ادبیات کردی

ادبیات کردی (به کردی: وێژەی کوردی) به نوشته‌ها، سروده‌ها و داستان‌هایی گفته می‌شود که به گویش‌های زبان کردی مانند کلهری، فیلی، سورانی، کرمانجی و گورانی نوشته یا سروده شده‌اند.[۱][۲][۳][۴][۵][۶] کردها برای مدت‌ها نانویسا بوده‌اند و ادبیات شفاهی وسیعی دارند،[۱][۷] اما ادبیات مکتوب کردی نو هم چند صد سال قدمت دارد[۱][۸] و قدمت برخی سروده‌ها، مانند دفاتر اولیه سرانجام، تا هزار سال هم تخمین زده شده است.[۳] از بزرگان ادبیات مکتوب کلاسیک کردی می‌توان به جزیری، احمد خانی، نالی، مولوی کرد، خان منصور و شاکه، غلامرضا ارکوازی ومستوره اردلان اشاره کرد. از میان معاصران هم می‌توان شیرکو بی‌کس، عبدالله پشیو، هژار و هیمن اشاره کرد.[۸] به‌طور کلی آثار شعر کردی در طول تاریخ بسیار زیادتر از آثار نثر کردی است.[۹]

ادبیات گورانیویرایش

 
تصویری از یک نسخه خطی شاهنامه کردی

با وجود تفاوت‌های زبانشناختی زبان‌های کردی و زبان گورانی، نوشته‌های گورانی در بیشتر منابع به عنوان بخشی از ادبیات کردی یاد شده‌اند.[۱][۲][۳][۴][۵][۶][۱۰] مردم بومی برای نوشته‌های ادبی و منظومه‌های گورانی که به وزن هجایی سروده شده‌اند، همواره از لفظ «کردی» استفاده کرده‌اند و آن را بخشی از ادبیات کردی دانسته‌اند.[۱۱] بخشی از قدیمی‌ترین آثار مکتوب در ادبیات گورانی سروده‌های دینی یارسان هستند که به زبان گورانی سروده شده‌اند. اشعار حماسی همچون شاهنامه کردی از آثاریست که به گورانی (یا هورامی) سروده شده‌است.[۱۰] همچنین بخش زیادی از ادبیات گورانی را منظومه‌های بلند تشکیل می‌دهند که عمدتاً مضمونی عاشقانه یا حماسی دارند و سرایندهٔ برخی از آن‌ها، مانند برزونامه (متفاوت است با برزونامه فارسی) ناشناخته مانده است.[۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶] گورانی و هورامی تا ابتدای سدهٔ نوزدهم در دربار اردلان و تا ابتدای سدهٔ بیستم در جنوب کردستان زبان رایج ادبی محسوب می‌شد. بخش اعظم ادبیات دینی یارسان به گورانی (و در کنار آن سورانی و فارسی) نگارش شده و گورانی زبان آیینی یارسان به‌شمار می‌آید. از بزرگان ادب هورامی می‌توان بیسارانی، صیدی و مولوی کرد را نام برد.[۲] لازم است ذکر شود کردها و گورانی‌ها مایلند زبان گورانی را گویشی از زبان های کردی بشمارند[۱۷][۱۸][۱۹][۲۰] و برخی زبان‌شناسان (مانند فردیناند هنربیخلر[۲۱]، شیهاالسلامی[۲۲]، حسن‌پور[۲۳]، ارانسکی[۲۴] و خزنه‌دار[۳]) هم این دیدگاه را تایید می‌کنند. ولی تفاوت‌های زبان‌های زازا-گورانی و زبان‌های کردی بسیار زیاد است و برخی زبانشناسان گورانی را به عنوان گویشی کردی طبقه‌بندی نمی‌کنند.[۲۰] به ویژه مک‌کنزی از طرفداران این دیدگاه به شمار می‌رود.[۲۵] برخی هم، مانند چمن‌آرا، آن را نه زبانی برای گفتگو بلکه زبان ادبی برساخته ساکنان زاگرس می‌دانند.[۲۶][۲۷]

ادبیات کرمانجیویرایش

متون مقدس آیین یزیدی مانند مصحف رش از قدیمی‌ترین نوشته‌های کرمانجی به‌شمار می‌روند، که در حدود سده دوازده میلادی با رسم‌الخط مخصوص یزیدیان نوشته شده‌است[۵] . طلوع و رشد ادبیات کرمانجی را می‌توان همزمان با ملای جزیری و علی حریری دانست. غزل‌های جزیری از مشهورترین نمونه‌های غزل کرمانجی‌اند. دامنه اشعار این گویش با کارهای فقی طیران و احمد خانی گسترده شد. احمد خانی علاوه بر نگارش مم و زین غزلهایی هم سروده که بازیل نیکیتین آن‌ها را هم طراز اشعار مولانا می‌داند. شاعران دیگری همچون سیاهپوش و ملای باته‌ای از مشاهیر ادب کلاسیک کرمانجی هستند. از معاصرانی که به این گویش نوشته‌اند، می‌توان جگرخون و جان دوست را نام برد. از جمله نثرنویسان کرمانجی پیش از سده بیستم می‌توان علی تره‌ماخی در سده ١٦ (نویسنده صرف کرمانجی)،[۲۸] ملای ارواسی در سده ١٨ و ١٩ (نویسنده طب)[۳][۲۹] و ملا محمود بایزیدی (نویسنده داستان و مترجم)[۱][۳۰] و ملا موسی حکاری در سده ١٩ (نویسنده داستان) را نام برد.

ادبیات کردی جنوبیویرایش

تا اوایل سدهٔ هجدهم میلادی متنی به گویش کردی جنوبی در دسترس نیست و سرایندگان جنوب کردستان برای سرایش از زبان گورانی استفاده می‌کردند. غلامرضا ارکوازی، الماس خان کندوله‌ای، خانا قبادی و … از شاعرانی هستند که در سده‌های هفتم تا هجدهم در منطقهٔ جنوب کردستان ظهور کرده‌اند و همگی آثار خود را به زبان گورانی نوشته‌اند. از ابتدای قرن هجدهم با ظهور خان منصور و شاکه سرایش به کردی جنوبی هم شکل می‌گیرد، اما به یک سنت ادبی تبدیل نمی‌شود. زبان گورانی تا ابتدای سدهٔ بیستم کماکان زبان ادبی رایج در جنوب کردستان باقی می‌ماند و از این تاریخ به بعد به تدریج جای خود را به کردی جنوبی و لهجه‌های گوناگون آن می‌دهد.
در عصر حاضر شاعرانی همچون شامی کرماشانی، پرتو کرماشانی، یدالله بهزاد، محمد قبادی، ناهید محمدی، سعید عبادتیان، علیرضا خانی، فریاد شیری، علی الفتی و ولی محمد امیدی[۳۱] آثار قابل توجهی به کردی جنوبی خلق کرده‌اند.

ادبیات سورانیویرایش

 
تصویری از یک نسخه خطی عقیده مرضیه به کردی میانی (سورانی) نوشته مولوی کرد

اگرچه اشعار سورانی پیش از نالی نایاب نیستند و کسانی چون ابن حاج[۲]، احمد کور مکریانی، یا بعضی از کردهای یارسان، مثل ایل بگی جاف یا عابدین جاف،[۳۲] هم شعر سورانی دارند، اما طلیعه مکتب شعری سورانی را می‌توان همزمان با نشر اشعار نالی، غزلسرای نامدار کرد، در ابتدای قرن ۱۹ دانست. هم‌زمان با او شاعرانی چون کردی و سالم شعر سورانی می‌نوشتند. در همین دوره مولانا خالد شهرزوری و شیخ طه نهری و پس از آن‌ها شیخ حسن قاضی نثر سورانی را گسترش داند.[۳۳][۳۴] پس از این دوره شعرایی چون حاجی قادر کویی، محوی، وفایی، ناری، حریقی و ماموستا قانع بیشتر بر دامنه ادب سورانی افزودند. حسن قزلجی و ابراهیم احمد از اولین کسانی بودند که به گویش سورانی داستان‌نویسی کردند. عبدالله گوران شعر نو کردی را پایه‌گذاری نمود. هژار شاعر، مترجم و فرهنگ نویس، هیمن شاعر، بختیار علی داستان‌نویس، شیرکو بیکس و عبدالله پشیو از دیگر شخصیت‌های مهم سده بیستم ادبیات سورانی هستند.

پانویسویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ "Encyclopedia Iranica: KURDISH WRITTEN LITERATURE".
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ده‌قه‌کانی ئه‌دبی کوردی عه‌لائه‌دین سه‌ججادی، چاپخانهٔ کۆڕی زانیاریی کورد، به‌غدا، 1978
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ خزانه دار، معروف (2002). تاریخ ادبیات کرد، جلد دوم، اربیل: نشر آراس،
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ سجادی، علاءالدین، "تاریخ ادبیات کردی،" چاپخانه معارف، بغداد، (چاپ اول)1951.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ ۵٫۲ Espeja R. G. (2009) "Kurdish Literature and its Contribution as a way for Universal Understanding of Humankind," Rojin publication
  6. ۶٫۰ ۶٫۱ احمدی، ج. "تاریخ ادبیات کردی از آغاز تا جنگ جهانی" انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی، 1395.
  7. Kreyenbroek, P. G., Rashow, K. J., & Jindī, K. (2005). God and Sheikh Adi are perfect: sacred poems and religious narratives from the Yezidi tradition (Vol. 9). Otto Harrassowitz Verlag.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ «بلو، جویس؛ ضیامجیدی (مترجم)، لیلا (بهار ۱۳۸۶). «کلیات: زبان و ادبیات کردی». فصل‌نامهٔ تخصصی گوهران (۱۶): ص۱۴. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۵».
  9. خزانه دار، معروف (2002). تاریخ ادبیات کرد، جلد اول، اربیل: نشر آراس،.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Chaman Ara، Behrooz. The Kurdish Shahnama and its Literary and Religious Implications. CreateSpace Independent Publishing Platform; Auflage. ۲۰۱۵. صص. ۱۵–۲۱. شابک ۱۵۱۱۵۲۳۴۹۲.
  11. همزه‌ای، ۱۳۹۳، ص ۷۵.
  12. http://andaryari.blogspot.co.uk/2014/01/blog-post.html
  13. Muhammad Bahadin Sahib, Elder Shalyar the Zoroastrian, Zhian Publications Sulaimaniyah, 2013
  14. «Hurmizgan Explained». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۸ مه ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۸.
  15. «Binüçyüz Yıl Evvel Yazılmış Kürçe Helbest». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۶ آوریل ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱۴ دسامبر ۲۰۱۸.
  16. J. N. Postgate, Languages of Iraq, ancient and modern, British School of Archaeology in Iraq, [Iraq]: British School of Archaeology in Iraq, 2007, p.  138.
  17. Kehl-Bodrogi, Krisztina. "Syncretistic religious communities in the Near East: Collected Papers of the International Symposium, Alevism in Turkey and Comparable Syncretistic Religious Communities in the Near East in the Past and Present”, Berlin, 14–17 April 1995
  18. Ozoglu, Hakan. "Kurdish notables and the Ottoman state." Albany: State University of New York Press, 2004
  19. Romano, David. "The Kurdish nationalist movement: opportunity, mobilization, and identity." Cambridge. Cambridge University Press, 2006.
  20. ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ Izady, Mehrdad R. (1992). The Kurds: A concise Handbook. London: Taylor and Francis. p. 170.
  21. Hennerbichler, Ferdinand (2012-05-30). "The Origin of Kurds". Advances in Anthropology. 2 (2): 64–79. doi:10.4236/aa.2012.22008.
  22. Sheyholislami, Jaffer (2011). "Kurdish Identity, Discourse, and New Media". doi:10.1057/9780230119307.
  23. Hassanpour, Amir; Sheyholislami, Jaffer; Skutnabb-Kangas, Tove (2012-01-13). "Introduction. Kurdish: Linguicide, resistance and hope". International Journal of the Sociology of Language. 2012 (217): 1–18. doi:10.1515/ijsl-2012-0047. ISSN 1613-3668.
  24. ارانسکی. ای ام، مقدمه فقه اللغة ایرانی، ترجمه کریم کشاورز، انتشارات پیام، ١٣٥٨، ص ٣٣١.
  25. MacKenzie, D. N. (1966). The dialect of Awroman (Hawrāmān-ī Luhōn): Grammatical sketch, texts, and vocabulary. E. Munksgaard.
  26. چمن آرا، بهروز (١٣٩٥). شانامەی کوردی: ڕووسەم و زووراو. مانگ. صص. ۲۱-۲۲. شابک ۹۷۸-۶۰۰-۷۷۴۸-۶۹-۵.
  27. Chaman Ara، Behrooz (۲۰۱۵). The Kurdish Shahnama and its Literary and Religious Implications. CreateSpace Independent Publishing Platform; Auflage. شابک ۱۵۱۱۵۲۳۴۹۲.
  28. «Nebez, J. (2000), The Kurdish Language from Oral Tradition to Written Language, Kurdish Academy, Berlin». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۶. دریافت‌شده در ۳۱ مارس ۲۰۲۰. کاراکتر line feed character در |عنوان= در موقعیت 39 (کمک)
  29. «Şopger: Di derbarê pirtuka Melayê Erwasî agahiyên nû».
  30. «J. S. Musaelyan. Mela Mahmud Bayazidi and His First Translation of Sharaf-name by Sharaf-khan Bidlisi into the Kurdish Language, International Journal for Oriental Manuscript Research» (PDF).
  31. «ولی محمد امیدی کارزانی - Asset Publisher». ilam.irib.ir (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۱۰-۲۹.
  32. ای‍ل‌ب‍ی‍گ‍ی‌ج‍اف، پێشبینیه‌کانی عێلبه‌گی جاف (پیشبینی‌های ایل بگی جاف)، گردآوری و شرح از ص‍دی‍ق ص‍ف‍ی‌زاده (ب‍وره ک‍ه‌ئ‍ی)، ناشر مؤلف، چاپ یکم ۱۳۶۰.
  33. سجادی، ع، دەقەکانی ئەدەبی کوردی، انتشارات کردستان، سنندج ١٣٩٤، شابک: 4 -183-980-964-978، (چاپ اول بغداد ١٩٨٤).
  34. قەرەداغی، م. ع. (٢٠٠٨)، دەقنامە: بەیت و ھۆنراوە کوردییەکان، دەزگای ئاراس، ھەولێر.

منابعویرایش

  • بلو، جویس؛ ضیامجیدی (مترجم)، لیلا (بهار ۱۳۸۶). «کلیات: زبان و ادبیات کردی». فصل‌نامهٔ تخصصی گوهران (۱۶): ص۱۴. بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در تیرماه ۱۳۸۶. تاریخ وارد شده در |تاریخ دسترسی= را بررسی کنید (کمک)
  • سجادی، علاءالدین، تاریخ ادبیات کردی، چاپخانهٔ معارف، بغداد، چاپ اول، ۱۹۵۱.
  • مقدمهٔ دیوان نالی، خدر نالی، گردآوری و تصحیح عبدالکریم مدرس و فاتح عبدالکریم، انتشارات کردستان، سنندج، ۱۳۸۰.
  • همزه‌ای، فریبرز. ۱۳۹۳. رزم‌نامه: اسطوره‌های کهن زاگرس، بخش نخست: خاستگاه فرهنگی، زبانی رزم‌نامه، کرمانشاه: انتشارات دانشگاه رازی، چاپ اول.

جستارهای وابستهویرایش