شهیار قنبری

ترانه‌سرا، خواننده، یکی از پایه‌گذاران ترانه نوین فارسی
(تغییرمسیر از شهریار قنبری)

شهیار قنبری (زادهٔ ۶ مرداد ۱۳۲۹ در تهران) شاعر، ترانه‌سرا، آهنگساز، نمایش‌نامه‌نویس، فیلم‌ساز، روزنامه‌نگار، مجری و برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون و خواننده‌ی ایرانی است. او فرزند حمید قنبری دوبلور مشهور است.[۱][۲][۳]

شهیار قنبری
شهیار قنبری
Shahyar.Ghanbari.jpg
زادروز۶ مرداد ۱۳۲۹
۲۸ ژوئیهٔ ۱۹۵۰ ‏(۷۰ سال)
تهران، ایران
محل زندگیلس آنجلس و شهرک دریاکنار
ملیتایرانی
پیشهشاعر، ترانه‌سرا، آهنگساز، خواننده نمایشنامه‌نویس، فیلمساز، روزنامه‌نگار، مجری و برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون
سال‌های فعالیت۱۹۶۸-تاکنون
سبکموسیقی پاپ
همسر(ها)شانتال
فرزندانلورکا قنبری
والدینحمید قنبری
وبگاه
صفحه در وبگاه IMDb
صفحه در وبگاه سوره

زندگیویرایش

وی ششم مرداد سال ۱۳۲۹ در خانواده‌ای اهل هنر در تهران به دنیا آمد. کار ادبی را از نوجوانی آغاز کرد و در آن زمان برای نشریه اطلاعات کودکان داستان کوتاه می‌نوشت، گاه شعر نیز می‌سرود. سپس برای ادامه تحصیل به لندن رفت و در میانهٔ دههٔ ۶۰ میلادی به ایران بازگشت.

پیش از انقلابویرایش

شهیار پس از بازگشت به ایران سرودن ترانه را بر خلاف خواست پدر - که معتقد بود هنرمندان در جامعهٔ ایران سرنوشت درخشانی ندارند و می‌خواست پسرش معمار شود - آغاز کرد. نخستین ترانه او «دیگه اشکم واسه من ناز می‌کنه» بود با آهنگی از اسفندیار منفرد زاده و دیگری «ستاره آی ستاره» با آهنگی از پرویز اتابکی که هر دو با صدای گوگوش منتشر شدند. ستاره آی ستاره اولین ترانهٔ او بود که در برنامه «شما و رادیو» صبح جمعه پخش شد.

به اذعان شاعرانی مانند اردلان سرفراز، شهیار قنبری با ترانه قصه دو ماهی با آهنگسازی بابک افشار به دلیل نوآوری در واژه و مضمون، سرآغاز ترانه نوین فارسی و ترانه مدرن ایران است و او را ترانه‌سرای نوین ایران زمین می‌نامند[نیازمند منبع]. والبته این نکته نیاز به تجمیع اکثر کاروزان ترانهٔ نوین دارد همچون زویا زاکاریان و تورج نگهبان و مسعود امینی و ترانه سریان هم عصر دیگر این ترانه‌سرا (برای مثال زویا زاکاریان بارها در مصاحبه‌هایش به شکلی تلویحی ترانهٔ قصهٔ وفا اثر ایرج جنتی عطایی را سر آغاز ترانهٔ نوین فارسی دانسته‌است) خود شهیار قنبری در این باره می‌گوید: "قصهٔ دو ماهی میلاد من است. بند ناف ترانه من این چنین بریده می‌شود…".

 
فرهاد، شهیار قنبری و اسفندیار منفردزاده روی جلد ترانه «جمعه»

همکاری شهیار و واروژان در حقیقت شروع دوران دیگری از زندگی هنری وی است. نخستین ترانه این دو با عنوان بوی خوب گندم با اجرای داریوش خواننده معترض ایرانی باعث شد تا خواننده و شاعر هر دو به زندان بیفتند. شهیار قنبری در این باره می‌گوید:

"راستی ما چرا آنجا بودیم؟ ما که فقط ترانه می‌نوشتیم و تو (واروژان) را داشتیم و دریای صداهای خوش‌رنگ را و شاعر می‌گوید از رفیق دلتنگی‌ها و تشنگی‌ها: امروز که بی تو، بر ما هزار سال گذشته‌است، حتی نمی‌توانم از سنگینی این غیبت بزرگ بنویسم. واژه‌ها، نیروی موسیقی را کم دارند. واژه‌های من تو را کم دارند، واروژانِ من.. ! مرد سازها و آوازها.. ! و شاعر به قله‌هایی بلندتر می‌رسد با: اگه بمانی- قصهٔ بره و گرگ- حرف - نفس - هجرت - جمعه - مرد تنها - هفته خاکستری - بوی عیدی - آوار - نجواها - بوی گندم - نفرین نامه - همیشه غایب - سقوط - نیاز - نون و پنیر و سبزی - امان از… و چندصد ترانهٔ ناب دیگر."[۴]

پس از انقلابویرایش

طی سال‌های بعد از انقلاب شهیار با هنرمندان مشهوری نظیر ابی، داریوش، بیژن مرتضوی، لیلا فروهر، حسن شماعی زاده، مارتیک، سیاوش قمیشی، امید سلطانی، شهره، نوش‌آفرین، منصور، مهرداد آسمانی و … همکاری کرد.

او هم‌اکنون در جنوب کالیفرنیا زندگی می‌کند.[۵]

آثارویرایش

کتاب‌هاویرایش

منتشر شده در خارج از ایرانویرایش

  • درخت بی‌زمین (نخستین دفتر شعر من) ۱۹۹۱
  • دریا در من ۱۹۹۵ (گزینهٔ ترانه‌ها ۱۹۹۵–۱۹۶۹)

منتشر شده در ایرانویرایش

آلبوم‌هاویرایش

با دیگران:

فیلم‌هاویرایش

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. «Biography». وبگاه رسمی شهیار قنبری. دریافت‌شده در ۲۵ اوت ۲۰۰۹.[پیوند مرده]
  2. «Iran Politics Club: Forbidden Poetry (Ghadeghan) - Shahyar Ghanbari (Persian Poetry)». web.archive.org. ۲۰۱۴-۰۸-۰۳. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۱-۲۹.
  3. «Shahyar – Shahyar Ghanbari» (به انگلیسی). بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰۲۰-۰۱-۲۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۱-۲۹.
  4. ((بیش از هفده سال است که یک برنامهٔ رادیویی دارم به نام "قدغن‌ها یکشنبه‌ها ساعت ۱۷:۰۰ به وقت آمریکا بر روی رادیو"صدای ایران" که سفری‌ست تا بلندای زیبایی آفرینان ایران و جهان. بیش از همه ترانه نوشته‌ام. نمایش‌های رادیویی و تلویزیونی ساخته‌ام. (برنامه‌های تلویزیونی: دوستت دارم‌ها- دلخواسته‌ها"-) کاری به نام "غزلنمایش-سفرنامه" را به سال ۱۹۹۳ به روی صحنه برده‌ام؛ و هنوز و هنچنان؛ شعر خوردن، شعر نوشیدن، شعر بوییدن، شعر گریستن، شعر خندیدن، شعر خوابیدن، شعر ریسیدن و شعر نفس کشیدن، تنها کسب و کار من است))
  5. «شهیار قنبری «وسط لس آنجلس بی بال و بی سر»». رادیو فردا. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰۲۰-۰۱-۲۹. دریافت‌شده در ۲۰۲۰-۰۱-۲۹.

پیوند به بیرونویرایش