی اول بر آلمان،[۶] فروپاشی امپراطوری عثمانی[۷][۸] و استقرار نظام دموکراسی در ایران است.[۹]

محتویات

جانشینی و نظم اداری آئین بهائیویرایش

کتاب اقدس به مسئله جانشینی بهاءالله، بنیان‌گذار آئین بهائی می‌پردازد و عبدالبهاء فرزند ارشد بهاءالله را به عنوان جانشین و مبیّن آیات (روشنگر و توضیح دهنده آثار بهاءالله) برمی‌گزیند.[۱۰] مضاف بر این شالوده نظم اداری آئین بهائی نیز در این کتاب ریخته می‌شود. کتاب اقدس بر لزوم تشکیل شوراهای نه نفره بهائی[۱۱] (که بعدها با نام محفل شناخته می‌شوند) و در راس آنها بیت العدل اعظم تأکید می‌کند.[۱۲] تعیینِ جانشین و نحوه اداره جامعه دینی بصورت مکتوب توسط موسّس آئین بهائی منجر به حفظ وحدت جامعه و اصالت دیانت شد و از ایجاد تفرقه در این دین جلوگیری کرد.[۱۳][۱۴] در آئین بهائی طبقه روحانیت وجود ندارد و محافل محلی، ملی و بیت العدل اعظم که نهادهای شوراییِ انتخابی هستند به اداره امور جامعه بهائی می‌پردازند.[۱۴] مشرق الاذکارها،[۱۵] یا عبادتگاه‌های بهائی، از دیگر موسسات نظم اداری بهائی هستند که کتاب اقدس دستور ساخت آن را داده‌است. همچنین این کتاب بر لزوم برگزاری ضیافات نوزده روزه[۱۶] از دیگر اجزاء کلیدی نظم اداری بهائی تأکید می‌کند. ضیافت نوزده روزه یک گردهمایی بهائی است که هر نوزده روز یک بار بهائیان شهر، روستا یا محله دور هم گرد آمده به نیایش، معاشرت و مشورت راجع به مسائل جامعه می‌پردازند.[۱۶]


احکام، اوامر و مناهیویرایش

کتاب اقدس به ایجاز نوشته شده و بسیاری از احکام و قوانین یا در سایر آثار بهاءالله یا توسط عبدالبهاء و شوقی افندی جانشینان و مفسران آثار وی شرح و بسط داده شده‌اند. سایر احکام و متفرعّات به بیت العدل اعظم ارجاع داده شده‌اند.[۱۷] به گفته شوقی افندی اجرای آن دسته از احکام برای بهائیان فرض است که «اجرایش ممکن و مستقیماً با قوانین مدنی مملکت مغایر نباشد»[۱۸] وی همچنین در ادامه توضیح می‌دهد که بعضی از احکام و قوانین کتاب اقدس برای زمان آینده نوشته شده‌اند، زمانی که «جامعه بشری به وضع دیگری از میان هرج و مرج کنونی عالم ظاهر و پدیدار شود».[۱۷] بهاءالله در اوایل کتاب دعوت می‌کند حدود الهی از روی عشق به خداوند اجرا گردند.[۱۹] بیت العدل اعظم در مقدمه کتاب اقدس هدف از اجرای احکام را اینچنین بیان می‌کند: «این احکام به کیفیتی در قالب کلمات و بیانات الهّیه گنجانده شده تا ذهن خواننده را به اصل مسلم متوجه سازد که مقصد غائی از احکام، در هر موضوعی که باشد، آن است که به جامعه انسانی آرامش خاطر بخشد و سطح رفتار و سلوک بشر را ارتقاء دهد و بر عرفان نفوس بیفزاید و هیئت اجتماعه را مجتمعاً و منفرداً به حیات روحانی دلالت نماید».[۲۰]

بعضی از احکام فردی و اجتماعی، توصیه‌ها، مناهی و اوامر کتاب اقدس ذیلاً به اختصار آمده‌اند.

  1. نماز در دین بهائی به صورت انفرادی در صبح و ظهر و شام بر هر بالغی واجب[۲۱] است. قبله آنان شهر عکا است که مرقد میرزا حسینعلی نوری، بهاءالله در آن واقع است. برای نماز وضو نیز لازم است، ولی اگر کسی آب برای وضو نداشته باشد، به جای وضو پنج‌بار می‌گوید: «بسم الله الاطهر الاطهر». و جز در نماز میّت، نماز جماعت ندارند.
  2. روزه[۲۲] بهائیان یک ماه به مقدار نوزده روز است، زیرا در گاهشمار بهائیان، هر ماه، نوزده روز و هر سال نوزده ماه دارد و مجموع ایام سال ۳۶۱ روز است ۴ یا ۵ روز اضافه به ایّام هاء[۲۳] بمعنی ایّام بخشش نامیده می‌شود؛ که بهائیان به استقبال ایّام روزه می‌روند. آخرین روز ماه روزه آن‌ها مصادف با عید نوروز است.
  3. حج زیارت خانه‌ای است، که سید علی محمد باب در آن متولد شده، یا خانه‌ای که میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) در مدت اقامت خود در عراق در آن زندگی می‌کرد، و برای آن وقت خاصی مقرر نشده‌است.
  4. هر مرد فقط می‌تواند یک زن داشته باشد، در کتاب اقدس ازدواج با دو زن با رعایت عدالت جایز دانسته شده‌است؛ ولی عبدالبهاء مبّین آثار بهاءاللّه گفته‌است: چون شرط عدالت هیچ‌گاه تحقق نمی‌یابد، پس در واقع در ازدواج تعدد راه ندارد.
  5. سن بلوغ پسر و دختر یکسان است، یعنی پانزده سالگی.[۲۴]
  6. تعلیم و تربیت عمومی و اجباری دختران و پسران[۲۵]
  7. تمام اشیا و تمام انسان‌ها با هر اعتقاد و مذهبی پاک هستند[۲۶]
  8. تأکید بر نظافت[۲۷]
  9. ممدوحیت موسیقی[۲۸]
  10. تشویق به معاشرت با پیروان ادیان دیگر همرا با محّبت و دوستی[۲۶]
  11. لزوم ترک تعصبات جاهلیه[۲۹]
  12. دوری از غرور و استکبار[۲۹]
  13. تشویق به ادب[۲۹]
  14. تشویق به صداقت و راستگویی[۲۹]
  15. تشویق به وفاداری[۲۹]
  16. تشویق به مهمان‌نوازی[۲۹]
  17. تشویق به مدارا[۲۹]
  18. تشویق به عدل و انصاف[۲۹]
  19. لزوم اتحاد و همبستگی[۲۹]
  20. لزوم انتخاب خط و زبان بین‌المللی برای ایجاد اتحاد جهانی[۲۹]
  21. تشویق بر خدمت امر الهی[۲۹]
  22. تأکید بر زودگذر بودن امور دنیوی[۲۹]
  23. تأکید بر ضرورت توامان بودن دو وظیفه عرفان مظهر ظهور الهی و عمل به اوامرش[۲۹]
  24. تشویق به انتشار آئین بهائی در دنیا[۳۰]
  25. تشویق بر رعایت حال حیوانات و پرهیز از زیاده روی در شکار[۲۹]
  26. لزوم شهروند قانون‌مدار بودن و اطاعت از حکومت[۲۹]
  27. تشویق به کار کردن و دوری از تنبلی[۳۱]
  28. منع تکدی‌گری[۳۲]
  29. منع رهبانیت[۳۳]
  30. منع دست‌بوسی[۳۴]
  31. منع حرفه پیشوائی مذهبی[۲۹]
  32. منع ارتقاء بر منابر[۲۹]
  33. منع ریاضات[۳۳]
  34. منع مصرف مشروبات الکلی و مواد مخّدر[۳۵][۳۶]
  35. منع برده داری[۳۷]
  36. منع داشتن و حمل اسلحه[۳۸]
  37. پرهیز از خشونت و مقابله به مثل[۹]
  38. منع ضرب و جرح[۳۹]
  39. منع نزاع و جدال[۳۹]
  40. منع غیبت و افترا[۴۰]
  41. منع زنا و رابطه جنسی دو همجنس[۴۱]
  42. منع قمار[۴۲]
  43. منع توبه و اقرار به گناهان نزد دیگران[۴۳]
  44. احکام مربوط به ارث[۴۴]
  45. احکام مربوط به ازدواج بهائی[۴۵]
  46. احکام مربوط به قتل، زنا، سرقت، حرق عمد[۴۶][۴۷]
  47. ادای حقوق الله[۴۸] (۱۹ درصد آنچه بعد از خرجهای ضروری باقی می‌ماند)

خطابات و انذارات به مُلوک و اُمراءویرایش

بهاءالله در کتاب اقدس پادشاهان جهان را به امر خداوند که توسط او آورده شده دعوت می‌کند. آنان را از مال اندوزی برحذر می‌دارد و به پاکی دل و شتافتن به ملکوتی که توسط او ظاهر شده و خدمت به آن و حمایت از ستمدیدگان دعوت می‌کند.[۴۹] از عظمت امری که خداوند توسط او ظاهر کرده سخن می‌گوید و متذکر می‌شود که برای «تصرف ممالک» آنها نیامده بلکه برای «تصرف قلوب» آمده‌است.[۴۹] بعد از این مقدمه وی بعضی از این پادشاهان همچون فرانسوا ژوزف[۵۰] و ویلهلم اول[۵۱] را مستقیماً مورد خطاب قرار می‌دهد، روسای جمهور قاره آمریکا را به اجرای عدالت دعوت می‌کند[۵۲] و اعضای پارلمانهای دنیا را به انتخاب یک خط و زبان بین‌المللی برای ایجاد اتحاد و صلح تشویق می‌کند، از فروپاشی امپراطوری عثمانی و مصیبتهای آلمان در آینده می‌گوید.[۵۳] بهاءالله از طهران، خراسان و کرمان نیز در کتاب اقدس یاد می‌کند. طهران را با عناوین «ارض طا»، «افق النور» و «مطلع فرح العالمین» مورد خطاب قرار می‌دهد و به او می‌گوید به زودی امور در تو دگرگون می‌شود و زمام امور در دست «جمهور الناس» (جمهور مردمان) می‌افتد و به او اطمینان می‌دهد که اضطرابش به آرامش تبدیل خواهد شد.[۵۴]

باورهاویرایش

خداویرایش

بهائیان به خدایی معتقدند که یگانه، جاوید و خالق همه چیز است. این خدا به‌طور مستقیم در دسترس نیست ولی از طریق وحی با پیامبران ارتباط برقرار می‌کند که در این دین پیامبر تجلی خداوندی است. تجدید دین از اصول این آئین است[۵۵] و یکتایی خداوند از آموزه‌های بنیادین دین بهائی است. خداوند در دین بهائی، غیرقابل ادراک، غیرقابل دسترس، منبع تمام وحی، ابدی، عالِم کل، کل، همه‌جا حاضر و قدیر توصیف شده‌است.[۵۶][۵۷]

بهائیان معتقدند که درک مستقیم ذات خداوند غیرممکن است. اگر چه دسترسی مستقیم به خداوند امکان‌پذیر نیست، ولی بهائیان اعتقاد دارند که خداوند قصد و اراده خود را به اشکال مختلف معرفی می‌کند. او هر از گاهی چند با استفاده از فرستادگان خودش که در دین بهائی به آن‌ها مظاهر ظهور الهی گفته می‌شود با بشر مکالمه می‌کند. این مظاهر ظهور قصد دارند ادیان را در جهان اشاعه داده و برپا کنند. درآموزه‌های بهایی گفته می‌شود که خداوند بسیار بزرگ‌تر از آن است که توسط انسان‌ها به‌طور کامل درک شود و حتی تصویری کامل از وی به دست آید.[۵۸]

جهان پس از مرگویرایش

بهائیان به بقای روح اعتقاد داشته و هدف از زندگی را پرورش استعدادات روح می‌دانند. از نظر بهاییان، حیات اصلی حیات روح است و جسد تنها به عنوان واسطه و ابزاری برای ترقی روح است.[۵۹][۶۰] به اعتقاد بهائیان روح از جسم جداست و پس از مرگ، در عوالم روحانی به ترقی خود ادامه می‌دهد. .[۵۹] بهائیان تعلق روح به جسم را همانند ارتباط نور با آئینه می‌دانند، نوری که در آئینه مشهود است از خود آئینه نیست بلکه انعکاس نوری است که از منبع دیگر ناشی می‌شود، به همین سبب وقتی آئینه می‌شکند نور همچنان باقی و برقرار است.[۶۰]

ارثویرایش

لیندا و جان والبریج، در مقاله‌ای با عنوان قوانین بهائی به نفع مردان در نظم جهانی سال ۱۹۸۶، اولین مفسرانی بودند که مقاله‌ای را به زبان انگلیسی در مورد قانون ارث منتشر کردند. آن‌ها برخی از ویژگی‌های جامعه شناختی جامعه بهائی، به ویژه یک الگوی پدرسالارانه را از نابرابری‌های موجود در آن استنباط کردند و سعی کردند دلیل اینکه چرا چنین الگویی برای جامعه و برای زنان مطلوبتر است را بیایند؛ بنابراین اقدس ساختار و چهارچوب خانواده را کمی منحرف می‌کند تا آن را در مسیری مردانه رقم بزند. در قوانین ارث کتاب اقدس، خانه محل زیست خانواده به پسر ارشد می‌رسد. گویا فرض شده که در تقسیم ارث، مادر هم به عنوان جزئی از اموال و اثاثیه، به پسر ارشد تعلق می‌گیرد. سهم همسر بازمانده نسبتاً اندک است. بخش عمده‌ای از دارایی‌های خانه به پسر می‌رسد. بیشتر این‌طور به نظر می‌رسد که مادر هم بخشی از دارایی‌های خانه به حساب می‌آید، به‌خصوص حالا که خانه محل سکونت هم بخشی از دارایی‌های پسرش شده‌است.[۶۱]

قوانین ارث اقدس با این فرض بیان شده‌اند که متوفا یک مرد باشد؛ بنابراین بهاءالله به صراحت می‌گوید که محل اقامت و لباس شخصی درگذشته به مردان می‌رسد و نه زنان یا فرزندان. عبدالبهاء این‌گونه تفسیر می‌کند که محل اقامت و لباس شخصی مرد متوفی بین وراث ذکور باقی می‌ماند. شوقی افندی در تفسیر این مطلب می‌گوید که محل اقامت و لباس‌های پدر متوفی به فرزندان ذکور می‌رسد نه فرزندان اناث.[۶۲] والبریج به‌طور خاص به اثراتی اشاره می‌کند که اعمال این قانون در جامعه بهائی ممکن بود به وجود بیاورد. اما با این فرض که الگوی مالکیت در جامعه بهایی، به جوامع سنتی خاورمیانه شباهت دارد که در آن‌ها اگر نیاز به مالکیت باشد، به‌طور کلی مرد یا پدر مالک مطلق قانونی خانه و خانواده است. اینکه چرا این الگو باید برای یک جامعه بهائی طراحی شود مشخص نیست. در مقایسه، قوانین اسلامی صریحاً به زنان اجازه می‌دهد مالک درآمد خود باشند. بنا بر آیه ۳۲ نساء ” مردان را از آنچه به دست آورده‌اند بهره‌ای است و زنان را نیز از آنچه به دست آورده‌اند بهره‌ای است”.[۶۲]

در تشریح شیوه تقسیم اموال یک زن، بیت العدل بیان می‌کند: “از نوشته گاردین چنین برمی‌آید که در جایی که بهاءالله میان یک زن و مرد قانونی وضع کرده‌است، تغییرات لازم باید در قانون اعمال شود مگر آنکه زمینه و مفاد قانون این امر را ناممکن کند. ” بنابراین، اگر چه تغییر قوانین بر اساس تصمیمات بیت العدل اعظم است و می‌تواند تا حدی که تفسیر گاردین اجازه می‌دهد تغییر کند، ممکن است به عنوان یک اصل ثابت در حقوق بهائی محسوب شود. در جواب این سؤال که اگر متوفی زن باشد، سهم الارث او به چه کسی می‌رسد؟ پاسخ داده‌اند که سهم‌الارث زن به شوهر می‌رسد.[۶۲] در جایی که اسلام یک قانون کلی در مورد سهم مرد و زن دارد (چه متوفی مرد باشد چه زن)، بهائیت سهمی را که در صورت فوت مرد به زن می‌رسد، یا در صورت فوت شوهر به همسر او می‌رسد، تعیین می‌کند. این نشان دهندهٔ یک الگوی برابری نا متقارن میان دو جنس است. شاهد مثال دیگر، بیان بهاءالله در مورد به ارث رسیدن لباس مادر است. در اقدس آمده‌است که “لباس شخصی مادر باید به‌طور برابر میان دختران تقسیم شود. “این برخلاف لباس مرد است، که به شرط حیات به پسر ارشد می‌رسد. اگر او قبل از پدرش فوت شده باشد ان اموال به فرزندان پسر ارشد نمی‌رسد، بلکه به پسر دوم می‌رسد، و همچنین است تا پسر چهارم. بهاءالله ادامه می‌دهد: لباس استفاده شدهٔ مادر باید به‌طور برابر میان دختران تقسیم شود. اما ثروت باقی‌مانده او، از قبیل اموال، جواهرات و لباس‌های نو، به شیوه‌ای که در کتاب اقدس نازل شده، بین همه ورثه او تقسیم می‌شود. اگر درگذشته دختر نداشته باشد، تمام ثروتش باید به شیوهٔ تعیین شده برای مردان در متن مقدس تقسیم شود. از قراین اینطور استنتاج می‌شود که وقتی یک زن از دنیا می‌رود، محل اصلی اقامت او یا سهم او از اثاث خانه به دختر ارشدش، سپس دختر دوم تا دختر چهارم می‌رسد.[۶۲]

ارشدیت مردان در مورد لباس‌های شخصی هم کاربرد دارد، هر چند به راحتی قابل تقسیم است، در حالی که در ارشدیت زنان لباس‌ها به‌طور مساوی تقسیم می‌شود. چنین نظر می‌رسد که ارشدیت اصلی است که به‌طور کلی در مورد وراث ذکور معنا پیدا می‌کند، نه همهٔ اعضای خانواده. والبریج‌ها استدلال می‌کنند که قوانین ارث بهائی به نفع مردان است. علتش هم اثبات مسئولیت خانواده به عنوان یک وظیفه مردانه، و ایجاد خانواده‌ای است که به‌طور ملایمی پدرسالار است. با فرض قبول ارتباط میان ارث (خاصه خانه و لباس شخصی) و شناخت جنسیت و هویت، این الگوی ارث ما، در واقع، به یک جامعه دوسویه اشاره می‌کند، جامعه‌ای متشکل از دو خط - مرد و زن – با برابری متقارن بین آنها.

دسته سوم اموال همه آن چیزی است که بعد از محل اقامت و لباس شخصی، باقی می‌ماند. در اینجا دیگر فرقی نمی‌کند آنکه از دنیا رفته پدر است یا مادر؛ و فرزندان بزرگ‌تر به اندازه فرزندان کوچکتر سهم می‌برند. شاید اموال دسته سوم چیز زیادی نباشد، اما ممکن است تجارت یا مزرعه متوفی باشد یا اموالی باشد که او در شهر دارد. همچنین اقدس می‌گوید: ” برای برادران، پنج بخش یا سیصد سهم؛ برای خواهران، چهار بخش یا دویست و چهل سهم”. در نتیجه برای هر فرد فرق می‌کند. از بهاءالله پرسیده شد: “اگر دختر در زمان حیات پدرش از دنیا رفته باشد چه باید کرد؟ ” او پاسخ داد: “سهم‌الارث او باید بر طبق حکم کتاب، میان سایر هفت گروه از وراث تقسیم شود. ” این بدان معناست که سهم الارث دختر از ارثیه پدرش به کسی منتقل نمی‌شود، درحالیکه وقتی پسری می‌میرد سهم ارث او از پدرش به فرزندانش منتقل می‌شود. بر اساس سیستم اقدس، یک کودک از خواهر و برادرهایش، والدینش، و درصورتی که مادرش قبل از پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌اش بمیرد، تنها از والدین پدرش ارث می‌برد.

پیوند به بیرونویرایش

منابعویرایش

  1. بهاءالله. کتاب اقدس. مرکز جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۷. 
  2. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۲. 
  3. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۸. 
  4. Walbridge, John (1999). "Kitab-i Aqdas, the Most Holy Book". Bahá'í Library. Retrieved 29 April 2009. 
  5. Effendi، Shoghi. God Passes By. US Bahá’í Publishing Trust، 1979. 213-215. 
  6. Effendi، Shoghi. God Passes By. US Bahá’í Publishing Trust، 1979. 226. 
  7. Smtih، Peter. A concise encyclopedia of the Bahá'í Faith. Oxford: One World Publications، 2000. 100. شابک ‎ISBN ۱-۸۵۱۶۸-۱۸۴-۱. 
  8. Smith، Peter. A concise encyclopedia of the Bahá'í Faith. Oxford: One World Publications، 2000. 100. شابک ‎ISBN ۱-۸۵۱۶۸-۱۸۴-۱. 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ اشراق خاوری، عبدالحمید. تقریرات دربارهٔ کتاب مستطاب اقدس. هوفهایم آلمان: مؤسسه مطبوعات امری آلمان، ۱۹۹۷. ۳۲۶. 
  10. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۱۵. 
  11. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۲۶. 
  12. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۳۹. 
  13. William S. Hatcher, James Douglas Martin. The Baha'i Faith: The Emerging Global Religion. Wilmette Illinoise: Bahai Publishing، 2002. 72. 
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ Momen, Moojan. «Marginality and apostasy in the Baha’i community». Religion, 2007. 
  15. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۱۰. 
  16. ۱۶٫۰ ۱۶٫۱ بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۶۰. 
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۴. 
  18. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۳. 
  19. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۵. 
  20. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۸. 
  21. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۷. 
  22. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۰. 
  23. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۶. 
  24. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۱۲. 
  25. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۴۶. 
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۷۳. 
  27. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۴۴. 
  28. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۴۸. 
  29. ۲۹٫۰۰ ۲۹٫۰۱ ۲۹٫۰۲ ۲۹٫۰۳ ۲۹٫۰۴ ۲۹٫۰۵ ۲۹٫۰۶ ۲۹٫۰۷ ۲۹٫۰۸ ۲۹٫۰۹ ۲۹٫۱۰ ۲۹٫۱۱ ۲۹٫۱۲ ۲۹٫۱۳ ۲۹٫۱۴ ۲۹٫۱۵ ۲۹٫۱۶ افندی، شوقی. God Passes By. US Bahá’í Publishing Trust، ۱۹۷۹. ۱۹۷. 
  30. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۳۵. 
  31. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۲۸. 
  32. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۳۸. 
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۳۲. 
  34. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۲۹. 
  35. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۴۶. 
  36. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۱۳. 
  37. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۶۸. 
  38. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۵۰. 
  39. ۳۹٫۰ ۳۹٫۱ بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۳۹. 
  40. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۹. 
  41. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۰۴. 
  42. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۲۱۸. 
  43. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۳۰. 
  44. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۰۶. 
  45. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۵۸. 
  46. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۶۹. 
  47. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۹. 
  48. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۱۸۷. 
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ بهاءالله. کتاب اقدس. مرکز جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۷۵–۸۱. 
  50. بهاءالله. کتاب اقدس. مرکز جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۸۲. 
  51. بهاءالله. کتاب اقدس. مرکز جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۸۳. 
  52. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۸۶. 
  53. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۸۸–۹۰. 
  54. بهاءالله. کتاب اقدس. جامعه جهانی بهائی، ۱۹۹۲. ۹۰–۹۳. 
  55. اصول اعتقادات بهائی، صفحهٔ ۱۳
  56. Bahá'í Reference Library - God Passes By, Pages ۱۲۷-۱۵۰
  57. * مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Monotheism». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۲۷ آوریل ۲۰۰۷.
  58. . 
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ بهاءالله. کتاب اقدس. ویلمت، Illinois، آمریکا: Bahá'í Publishing Trust. ISBN 0853989990.  پیوند به کتاب
  60. ۶۰٫۰ ۶۰٫۱ ادیب طاهرزاده. روح انسانی. دانداس، انتاریو، کانادا. ISBN 1-896193-03-X. 
  61. لیندا و جان والبریج، قوانین بهائی به نفع مردان، نظم جهانی، ۱۹۸۶ (میلادی)، ص 28
  62. ۶۲٫۰ ۶۲٫۱ ۶۲٫۲ ۶۲٫۳ سن مک گلن، تاملاتی در باب قانون ارث کتاب مستطاب اقدس، انجمن مطالعات بهائی اروپای انگلیسی زبان، ۱۹۹۵ (میلادی)