باز کردن منو اصلی

خرم سلطان، (زادهٔ ۱۵۰۴ – درگذشتهٔ ۱۵ آوریل ۱۵۵۸; با نام اصلی آناستازیا یا الکساندرا لیسوفسکا[۵])، همسر عقدی و محبوب سلطان سلیمان قانونی و مادر سلطان سلیم دوم بود.[۶]

خرم سلطان
Tizian 123.jpg
نگاره‌ای از خرم سلطان کشیده شده در سال ۱۵۵۰ میلادی توسط تیسین نقاش مشهور ایتالیایی
خاصگی سلطان
تصدی۱۵۳۰ – ۱۵ آوریل ۱۵۵۸
پیشین(خودش موسس این مقام است)
جانشیننوربانو سلطان
همسرسلیمان یکم
فرزند(ها)شاهزاده محمد
مهرماه سلطان
شاهزاده سلیم
شاهزاده بایزید
شاهزاده جهانگیر
شاهزاده عبدالله
پدرهاویرلو لیسوفسکی[۱][۲]
مادرلِکساندرا لیسوفسکی
زادروزالکساندرا آناستازیا لیسوفسکی
اواخر سال ۱۵۰۴
روهاتین، پادشاهی لهستان
مرگ۱۵ آوریل ۱۵۵۸ (۵۳ سال)
کاخ توپقاپی، قسطنطنیه، امپراتوری عثمانی
خاک‌سپاریمسجد سلیمانیه، استانبول[۳][۴]
دین و مذهباسلام (پیش‌تر کلیسای ارتدکس شرقی)

خرم سلطان یکی از قدرتمندترین زنان در تاریخ عثمانی و یکی از مهم‌ترین چهره‌های شاخص در دوران معروف به سلطنت زنان بود. وی نخستین خاصگی سلطان امپراتوری عثمانی بود و از طریق همسرش سلیمان، قدرت زیادی کسب کرد و نقش فعالی در سیاست‌های آن زمانِ عثمانی بازی کرد.[۷]

نام‌هاویرایش

با استناد به برخی تاریخ نگاران خرم با عنوان الکساندرا رُزلانا لیسوفسکا یا آناستازیا لیسوفسکا متولد شده و نام مستعار وی در دوران کودکی ناستیا بوده‌است. در میان عثمانیان، او بیشتر با نام خاصگی خرم سلطان شناخته می‌شد. در زبان‌های اروپایی به نام روکسلِانا، روکسولانا، روکسلین، روزا، و رزیکا، در ترکی حورّم (به ترکی استانبولی: Hürrem)، که از واژهٔ ایرانیِ «خرّم» گرفته شده و در عربی هم با نام کَریمَة شناخته می‌شد. روکسِلانا احتمالاً یک نام واقعی نیست بلکه نامی مستعار است که به اصالت روسینی وی اشاره دارد. روکسولانی یا روکسِلانی از اسامی روس تا سدهٔ پانزدهم میلادی و برگرفته از رکسلان‌های باستانی بودند؛ بنابراین نام مستعار وی از نظر ادبی به معنای شخص روتنیایی است.[۸]

سال‌های آغازینویرایش

منابع امروزی اطلاعاتی دربارهٔ کودکی خرم به دست نمی‌دهند و تنها به اصلیت لهستانی، روسینی و اوکراینی وی اشاره می‌کنند و پادشاهی لهستان را به عنوان مکان تولد وی ذکر می‌کنند. در میانه سده شانزدهم میلادی، میخالون لیتوین، سفیر دوک‌نشین بزرگ لیتوانی در خانات کریمه، در قطعه هنری ۱۵۴۸–۱۵۵۱ با عنوان «دربارهٔ عادات تاتارها، لیتوانیان و مسکو» (به لاتین: De moribus tartarorum, lituanorum et moscorum) در هنگام توضیح مسائل مربوط به تجارت اینطور عنوان می‌کند که «[...] محبوبترین همسر امپراتور فعلی ترکیه و مادر پسر ارشدش که بعد از وی حکمرانی خواهد کرد از سرزمین ما ربوده شد».[۹]

بنا بر منابعِ اواخر سدهٔ شانزدهم و اوایل سدهٔ هفدهم، همچون ساموئل تواردوسکی، شاعر لهستانی، که دربارهٔ خرم سلطان در ترکیه به تحقیق و پژوهش پرداخته‌است، خرم احتمالاً دختر کشیشی ارتدکس از اوکراین بود.[۱۰][۱۱][۱۲] او در روهاتین، در ۶۸ کیلومتری جنوب شرقی لووف زاده شد.[۱۲] در دههٔ ۱۵۲۰، در یکی از یورش‌های مکرر تاتارهای کریمه به آن منطقه، اسیر و برده شد. احتمالاً ابتدا به بازار برده‌فروشان کفّه و سپس به قسطنطنیه منتقل شد و از آنجا برای حرم‌سرای سلطان انتخاب شد.[۱۰][۱۲]

زندگی با سلطانویرایش

 
نگاره‌ای از خرم سلطان در مجموعهٔ سلطنتی بریتانیا، مربوط به سال‌های ۱۶۷۰–۱۶۰۰

در حرمسرای قسطنطنیه، خرم به‌سرعت مورد توجه سلطان قرار گرفت و حسادت رقبایش را برانگیخت. نفوذ خرم بر سلیمان به‌سرعت افسانه‌ای شد. او در طی زمان اندکی تبدیل به همسر محبوب سلیمان یا خاصگی سلطان شد. او برای سلطان شش فرزند به دنیا آورد: محمد، مهرماه، عبدالله، سلیم، بایزید و جهانگیر. با زیر پا گذاشتن عادات و رسوم پیشین،[۱۳] خرم سلطان در نهایت از بردگی خارج شد و به بنده‌ای آزاد و در سال ۱۵۳۲ همسر نکاحیِ سلطان مبدل شد.[۱۴] بدین‌ترتیب، سلیمان قانونی، اولین سلطان امپراتوری عثمانی پس از اورخان غازی شد که همسری رسمی اختیار می‌کرد. با این ازدواج، موقعیت خرم سلطان در کاخ افزایش یافت و در نهایت با اِعمال نفوذ، پسرش سلیم را بر تخت حکومت نشاند. وی رقیبی بسیار سرسخت و برای ماه‌دوران سلطان محسوب می‌شد. او اولین پسرش، شاهزاده محمد، را در سال ۱۵۲۰ و دومین پسرش، سلیم، را در سال ۱۵۲۴ به دنیا آورد. این امر موقعیت ماه‌دوران را، به‌عنوان مادرِ تنها پسر سلطان، متزلزل کرد.[۱۵] آتشِ عداوت و خصومت بین این دو زن را مادر سلطان، عایشه حفصه سلطان، گاه‌به‌گاه فرو می‌نشاند،[۱۶] اما پس از مرگش در سال ۱۵۳۴، این زخم قدیمی سر باز کرد و دو زن در نهایت با هم گلاویز شدند و ماه‌دوران به ضرب و شتم خرم پرداخت. این امر عصبانیت سلطان را برانگیخت و متعاقباً ماه‌دوران را به مانیسا فرستاد تا نزد پسرش، شاهزاده مصطفی، زندگی کند. این تبعید را به رسم دیرینهٔ تربیت ولیعهد در ولایتی دور ظاهرسازی کردند این امر قدرت و نفوذ خرم سلطان را به عنوان همسر رسمی سلطان افزایش داد.

سال‌ها بعد، در انتهای دورهٔ طولانیِ زمامداری سلطان سلیمان، رقابت بین پسرانش برای رسیدن به تاج و تخت آشکار شد. خرم و رستم پاشا، وزیر اعظم امپراتوری و داماد خرم، سلیمان را نسبت به مصطفی بدبین کردند و مصطفی به برانگیختن شورش متهم شد. سلطان سلیمان به هنگام لشکرکشی به ایران در سال ۱۵۵۳، به‌دلیل ترس از بروز شورش و طغیان، دستور به قتل مصطفی داد.[۱۷] پس از مرگ مصطفی، ماه‌دوران موقعیتش در کاخ به‌عنوان مادر ولیعهد را از دست داد و به بورسا رفت.[۱۵]

 
نامه‌ای که خرم سلطان به سیگیسموند دوم اوگوستوس، پادشاه لهستان نوشت و بر تخت سلطنت نشستن را به او تبریک گفت.

خرم سلطان همچنین به‌عنوان مشاور سلطان و تنها همدم همسرش در امور کشوری و نظامی عمل می‌کرد و بر امور خارجی و سیاست‌های بین‌المللیِ امپراتوری عثمانی نیز اعمال نفوذ زیادی می‌کرد و تمام سیاست‌های امپراتوری عثمانی و برخی از پاشاها و ارکان حکومتی و شیخ السلام‌ها و فرماندهان را در دست داشت و به همین دلیل دیوان همایونی و کل ارتش را در دست گرفته بود.[۷] او مانند دیگر همسران سلاطین عثمانی، به سیاست خارجی علاقه‌مند بود و مکاتبات دیپلماتیک داشت. دو نامه‌ای که خرم به سیگیسموند دوم اوگوستوس، پادشاه لهستان نوشته بود، هم‌اکنون نیز موجود هستند. در طول حیات او، روابط امپراتوری عثمانی با دولت لهستان صلح‌آمیز بود. برخی از مورخین اعتقاد دارند که خرم سلطان با استفاده از قدرتِ سلطان سلیمان، حمله‌های مکررِ تاتارهای کریمه به زادگاهش را، که برای گرفتن برده انجام می‌شد، کنترل کرده بود وی همین طور از تمامی تصمیمات سلطان با خبر بود و اکثر امور مملکتی را به وسیله سلطان در دست داشت.

دربارهٔ خرمویرایش

سلیمان با تخلص «محبی» شعر زیر را برای خرم سرود:[۱۸]

جلیس خلوتم وارم حبیبم ماه تابانمانیسم محرمم وارم گوزللر شاهی سلطانم
حیاتم حاصلم عمرم شراب کوثرم عادنمبهارم بهجتم روزم نگارم وَرد خندانم
نشاطم عشرتم بزمم چراغم نیّرم شمعمترنجی نار و نارنجم بنیم شمع شبستانم
نباتم شکّرم گنجم جهان ایچینده بی‌رنجمعزیزم یوسفم وارم گونول مصرینده‌کی خانم
ستانبولم قرامانم دیار مُلکت روممبدخشانم و قِپچاغم و بغدادم خراسانم
ساچی وارم قاشی یاییم گوزو پرفتنه بیمارماولورسم بوینونا قانیم مدد هی نامسلمانم
قاپوندا چون‌که مداحم سَنی مدح ایدرم دایمیورک پُر غم گوزم پُر نم محبی‌یم خوش حالم

مرگ ابراهیم پاشاویرایش

وزیر اعظم ابراهیم پاشا حامی شاهزاده مصطفی بود. ابراهیم پاشا در ۶ مارس ۱۵۳۶، پس از بازگشت خود از سفر عراقین، به قصر دعوت شد و شب در هنگام خواب خفه شد. از آنجایی که ابراهیم پاشا از دوران کودکی، دوست و مشاور سلیمان بود، خرم سلطان نقش مؤثری در مرگ ابراهیم پاشا داشته‌است. بااین‌حال، ابراهیم پاشا با قدرتی که در سلطنت کنار سلطان داشت خود را برتر و قویتر از همه در عثمانی می‌دید و هم‌چنین اشتباهاتش در امور دولت، عامل دیگری برای مرگش بود. پس از مرگ او، خرم سلطان شروع به مدیریت امور دولت و نظامیان کرد و سراسر جایگاه ابراهیم را در قدرت گرفت.[۱۹]

انتصاب شاهزادگانویرایش

خرم سلطان در انتصاب شاهزادگان به‌عنوان والی شهرهای مختلف عثمانی نیز نقش داشته‌است. در سال ۱۵۴۱، مقام والی مانیسا از شاهزاده مصطفی گرفته شد و به‌عنوان والی آماسیه منصوب شد. سال بعد، پسرش شاهزاده محمد به‌عنوان والی مانیسا منصوب شد. در این وضعیت، مردم و سربازان به این موضوع واکنش نشان دادند. سلیمان توضیح داد که شاهزاده مصطفی را برای اطمینان و حفاظت از سرزمین‌های شرقی به آماسیه فرستاده‌است و او را به‌عنوان وارث و ولیعهد خود اعلام کرد. این انتصاب‌های پی‌درپی تحت تأثیر و نفوذ خرم سلطان صورت گرفته‌است. خرم سلطان، برخلاف قوانین، که باید همراه شاهزاده به سانجاق می‌رفت، در استانبول ماند اما در زمان‌های مختلف به بازدید شاهزادگانش می‌رفت.[۱۹]

معرفی رستم پاشاویرایش

تنها دختر خرم سلطان، مهرماه سلطان، در سال ۱۵۳۹ به ازدواج والی دیاربکر، رستم پاشا درآمد. داماد خاندان عثمانی در سال ۱۵۴۴ به‌ عنوان وزیر اعظم و فرمانده سپاه منصوب شد وی بعد از ابراهیم پاشا دومین شخص در تاریخ عثمانی بود که همزمان مقام وزیر اعظم و فرمانده سپاه را دارا بود. بسیاری از منابع معتقدند که این انتصاب با اخراج سلیمان پاشا صورت گرفت. در پشت صحنهٔ معرفی و انتخاب رستم به‌عنوان وزیر اعظم، خرم سلطان دست داشت.[۱۹]

مرگ شاهزاده مصطفیویرایش

ترس خرم سلطان از به تخت نشستن شاهزاده مصطفی پس از سلیمان، باعث شد وی اقدام به انداختن مصطفی از چشم پدرش کند که با کمک دخترش مهرماه سلطان و رستم پاشا این توطئه صورت گرفت. رستم پاشا، به دستور خرم سلطان، با در دست داشتن مُهر و موم شاهزاده مصطفی، نامه‌ای به شاه طهماسب، پادشاه ایران، نوشت. این امر موجب شد سلطان سلیمان گمان کند مصطفی برای تصاحب تاج و تخت شورش کرده‌است.

در روز قتل، سلیمان برای دیدار، مصطفی را به چادر خود فرامی‌خوانَد. گفته شده که در آن روز مصطفی لباسی سفید بر تن داشته که نشانهٔ بی‌گناهی او و تهمتی است که به او زده شده‌است. پس از مرگ، از جیب مصطفی نامه‌ای پیدا می‌شود که سلیمان از کشتن پسرش پشیمان می‌شود. پس از این واقعه، شاهزاده جهانگیر، که شاهد این رویداد بود، آنچنان دچار تأثر عاطفی شدیدی می‌شود که منجر به مریض شدنش می‌شود و سپس شاهزادهٔ جوان در حلب فوت می‌کند. پس از آن، از خرم سلطان تنها دو پسر، شاهزاده سلیم و شاهزاده بایزید باقی ماندند.

اعدام قره احمد پاشاویرایش

قره احمد پاشا، از دولتمردان و وزیران دولت عثمانی و همسر خواهر سلیمان فاطمه سلطان، بود. او در مجارستان، ایران و گرجستان خدمات زیادی برای دولت عثمانی کرده‌بود. خرم سلطان در ماه اوت سال ۱۵۴۹ برای پادشاه لهستان و دوک بزرگ لیتوانی نامه‌ای به‌عنوان تبریک تاج‌وتخت فرستاد. در همین سال، ایرانیان در ارزنجان شکست خوردند و سوکولو محمد پاشا در مجارستان منصوب شد (۱۵۵۲) و در سال ۱۵۵۳ سلطان سلیمان به ایران سفر کرد. در همین سال، رستم پاشا، پس از خلع قره احمد پاشا، دوباره به مقام وزیر اعظمی منصوب شد. حکم گناه‌کار بودن قره احمد پاشا داده شد و پس از تشکیل جلسهٔ دیوان، احمد در سال ۱۵۵۵ در مقابل همهٔ سران عثمانی اعدام شد. در پشت این حادثه نیز خرم سلطان و دخترش مهرماه سلطان نقش داشتند.[۲۰]

فرزندانویرایش

  • شاهزاده محمد (تولد ۱۵۲۰ استانبول – مرگ ۶ نوامبر ۱۵۴۳ مانیسا در مقبره شاهزاده محمد در مسجد شاهزاده دفن شد) او از سال ۱۵۴۱ تا زمان مرگ والی مانیسا بود. او به دلیل بیماری فوت شد.
  • مهرماه سلطان (تولد مارس ۱۵۲۲ استانبول – مرگ ۲۵ ژانویه ۱۵۷۸ استانبول در مقبره سلیمان یکم در مسجد سلیمانیه دفن شد) وی در ۲۶ نوامبر سال ۱۵۳۹ با داماد رستم پاشا ازدواج کرد. آن‌ها یک دختر داشتند عایشه هماشاه سلطان که داماد با سمیز احمد پاشا ازدواج کرد.
  • شاهزاده سلیم (تولد ۲۸ می ۱۵۲۴ استانبول – مرگ ۱۳/۱۵ دسامبر ۱۵۷۴ استانبول در مقبره سلیم دوم در ایا صوفیا دفن شد) وی از سال ۱۵۴۲ تا ۱۵۴۴ والی قونیه و از سال ۱۵۴۴ تا ۱۵۵۸ والی مانیسا سپس از سال ۱۵۵۸ تا ۱۵۶۶ والی قونیه شد. او یازدهمین سلطان امپراتوری عقمانی بود.
  • شاهزاده بایزید (تولد ۱۹ سپتامبر ۱۵۲۶ استانبول – اعدام ۲۵ ژوئن ۱۵۶۲ قزوین، در مسجد ملک عجم در سیواس دفن شد) او از سال ۱۵۴۳ تا ۱۵۴۸ والی کرامان و از سال ۱۵۴۸ تا ۱۵۵۸ والی کوتاهیه و از سال ۱۵۵۸ تا ۱۵۵۹ والی آماسیه بود. او به فرمان پدرش همراه با فرزندانش اعدام شد.
  • شاهزاده جهانگیر (تولد ۹ دسامبر ۱۵۳۰ استانبول – مرگ ۲۷ ژانویه ۱۵۵۴ حلب، در مقبره شاهزاده محمد در مسجد شاهزاده دفن شد) وی با بیمار متولد شد. از سال ۱۵۵۳ تا ۱۵۵۴ فرماندار حلب بود و چند ماه بعد از اعدام برادرش شاهزاده مصطفی به‌دلیل بیماری از دنیا رفت.
  • شاهزاده عبدالله (تولد ۱۵۳۲/۳۳ استانبول – مرگ ۱۵۳۶ استانبول در مقبره سلیم یکم در مسجد یاوز سلیم دفن شد) آخرین فرزند خرم سلطان که به دلیل بیماری فوت شد.

خیراتویرایش

درکنارِ دخالت‌ها و دسیسه‌های سیاسی‌اش، خرم سلطان در انجام امور خیریه و ساخت بناهای عمومی از مکه تا اورشلیم نیز دستی داشت و احتمالاً ایفای این نقش را به تقلید از زبیده بنت جعفر، همسر هارون‌الرشید انجام می‌داد. ساختن مسجد، دو مدرسهٔ قرآنی، فواره، و بیمارستان زنان در نزدیکی بازار برده‌فروشی قسطنطنیه ازجمله اقدامات خیریهٔ او به‌حساب می‌آیند. او دستور داد تا در نزدیکی مسجد ایاصوفیه، حمامی بنا کنند تا عبادت‌کنندگان بتوانند از آن استفاده کنند؛ حمامی که امروزه حمام خاصگی خرم سلطان نام دارد.[۲۱] در سال ۱۵۵۲ در بیت‌المقدس، عمارت خاصگی سلطان را بنا کرد تا در میان فقرا و نیازمندان غذای رایگان توزیع کند.[۲۲]

همچنین برخی از کارهای قلاب‌دوزی او (یا دست‌کم قلاب‌دوزی‌هایی که به سرپرستی او انجام گرفته‌بود) تاکنون باقی مانده‌اند؛ ازجمله قلاب‌دوزی‌هایی که در سال‌های ۱۵۴۷ و ۱۵۴۹ به‌ترتیب به شاه تهماسب و سیگیسموند دوم اوگوستوس اهدا شد.

استر هندلی به عنوان مشاور امور مالی خرم در بسیاری از موارد فعالیت داشته‌است.

مرگویرایش

 
مقبرهٔ خرم سلطان

خرم سلطان در ۱۵ آوریل ۱۵۵۸ درگذشت و در آرامگاه گنبدی‌شکل زینت‌شده با نفیس‌ترین کاشی‌های ایزنیک، که طرحی از باغ‌های بهشت بر روی آن‌ها نقش بسته‌است، دفن شد. این طراحی احتمالاً به طبیعت شاد و خندان وی اشاره دارد.[۲۳] آرامگاه او در نزدیکی آرامگاه مجزا و حزن‌انگیزتر سلطان سلیمان، در مسجد سلیمانیه قرار دارد.

رخدادهای پس از مرگویرایش

بایزید، که با مرگ مادرش خرم سلطان در سال ۱۵۵۸ میلادی (۲۶ جمادی‌الاول ۹۶۵ ه‍. ق) نیرومندترین و بزرگترین و بانفوذترین پشتیبان خود را از دست داده‌بود، توسط سلیمان از حکومت کوتاهیه برکنار و به حکومت آماسیه منصوب شد، که این برکناری موجب جنگ‌های متعدد میان بایزید و سلطان سلیمان و در نهایت پناهندگی وی به دولت ایران و مرگش توسط برادرش، سلیم دوم، شد.

میراثویرایش

خاصگی خرم سلطان یا روکسلانا، هم در منابع امروزی ترکیه و هم در غرب بسیار شناخته شده‌است و موضوع اصلی بسیاری از کارهای هنری قرار گرفته‌است. در سال ۱۵۶۱، سه سال پس از مرگ خرم، نویسندهٔ فرانسوی گابریل بونین یک تراژدی با عنوان سلطانه دربارهٔ نقش خرم سلطان در مرگ شاهزاده مصطفی نوشت.[۲۴] این تراژدی اولین نمایشنامه در مورد عثمانیان است که در فرانسه بر روی صحنه تئاتر رفت.[۲۵] خرم همچنین الهام بخش بسیاری از نقاشی‌ها، کارهای موسیقایی (شامل سمفونی شماره ۱۳ یوزف هایدن)، اُپرایی از دنیس سیشینسکی، نمایشنامه‌ها و بسیاری از رمان‌ها به زبان‌های اوکراینی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی می‌باشد.

در اسپانیا، خرم در کارهای فرانسیسکو د کبدو و سایر نویسندگان و همچنین در شماری از نمایشنامه‌های لوپه د وگا نمایان می‌شود. در یک نمایشنامه با عنوان «اتحادیه مقدس»، تی شِن در سنای ونیز بر روی صحنه می‌رود و عنوان می‌کند که به تازگی از دیدار سلطان بازگشته است و نقاشی خود از سلطانه رُزا یا روکسلانا را به نمایش می‌گذارد.[۲۶]

در سال ۲۰۰۷ میلادی، مسلمانان در ماریوپول، شهری بندری واقع در جنوب شرقی کشور اوکراین، مسجدی را به نشان احترام برای روکسلانا گشودند.[۲۷]

در سال ۲۰۱۱ مجموعه تلوزیونی حریم سلطان با بازی مریم اوزرلی در نقش خرم سلطان از شبکه شو تی‌وی به نمایش در آمد. این سریال به فارسی نیز دوبله شده و از شبکه جم تی‌وی پخش شد.

درفرهنگ عامهویرایش

در مینی‌سریال سال ۲۰۰۳ محصول ترکیه با عنوان خرم سلطان، وی توسط بازیگر و خواننده ترک گولبن ارگن به تصویر کشیده شد. در سریال ۲۰۱۱–۲۰۱۴ حریم سلطان، خرم از فصل یکم تا سوم توسط بازیگر ترکی-آلمانی مریم اوزرلی و در فصل چهارم توسط بازیگر ترک وحیده پرچین به تصویر کشیده شد.

منابعویرایش

  1. Dr Galina I Yermolenko (2013). Roxolana in European Literature, History and Culturea. Ashgate Publishing, Ltd. p. 275. ISBN 978-1-4094-7611-5.
  2. Ukrainian Orthodox priest, Havrylo Lisowsky, father of Roxelana
  3. The Encyclopædia Britannica, Vol.7, Edited by Hugh Chisholm, (1911), 3; Constantinople, the capital of the Turkish Empire...
  4. Britannica, Istanbul:When the Republic of Turkey was founded in 1923, the capital was moved to Ankara, and Constantinople was officially renamed Istanbul in 1930.
  5. Leslie P. Peirce, The imperial harem: women and sovereignty in the Ottoman Empire, Oxford University Press US, 1993, ISBN 0-19-508677-5, pp. 58-59.
  6. The Imperial House of Osman GENEALOGY
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ «Ayşe Özakbaş, Hürrem Sultan, Tarih Dergisi, Sayı 36, 2000». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۳ ژانویه ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۳. خطای یادکرد: برچسب <ref> نامعتبر؛ نام «Ayse» چندین بار با محتوای متفاوت تعریف شده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  8. Ahmed, Syed Z (2001). The Zenith of an Empire: The Glory of the Suleiman the Magnificent and the Law Giver. A.E.R. Publications. p. 43. ISBN 978-0-9715873-0-4.
  9. Yermolenko, G. Roxolana: "The Greatest Empress of the East". — p. 234
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ The Speech of Ibrahim at the Coronation of Maximilian II, Thomas Conley, Rhetorica: A Journal of the History of Rhetoric, Vol. 20, No. 3 (Summer 2002), 266.
  11. Kemal H. Karpat, Studies on Ottoman Social and Political History: Selected Articles and Essays, (Brill, 2002), 756.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ Elizabeth Abbott, Mistresses: A History of the Other Woman, (Overlook Press, 2010), [۱].
  13. Kinross, Patrick (1979). The Ottoman centuries: The Rise and Fall of the Turkish Empire. New York: Morrow. ISBN 978-0-688-08093-8. p, 236.
  14. Mansel, Phillip (1998). Constantinople: City of the World's Desire, 1453–1924. New York: St. Martin's Griffin. ISBN 978-0-312-18708-8. p, 86.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ «Encyclopedia of the Ottoman Empire». بایگانی‌شده از اصلی در ۱ ژوئن ۲۰۰۸. دریافت‌شده در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۵.
  16. Selçuk Aksin Somel: Historical Dictionary of the Ottoman Empire, Oxford, 2003, ISBN 0-8108-4332-3, p. 123
  17. Kinross, 233.
  18. A 400 Year Old Love Poem
  19. ۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ Yusuf Niyazi, “Mazlum Şehzadeler yahut Hürrem Sultan”, Dersaadet, 1325 (1909)
  20. Louis Gardel, “Sevenlerin Şafağı”, Can Yay. , İst. 1998
  21. "Historical Architectural Texture". Ayasofya Hürrem Sultan Hamamı. Retrieved 19 November 2015.
  22. Peri, Oded. Waqf and Ottoman Welfare Policy, The Poor Kitchen of Hasseki Sultan in Eighteenth-Century Jerusalem, pg 169
  23. Öztuna, Yılmaz (1978). "Şehzade Mustafa". İstanbul: Ötüken Yayınevi. ISBN 9754371415. Missing or empty |url= (help)
  24. The Literature of the French Renaissance by Arthur Augustus Tilley, p.87 [۲]
  25. The Penny cyclopædia of the Society for the Diffusion of Useful Knowledge p.418 [۳]
  26. Frederick A. de Armas "The Allure of the Oriental Other: Titian's Rossa Sultana and Lope de Vega's La santa Liga," Brave New Words. Studies in Spanish Golden Age Literature, eds. Edward H. Friedman and Catherine Larson. New Orleans: UP of the South, 1996: 191-208.
  27. «Religious Information Service of Ukraine». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۵.

پیوند به بیرونویرایش

خاصگی پیشین:

عنوان ایجاد شد
خرم سلطان
دولت عصمتلو و عالیات شأن، حضرت خرم خاصگی سلطان
خاصگی سلطان امپراتوری عثمانی

۱۵۳۲–۱۵۵۸

خاصگی پسین:
نوربانو سلطان
حکمرانی پیشین:

سلطنت ایجاد شد
'خرم سلطان
دولت عصمتلو و عالیات شأن، حضرت خرم خاصگی سلطان
سلطنت زنان ۱۵۳۲–۱۵۵۸
حکمرانی پسین:
مهرماه سلطان