اوپانیشادها (تلفظ دقیق‌تر ولی کمتر رایج: اوپَه‌نیشَدها) یا ودانتا از کهنترین متون مینوی آئین هندو هستند که به دوره برهمایی بازمی‌گردند. اوپانیشادها تأثیر شگرفی بر فلسفه و دین هندو داشته‌اند و مفاهیم باطنی این آئین را بیان نموده‌اند.

از میان متون دینی هندوئیسم، اوپانیشاد، توجه دین‌پژوهان را بیشتر به خود جلب کرده‌است، زیرا این متون اوج و پایان آموزه‌های ودایی (ودانته) است، که نمایانگر گذر از چندخدایی و گرایش به یک‌خدایی و وحدت وجود است.[۱]

در اوپانیشادها تبیین «حقیقتی» که ساری و جاری در همه پدیده‌های جهان است، جایگزین سرود و ستایش ایزدان و ایزدبانوان شده‌است. مشخصه اصلیِ این متون گذر از عین به ذهن و عبور از اندیشیدن دربارهٔ شگفتی جهان خارج به تأمل درونی است.[۱]

در اوپانیشاد، نمودها و پدیده‌های طبیعی مانند: باد، آب، آتش، آسمان، و خورشید که ایزدان مورد پرستش هندوان بودند به عنوان جلوه‌ای از وجود خدا دانسته شده‌اند.[۱]

شانکرا، قدیم‌ترین شرح و تفسیر را بر اوپانیشادها نوشت.

ریشه‌شناسیویرایش

عبارت سانسکریت اوپانیشاد (از «اوپا» به‌معنای «نزدیک» + «نی-شاد» به‌معنای «بنشین»)[۲] اشاره به جلوس شاگرد در نزدیکی استاد در حین دریافت آموزه‌های روحانی دارد.[۳] به‌نوشتهٔ واژه‌نامهٔ سانسکریت مانیر-ویلیامز، «به گفتهٔ منابع معتبر محلی، اوپانیشاد به‌معنای به استراحت نشاندن جهل به‌وسیلهٔ نمودن دانش روح عظمی است.»[۴]

شانکرا در شرحش بر اوپانیشادهای کاتا و بریهاداران‌یاکا می‌نویسد که اوپانیشاد به معنای آتماویدیا[الف] به‌معنای «دانش خویشتن» یا برهماویدیا[ب] به معنای «دانش برهمن» است. واژه اوپانیشاد در متن بسیاری از اوپانیشادها هم دیده می‌شود، از جمله در خط چهارم جلد سیزدهم در فصل اول اوپانیشاد چوندوگیا. ماکس مولر و پاول دوسن[پ] واژهٔ اوپانیشاد را در متن به‌صورت «دکترین پنهان» برگردانده‌اند[۵][۶] و رابرت هیوم[ت] آن را «معنای عرفانی» ترجمه کرده‌است.[۷] پاتریک آلیول[ث] هم آن معادل «ارتباطات پنهان» را برای آن برگزیده است.[۸]

شکل‌گیریویرایش

تألیفویرایش

هویت نگارندگان اوپانیشاد معلوم نیست. به‌گفتهٔ راداکریشنان، «هویت مؤلفان اغلب آثار ادبی کهن هندی مجهول است و ما نام مؤلفان اوپانیشاد را نمی‌دانیم.»[۹] اوپانیشادهای کهن ضمیمهٔ کهن‌ترین نوشته‌های آیین هندو یعنی وداهایند که سنتا آپائوروشیا («نا-انسانی، ابرانسانی»[۱۰] یا «غیرشخصی، بدون نگارنده»[۱۱][۱۲][۱۳] ) دانسته می‌شوند. بنابر وداها، این آثار را ویشی‌ها (عالمان) ماهرانه و درپی خلاقیت ملهم ساخته‌اند، چنان‌که نجاری ارابه‌ای را می‌سازد.[۱۴]

برخی از آرای فلسفی در اوپانیشادهای نخستین را به عالمان معروفی چون یاجناوالکیا، اودالاکا آرونی، شوتاکتو، شاندیلیا، آیتاریا،[ج]، بالاکی،[چ] پیپالادا، و ساناتکومارا نسبت داده‌اند.[۹][۱۵] از زنانی چون مایتریی و گارگی نیز در مناظره‌ها و پی‌نوشت‌های اوپانیشادهای نخستین نام برده شده‌است.[۱۶] همچنین استثنائاتی بر ناشناس بودن نگارندگان اوپانیشادها نیز هست، مثلاً در پایان اوپانیشاد شوتاشوتارا نام شوتاشوتارای خردمند آمده‌است که نگارندهٔ آن محسوب می‌شود.[۱۷]

برخی محققان بر این باورند که اوپانیشادها در گذر زمان با یکدیگر آمیخته[۱۸] و گسترش یافته‌اند. در متن‌های نسخه‌های مختلف اوپانیشادهای یکسان که در مناطق مختلف آسیای جنوبی یا در زبان‌های غیرسانسکریت یافت شده‌است و همچنین در بدنهٔ متن هر اوپانیشاد تفاوت‌هایی در وزن،[۱۹] شیوه نگارش، دستور زبان، و ساختار هست[۲۰][۲۱] و باور بر این است که متن‌های کنونی حاصل کار نگارندگان پرشماری باشد.[۲۲]

تاریخچهویرایش

محققان از زمان تألیف اوپانیشادها اطمینانی ندارند.[۲۳] فیلسوف و شارح متون هندو استیون فیلیپس[ح] می‌گوید که بررسی تاریخ‌شناسی اوپانیشادهای نخستین عملی دشوار است، چرا که این کار بر شواهد محدود، تحلیل لحن کهن، شیوه‌شناسی، و تکراریات بین متون صورت می‌گیرد و بر فرضیاتی مبنی بر سیر تدوین و تکامل احتمالی ایده‌ها و تأثیر فلسفه‌های هندی بر یکدیگر استوار است.[۲۴] پاتریک آلیولِ هندشناس نیز می‌گوید «بر خلاف برخی ادعاها، تعیین تاریخی برای تألیف این اسناد [اوپانیشادهای نخستین] که از چند قرن دقیق‌تر باشد کاری است به پایداری خانه‌ای پوشالی.»[۲۵] برخی محققان بر آن بوده‌اند که با تحلیل مشابهات بین اوپانیشادهای هندو و متون بودایی، تاریخ تألیف اوپانیشادها را تعیین کنند.[۲۶]

پاترین آلیول تاریخ‌شناسی ذیل را برای اوپانیشادهای نخستین (یا اوپانیشادهای اصلی) پیشنهاد می‌کند:[۲۷][۲۵]

  • بریهاداران‌یاکا و چوندوگیا متونی پیشابودایی و قدیمی‌ترین اوپانیشادهایند و می‌شود تاریخ تألیف آنها را در قرون هفتم یا ششم قبل‌ازمیلاد (یک قرن این‌ور یا آن‌ورتر) دانست.[۲۸][۲۶]
  • سه اوپانیشاد دیگر نثر (تایتیریا، آیتاریا، و کاوشیتاکی) نیز احتمالاً پیشابودایی‌اند و می‌توان آن‌ها در قرن ششم تا پنجم قبل‌ازمیلاد گذاشت.[نیازمند منبع]
  • کنا قدیمی‌ترین اوپانیشاد منظوم است و پس از آن کاتا، ایشا، شوتاشوتارا، و مونداکا سروده شده‌اند. زمان سرایش این اوپانیشادها احتمالاً در چند قرن آخر قبل‌ازمیلاد بوده‌است.[۲۹]
  • دو اوپانیشاد جدیدتر منثور، پراشنا و موندوکیا، نمی‌توانند مدت زمان بسیاری پس از میلاد مسیح تألیف شده‌باشند.[۲۷][۲۵]

استیون فیلیپس تاریخ تألیف اوپانیشادهای نخستین را در بازهٔ زمانی ۸۰۰ تا ۳۰۰ پیش‌ازمیلاد می‌داند. به‌گفتهٔ او نظر غالب هندشناسان کنونی بر این است که اوپانیشادهای بریهاداران‌یاکا، چوندوگیا، ایشا، تایتیریا، آیتاریا، کنا، کاتا، مونداکا، و پراشنا پیشابودایی و پیشاجِین‌اند و شوتاشوتارا و موندوکیا همزمان با ادبیات نخستین بودایی و آیین جین تألیف شده‌اند.[۲۴]

تألیف اوپانیشادهای متأخر (موسوم به «اوپانیشادهای کوچک»)، که تعدادشان به ۹۵تا می‌رسد، از اواخر هزاره نخست پیش‌ازمیلاد تا میانهٔ هزارهٔ دوم میلادی صورت گرفته‌است.[۳۰]گوین فلاد تاریخ تألیف بسیاری از بیست اوپانیشاد یوگا را در بازهٔ تاریخی ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلادی می‌داند.[۳۱] پاتریک آلیول و محققان دیگر برآنند که هفت تا از بیست اوپانیشاد شانایاشا احتمالاً زمانی بین قرون آخر هزارهٔ نخستین بیش‌ازمیلاد تا سال ۳۰۰ میلادی تألیف شده‌اند.[۳۰] حدود نیمی از اوپانیشادهای شانایاشا را احتمالاً در قرون چهاردهم تا پانزدهم میلادی نوشته باشند.[۳۰]

جغرافیاویرایش

باور بر این است که اوپانیشادهای نخستین در شمال هند تألیف شده‌اند. این منطقه از غرب با دره سند علیا، از شرق با دره گنگ سفلی، از شمال با دامنه‌های هیمالیا، و از جنوب با رشته‌کوه ویندیا محصور است.[۲۵] محققان تا حد قریب‌به‌اطمینان بر این باورند که منطقه‌ای که اوپانیشادهای نخستین را تولید کرده مرکز برهمن‌گرایی باستان بوده و شامل کورو-پانچال و کوشل-ویدها و مناطق بلافاصله مجاور اینها می‌شده‌است.[۳۲] مرزهای این منطقه دربرگیرنده مرزهای امروزی بیهار، نپال، اونار برادش، اوتارکند، هیماچال پرادش، هاریانا، شرق راجستان، و شمال مادیا پرادش بود.[۲۵]

بااینکه مساعی پرشماری درجهت تعیین خاستگاه هرکدام از اوپانیشادها انجام شده‌است، نتایج این مساعی چندان مطمئن نیستند. ویتزل[خ] مرکز اتفاقات در اوپانیشاد بریهاداران‌یاکا را منطقهٔ ویدئا می‌داند که فرمانروای آن جاناکا در این اوپانیشاد نقشی بارز دارد.[۳۳] اوپانیشاد چوندیاگا نیز احتمالاً در مناطق غربی شبه‌جزیره هند، شاید در کورو-پانچالا تألیف شده‌است.[۳۴]

در قیاس با اوپانیشادهای اصلی، اوپانیشادهای جدید مضبوط در موکتیکا به منطقه‌ای کاملاً متفاوت، احتمالاً در هند تعلق دارند.[۳۵] در فصل چهارم اوپانیشاد کاوشیتاکی، از منطقه‌ای به نام کاشی (بنارس امروزی) باد شده‌است.[۲۵]

طبقه‌بندیویرایش

متون اصیل موکتیکا: اوپانیشادهای اکبر و اصغرویرایش

بیش از ۲۰۰ اوپانیشاد وجود دارد. یکی از این اوپانیشادها موسوم به موکتیکا (تألیف پیش از ۱۶۵۶ میلادی)[۳۶] حاوی فهرستی از ۱۰۸ اوپانیشاد اصیل است[۳۷] و موکتیکا خود آخرین اوپانیشاد این فهرست است. اوپانیشادهای این فهرست به دسته‌های شاکتی‌گرا، سانیاسا (زندگی رهبانی)، شیواگرا، ویشنوگرا، یوگا، و سامانیا (عمومی) تقسیم شده‌اند.[۳۸][۳۹]

برخی اوپانیشادها تحت عنوان «فرقه‌گرا» دسته‌بندی شده‌اند، چرا که آرای مطرح‌شده در آن‌ها از منظر خدایی خاص در سنت هندو (مثل ویشنو، شیوا، شاکتی، یا ترکیبی از اینها مثل اوپانیشاد سکاندا) ارائه شده‌است. این سنن در پی آن بودند که با «اوپانیشاد» و درنتیجه شروتی نامیدن متون خود آنان را به‌عنوان متونی ودایی مطرح کنند.[۴۰] اغلب این اوپانیشادهای فرقه‌گرا، مثل اوپانیشادهای رودراریدایا و ماهانارایان، این مفهوم را مطرح می‌کنند که همهٔ خدایان یکیند و جنبه‌ها و تجلی‌هایی از برهمن (مفهوم ودایی واقعیت متافیزیکی غایت قبل و بعد از آفرینش جهان) هستند.[۴۱][۴۲]

اوپانیشادهای موکیا (اصلی)ویرایش

 
صفحه‌ای از یک نسخهٔ خطی اوپانیشاد ایشا

هر یک از اوپانیشادهای اصلی را می‌توان با یکی از مکاتب تفسیر یکی از چهار ودا (شاکهاها) مرتبط دانست.[۴۳] گفته می‌شود که شاکهاهای بسیار وجود داشته‌اند که تنها کسری از آنها باقی مانده‌است. در قیاس با اوپانیشادهای اصلی، اوپانیشادهای جدید ارتباطی با متون اصیل ودایی ندارند، فلاسفهٔ مهم ودانتا بر آنها شرحی ننوشته‌اند، و زبان آنها با زبان اوپانیشادهای اصلی متفاوت است، رسمی‌تر است و مکنونات کمتری دارد، و درنتیجه خواندن و درک آن‌ها برای خوانندهٔ امروزی سهل‌تر است.[۴۴]

رابطهٔ بین اوپانیشادها و شاکهاهای ودایی
ودا نسخ شاکها اوپانیشاد اصلی
ودای ریگ تنها یک نسخه شاکالا اوپانیشاد آیتاریا
ودای ساما تنها یک نسخه کائوتوما اوپانیشاد چاندوگیا
جایمینیا اوپانیشاد کنا
رانایانیا
ودای یاجور ودای کریشنا یاجوی کاتا اوپانیشاد کاتا
تایتیریا اوپانیشاد تایتیریا
مایترایانی
هیرانیاکشی (کاپیشتاهالا)
کاتاکا
ودای شوکلا یاجور واجاسانیی مادهیاندینا اوپانیشاد ایشا و براهاداران‌یاکا
شاکهای کانوا
آرتاروا دو نسخه شائوناکا اوپانیشاد ماندوکیا و اوپانیشاد مونداکا
پایپالادا اوپانیشاد پراشنا

اوپانیشادهای جدیدویرایش

فهرست ثابت و شاملی از اوپانیشادها وجود ندارد، چرا که اوپانیشادهای جدید، به‌جز اوپانیشادهای اصیل موکتیکا، هنوز کشف یا تألیف می‌شوند.[۴۵] برای مثال در سال ۱۹۰۸ میلادی چهار اوپانیشاد جدید توسط فردریش شریدر کشف شد که با عناوین باشکالا، چاگالیا، آرشیا، و سائوناکا شناخته می‌شوند. شریدر این اوپانیشادها را، که متون سه‌تای آن‌ها[د] به‌دلیل نگهداری نامناسب مربوط به دورهٔ نخست اوپانیشادهای منثور می‌دانست.[۴۶][۴۶]

اوپانیشادهای کهن جایگاهی والا در سنن هندو دارند و ازین رو نگارندگان برخی از آثار فرقه‌گرا تلاش کرده‌اند با «اوپانیشاد» نامیدن آثار خود ازین جایگاه سود ببرند.[۴۷] عدد این «اوپانیشادهای جدید» به صدها عدد می‌رسد و موضوعشان از فیزیولوژی،[۴۸] گرفته تا وارستگی از تعلقات دنیوی،[۴۹] تا نظریات فرقه‌گرایانه[۴۷] متنوع است. این آثار بین قرن آخر پیش‌ازمیلاد تا اوایل قرن جدید (حدود ۱۶۰۰ میلادی) تألیف شده‌اند.[۴۷][۴۹] با اینکه بیش از بیست و چهار اوپانیشاد جدید پیش از قرن سوم میلادی نوشته شده‌اند،[۵۰][۳۱] بیشتر آثاری که نام «اوپانیشاد» را یدک می‌کشند به نیمهٔ نخست هزارهٔ دوم میلادی تعلق دارند. این آثار متون ودایی نیستند و در برخی از آن‌ها از موضوعاتی که در اوپانیشادهای ودایی از آن‌ها سخن رفته‌است خبری نیست.[۴۷] برای مثال موضوع غالب اوپانیشادهای اصلی شاکتی تفاوت‌های نظری و تفسیری بین دو فرقهٔ اصلی شکلی تانترایی از شاکتی‌گرایی موسوم به شری ویدیا آپاسانا است. فهرست‌های بسیط اوپانیشادهای شاکتی با هم متفاوت است و بیانگر فرقهٔ مؤلف فهرست است، بنابراین نمی‌تواند شاهدی بر جایگاه تانترایی اوپانیشاد باشد.[۵۱] محتوای تانترایی این متون نیز موقعیت آن را برای فرقه‌های غیرتانترایی تضعیف کرده‌است. اوپانیشادهای جدید شروتی محسوب نمی‌شوند و اعتبار آن‌های به عنوان متون آیینی هندو پذیرفته نشده‌است.[۵۲]

ارتباط با وداهاویرایش

هر یک از اوپانیشادها با یکی از چهار ودا (ودای ریگ، ودای ساما، ودای یاجور (که دو نسخه [یا سامیتا] از آن هست: ودای کریشنا یاجو و ودای شوکلا یاجور)، و ودای آتاروا مرتبطند.[۵۳] امروزه اوپانیشادهای باستانی، که ضمیمهٔ وداها بوده‌اند، از لایه‌های برهمانا و آرانیاکای متون ودایی جدا شده و در گلچین‌هایی از اوپانیشادها جمع‌آوری شده‌اند.[۴۷] این مجموعه‌ها، که تعداد زیادی از آن‌ها هست، در اوپانیشادهای مشمول و چگونگی اختصاص اوپانیشادهای جدید به وداهای کهن با یکدیگر تفاوت دارند. در جنوب هند، مجموعه‌های مبتنی بر فهرست اوپانیشاد موکتیکا[ذ] (که مشتمل بر ۱۰۸ اوپانیشاد است) و به زبان تلوگو تا قرن نوزدهم به معمول‌ترین مجموعه‌ها بدل شده‌بودند.[۴۷][۵۴] در شمال هند، مجموعه‌ای مشتمل بر ۵۲ اوپانیشاد معمول‌تر است.[۴۷]

فهرست ۱۰۸ اوپانیشادی موکتیکا ۱۳ اوپانیشاد نخست را در گروه موکهیا،[ر][۵۵][۵۶][۵۷] ۲۱ اوپانیشاد را در گروه ودانتای سامانیا، ۲۰ اوپانیشاد را در گروه سانیاسا،[۵۸] ۱۴ اوپانیشاد را در گروه ویشناوا، ۱۲ اوپانیشاد را در گروه شایوا، ۸ اوپانیشاد را در گروه شاکتی، و ۲۰ اوپانیشاد را در گروه یوگا دسته‌بندی می‌کنند.[۵۹] ۱۰۸ اوپانیشاد فهرست موکتیکا در جدول زیر آمده‌اند.[۵۳] اوپانیشادهای موکهیا مهمترین اوپانیشادها هستند و به‌رنگ زرد نشان داده شده‌اند.[۵۶]

ارتباط بین اوپانیشادها و وداها
ودا تعداد[۵۳] موکهیا[۶۰] سامانیا سانیاسا[۵۸] شاکتا[۶۱] وایشناوا[۶۲] شایوا[۶۳] یوگا[۵۹]
ودای ریگ ۱۰ اوپانیشاد آیتاریا، اوپانیشاد کائوشیتاکی اوپانیشاد آتمابودا، اوپانیشاد مودگالا اوپانیشاد نیروانا اوپانیشاد تریپورا، اوپانیشاد ساوبهاگیا-لاکشمی، اوپانیشاد باهوریچا - اوپانیشاد آکسمالیکا اوپانیشاد نادا بیندو
ودای ساما ۱۶ اوپانیشاد چاندوگیا، اوپانیشاد کنا اوپانیشاد واجراسوچی، اوپانیشاد ماها، اوپانیشاد ساویتری اوپانیشاد آرونیا، اوپانیشاد مایتریا، اوپانیشاد بریهات-سانیاسا، اوپانیشاد کاندیکا (لاگهو سانیاسا) - اوپانیشاد واسودوا، اوپانیشاد آویاکتا اوپانیشاد رودراکسا، اوپانیشاد جابالی اوپانیشاد یاگاچودامانی، اوپانیشاد دارشانا
ودای کریشنا یاجور ۳۲ اوپانیشاد تایتیریا، اوپانیشاد کاتها، اوپانیشاد شوتاشواتارا، اوپانیشاد مایتریانیا[ز] اوپانیشاد سارواسارا، اوپانیشاد شوکاراهاسیا، اوپانیشاد اسکاندا، اوپانیشاد گاربها، اوپانیشاد شاریراکا، اوپانیشاد اکاکسارا، اوپانیشاد آکشی اوپانیشاد برهما، (لاگهو، برهاد) اوپانیشاد آوادهوتا، اوپانیشاد کاتهاشوروتی اوپانیشاد ساراسوتی راهاسیا اوپانیشاد نارایانا، اوپانیشاد کالی-سانتارانا اوپانیشاد کالوالیا، اوپانیشاد کالاگنی رودرا، اوپانیشاد داکشینمورتی، اوپانیشا رودراهاردایا، اوپانیشاد پانکابراهما اوپانیشاد آمریتابیندو، اوپانیشاد تجوبیندو، اوپانیشاد آمریتانادا، اوپانیشاد کشوریکا، اوپانیشاد دهویانبیندو، اوپانیشاد برهماویدیا، اوپانیشاد یوگاتاتوا، اوپانیشاد یوگاشیکا، اوپانیشاد یوگا کوندالینی، اوپانیشاد واراها
ودای شوکلا یاجور ۱۹ اوپانیشاد بریهادارانیاکا، اوپانیشاد ایشا اوپانیشاد سوبالا، اوپانیشاد مانتریکا، اوپانیشاد نیرالامبا، اوپانیشاد پاینگالا، اوپانیشاد ادهیاتما، اوپانیشاد موکتیکا اوپانیشاد جابالا، اوپانیشاد پاراماهامسا، اوپانیشاد بهیکشوکا، اوپانیشاد توریاتیتاواتهوتا، اوپانیشاد یاجناوالکیا، اوپانیشاد شاتیایانیا - اوپانیشاد تاراسارا - اوپانیشاد ادوایاتاراکا، اوپانیشاد هامسا، اوپانیشاد تریشیکیبرهمانا، اوپانیشاد ماندالابرهمانا
ودای آتاروا ۳۱ اوپانیشاد مونداکا، اوپانیشاد ماندوکیا، اوپانیشاد پراشنا اوپانیشاد آتما، اوپانیشاد سوریا، اوپانیشاد پراناگنیهوترا[ژ] اوپانیشاد آسراما، اوپانیشاد ناراداپاریوراجاکا، اوپانیشاد پاراماهامسا پاریوراجاکا، اوپانیشاد پارابراهما اوپانیشاد سیتا، اوپانیشاد دوی، اوپانیشاد تریپوراتاوینی، اوپانیشاد بهاوانا اوپانیشاد نریشما تاپانیا، اوپانیشاد ماهانارایانا، اوپانیشاد راماراهایسا، اوپانیشاد راماتاپانیا، اوپانیشاد گوپالا تاپانی، اوپانیشاد کریشنا، اوپانیشاد هایاگریوا، اوپانیشاد داتاتریا، اوپانیشاد گارودا اوپانیشاد آتهاروشیراس،[۶۶] اوپانیشاد آتهارواشیکا، اوپانیشاد بریهاج‌جابالا، اوپانیشاد شارابها، اوپانیشاد بهامساجابالا، اوپانیشاد گاناپاتی اوپانیشاد شاندیلیا، اوپانیشاد پاشوپاتابراهما، ماهاواکیا
جمع اوپانیشادها ۱۰۸ ۱۳[س] ۲۱ ۱۹ ۸ ۱۴ ۱۳ ۲۰

فلسفهویرایش

 
اثر یک قطرهٔ آب، تمثیلی معمولی برای مفاهیم برهمن و آتمن.

اصول کلیویرایش

شاخصهٔ جهان معاصر اوپانیشادها چندگانگی جهان‌بینی‌ها بود. درحالی‌که برخی اوپانیشادها «یگانه‌گرا» هستند دیگر اوپانیشادها مثل اوپانیشاد کاتا «دوگانه‌گرا» محسوب می‌شوند.[۶۷]اوپانیشاد مایتری از اوپانیشادهایی است که به سوی دوگانه‌گرایی میل می‌کند و ازین‌رو مکاتب سامخیا و یوگای کلاسیک هندو را در تقابل با مکاتب ودانتای اوپانیشادهای غیردوگانه‌گرا قرار می‌دهد.[۶۸] به گفتهٔ آلویل، تلاش برای یافتن یک مفهوم فلسفی واحد در همهٔ اوپانیشادها تلاشی است بیهوده.[۶۹]

به گفتهٔ ساروپالی رادهاکرشنن، اوپانیشادها از زمان پیدایششان زندگی، دین، و فلسفهٔ هندی را تحت تسلط خود درآورده‌اند.[۷۰] جایگاه اوپانیشادها نه در اعتبار ودایی (شروتی بودن) آن‌ها بلکه در انگیزشی بودن مفاهیم روحانی آن‌ها است.[۷۱] اوپانیشادها رساله‌هایی در باب دانش برهمن (دانش واقعیت مکنون) اند و باور فلسفی آن‌ها بر این است که «دستیابی به حقیقت با تلاشی صرفاً فردی ممکن است.»[۷۲] رادهاکرشنن می‌گوید که در اوپانیشادها دانش راهی برای آزادی و فلسفه‌ای عملی برای جستجوی خرد است.[۷۳]

بخش‌های از اوپانیشادها در باب نظریاتی فلسفی هستند که شالودهٔ سنن هندی را تشکیل می‌دهند. برای مثال، اوپانیشاد چاندوگیا شامل یکی از نخستین موارد ذکر آهیمسا (اصل عدم توسل به خشونت) به عنوان مفهومی اخلاقی است.[۷۴][۷۵] از مفاهیم اخلاقی دیگر از جمله داما (خویشتن‌داری)، ساتیا (راستگویی)، دانا (نیکوکاری)، آرجاوا (بی‌ریایی)، و دایا (دلسوزی) در اوپانیشادهای کهن و اوپانیشاد متأخر بحث رفته‌است.[۷۶][۷۷] اصل کارما نیز در قدیمی‌ترین اوپانیشاد یعنی اوپانیشاد بیرهاداران‌یاکا مطرح شده‌است.[۷۸]

شکل‌گیری آراویرایش

درحالی‌که سروده‌های وداها بر اعمال آیینی تأکید دارند و برهماناها راهنماهایی برای این اعمال آیینی هستند، اوپانیشادها در ذات خود با اعمال آیینی ضدیت دارند.[۷۹] اوپانیشادهای کهن‌تر بر اعمال آیینی نقدهایی شدید را وارد می‌دارند. در اوپانیشاد بریهاداران‌یاکا کسانی که الوهیتی به جز «خویش» را پرستش می‌کنند «احشام خدایان» خوانده شده‌اند. اوپانیشاد چاندوگیا نیز کسانی را که به عمل قربانی کردن می‌پردازند با تشبیه به کاروانی از سگانِ «اُم! بیایید بخوریم! اُم! بیایید بنوشیم!» -گو به باد تمسخر می‌گیرد.[۷۹]

در اوپانیشاد کائوشیتاکی آمده‌است که «اعمال آیینی بیرونی چون آگنیهوترام که در صبح یا شب ادا می‌شود باید با آگنیهوترام درونی جایگزین شود که عمل آیینی درون‌نگری است» و «فرد باید دانش را بجوید و نه اعمال آیینی را.»[۸۰]اوپانیشاد مونداکا این امر را مطرح می‌کند که «ندای وظیفه و وعدهٔ پاداش به انسان برای انجام قربانی، نذر، و اعمال زاهدانه او را به انجام این‌ها گمراه کرده‌است.»[۸۱] مونداکا همچنین عنوان می‌دارد که کسانی که کردار موعظه‌گران و اداکنندگان این اعمال بیهوده و ابلهانه است، چرا که اثری در زندگانی و وضعیت پس‌ازمرگ ایشان ندارد، به آن می‌ماند که کوری عصاکش کور دگر شود، نشان غرور، علم توخالی، و جان‌سنگینی جاهلانه و کودکانه است و امری است بیهوده.[۸۱][۸۲] بنابر اوپانیشاد مایتری:[۸۳]

هدف از ادای همهٔ قربانی‌ها، که شرح آن‌ها در مایتریانا-برهمانا آمده‌است، به‌دست دادن دانشی از برهمن و آماده‌سازی انسان برای مراقبت است. پس بادا که چنین انسانی، که آن آتش‌ها را شعله‌ور کرده‌است،[۸۴] به مراقبت در خویش بپردازد و کامل و شامل شود.

جایگزین و نقطهٔ مقابلی برای اعمال آیینی در اوپانیشادهای کهن ارائه نشده‌است. گاه این اوپانیشادها مفهوم آرانیاکاها را گسترش داده‌اند و اعمال آیینی را تمثیلی دانسته‌اند و به آن‌ها معنایی فلسفی داده‌اند. برای مثالِ، اوپانیشاد بریهاداران‌یاکا آشوامدها (عمل قربانی کردن اسب) را تمثیلی تفسیر می‌کند و می‌گوید که با قربانی کردن اسب، فرد می‌تواند به سلطنت بر زمین برسد، و در ادامه عنوان می‌کند که تنها با وارستگی از دنیا (که در تصویر اسب مجسم شده‌است) می‌توان به خودکفایی روحانی دست یافت.[۷۹]

به همین ترتیب، اوپانیشادها ایزدان ودایی مثل آگنی، آدیتیا، ایندرا، رودرا، ویشنو، برهما و … را معادل برهمن-آتمن نامیرا و اعظم اوپانیشادی دانسته شده‌اند و خدا، که مترادف «خویش» است، همه‌جاحاضر و ذات درونی هر انسان و هر موجود زنده محسوب می‌شود.[۷۹] در اوپانیشادها اکام سات (واقعیت یکتا) به اکام ودا آتویتیام (یکتای بدون دومی) تبدیل می‌شود،[۸۷][۸۸][۸۹] و برهمن-آتمن و دستیابی به «خویش» به‌عنوان راهی برای موکشا (آزادی، در این دنیا و پس‌ازمرگ) شکل می‌گیرد.[۸۹][۹۰][۹۱]

به باور جایاتیلِکه، متفکران متون اوپانیشاد به دو دسته تقسیم می‌شود.[۹۲] گروه نخست، که مؤلفان اوپانیشادهای نخستین و برخی از اوپانیشادهای میانه و جدید بودند، عالمان متافیزیکی بودند که از تجربیات حسی و برهان‌های عقلی استفاده می‌بردند تا نظریات و حدسیات فلسفی خود را به‌شکلی منسجم بیان کنند. گروه دوم، که مؤلفان بسیاری از اوپانیشادهای میانه و جدید بودند، نظریاتشان را بر اساس یوگا و تجربیات شخصی بیان کرده‌اند.[۹۲] بااین‌حال جایاتیلکه می‌گوید که اوپانیشادهای نخستین کاملاً خالی از فلسفه و مساعیات یوگا نیستند.[۹۲] جایاتیلکه همچنین بیان می‌کند که شکل‌گیری تفکر اوپانیشادهای نخستین در تقابل با تفکر بودایی قرار دارد، چرا که در اوپانیشادهای نخستین فرض بر وجود روح (آتمن) و در تفکر بودایی فرض بر عدم وجود روح (آناتا) است.[۹۳]

برهمن و آتمنویرایش

در اوپانیشادها، دو مفهوم برهمن و آتمن از همهٔ مفاهیم دیگر اهمیتی والاتر دارند.[۹۴] برهمن به‌معنای واقعیت غایی است و آتمن به‌معنای «خویش» فردی (روح).[۹۵][۹۶] برهمن علت مادی، صوری، فاعلی، و غایی تمامی موجودات است.[۹۷][۹۸][۹۹] برهمن حقیقت جاودان، بی‌کران، بی‌جنسیت، و نافذ است و رستگاری‌ای است که تغیّر نمی‌یابد ولی علت همهٔ تغییرات است.[۹۵][۱۰۰] برهمن «منبع بی‌کران، بافت، هسته، و قسمت هستی آشکار و نهان است و جهان از آن هستی گرفته‌است.» به گفتهٔ پل دوسن، در آیین هندو «اصل خلاقی است که در همهٔ جهان حقیقت یافته‌است.»[۱۰۱]

واژهٔ آتمن به‌معنای «خویش» درونی، روح، و روان جاودان فرد و همهٔ موجودات زنده (از جمله حیوانات و درختان) است.[۱۰۲] آتمن مفهومی محوری در اوپانیشادها است و «آتمن خویش را بشناس» مرکزیت مضمونی و محتوایی این متون است.[۱۰۳] بنابر اوپانیشادها، هستهٔ درونی شخص آتمن (خویش یا روح) است و نه بدن او یا ذهن او یا «من» (نفس یا ایگو) او.[ش] آتمن ماهیت روحانی همهٔ موجودات و وجود ماهوی واقعی و درونی آنها است. آتمن جاودان و بی‌زمان است و آن چیزی است که فرد در عمیق‌ترین سطح وجودش است.[۱۰۴][۱۰۵]

آتمن موضوع غالب اوپانیشادها است، ولی این متون دو مضمون متمایز را در مورد این مفهوم مطرح می‌کنند. اوپانیشادهای متأخر آتمن را با برهمن (واقعیت والا، اصل همگانی، وجود-آگاهی-رستگاری) یکی می‌دانند، در حالیکه اوپانیشادهای کهن می‌گویند آتمن بخشی از برهمن است ولی با آن یکی نیست.[۱۰۶][۱۰۷]برهماسوترا اثر بادارایانا (حدود ۱۰۰ پیش‌ازمیلاد) این نظریات نسبتاً متضاد را در هم آمیخت و آن‌ها را با هم متحد کرد.[۱۰۶][۱۰۷] به‌گفتهٔ ناکامورا،[ص] برهماسوترا آتمن و برهمن را هم متفاوت می‌دانند و هم نامتفاوت. این دیدگاه بعدها به بهدابهدا موسوم شد.[۱۰۸] به‌گفتهٔ کالر،[ض] برهماسوترا در برخی جوانب به‌ویژه در وضعیت جاهلیت با هم متفاوتند، ولی در سطوح عمیق‌تر و در وضعیت «درک نفس» و پس از دستیابی به حقیقت خویش یکی (نامتفاوت) هستند.[۱۰۶] این مناظرهٔ کهن منجر به پیدایش چندین نظریهٔ دوگانه‌گرا و نادوگانه‌گرا در آیین هندو شده‌است.

واقعیت و مایاویرایش

بنابر ماهادوان، در اوپانیشادها از برهمن-آتمن (که خود ذاتی یگانه است) به دو گونهٔ متفاوت یاد شده‌است: در یکی برهمن-آتمن نادوگانه بستر جامع جهان است و در دیگری واقعیت حسی و متغیر یک وَهم (مایا) است.[۱۰۹]

اوپانیشادها جهان و تجربهٔ انسانی را به‌عنوان درهم‌کنش پوروشنا (اصول جاودان و نامتغیر، خودآگاهی) و پراکریتی (جهان مادی، متغیر، و وابسته به زمان) توصیف می‌کند.[۱۱۰] اولی به شکل آتمن (روح، خویش) و دومی به مایا (سانسکریت) بروز می‌یابند. بنابر اوپانیشادها معرفت بر آتمن «دانش حقیقی» (ویدیا) و معرفت بر مایا نا- «دانش حقیقی» (آویدیا) است.[۱۱۱]

هنریک وروم[ط] می‌گوید که با اینکه مایا در اوپانیشادها «وَهم ترجمه شده‌است، ارتباطی با توهم معمولی ندارد. اینجا وهم به این معنا نیست که جهان واقعیت ندارد و صرفاً ساختهٔ تخیل آدمی است. مایا به این معنا است که جهان آنچنان که به چشم می‌آید نیست و تجربیات فرد از جهان در جهت درک دات حقیقی گمراه‌کننده است.»[۱۱۲] به‌گفتهٔ وندی دانتجر، «این سخت که جهان وهم (مایا) است به‌این معنا نیست که جهان واقعی نیست، بلکه به‌این معنا است که جهان چنان‌که می‌نماید نیست و چیزی است که دایماً در حال تولید شدن است. مایا نه‌تنها فرد را دربارهٔ چیزی که فرد فکر می‌کند می‌داند فریب می‌دهد، بلکه در به شکلی بنیانی‌تر دانش او را محدود می‌کند.»[۱۱۳]

در اوپانیشادها مایا واقعیت متغیر و صوری است که در کنار برهمن (واقعیت حقیقی و مکنون) وجود دارد.[۱۱۴][۱۱۵] مایا مفهومی مهم در اوپانیشادهاست و این متون بیان می‌دارند که مایا انسان را در راه رسیدن به رستگاری و خودآگاهی آزادی‌بخش گمراه، گیج، و نامطمئن می‌سازد.[۱۱۶][۱۱۷]

مکاتب ودانتاویرایش

اوپانیشادها یکی از سه منبع اصلی در همهٔ مکاتب ودانتا است (دو مکتب دیگر براهماسوترا و بهاگاواد گیتایند).

ودانتای آداویتاویرایش

آداویتا در لغت به معنی نا-دوگانگی است و ساختار تفکری یگانه‌انگارانه محسوب می‌شود.

ویشیشتادوایتاویرایش

دومین مکتب ودانتا ویشیشتادوایتا است که سری رامانجو (‏۱۰۱۷–۱۱۳۷ میلادی) آن را بنیان گذاشت.

دوایتاویرایش

دومین مکتب ودانتا دوایتا است که مادهواچاریا (‏۱۱۹۹–۱۲۹۸میلادی) آن را بنیان گذاشت.

ترجمه‌هاویرایش

اوپانیشادها به زبان‌های مختلفی از جمله فارسی، ایتالیایی، اردو، فرانسوی، لاتین، آلمانی، هلندی، لهستانی، ژاپنی، اسپانیایی، و روسی ترجمه شده‌اند.

اوپانیشاد در جهان غربویرایش

تشابهات با آرای افلاطونویرایش

برخی محققان به تشابهات اوپانیشاد با آرای فلسفی فیثاغورت و افلاطون، از جمله منابع دانش، مفهوم عدالت و راه رستگاری، و تمثیل غار افلاطون اشاره کرده‌اند.

اوپانیشاد در غرب مدرنویرایش

فیلسوف آلمانی آرتور شوپنهاور ترجمهٔ لاتین اوپانیشادها را خوانده بود و آن‌ها را در آثار جهان به‌مثابه اراده و نما (۱۸۱۹) و پاررگا و پارالیپومنا (۱۸۵۱) تحسین کرده‌است.

بخش‌هاویرایش

مهم‌ترین بخش‌های اوپانیشادها عبارتند از:

  • ایشیا اوپانیشاد
  • آیتاریا اوپانیشاد
  • کنا اوپانیشاد
  • پراشنا اوپانیشاد
  • کاتها اوپانیشاد
  • مونداکا اوپانیشاد
  • چوندوگیا اوپانیشاد

برگردان فارسیویرایش

داراشکوه، پسر امپراتور مغولی هند، شاه جهان، برای نخستین بار پنجاه اوپانیشاد را به زبان فارسی برگرداند؛ این ترجمه با نام سر اکبر شهرت یافت. در پیشگفتار کتاب، شاهزاده هندی، بیان نموده‌است که واژه کتاب المکنون در قرآن، اشاره به اوپانیشادها دارد. آشنایی غربیان با کتاب اوپانیشادها، نخستین بار، از راه همین ترجمه فارسی بود. صادق رضازادهٔ مشفق گزیده‌ای از اوپانیشاد را تحت عنوان «گزیدهٔ اوپه نیشدها» به فارسی ترجمه کرده و شرکت انتشارات علمی فرهنگی آن را به چاپ رسانده.

یادداشت‌هاویرایش

  1. Ātmavidyā
  2. Brahmavidyā
  3. Paul Deussen
  4. Robert Hume
  5. Patrick Olivelle
  6. Aitareya
  7. Balaki
  8. Stephen Phillips
  9. Witzel
  10. چاگالیا، آرشیا، و سائوناکا
  11. نسخهٔ خطی موکتیکا که در دوران استعماری در کلکته یافت شده‌است نسخهٔ غالب است، ولی نسخ دیگری از آن نیز هست
  12. برخی محققان ده اوپانیشاد را با عنوان موکهیاهای اصلی دسته‌بندی می‌کنند، ولی نظر غالب محققان بر ۱۲ یا ۱۳ اوپانیشاد موکهیای اصلی است
  13. پارمشواراناند مایتریانیا را در گروه ودای ساما دسته‌بندی می‌کند ولی نظر بیشتر محققان بر ودای کریشنا یاجور است.[۶۴][۶۵]
  14. پراناگنیهوترا در برخی مجموعه‌های نیامده است، از جمله در Paul Deussen (2010 Reprint), Sixty Upanishads of the Veda, Volume 2, Motilal Banarsidass, شابک ‎۹۷۸-۸۱۲۰۸۱۴۶۹۱, page 567
  15. برخی محققان ده اوپانیشاد را با عنوان موکهیاهای اصلی دسته‌بندی می‌کنند، ولی نظر غالب محققان بر ۱۲ یا ۱۳ اوپانیشاد موکهیای اصلی است
  16. در ترجمهٔ متون کهن هندو خویش و روح با هم مترادفند.
  17. Nakamura
  18. Koller
  19. Hendrick Vroom

پانویسویرایش

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ حاتمی گل‌مکانی، رحمت‌الله: رابطه خدا با انسان و جهان در اوپه‌نیشدها. در: نشریه «هفت آسمان»، بهار ۱۳۸۵ - شماره ۲۹. (از صفحه ۹ تا ۲۸).
  2. "Upanishad". Online Etymology Dictionary.
  3. Jones, Constance (2007). Encyclopedia of Hinduism. New York: Infobase Publishing. p. 472. ISBN 0-8160-7336-8.
  4. Monier-Williams, p. ۲۰۱.
  5. Max Müller, Chandogya Upanishad 1.13.4, The Upanishads, Part I, Oxford University Press, page 22
  6. Paul Deussen, Sixty Upanishads of the Veda, Volume 1, Motilal Banarsidass, شابک ‎۹۷۸-۸۱۲۰۸۱۴۶۸۴, page 85
  7. Robert Hume, Chandogya Upanishad 1.13.4, Oxford University Press, page 190
  8. Patrick Olivelle (2014), The Early Upanishads, Oxford University Press, شابک ‎۹۷۸-۰۱۹۵۱۲۴۳۵۴, page 185
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ S Radhakrishnan, The Principal Upanishads George Allen & Co. , 1951, pages 22, Reprinted as شابک ‎۹۷۸-۸۱۷۲۲۳۱۲۴۸
  10. Vaman Shivaram Apte, The Practical Sanskrit-English Dictionary, see apauruSeya
  11. D Sharma, Classical Indian Philosophy: A Reader, Columbia University Press, ISBN, pages 196-197
  12. Jan Westerhoff (2009), Nagarjuna's Madhyamaka: A Philosophical Introduction, Oxford University Press, شابک ‎۹۷۸-۰۱۹۵۳۸۴۹۶۳, page 290
  13. Warren Lee Todd (2013), The Ethics of Śaṅkara and Śāntideva: A Selfless Response to an Illusory World, شابک ‎۹۷۸-۱۴۰۹۴۶۶۸۱۹, page 128
  14. Hartmut Scharfe (2002), Handbook of Oriental Studies, BRILL Academic, شابک ‎۹۷۸-۹۰۰۴۱۲۵۵۶۸, pages 13-14
  15. Mahadevan 1956, pp. ۵۹–۶۰.
  16. Ellison Findly (1999), Women and the Arahant Issue in Early Pali Literature, Journal of Feminist Studies in Religion, Vol. 15, No. 1, pages 57-76
  17. Paul Deussen, Sixty Upanishads of the Veda, Volume 1, Motilal Banarsidass, شابک ‎۹۷۸-۸۱۲۰۸۱۴۶۸۴, pages 301-304
  18. For example, see: Kaushitaki Upanishad Robert Hume (Translator), Oxford University Press, page 306 footnote 2
  19. Max Müller, The Upanishads, p. PR72, at گوگل بوکس, Oxford University Press, page LXXII
  20. Patrick Olivelle (1998), Unfaithful Transmitters, Journal of Indian Philosophy, April 1998, Volume 26, Issue 2, pages 173-187;
    Patrick Olivelle (2014), The Early Upanishads, Oxford University Press, شابک ‎۹۷۸-۰۱۹۵۱۲۴۳۵۴, pages 583-640
  21. WD Whitney, The Upanishads and Their Latest Translation, The American Journal of Philology, Vol. 7, No. 1, pages 1-26;
    F Rusza (2010), The authorlessness of the philosophical sūtras, Acta Orientalia, Volume 63, Number 4, pages 427-442
  22. Mark Juergensmeyer et al. (2011), Encyclopedia of Global Religion, SAGE Publications, شابک ‎۹۷۸-۰۷۶۱۹۲۷۲۹۷, page 1122
  23. Olivelle 1998, pp. ۱۲–۱۳.
  24. ۲۴٫۰ ۲۴٫۱ Stephen Phillips (2009), Yoga, Karma, and Rebirth: A Brief History and Philosophy, Columbia University Press, شابک ‎۹۷۸-۰۲۳۱۱۴۴۸۵۸, pages 25-29 and Chapter 1
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ ۲۵٫۲ ۲۵٫۳ ۲۵٫۴ ۲۵٫۵ Patrick Olivelle (2014), The Early Upanishads, Oxford University Press, شابک ‎۹۷۸-۰۱۹۵۱۲۴۳۵۴, pages 12-14
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ King 1995, p. ۵۲.
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ Olivelle 1998, pp. 12-13.
  28. Olivelle 1998, p. xxxvi.
  29. Patrick Olivelle, Upanishads, Encyclopædia Britannica
  30. ۳۰٫۰ ۳۰٫۱ ۳۰٫۲ Olivelle 1992, pp. ۵, ۸–۹.
  31. ۳۱٫۰ ۳۱٫۱ Flood 1996, p. ۹۶.
  32. Olivelle 1998, p. xxxvii.
  33. Olivelle 1998, p. xxxviii.
  34. Olivelle 1998, p. xxxix.
  35. Deussen 1908, pp. ۳۵–۳۶.
  36. Tripathy 2010, p. ۸۴.
  37. Sen 1937, p. ۱۹.
  38. Ayyangar, T. R. Srinivasa (1941). The Samanya-Vedanta Upanisads. Jain Publishing (Reprint 2007). ISBN 978-0-89581-983-3. OCLC 27193914.
  39. Deussen, Bedekar & Palsule (tr.) 1997, pp. ۵۵۶–۵۶۸.
  40. Holdrege 1995, pp. ۴۲۶.
  41. Srinivasan, Doris (1997). Many Heads, Arms, and Eyes. BRILL Academic. pp. 112–120. ISBN 978-9004107588.
  42. Ayyangar, TRS (1953). Saiva Upanisads. Jain Publishing Co. (Reprint 2007). pp. 194–196. ISBN 978-0-89581-981-9.
  43. Joshi 1994, pp. ۹۰–۹۲.
  44. Heehs 2002, p. ۸۵.
  45. Rinehart 2004, p. ۱۷.
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ Schrader & Adyar Library 1908, p. v.
  47. ۴۷٫۰ ۴۷٫۱ ۴۷٫۲ ۴۷٫۳ ۴۷٫۴ ۴۷٫۵ ۴۷٫۶ Olivelle 1998, pp. xxxii-xxxiii.
  48. Paul Deussen (1966), The Philosophy of the Upanishads, Dover, شابک ‎۹۷۸-۰۴۸۶۲۱۶۱۶۴, pages 283-296; for an example, see Garbha Upanishad
  49. ۴۹٫۰ ۴۹٫۱ Patrick Olivelle (1992), The Samnyasa Upanisads, Oxford University Press,شابک ‎۹۷۸-۰۱۹۵۰۷۰۴۵۳, pages 1-12, 98-100; for an example, see Bhikshuka Upanishad
  50. Olivelle 1992, pp. 5, 8–9.
  51. Varghese 2008, p. ۱۰۱.
  52. Brooks 1990, pp. ۱۳–۱۴.
  53. ۵۳٫۰ ۵۳٫۱ ۵۳٫۲ Parmeshwaranand 2000, pp. ۴۰۴–۴۰۶.
  54. Paul Deussen (2010 Reprint), Sixty Upanishads of the Veda, Volume 2, Motilal Banarsidass, شابک ‎۹۷۸-۸۱۲۰۸۱۴۶۹۱, pages 566-568
  55. Robert C Neville (2000), Ultimate Realities, SUNY Press, شابک ‎۹۷۸-۰۷۹۱۴۴۷۷۶۵, page 319
  56. ۵۶٫۰ ۵۶٫۱ Stephen Phillips (2009), Yoga, Karma, and Rebirth: A Brief History and Philosophy, Columbia University Press, شابک ‎۹۷۸-۰۲۳۱۱۴۴۸۵۸, pages 28-29
  57. Olivelle 1998, p. xxiii.
  58. ۵۸٫۰ ۵۸٫۱ Patrick Olivelle (1992), The Samnyasa Upanisads, Oxford University Press, شابک ‎۹۷۸-۰۱۹۵۰۷۰۴۵۳, pages x-xi, 5
  59. ۵۹٫۰ ۵۹٫۱ The Yoga Upanishads TR Srinivasa Ayyangar (Translator), SS Sastri (Editor), Adyar Library
  60. Peter Heehs (2002), Indian Religions, New York University Press, شابک ‎۹۷۸-۰۸۱۴۷۳۶۵۰۰, pages 60-88
  61. AM Sastri, The Śākta Upaniṣads, with the commentary of Śrī Upaniṣad-Brahma-Yogin, Adyar Library, OCLC 7475481
  62. AM Sastri, The Vaishnava-upanishads: with the commentary of Sri Upanishad-brahma-yogin, Adyar Library, OCLC 83901261
  63. AM Sastri, The Śaiva-Upanishads with the commentary of Sri Upanishad-Brahma-Yogin, Adyar Library, OCLC 863321204
  64. Parmeshwaranand 2000, pp. 404–406.
  65. Paul Deussen, Sixty Upanishads of the Veda, Volume 1, Motilal Banarsidass, شابک ‎۹۷۸-۸۱۲۰۸۱۴۶۸۴, pages 217-219
  66. Atharvasiras is missing in some anthologies, included by Paul Deussen (2010 Reprint), Sixty Upanishads of the Veda, Volume 2, Motilal Banarsidass, شابک ‎۹۷۸-۸۱۲۰۸۱۴۶۹۱, page 568
  67. Glucklich 2008, p. ۷۰.
  68. Fields 2001, p. ۲۶.
  69. Olivelle 1998, p. ۴.
  70. S Radhakrishnan, The Principal Upanishads George Allen & Co. , 1951, pages 17-19, Reprinted as شابک ‎۹۷۸-۸۱۷۲۲۳۱۲۴۸
  71. Radhakrishnan, Sarvepalli, The Principal Upanishads, Indus / Harper Collins India; 5th edition (1994), ISBN 978-8172231248
  72. S Radhakrishnan, The Principal Upanishads George Allen & Co. , 1951, pages 19-20, Reprinted as شابک ‎۹۷۸-۸۱۷۲۲۳۱۲۴۸
  73. S Radhakrishnan, The Principal Upanishads George Allen & Co. , 1951, page 24, Reprinted as شابک ‎۹۷۸-۸۱۷۲۲۳۱۲۴۸
  74. Paul Deussen, Sixty Upanishads of the Veda, Volume 1, Motilal Banarsidass, شابک ‎۹۷۸-۸۱۲۰۸۱۴۶۸۴, pages 114-115 with preface and footnotes;
    Robert Hume, Chandogya Upanishad 3.17, The Thirteen Principal Upanishads, Oxford University Press, pages 212-213
  75. Henk Bodewitz (1999), Hindu Ahimsa, in Violence Denied (Editors: Jan E. M. Houben, et al), Brill, شابک ‎۹۷۸-۹۰۰۴۱۱۳۴۴۲, page 40
  76. PV Kane, Samanya Dharma, History of Dharmasastra, Vol. 2, Part 1, page 5
  77. Chatterjea, Tara. Knowledge and Freedom in Indian Philosophy. Oxford: Lexington Books. p. 148.
  78. Tull, Herman W. The Vedic Origins of Karma: Cosmos as Man in Ancient Indian Myth and Ritual. SUNY Series in Hindu Studies. P. 28
  79. ۷۹٫۰ ۷۹٫۱ ۷۹٫۲ ۷۹٫۳ Mahadevan 1956, p. ۵۷.
  80. Paul Deussen, Sixty Upanishads of the Veda, Volume 1, Motilal Banarsidass, شابک ‎۹۷۸-۸۱۲۰۸۱۴۶۸۴, pages 30-42;
  81. ۸۱٫۰ ۸۱٫۱ Max Müller (1962), Manduka Upanishad, in The Upanishads - Part II, Oxford University Press, Reprinted as شابک ‎۹۷۸-۰۴۸۶۲۰۹۹۳۷, pages 30-33
  82. Eduard Roer, Mundaka Upanishad[پیوند مرده] Bibliotheca Indica, Vol. XV, No. 41 and 50, Asiatic Society of Bengal, pages 153-154
  83. Paul Deussen, Sixty Upanishads of the Veda, Volume 1, Motilal Banarsidass, شابک ‎۹۷۸-۸۱۲۰۸۱۴۶۸۴, pages 331-333
  84. "laid those fires" is a phrase in Vedic literature that implies yajna and related ancient religious rituals; see Maitri Upanishad - Sanskrit Text with English Translation[پیوند مرده] EB Cowell (Translator), Cambridge University, Bibliotheca Indica, First Prapathaka
  85. Max Müller, The Upanishads, Part 2, Maitrayana-Brahmana Upanishad, Oxford University Press, pages 287-288
  86. Hume, Robert Ernest (1921), The Thirteen Principal Upanishads, Oxford University Press, pp. 412–414
  87. Hume, Robert Ernest (1921), The Thirteen Principal Upanishads, Oxford University Press, pp. 428–429
  88. Paul Deussen, Sixty Upanishads of the Veda, Volume 1, Motilal Banarsidass, شابک ‎۹۷۸-۸۱۲۰۸۱۴۶۸۴, pages 350-351
  89. ۸۹٫۰ ۸۹٫۱ Paul Deussen, The Philosophy of Upanishads at گوگل بوکس, University of Kiel, T&T Clark, pages 342-355, 396-412
  90. RC Mishra (2013), Moksha and the Hindu Worldview, Psychology & Developing Societies, Vol. 25, No. 1, pages 21-42
  91. Mark B. Woodhouse (1978), Consciousness and Brahman-Atman, The Monist, Vol. 61, No. 1, Conceptions of the Self: East & West (JANUARY, 1978), pages 109-124
  92. ۹۲٫۰ ۹۲٫۱ ۹۲٫۲ Jayatilleke 1963, p. ۳۲.
  93. Jayatilleke 1963, pp. ۳۶–۳۹.
  94. Mahadevan 1956, p. ۵۹.
  95. ۹۵٫۰ ۹۵٫۱ James Lochtefeld, Brahman, The Illustrated Encyclopedia of Hinduism, Vol. 1: A–M, Rosen Publishing. شابک ‎۹۷۸-۰۸۲۳۹۳۱۷۹۸, page 122
  96. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام scholarsatman3 وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  97. PT Raju (2006), Idealistic Thought of India, Routledge, شابک ‎۹۷۸-۱۴۰۶۷۳۲۶۲۷, page 426 and Conclusion chapter part XII
  98. Mariasusai Dhavamony (2002), Hindu-Christian Dialogue: Theological Soundings and Perspectives, Rodopi Press, شابک ‎۹۷۸-۹۰۴۲۰۱۵۱۰۴, pages 43-44
  99. For dualism school of Hinduism, see: Francis X. Clooney (2010), Hindu God, Christian God: How Reason Helps Break Down the Boundaries between Religions, Oxford University Press, شابک ‎۹۷۸-۰۱۹۹۷۳۸۷۲۴, pages 51-58, 111-115;
    For monist school of Hinduism, see: B Martinez-Bedard (2006), Types of Causes in Aristotle and Sankara, Thesis - Department of Religious Studies (Advisors: Kathryn McClymond and Sandra Dwyer), Georgia State University, pages 18-35
  100. Jeffrey Brodd (2009), World Religions: A Voyage of Discovery, Saint Mary's Press, شابک ‎۹۷۸-۰۸۸۴۸۹۹۹۷۶, pages 43-47
  101. Paul Deussen, Sixty Upanishads of the Veda, Volume 1, Motilal Banarsidass, شابک ‎۹۷۸-۸۱۲۰۸۱۴۶۸۴, page 91
  102. [a] Atman, Oxford Dictionaries, Oxford University Press (2012)
  103. PT Raju (1985), Structural Depths of Indian Thought, State University of New York Press, شابک ‎۹۷۸-۰۸۸۷۰۶۱۳۹۴, pages 35-36
  104. Alice Bailey (1973), The Soul and Its Mechanism, شابک ‎۹۷۸-۰۸۵۳۳۰۱۱۵۸, pages 82-83
  105. Eknath Easwaran (2007), The Upanishads, Nilgiri Press, شابک ‎۹۷۸-۱۵۸۶۳۸۰۲۱۲, pages 38-39, 318-320
  106. ۱۰۶٫۰ ۱۰۶٫۱ ۱۰۶٫۲ John Koller (2012), Shankara, in Routledge Companion to Philosophy of Religion, (Editors: Chad Meister, Paul Copan), Routledge, شابک ‎۹۷۸-۰۴۱۵۷۸۲۹۴۴, pages 99-102
  107. ۱۰۷٫۰ ۱۰۷٫۱ Paul Deussen, The Philosophy of the Upanishads at گوگل بوکس, Dover Publications, pages 86-111, 182-212
  108. Nakamura (1990), A History of Early Vedanta Philosophy"", p.500. Motilall Banarsidas
  109. Mahadevan 1956, pp. ۶۲–۶۳.
  110. Paul Deussen, The Philosophy of the Upanishads, p. 161, at گوگل بوکس, pages 161, 240-254
  111. Ben-Ami Scharfstein (1998), A Comparative History of World Philosophy: From the Upanishads to Kant, State University of New York Press, شابک ‎۹۷۸-۰۷۹۱۴۳۶۸۴۴, page 376
  112. H.M. Vroom (1996), No Other Gods, Wm. B. Eerdmans Publishing, شابک ‎۹۷۸-۰۸۰۲۸۴۰۹۷۴, page 57
  113. Wendy Doniger O'Flaherty (1986), Dreams, Illusion, and Other Realities, University of Chicago Press, شابک ‎۹۷۸-۰۲۲۶۶۱۸۵۵۵, page 119
  114. Archibald Edward Gough (2001), The Philosophy of the Upanishads and Ancient Indian Metaphysics, Routledge, شابک ‎۹۷۸-۰۴۱۵۲۴۵۲۲۷, pages 47-48
  115. Teun Goudriaan (2008), Maya: Divine And Human, Motilal Banarsidass, شابک ‎۹۷۸-۸۱۲۰۸۲۳۸۹۱, pages 1-17
  116. KN Aiyar (Translator, 1914), Sarvasara Upanishad, in Thirty Minor Upanishads, page 17, OCLC 6347863
  117. Adi Shankara, Commentary on Taittiriya Upanishad at گوگل بوکس, SS Sastri (Translator), Harvard University Archives, pages 191-198

منابعویرایش

  • «اوپانیشادها». ویکی‌پدیای انگلیسی. دریافت‌شده در ۲ نوامبر ۲۰۰۸.