تاریخ هلند

تاریخ هلند همانند بسیاری دیگر از کشورها متأثر از شرایط جغرافیایی آن و حکایت زندگی مردمان دریانوردی است در سرزمین‌هایی پست‌تر از سطح دریای شمال غربی اروپا. اگرچه انسان نوین از نزدیک به ۳۷٫۰۰۰ سال پیش به سرزمینی راه یافته است، که فارسی‌زبانان امروز آن را هلند می‌نامند، اما هنگامی که به کل سرگذشت آدمی در این سرزمین می‌نگریم، مانند بسیاری دیگر از کشورهای اروپایی، آن چه فربه‌ترین فصل تاریخ هلند را شکل داده است، روی‌دادهایی است که پس از نوزایش رخ داده است. با این همه نمی‌توان از تاریخ پیش از روزگار نوزایش هلند چشم پوشید، زیرا این دوره و همه دگرگونی‌های ش از زمینه‌ای برخاسته است، که در سده‌های میانه و حتا پیش از آن شکل گرفته است.

در پایان روزگار آهن تیره‌هایی از ژرمنان که پیش از آن تنها در دانمارک، شلسویگ-هولشتاین و جنوب اسکاندیناوی امروزی باشنده بودند، راه جنوب در پیش گرفتند و برخی نیز به شمال هلند امروزی رسیدند. همزمان یا پیش از کوچ ژرمن‌ها، فرهنگ سلت‌ها از هالشتات در سراسر اروپا، از جمله جنوب هلند گسترده شده بود و هنایش فرهنگ سلتی هویدا بود.

پس از آن در روزگار نوسنگی فرهنگ لینربندکرامیک در کرانه‌های راین گسترده شد، که رونق کشاورزی ویژگی اصلی آن بود.

اما دوره تاریخی هلند در سده چهارم میلادی با نخستین یادکرد در اسناد رومی آغاز می‌شود، که درآن‌ها مرز امپراتوری و دارای اهمیت نظامی بوده است. با ضعف رومیان، ژرمن‌ها رفته‌رفته قدرت را در دست می‌گیرند و در میان ژرمنان فرانک‌ها.

در سده شانزدهم (میلادی) که اصلاحات پروتستانی به هلند رسید، هلندیان هم به لوتر گرویدند و روی از کلیسای کاتولیک برتافتند. این خود هم زمینه جدایی هلند از امپراتوری کاتولیک مقدس شد و هم زمینه پایه‌گذاری کلیسای اصلاحی هلند.

روزگار پیشاتاریخ

روزگار باستان

روزگار پیشارومی

کوچیدن ژرمن‌ها

روزگار رومی

پایان روزگار باستان

پس از آن که شارلمانی در آخن درگذشت، قلمرو پهناوری که بر آن فرمان می‌راند، میان وارثان ش سه بخش شد. بخش بزرگی از فرانک میانی که هلند امروزی جزوی از آن بود، پس از چندی به فرانک باختری درپیوست.[۱]

سده‌های میانه

سده‌های میانه آغازین

فرانک‌ها

 
گسترش قلمرو فرانک‌ها از ۴۸۱ تا ۸۷۰ میلادی.

پس از آن که حکومت رومیان در این منطقه فروپاشید، فرانک‌ها قلمرو شان را گستردند و فرمان‌روایی‌های فرانکی کوچکی در کلن و تورنه و کمبره و لو مان پاگرفتند. در ۴۹۰ میلادی کلویس نخست توانست بر همه ی فرمان‌روایان فرانکی چیره شود و قلمروهای فرانکی را تا باختر رود موز یکپارچه کند، که جنوب هلند را نیز در بر داشت. او پیش‌روی ش را تا درون سرزمین گل پی گرفت.[نیازمند منبع]

سده‌های میانی پایانی

بخش‌های بزرگی از فروبومان در سده‌های میانه در قلمرو دوک بورگوندی بود. فیلیپ نیک، دوک بورگوندی، افزون بر سرزمین‌هایی که بدو ارث رسیده بود، در ۱۴۲۹ (میلادی) نامور را از یان سوم، فرمان‌روای این منطقه، خرید. سپس در ۱۴۳۲ (میلادی) در نبردی ژاکلین هینه‌خاون را شکاند و سرزمین‌های هلند، هینه‌خاون، فریسلاند و زیلاند را نیز به قلمرو ش درپیونداند. پس از فیلیپ پسر ش کارل مارتین به جای او نشست. اما کارل در جنگ کشته شد و دختر ش، ماری بورگوندی، دوک بورگوندی شد. پس از ماری که با ماکسیمیلیان نخست از دودمان هابسبورگ ازدواج کرده بود، پسر ش فیلیپ زیبا و فرزندان ش وارث این مقام شدند و این بخش از فروبومان نیز به هلند هابسبورگ آوازه یافت.

روزگار جدید

اگرچه نوزایش را بیش‌تر با آن چه در پایان سده پانزدهم میلادی در شمال ایتالیا رفت، می‌شناسند، اما هم‌زمان در شمال اروپا نیز جنب‌وجوشی در جریان بود، که مژده دوره‌یی تازه می‌داد، که از آن با نوزایش شمالی نام می‌برند.

از پایان سده شانزدهم میلادی گرانیگاه رونق و رواج بازرگانی و توسعه از ایتالیا و شهرهایی چون ونیز و فلورانس رفته‌رفته به شمال غربی اروپا منتقل شد. هلند و انگلستان ثروتمندترین کشورهای اروپا شدند. آمستردام کانون تجارت‌خانه‌ها و پایانه کشتی‌های بازرگانی بود. اما این رونق تنها در بازرگانی نبود. نام‌آوران فلسفه و هنر هلند چون باروخ اسپینوزا، رامبرانت و هوگو گروتیوس نیز در این روزگار می‌زیستند. از این رو از این دوره به روزگار زرین هلند یاد می‌کنند.

هلندیان امپراتوری هلند را پایه گذاشتند و بر آن بودند، که در کشتی‌رانی و بازرگانی دریایی جایی بیابند. در راستای این هدف کمپانی هند غربی هلند را در امریکا و کمپانی هند شرقی هلند را در شرق آسیا بنیاد گذاشتند. برتری‌جویی هلندیان در بازرگانی دریایی سرانجام به جنگ هلند و پرتغال انجامید. در نتیجه این جنگ هلندیان قلمروهای امپراتوری پرتغال را در شرق آسیا از آن خود کردند و بازرگانی پرسود ادویه را در دست گرفتند.

انقلاب فرانسه و استقلال دوباره

جنگ‌های انگلستان-هلند

نخستین جنگ انگلستان-هلند در حالی درگرفت که دو کشور پیش‌تر در برابر اسپانیا در جنگ هشتادساله در یک جبهه بودند. اما هنگامی که هلند از اسپانیا مستقل شد، کشتی‌های هلندی نیز توانستند جای ناوگان اسپانیا را در بازرگانی دریایی هم بگیرند. این جنگ به‌ویژه از آن جهت بسیار اهمیت دارد، که هلند و انگلستان در سده هفدهم میلادی خاستگاه اندیشه‌ای بودند، که لیبرالیسم نام گرفت. [۲] هر دو کشور در آن زمان دارای حکومت جمهوری بودند و هر دو پروتستان.

جنگ سی‌ساله

دوره معاصر

جنگ جهانی دوم

همانند جنگ جهانی نخست در جنگ جهانی دوم هم هلند بی‌طرفی اعلام کرد، اما ارتش آلمان نازی در ۱۰ مه ۱۹۴۰ به هلند هجوم برد.[۳] و در تاریخ ۱۵ می همان سال ارتش هلند تسلیم شد و خانواده سلطنتی به بریتانیا گریختند.

جستارهای وابسته

منابع

  1. تاریخ آلمان، هربرت هرمان تنبروک، محمد ظروفچی
  2. تاریخ فلسفه غرب، برتراند راسل، جلد سوم، فصل دوازدهم
  3. Werner Warmbrunn (1963). The Dutch Under German Occupation, 1940-1945. Stanford UP. pp. 5–7.