مردم عرب

مردمانی سامی‌تبار که در خاورمیانه و شمال آفریقا زندگی می‌کنند.
(تغییرمسیر از عرب)

عرب قومی سامی‌تبار است. بیشترِ عرب‌ها در شبه‌جزیرهٔ عربستان، شام زندگی میکنند . بیشتر مردمان شمال آفریقا نیز عرب هستند و به زبان عربی حرف میزنند .

عرب‌ها
Arab infobox.jpg
کل جمعیت

حدود ۴۲۲ میلیون نفر

نواحی با بیشترین جمعیت
زبان‌های رایج
عربی
ادیان و مذاهب
اسلام، یهودی و مسیحی
لباس زنان عرب، سدهٔ چهارم تا ششم میلادی.

پیرامون واژهویرایش

مراد از عرب اکنون ساکنان شبه جزیرهٔ عربستان، بیشتر مردم عراق و سوریه، جنوب ترکیه، اهالی عرب ایران، اهالی عرب فلسطین، لبنان و اردن، سرزمین‌های شمالی قارهٔ آفریقا یعنی کشورهای مصر، لیبی، تونس، الجزایر، مراکش، صحرا، موریتانی، و بخش‌هایی از سرزمین‌های جنوبی‌تر آن است. پیش از اسلام قبایل عرب در عربستان سکونت داشتند و مردم عراق و سرزمین شام و دیگر کشورهای کنونی عربی، ملت‌های آشوری و کلدانی و قبطی بودند که اصالت آنان سامی بوده با اعراب هم ریشه بودند. واژه عرب برابر بوده‌است با بدو یا بادیه و آب خستِ عرب بنام عربة نامیده می‌شد.[۱] در ادبیات پارسی معاصر و سده‌های پسین واژهٔ اَعراب را به عنوان جمع عرب به کار می‌برند. اما واژهٔ اعراب که جمع اَعرابیّ است در عربی اسم جنس است و چمِ «عرب‌های بادیه‌نشین» می‌دهد که در متون پارسی کلاسیک نیز در همین چم به کار رفته‌است.[۲]

هویت عربیویرایش

باید دید به چه کسی عرب می گویند. عربستان را مسكن ديرينه اقوام سامي نژاد مي دانند كه از سه هزار سال از ميلاد قبايل سامي در اين وادي زندگي مي كردند كه كنعانيان و نبطيان نيز جزو اين اقوام به حساب مي آيند. با توجه به اختلاف نظر فراوان در نسب عرب به طور دقيق و متقن نمي توان از شخصي به عنوان جد اعلاي عرب ياد كرد، به خصوص كه از نسب و پيشينه عرب بائده اطلاع درستي در دست نيست.[۳] اولین بار نام عرب در نیمه قرن نهم قبل میلاد در کنار آشور به کار برده شده است. ولی در دوران معاصر هویت عرب به طور مستقل از هویت مذهبی تعریف می شود. با این حال، اکثر عرب ها مسلمان هستند و اقلیت آن ها به ادیان دیگر مانند مسیحیت، دروزی و بهایی پایبند هستند. به طور معمول فردی که یکی از والدین او عرب باشد یا به زبان عربی تکلم کنند را عرب می گویند در حالی که ممکن است ریشه های تباری مختلف یا حتی غیرعرب، بربر، قبطی، نبطی و غیره داشته باشد. با این وجود برخی اعراب مهاجر که به قاره آمریکا و اروپا طی قرون متمادی مهاجرت کردند تنها به عنوان افرادی با ریشه های عربی نام برده می شود در حالی که فرهنگ و زبان عربی را حفظ نکردند که می توان به میشل تامر ۳۷مین رئیس‌جمهور برزیل با تبار لبنانی اشاره کرد.[۴][۵]

دسته بندی‌هاویرایش

از آن جا که ریشه نژادی و امتیازات قومی در نسب عرب نزد جامعه شناسان انعکاسی به سزا دارد، عرب را به دو دسته تقسیم کرده اند: اعراب بائده و اعراب باقیه. منظور از عرب باقیه قحطانیان و عدنانیان می باشند که در عصر حاضر هنوز مردمی در یمن و حجاز از این دو نژاد یافت می شوند.[۶][۷]

اعراب باقیه خود به دو دسته تقسیم می شوند: [۸]

  1. اعراب عاربه (یعنی اعراب خالص و اصیل) یا قحطانیان : ساکنان منطقه جنوبی شبه جزیره عربستان خود را از نژاد یعرب بن قحطان فرزند پنجم نوح نبی علیه السلام و عرب خالص می دانند به همین جهت به قحطانیان شهرت یافتند.
  2. اعراب مستعربه (یعنی اعراب ناخالص و پیوسته با دیگران) یا عدنانیان : ساکنان منطقه شمالی و مرکز شبه جزیره عربستان خود را از نژاد عدنان نواده اسماعیل نبی علیه السلام می دانند به همین جهت به عدنانیان شهرت یافتند.

قَحْطانیان یا عرب قَحْطانی، یکی از نسب‌های دور اعراب در کنار عدنانیان است. به آنان عرب عاربه و اصیل نیز گفته می‌شود. نیای بزرگ آنها قحطان بن عابر از فرزندان حضرت نوح علیه السلام است؛ چنان‌که برخی وی را از نسل حضرت ابراهیم علیه السلام یا حضرت هود علیه السلام و یا خود حضرت هود علیه السلام دانسته‌اند. قحطان به همراه قوم خود، از منطقه بابِل یا شمال شبه‌جزیره، به منطقه یمن رفت. قبائل قحطانی در این منطقه حکومت‌هایی را همچون مَعین، قَتبان، حِمیریان و سَبائیان تشکیل دادند و تمدن‌های یمن و فعالیت‌های عمرانی قبل از اسلام، مربوط به قحطانیان بوده است. برخی از قبائل قحطانی پس از انحطاط دولت‌های جنوب و ویرانی سد مأرب از یمن مهاجرت کرده و در مناطق مختلف شبه جزیره عرب منتشر شدند از جمله قبیله خُزاعه به منطقه مکه و اوس و خزرج به یثرب، مهاجرت کردند. از نظر پیشینه تاریخی نخست در قسمت جنوبی به علت آب و هوای مساعد تراکم جمعیت بیشتر بود و شهرنشینی رخ داد و مناطق حاصل خیز یمن در تاریخ شهرت دارد ولی در قسمت شمالی شبه جزیره عربستان به علت خشکی و غیرقابل سکونت بودن کوچ نشینی رواج داشت. شکستن سد مارب و متروک شدن راه بین المللی بخور به علت توجه دریانوردان به اقیانوس هند سبب موج مهاجرت های گسترده در این مناطق شد.[۹]

در یک دسته بندی دیگر اعراب را به سه دسته اعراب بائده، اعراب عاربه و اعراب مستعربه تقسیم می کنند. در مورد جد اعلای اعراب، ابن حزم جميع عرب را به سه نفر منتسب مي داند و هر كدام از طوايف عرب را به نام آن اشخاص معرفي مي كند كه عبارتند از: عدنان، قحطان، قضاعه. عدنان از نسل اسماعيل، و قحطان از نسل سام بن نوح بودند. در نسب نامه اغلب قبايل اعراب بائده نام ارم بن سام ديده مي شود و بدين جهت احتمال آن مي رود كه قصه هايي كه در مورد اين بخش از اعراب در كتب نقل شده مربوط به طوايف آرامي يا نبطي باشد. ابن اثير مورخ بزرگ اسلامي مي نويسد از نوح عليه السلام سه فرزند باقي ماند كه به نام هاي حام، سام و يافث بودند و سپس از قول وهب بن منبه نقل مي كند كه سام بن نوح پدر اعراب و ايرانيان و روميان بود. از اعراب بائده، ده يا دوازده قبيله را به اسم و نسب و محل سكونتشان نام مي برند و سرگذشت هايي از آنان نقل مي كنند برخي از آنها به واسطه سركشي و نافرماني به بلاي آسماني هلاك شدند مثل قوم عاد و ثمود، برخي هم در جنگ با قبايل ديگر از ميان رفتند. برخي هم به حوادث طبيعي روزگار، منقرض شدند و در هر حال همه از بين رفتند و اگر كسي هم باقي ماند با ساير قبايل مخلوط شدند. ولي همان طور كه گفته شد و در نسب نامه اغلب اين قبايل بائده به چشم مي خورد اين است كه نسب و ريشه همه اين ها به ارم بن سام بن نوح عليه السلام مي رسد و شايد به همين خاطر است كه عربستان را مسكن ديرينه اقوام سامي و شايد هم مهد اصلي اين نژاد مي دانند كه از سه هزار سال از ميلاد قبايل سامي در اين وادي زندگي مي كردند كه كنعانيان و نبطيان نيز جزو اين اقوام به حساب مي آيند. با توجه به اختلاف نظر فراوان در نسب عرب به طور دقيق و متقن نمي توان از شخصي به عنوان جد اعلاي عرب ياد كرد، به خصوص كه از نسب و پيشينه عرب بائده اطلاع درستي در دست نيست.[۱۰]

از دسته بندی های معروف دیگر اعراب نجد و اعراب حجاز است. اعراب نجد اینان که در شرق شبه جزیره به صورت قبائل مختلف می زیستند، روزگار خود را حتی در یک قرن پیش با چادرنشینی و جنگ و گریزها می گذرانیدند. از نیم قرن به این طرف خاندان سعودی در این منطقه حکومت خود را تشکیل داده و امروز پایتخت آنها «ریاض» در منطقه نجد واقع است . یکی از کارهای زشتی که این خاندان نمودند این است که سرزمین مقدس حجاز را به جای این که عربستان بنامند، به نام جد خود «سعود»، عربستان سعودی نامیدند و آن سرزمین مقدس را که تعلق به عموم مسلمانان جهان دارد به عنوان ملک شخصی خود در آوره اند.[۱۱]اعراب حجاز یا عرب اصیل شبه جزیره که قرن ها به واسطه وجود خانه خدا در میان آن ها، محترم ترین مردم به شمار می رفتند، در قسمت شمال و غرب جزیره به سر می بردند. شهرهای حجاز هنگام ظهور اسلام مکه و مدینه و طائف بود. در کنار دریای سرخ و سی و دو فرسخی شهر مدینه هم «ینبع» قرار داشت، که خود بندری بوده است، و رابط میان حجاز و آفریقا به شمار می رفت. قریش نجیب ترین مردم حجاز بودند که در شهر مکه سکونت داشتند. نجابت و احترامی که قریش در میان سایر قبایل مختلف عرب کسب کرده بودند، به خاطر «کعبه» خانه خدا و یادگار حضرت ابراهیم و اسماعیل بود که قریش خود از اولاد حضرت اسماعیل به شمار می رفتند. به طوری که عموم قبایل عرب در یمن و حجاز و نجد و دیگر نقاط کعبه و شهر مکه را محترم شمرده و آن مکان مقدس را رمز اعتبار خود می دانستند. مردم قریش طی سفرهای بازرگانی خود در شام و فلسطین با نصارا و در حیره (عراق) با ایرانیان و در یمن با یهودیان حمیری آشنا شدند، و از مجموع این برخوردها به میزان زیادی از طرز تفکر و آداب و رسوم آنها آگاهی یافتند، بدون اینکه راه و روش و آداب و رسوم خود را از دست بدهند، یا تحت تاثیر آنها قرار گیرند. کار قریش در مکه و طائف تجارت، و اعراب بادیه شترچرانی و جنگ و گریز و قتل و غارت بود. قرآن مجید از این دو وضع قریش و اعراب بادیه در موارد مختلف سخن گفته و اوضاع و احوال و طرز زندگی و روحیات و صفات آنها را بازگو می کند.[۱۲]

واکاوی واژهٔ تازیویرایش

فرزانه بهرام پسر فرزانه فرهاد تاز، نام یکی از پسران سیامک بوده و تازیان از نسل اویند و از برخی تاریخدانان نیز چنین برمی‌آید که تاز پسرزادهٔ سیامک پسر میشی پسر کیومرث بوده و پدر همهٔ عرب است و نسب همهٔ عرب به تاز می‌رسد[۱۳] چنان‌که نسب همهٔ ایرانیان به هوشنگ شاه می‌رسد. (آنندراج) (انجمن آرا)... و در سراج‌اللغات نوشته که تازی به معنی عربی و این منسوب به تاز است چون واژه تاز بمعنی تازنده نیز آمده و در آغاز اسلام عربان تاخت و تاراج بسیار در ایران کرده‌اند، برای همین نسبت به تاز کرده. (غیاث اللغات). برخی گمانه زده‌اند که تازی به معنی چادرنشین است، از واژهٔ تاژ و تاز بمعنی چادر و خیمه و یاء نسبت، و همیشه آن را مقابل دهقان آرند. پس دهقان بمعنی روستانشین و تازی بمعنی چادرنشین است، گروه‌های چادرنشین که ییلاق و قشلاق کنند، مقابل دهقان که ساکن و تخته قاپو باشد. بنابراین حدس واژهٔ مورد بحث بار نخست بمعنی یکسره چادرنشین بوده‌است و سپس بمعنی خاص تری فقط بر عرب اطلاق شده‌است. مردم چین عرب را تاش نامند و این تاش برگرفته از واژهٔ فارسی تاژی یا تازی است که بمعنی چادرنشین است و این نشان می‌دهد که مردم چین در آغاز عرب را بتوسط ایرانیان دریانورد و بازرگانان ایران شناخته‌اند.[۱۳]

زبانویرایش

مردم عرب به زبان عربی سخن می‌گویند، در کشورهای شمال آفریقا بخش‌هایی چون الجزایر و لیبی اقلیت‌هایی به فرانسوی نیز سخن می‌گویند. عرب تباران بسیاری در کشورهای اروپایی از جمله در کشور فرانسه زندگی می‌کنند که ریشه بسیاری از آن‌ها به سرزمین‌های شمال آفریقا بازمی‌گردد. یکی از نامدارترین این افراد زین الدین زیدان بازیکن پیشین تیم ملی فرانسه‌است. این زبان از خانوادهٔ زبان‌های سامی است.

تاریخ عربویرایش

 
مجسمه برونزی متعلق به ذمار علی، از پادشاهان دودمان حمیری، متعلق به قرن ۴ میلادی
 
مجسمهٔ برونزی متعلق به یکی از پادشاهان عرب سباء
 
کتیبه‌ای به خط المسند، الفبای باستانی پادشاهی عربی سباء

تاریخ اعراب تاریخی پر از تحولات دینی، سیاسی و فراز و فرودهای اجتماعی است. مهم‌ترین و نامدارترین دولت‌ها و پادشاهی‌های عربی دولت و مملکت «سبا» بود که در جنوب دولت معین و شمال دولت قتبان و شمال غربی حضرموت واقع بود، و کم‌کم اسم و شهرت آن بردیگر کشورهای نزدیک غلبه نمود. آغاز تشکیل این دولت به گمان قوی از سده هشتم یا آغاز سده نهم پیش از میلاد مسیح است. از این زمان تا براندازی دولت خودکفای یمن در دست حبشی‌ها در ۵۲۵ مسیحی (میلادی) تاریخ پادشاهی «سبأ» به چهار دوره تقسیم می‌شود که در واقع دو دوره نخست آن دولت سبأ بمعنی ویژه بوده و در دو دوره بعد اگر چه اسم دولت «عنوان سبأ» داشت اما بیشتر نفوذ و حکومت در دست اقوام دیگر یمنی بود. حدس قوی می‌رود که این چهار دوره با چهار رخداد توأم است یعنی پایان نخستین و آغاز دومی با براندازی کامل (یا از دست رفتن موقع مهم) دولت معین و ابتدای سومی با از میان رفتن دولت قتبان و بالا گرفتن نفوذ ریدان و حِمیرها و ابتدای چهارمی با استیلای اولی حبشه و انقراض دولت حضرموت مقارن است.

دوره نخست پادشاهی کهنه که باسم «مکارب» یعنی (سبأ) نامیده می‌شود از ابتدای امر دولت سبأ تا حدود قرن ششم قبل از میلاد مسیح (یا اواسط قرن هشتم) فرمانروای مملکت سبأ بودند. اسامی چند تن از این پادشاهان سبأ از کتیبه‌ها بدست آمده که روی همرفته پنج اسم می‌شود (یعنی اسامی مکرر می‌شود) و با احتمال قوی ۱۴ نفر از آن‌ها یک سلسله را تشکیل می‌دهند که پشت بر پشت در مملکت سبأ حکمرانی کرده‌اند. چند نفر از آن‌ها اسم مشابه مانند: یثعمر یا یثمر دارند.

نام عرب به صورت نوشتاری برای نخستین بار در سنگ‌نوشته‌ای آشوری بتاریخ ۸۵۳ پیش از میلاد آمده‌است. در آن سنگ‌نوشته شلمانسر سوم (Shalmaneser III) در ضمن نام بردن از مردمانی که از او در نبرد کرکر شکست خوردند از شاهی به نام گیندیبو از ماتو اربای (سرزمین عرب) نام می‌برد. همچنین در سنگنبشته‌های دوره هخامنشی در ایران از مردمان سرزمین Arabaya به عنوان یکی از ملت‌های پیرو شاهنشاهی هخامنشی نام برده شده‌است. عربها گهگاه به مرزهای ایران نیز حملاتی می‌کردند. یکی از بزرگ‌ترین این حملات در زمان شاپور دوم انجام گرفت که شاپور به سختی آنان را سرکوب کرد. چنین گفته‌اند که او شانه‌های عرب‌ها را سوراخ کرد و از میان آن ریسمانی را گذراند؛ از این رو بدو لقب شانه سنب (ذوالاکتاف) دادند؛ ولی بزرگ‌ترین این حملات پس از پیدایی اسلام روی داد که سرانجام به سرنگونی پادشاهی ساسانیان منجر شد. عرب‌ها پس از ظهور اسلام و در دوران امویان به اروپا تاختند؛ مناطق اسپانیا، پرتقال، آندورا، جنوب فرانسه را به تسلط خود درآوردند، بر دریای مدیترانه تسلط یافتند و این روند در دوره عباسیان نیز ادامه داشت. آن‌ها مجموعاً هفتصد سال در نواحی جنوب غربی اروپا حکومتهایی زیر نظر خلفای مرکزی را اداره می‌کردند. در این دوران بود که کتاب‌های علمی، تاریخی، فلسفی بسیاری از زبان‌های لاتین به عربی ترجمه شد.

مردم عرب در سدهٔ هفتم میلادی و پیش از آن، از همسایگان خود تأثیر پذیرفته‌اند و با آنان روابط داشتند. تمدن ایران و روم و آیین‌های زرتشتی، عیسوی و کلیمی در زندگی مادی و معنوی آنان تأثیر داشته و تجارت با ایران و روم باعث می‌شد که بازرگانان عرب که بیشتر از بزرگان قریش بودند بیش از دیگران با فرهنگ همسایگان متمدن خود آشنا باشند؛ چنان‌که بسیاری از کلمه‌های فارسی، رومی، مصری و حبشی توسط همین بازرگانان وارد زبان عربی شد.[۱۴]

آداب، رسومویرایش

قبل از اسلامویرایش

مردم عرب پیش از اسلام از دید اجتماعی، به دو دسته تقسیم می‌شدند: عرب بَدوی و در برابر آن، عرب حَضَر. بدوی به معنای چادرنشین است و عرب حضر، شهرنشین.[۱۵]

عرب در کتاب‌های تاریخی مذهبیویرایش

عرب در قرآن به صورت مفرد و جمع ذکر شده‌است. بر اساس کتاب پنجاهه‌ها، فرزندان اسماعیل (فرزند ارشد ابراهیم) با ۶ فرزند دیگر او از قطوره به هم آمیختند و اسماعیلیان و عرب را پدیدآوردند.[۱۶]

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. واژه‌نامه دهخدا؛ مدخل واژه عرب
  2. مهرداد نغزگوی کهن (تابستان ۱۳۸۷«نقش باز تحلیل در تغییرات صرفی زبان پارسی»، ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی (۱۱)
  3. https://www.jamnews.com/TextVersionDetail/260511
  4. https://en.wikipedia.org/wiki/Arabs#Identity
  5. https://en.wikipedia.org/wiki/Arab_identity
  6. تاریخ تمدن اسلام و اعراب ، ص104-105. تاریخ تمدن اسلام، ص11 ، ج4.
  7. https://rasekhoon.net/article/show/916924/قوم-عرب-و-طبقات-آن
  8. https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/14834/1/51
  9. http://fa.wikishia.net/view/قحطانیان
  10. https://www.jamnews.com/TextVersionDetail/260511
  11. https://hawzah.net/fa/Book/View/45310/33231/2-اعراب-نجد
  12. https://hawzah.net/fa/Book/View/45310/33232/3-اعراب-حجاز
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ علی‌اکبر دهخدا و دیگران، سرواژهٔ «تازی»، لغت‌نامهٔ دهخدا (بازیابی در ۱۱/۰۷/۲۰۱۱).
  14. فروخ، عمر (۱۳۴۸). تاریخ مصور اسلام. ترجمهٔ محمدعلی شیرازی. تهران: گنجینه. ص. مقدمه.
  15. اقبال آشتیانی، عباس (۱۳۸۸). «تاریخ ایران: بعد از اسلام». تهران: انتشارات نگاه. ص. ۳۰۳–۳۰۴. پارامتر |پیوند= ناموجود یا خالی (کمک)
  16. کتاب پنجاهه‌ها ۲۰:۱۳