«fringe»

مابعدالطبیعه یا متافیزیک یا متاگیتیک شاخه‌ای از فلسفه وفیزیکاست که به پژوهش دربارهٔ چیستی و کُنه وجود، زندگی و جهان به عنوان یک کل می‌پردازد.[۱] متافیزیک را ریشهٔ فلسفه می‌دانند؛ بدین معنا که فیلسوفان نخستین عمدتاً به این حوزه از فلسفه می‌پرداخته‌اند. در فلسفهٔ معاصر، به مباحث مابعدالطبیعی با شکٌاکیت بسیار نگریسته‌اند.[۲] تلفظ صحیح مابعدالطبیعه، مابَعدالطبیعه می‌باشد و تلفظ مابُعدالطبیعه اشتباه است.

محتویات

مسائل کهن مابعدالطبیعهویرایش

مسائلی را که در این شاخهٔ فلسفه مطرح اند، می‌توان به سه دستهٔ اصلی تقسیم کرد:

  • مسائلی که در باب چیستی خدا و هستی هستند؛ همچون وجود و عدم و وجود خدا
  • مسائلی که در باب چیستی انسان هستند؛ همچون جبر و اختیار
  • مسائلی که در باب چیستی جهان هستند؛ همچون ثبات و تغیر، و ذهن و ماده[۳]

اعتبار مابعدالطبیعهویرایش

یکی از نکات مهمُی که بعضاً مورد غفلت قرار می‌گیرد، مسئلهٔ اعتبار مابعدالطبیعه است؛ یعنی بود و نبودش محل بحث و گفتگوی فیلسوفان است.[۴] بر این اساس می‌توان فیلسوفان را به دو دسته مابعدالطبیعی مثبت و مابعدالطبیعی انتقادی تقسیم کرد.[۵]

مابعدالطبیعهٔ مثبت، نظام‌های مابعدالطبیعیویرایش

از دیرباز، فیلسوفان مابعدالطبیعی مثبت کوشیده‌اند با طرح نظام‌هایی مابعدالطبیعی، به ترسیم تصویری کلی از جهان بپردازند.[۶]

مابعدالطبیعهٔ انتقادیویرایش

باید گفت متافیزیک یا مابعدالطبیعهٔ برای استناد برای دو چیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. در معنای نخست، متافیزیک به طبیعت بنیادین واقعیت و متعاقباً اصول بنیادینی که می‌توانند پایه‌ای برای طبیعت آن واقعیت به شمار آیند، می‌پردازد. دومین مفهوم متافیزیک، معنایی است که کانت برای آن قائل است که عبارت است از اکتشاف آن چیزی که شرایط ضروری برای برخورداری ما از هر گونه تجربه در حالت کلی را فراهم می‌آورد.[۷] در فلسفهٔ معاصر، خصوصاً پس از فلسفهٔ انتقادی ایمانوئل کانت، به مباحث مابعدالطبیعی با شکٌاکیت بسیار نگریسته‌اند.[۵] فیلسوفان مابعدالطبیعه انتقادی، به مرز محدودیت‌های تفکٌر مابعدالطبیعی توجه می‌کنند.[۸] می‌توان یکی از مشهورترین استدلال‌هایی را که گزاره‌های مابعدالطبیعی را بی معنا می‌داند، این گونه خلاصه کرد که تنها گزاره‌های تجربی و گزاره‌های تحلیلی معنا دارند؛ اما گزاره‌های مابعدالطبیعی نه تجربی هستند، نه تحلیلی، پس بی معنایند. گزاره‌های تجربی، گزاره‌هایی هستند که با مشاهده و آزمایش قابل ابطال باشند؛ و گزاره‌های تحلیلی، گزاره‌هایی هستند که نقیضشان با خودشان متناقض باشد.[۴]

فیلسوفان و دانشمندان مشهور منتقد متافیزیکویرایش

از فیلسوفان انگلیسی: دیوید هیوم، برتراند راسل، جان استوارت میل، جرج اسمیت، جرج ادوارد مور، پل دیراک، استیون هاوکینگ، فرانسیس کریک، جولیان هاکسلی

از فیلسوفان آلمان: کارل مارکس، فردریش انگلس، لودویگ فویرباخ ،ایمانوئل کانت ،آلبرت اینشتین ،آرتور شوپنهاوئر، مارتین هایدگر، زیگموند فروید، فریدریش نیچه، ارنست مایر

از فیلسوفان فرانسوی:ژان ژاک روسو، ژان پل سارتر، امیل دورکیم، آگوست کنت، میشل فوکو، پیر سیمون لاپلاس

از فیلسوفان سایر ملل:نوآم چامسکی، ادموند هوسرل، لودویگ ویتگنشتاین، ویلیام جیمز، توماس کوهن، ماری کوری ،انریکو فرمی، میخائیل باکونین، جان سرل ،ولادیمیر لنین، ایوان پاولف، ریچارد فاینمن، جیمز واتسون

پانویسویرایش

  1. رجینالد هالینگ دیل. «۴». در تاریخ فلسفه غرب. ترجمهٔ عبدالحسین آذرنگ. تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۸۷. صفحهٔ ۶۱. 
  2. رجینالد هالینگ دیل. «۴». در تاریخ فلسفه غرب. ترجمهٔ عبدالحسین آذرنگ. تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۸۷. صفحهٔ ۶۴. 
  3. رجینالد هالینگ دیل. «۴». در تاریخ فلسفه غرب. ترجمهٔ عبدالحسین آذرنگ. تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۸۷. صفحه ۶۱ و ۶۲. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ رجینالد هالینگ دیل. «۴». در تاریخ فلسفه غرب. ترجمهٔ عبدالحسین آذرنگ. تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۸۷. صفحهٔ ۶۲. 
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ رجینالد هالینگ دیل. «۴». در تاریخ فلسفه غرب. ترجمهٔ عبدالحسین آذرنگ. تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۸۷. صفحهٔ ۶۴. 
  6. رجینالد هالینگ دیل. «۴». در تاریخ فلسفه غرب. ترجمهٔ عبدالحسین آذرنگ. تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۸۷. صفحه ۶۱ و ۷۲. 
  7. پیتر سجویک. «دوم». در دکارت تا دریدا. ترجمهٔ محمدرضا آخوندزاده. تهران: نشر نی، ۱۳۹۰. ۹۱. 
  8. رجینالد هالینگ دیل. «۴». در تاریخ فلسفه غرب. ترجمهٔ عبدالحسین آذرنگ. تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۸۷. صفحهٔ ۷۲. 

منابعویرایش

  • رجینالد هالینگ دیل. «۴». در تاریخ فلسفه غرب. ترجمهٔ عبدالحسین آذرنگ. تهران: انتشارات ققنوس، ۱۳۸۷. صفحه ۶۱ تا ۷۲. 

مطالعهٔ بیش‌ترویرایش

  • پل فولیکه. فلسفهٔ عمومی:مابعدالطبیعه. ترجمهٔ یحیی مهدوی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۶۶. 

پیوند به بیرونویرایش