نالی

شاعر کرد

نالی بابان (۱۷۹۵–۱۸۵۵) با نام کامل ملا خدر شاویسی میکایلی شاعر کرد و بنیان‌گذار مکتب شعری بابان است. وی در قریه خاک و خول در شهرزور به دنیا آمد و پس از مطالعه قرآن و صرف و نحو در شهرزور، به قصد تحصیل علم به مهاباد، سنندج و حلبچه رفت.

نالی
مجسمه نالی در پارکی در سلیمانیه
مجسمه نالی در پارکی در سلیمانیه
نام اصلی
خدر شاویسی مکائیلی
زاده۱۷۹۵ م حدود ۱۷۹۵ تا ۱۷۹۷
قریه خاک و خول نزدیک سلیمانیه
درگذشته۱۸۵۰ م ۷۹۲
استانبول
آرامگاهقبرستان ابوایوب انصاری
لقبماموستا نالی
تخلصنالی
پیشهشاعر
زمینه کاریشعر، فلسفه و عرفان
ملیت کردستان =
در زمان حکومتبابانها
رویدادهای مهمیورش عثمانی به حکومت بابان‌ها در سلیمانیه
بنیانگذارغزلسرایی سورانی
دیوان اشعاردیوان نالی
حوزهشعر
دلیل سرشناسیغزل‌سرایی کردی
تأثیرگذاشته برمحوی، حاجی قادر کویی، ناری، ماموستا قانع، وفایی
سردیس نالی در دانشگاه کردستان

زندگیویرایش

وی در روستای خاک و خول در نزدیکی سلیمانیه به دنیا آمده‌است.[۱][۲] پس از حمله ترکان عثمانی به سلیمانیه و پایان دادن به حکومت بابانها نالی از سلیمانیه به شام می‌رود و از آنجا قصیده‌ای بلند همچون نامه برای سالم شاعر کرد اهل سلیمانیه می‌فرستد و از او احوال شهر و دیارش را جویا می‌شود. سالم هم در قصیده‌ای جواب او را می‌دهد. این دو قصیده از نمونه‌های ماندگار مکاتبه در ادبیات کردی هستند[۱] .

نقش نالی در ادبیات کردیویرایش

نالی در ادبیات کردی به غزلهای عاشقانه اش شناخته شده‌است. نقش وی از آن نظر در تاریخ ادبیات کردی برجسته است که از اولین کسانی بود که به گویش سورانی شعر سرود و پس از وی شعرای بسیاری چون کُردی، سالم، حاجی قادر کویی، محوی، وفایی، ناری، حریقی و قانع به شعر سورانی روی آوردند.

اشعار نالیویرایش

عمده اشعار نالی به زبان کردی و در قالب غزل هستند ولی از وی اشعاری به زبان‌های فارسی، عربی و ترکی هم به جا مانده‌است.

نمونه شعر کردیویرایش

زوڵفت به قه‌دتدا که په‌رێشان و بڵاوهئه‌مڕۆ له منی شیفته ئاڵۆز و به داوه
ئه‌م عومره عه‌زیزه که له بۆت نه‌قد و دراوهسه‌د حه‌یف و درێغا که موسوڵمانی نه‌ماوه!
عومرێکی درێژه به خه‌یاڵی سه‌ری زوڵفتسه‌ودا و په‌رێشانم و، سه‌ودایه‌کی خاوه
هه‌رچه‌نده که ڕووتم، به‌خودا مائیلی ڕووتمبێبه‌رگییه عیلله‌ت که هه‌تیو مه‌یلی هه‌تاوه
«مانی» نیه‌تی قووه‌تی ته‌سویری برۆی تۆئه‌م قه‌وسه به ده‌ستی موته‌نه‌ففیس نه‌کشاوه
بۆچی نه‌گریم، سه‌د که‌ڕه‌تم دڵ ده‌شکێنی!بۆ مهٔ نه‌ڕژێ، شیشه له سه‌د لاوه شکاوه!
بێفائیده‌یه مه‌نعی من ئێستاکه له گریانبۆ عاشقی بێچاره زووه‌م ئاوه ڕژاوه!
هه‌ر جۆگه و جێگێکی که‌وا سوور و سوێر بێجێی جۆششی گریانی منه و خوێنه ڕژاوه
سۆزی دڵمه باعیسی تاو و کوڵی گریانمه‌علوومه که ئاگر سه‌به‌بی جۆششی ئاوه
نالی وه‌کوو زوڵفت که موتیعی به‌ری پێتهتێکی مه‌شکێنه، به جه‌فا مه‌یخه‌ره لاوه[۳]

نمونه شعر فارسیویرایش

[۳]
ابروان تو طبیبان دل افگارانند هر دو پیوسته ازآن بر سر بیمارانند
گنج رخسار تو دیدن نبود زهره مرا که ز زلف تو برو خفته سیه مارانند
ما هزاران، ز غمت خسته و ناکام، ولی کامیاب از گل روی تو خس و خارانند
بر سر کوی خود از گریه مکن منع مرا زانکه گلهای چمن منتظر بارانند
نرگسان تو که خواب همه عالم بردند خفتگانند، ولی رهزن بیدارانند
«نالیا» از چه سگانش همه شب نالانند که نه آن شیفتگان نیز، جگر خوارانند

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ محمد، مسعود، "دست به دامان نالی،" استکهلم، 1997.
  2. سجادی، علاءالدین، "تاریخ ادبیات کردی،" چاپخانه معارف، بغداد، (چاپ اول)1951.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ دیوان نالی، خدر نالی، گردآوری و تصحیح عبدالکریم مدرس و فاتح عبدالکریم، انتشارات کردستان، سنندج، ۱۳۸۰.

پیوند به بیرونویرایش

نالی در دانشنامه ایرانیکا دیوان نالی بصورت صوتی با صدای باست حمه غریب[پیوند مرده]