خرم سلطان

شهبانوی امپراتوری عثمانی

خرم سلطان (زادهٔ ۱۵۰۴ – درگذشتهٔ ۱۵ آوریل ۱۵۵۸; با نام اصلی آناستازیا یا الکساندرا لیسوفسکا، همسر اصلی و قانونی سلطان عثمانی سلطان سلیمان قانونی بود. وی به یکی از قدرتمندترین و تأثیرگذارترین زنان تاریخ عثمانی و شخصیت برجسته و جنجالی در دوره ای معروف شد که به سلطنت زنان معروف شد.

خرم سلطان
Tizian 123.jpg
نگاره‌ای از خرم سلطان کشیده شده در سال ۱۵۵۰ میلادی توسط تیسین نقاش مشهور ایتالیایی
خاصگی سلطان
تصدی۱۵۳۰ – ۱۵ آوریل ۱۵۵۸
پیشین(خودش موسس این مقام است)
جانشیننوربانو سلطان
همسرسلیمان یکم
فرزند(ها)شاهزاده محمد
مهرماه سلطان
شاهزاده عبدالله
سلطان سلیم دوم
شاهزاده بایزید
شاهزاده جهانگیر
پدرهاویرلو لیسوفسکی[۱][۲]
مادرلِکساندرا لیسوفسکی
زادروزالکساندرا آناستازیا لیسوفسکی
اواخر سال ۱۵۰۴
روهاتین، پادشاهی لهستان
مرگ۱۵ آوریل ۱۵۵۸ (۵۳ سال)
کاخ توپقاپی، قسطنطنیه، امپراتوری عثمانی
خاک‌سپاریمسجد سلیمانیه، استانبول[۳][۴]
دین و مذهباسلام (پیش‌تر کلیسای ارتدکس شرقی)

خرم متولد روتنیا (در آن زمان ناحیه شرقی پادشاهی لهستان) ، خرم در طی یورش برده توسط تاتارهای کریمه اسیر شد و سرانجام به استانبول، پایتخت عثمانی منتقل شد. او وارد حرم امپراتوری شد و از میان کنیزان قدم برد تا مورد علاقه سلطان سلیمان قرار بگیرد. با شکست سنت عثمانی، سلیمان با خرم ازدواج کرد و او را همسر قانونی خود کرد. او اولین همسر امپراتوری بود که عنوان خاصگی سلطان را دریافت کرد. خرم تا آخر عمر در دربار سلطان ماند و شش فرزند با سلیمان داشت، از جمله سلطان آینده سلطان سلیم دوم. او همچنین مادربزرگ مراد سوم بود.

خرم سلطان به قدرت رسید و از طریق شوهرش بر سیاست امپراتوری عثمانی بسیار تأثیر گذاشت و در امور امپراتوری نقش فعالی داشت. او به عنوان مشاور ارشد سلطان عمل کرد، در مورد امور ایالتی با پادشاه سیگسموند دوم آگوستوس لهستان (سلطنت: ۱۵۴۸-۱۵۷۲) مکاتبات داشت، و همچنین حمایت از کارهای عمومی و خیریه (که شامل مجتمع های خاصگی سلطان و حمام خرم سلطان) بود. وی در سال ۱۵۵۸ در استانبول درگذشت و در آرامگاهی در مجتمع مسجد سلیمانیه به خاک سپرده شد.[۵]

نام‌هاویرایش

با استناد به برخی تاریخ نگاران خرم با عنوان الکساندرا رُزلانا لیسوفسکا یا آناستازیا لیسوفسکا متولد شده و نام مستعار وی در دوران کودکی ناستیا بوده‌است. در میان عثمانیان، او بیشتر با نام خاصگی خرم سلطان شناخته می‌شد. در زبان‌های اروپایی به نام روکسلِانا، روکسولانا، روکسلین، روزا، و رزیکا، در ترکی حورّم (به ترکی استانبولی: Hürrem)، که از واژهٔ ایرانیِ «خرّم» گرفته شده و در عربی هم با نام کَریمَة شناخته می‌شد. روکسِلانا احتمالاً یک نام واقعی نیست بلکه نامی مستعار است که به اصالت روسینی وی اشاره دارد. روکسولانی یا روکسِلانی از اسامی روس تا سدهٔ پانزدهم میلادی و برگرفته از رکسلان‌های باستانی بودند؛ بنابراین نام مستعار وی از نظر ادبی به معنای شخص روتنیایی است.[۶]

سال‌های آغازینویرایش

منابع امروزی اطلاعاتی دربارهٔ کودکی خرم به دست نمی‌دهند و تنها به اصلیت لهستانی، روسینی و اوکراینی وی اشاره می‌کنند و پادشاهی لهستان را به عنوان مکان تولد وی ذکر می‌کنند. در میانه سده شانزدهم میلادی، میخالون لیتوین، سفیر دوک‌نشین بزرگ لیتوانی در خانات کریمه، در قطعه هنری ۱۵۴۸–۱۵۵۱ با عنوان «دربارهٔ عادات تاتارها، لیتوانیان و مسکو» (به لاتین: De moribus tartarorum, lituanorum et moscorum) در هنگام توضیح مسائل مربوط به تجارت اینطور عنوان می‌کند که «[...] محبوبترین همسر امپراتور فعلی ترکیه و مادر پسر ارشدش که بعد از وی حکمرانی خواهد کرد از سرزمین ما ربوده شد».[۷]

بنا بر منابعِ اواخر سدهٔ شانزدهم و اوایل سدهٔ هفدهم، همچون ساموئل تواردوسکی، شاعر لهستانی، که دربارهٔ خرم سلطان در ترکیه به تحقیق و پژوهش پرداخته‌است، خرم احتمالاً دختر کشیشی ارتدکس از اوکراین بود.[۸][۹][۱۰] او در روهاتین، در ۶۸ کیلومتری جنوب شرقی لووف زاده شد.[۱۰] در دههٔ ۱۵۲۰، در یکی از یورش‌های مکرر تاتارهای کریمه به آن منطقه، اسیر و برده شد. احتمالاً ابتدا به بازار برده‌فروشان کفّه و سپس به قسطنطنیه منتقل شد و از آنجا برای حرم‌سرای سلطان انتخاب شد.[۸][۱۰]

زندگی با سلطانویرایش

 
نگاره‌ای از خرم سلطان در مجموعهٔ سلطنتی بریتانیا، مربوط به سال‌های ۱۶۷۰–۱۶۰۰

روکسلانا، که توسط عثمانی ها به نام خرم سلطان خوانده می شد، احتمالاً در حدود پانزده سالگی وارد حرمسرا شد. سال دقیقی که وی وارد حرمسرا شد، ناشناخته است، اما محققان معتقدند که او در حدود زمانی سلیمان به سلطان عثمانی در سال ۱۵۲۰ تبدیل شد، صیغه سلیمان شد.

ظهور بی سابقه خرم از برده حرمسرا به همسر قانونی سلیمان و "ملکه امپراتوری عثمانی" نه تنها از رقبای او در حرمسرا بلکه از عوام عمومی حسادت و ناامیدی را به خود جلب کرد. او به زودی برجسته ترین سوگلی و همسر سلیمان در کنار ماهی دوران سلطان شد (همچنین به عنوان خاصگی نیز شناخته می شود). در حالی که تاریخ دقیق تولد فرزندان وی مورد اختلاف است، اجماع آکادمیک وجود دارد که تولد پنج فرزند وی -شاهزاده محمد، مهرماه سلطان ، شاهزاده عبدالله ، سلطان سلیم دوم و شاهزاده بایزید - به سرعت در طی چهار تا پنج سال آینده اتفاق افتاد. آخرین فرزند سلیمان و خرم ، شاهزاده جهانگیر در شکارگاه متولد شد هر چند کمی ناقص بود، اما تا آن زمان خرم پسران سالم به اندازه کافی برای تأمین آینده سلسله عثمانی به دنیا آورد.

روح و نشاط شاد او و خلق و خوی بازیگوشی اش، او را به نام جدید به ترکی "هورم" از فارسی خرم "شاد" به دست آورد. در حرمسرای استانبول، خرم با ماهی دوران رقیب شد و نفوذ او بر سلطان به زودی افسانه ای شد. به خرم اجازه داده شد تا بیش از یک فرزند به دنیا بیاورد که این نقض آشکار اصل حرم امپراتوری قدیمی، "یک مادر مقارب - یک پسر" بود که به منظور جلوگیری از نفوذ مادر بر سلطان و ضعف خون طراحی شده است.و جلوگیری برادران برای جنگ بین تاج و تخت. او قرار بود اکثر فرزندان سلیمان را تحمل کند. خرم فرزند اول خود را محمد در سال ۱۵۲۱ به دنیا آورد (که در سال ۱۵۴۳ درگذشت) و سپس چهار پسر دیگر نیز صورت گرفت و وضعیت و قدرت ماهی دروان را به عنوان مادر تنها پسر سلطان به طور کامل از بین برد. مادر سلیمان، حفصه سلطان، تا حدی رقابت بین این دو زن را سرکوب کرد. براساس گزارش برناردو ناوگانو، در نتیجه رقابت تلخ، درگیری بین این دو زن رخ داد که ماهی دروان خرم را کتک زد که باعث عصبانیت سلیمان شد. به گفته نكدت ساكائلو، مورخ ترکیه، این اتهامات صدق نمی كرد.

در سال ۱۵۳۲ یا ۱۵۳۳ (تاریخ دقیق آن مشخص نیست) ، سلیمان در یک مراسم رسمی و باشکوه با خرم ازدواج قانونی کرد و او را به عنوان اولین سلطان عثمانی که از زمان ارهان قاضی (سلطنت 1326-1362) ازدواج کرد و نقض عرف ۲۰۰ ساله این حرمت کرد. خانه امپراتوری عثمانی که طبق آن سلاطین قرار نیست با کنیزان خود ازدواج کنند. هرگز قبلاً برده سابق به مقام همسر قانونی سلطان ارتقاء نیافته، و این کار سلیمان حیرت درباریان و کلیه کاخ و شهر را برانداخت. خرم همچنین عنوان خاصگی سلطان را دریافت کرد و اولین همسر سلطان بود که این عنوان را در اختیار داشت. این عنوان که به مدت یک قرن مورد استفاده قرار می گرفت، قدرت عظیمی را به همسران سلاطین امپراتوری (که اکثر آنها برده های سابق بودند) در دربار عثمانی منعکس کرد و وضعیت آنها را بالاتر از شاهزاده های عثمانی بالا برد و آنها را به عنوان قدرت برتر در خانواده در اروپا معرفی کرد. در این مورد، سلیمان نه تنها آداب و رسوم قدیمی را زیر پا گذاشت، بلکه سنت جدیدی را برای سلاطین آینده عثمانی ایجاد کرد تا با یک مراسم رسمی ازدواج کنند و کنیزان توانستند دولت را تحت تاثیر قرار دهند، به ویژه در مورد جانشینی، تأثیر چشمگیری در دربار دارند. دستمزد خرم روزانه ۲،۰۰۰ سکه طلا بود که او را به یکی از پردرآمدترین خاصگی ها تبدیل کرد. ازدواج آنها عواقب بعدی داشت از جمله ایجاد یک باور عمومی که سلطان با این ازدواج استقلال خود را محدود کرده بود و تحت سلطه و کنترل همسرش بود. علاوه بر این ، نقش مادر در آموزش و راهنمایی فرزندانش در طول زندگی برجسته تر شد. [۱۱] .[۱۲]

 
نامه‌ای که خرم سلطان به سیگیسموند دوم اوگوستوس، پادشاه لهستان نوشت و بر تخت سلطنت نشستن را به او تبریک گفت.

بعداً، خرم اولین زنی شد که به مدت عمر خود را در دربار سلطان گذراند. در سنت خانوادگی امپراتوری عثمانی، همسر سلطان فقط تا زمان تولد پسرش (حدوداً ۱۶ یا ۱۷ سالگی) در حرمسرا باقی می ماند و پس از آن وی را برای پایتخت به استان دوردست اعزام می کرد. دنبالش این سنت را سانكاک بیلیشی می نامیدند. این کنیزان هرگز به بازگشت به استانبول مگر اینکه پسرانشان به تخت سلطنت رسیدند. با مخالفت از این رسم قدیمی، خرم حتی پس از رفتن پسرانش به استان های دوردست امپراتوری، در حرمسرا ماند.

علاوه بر این، علاوه بر ماندن در استانبول، وی همچنین از حرمسرا که در کاخ قدیم (ایسکودار) مستقر شده بود حرکت کرد و پس از آتش سوزی حرم قدیمی را برای همیشه به کاخ توپقاپی منتقل کرد. برخی منابع می گویند که او نه به دلیل آتش سوزی بلکه به دلیل ازدواج وی با سلیمان به توپکاپی منتقل شده است. در هر صورت، این یکی دیگر از شکافهای مهم آداب و رسوم تأسیس شده بود ، زیرا سلطان محمد فاتح به طور خاص فرمانی را صادر کرده بود مبنی بر این که به هیچ کس اجازه نخواهد داد در همان ساختمان محل کار خود سکونت داشته باشد. که به کاخ نو معروف شد.

مداخله در امور امپراتوریویرایش

خرم نه تنها در خانه سلطان بلکه در امور حکومتی هم شریک سلیمان شد. به لطف اطلاعات، توانایی و هوش بالایی که داشت، وی به عنوان مشاور اصلی سلیمان در امور ایالتی عمل کرد و به نظر می رسد در سیاست خارجی و سیاست بین المللی تأثیر داشته است. خرم غالباً سلیمان را به عنوان یک مشاور سیاسی در دیوان (دادگاه امپراتوری) همراهی می کرد. تأثیر خرم بر سلیمان به حدی قابل توجه بود که شایعاتی در اطراف دربار عثمانی به گوش می رسید که سلطان توسط خرم سلطان جادو شده است.

تأثیر خرم بر سلیمان، وی را بدون شک به یکی از قدرتمندترین و تاثیرگذارترین زنان تاریخ عثمانی و جهان در آن زمان تبدیل کرد. حتی به عنوان یک همسر سلطان، قدرت او با قدرتمندترین زن حرم امپراتوری، که طبق سنت، مادر سلطان یا والده سلطان بود، قابل مقایسه است. به همین دلیل، وی به شخصیتی بحث انگیز در تاریخ عثمانی تبدیل شده است - مشروط بر ادعای توطئه علیه دشمان و دستکاری در برابر رقبای سیاسی خود هم بسیار مشهور شده بود.

چهره بحث برانگیز امپراتوریویرایش

تأثیر خرم در امور امپراتوری نه تنها او را به عنوان یکی از بانفوذترین زنان رقم زد ، بلکه چهره ای جنجالی در تاریخ عثمانی به ویژه در رقابت او با ماهی دروان خاتون و پسرش شاهزاده مصطفی، پارگالی ابراهیم پاشا و کارا احمد پاشا بود.

خرم و ماهی دروان شش فرزنده سلیمان (شاهزاده های عثمانی) را به دست سلیمان داده بودند که چهار نفر از آنها از دهه ۱۵۵۰ جان سالم به در بردند: مصطفی ، سلیم ، بایزید و جهانگیر. از این میان ، فرزند ماهی دوران مصطفی بزرگتر بود و به ترتیب جانشینی فرزندان خرم را مقدم دانست. به طور سنتی، هنگامی که سلطان جدید به قدرت رسید، همه برادرانش به منظور اطمینان از ثبات امپراتوری کشته شدند. این عمل را "قتل عام خانواده" می نامند.

مصطفی از ابراهیم پاشا پشتیبانی شد بود، که در سال ۱۵۲۳ به وزیر بزرگ و مقتدر سلیمان تبدیل شد. خرم معمولاً حداقل تا حدودی مسئولیت فتنه ها را در مسیولیت نامزدی جانشینی عهده دار بود. گرچه همسر رسمی و محبوب سلیمان بود اما هیچ نقش رسمی و قانونی ایفا نمی کرد. با این وجود، این مانع از نفوذ قدرتمند سیاسی خرم نشد. از آنجا که امپراتوری فاقد این بود، تا زمان سلطنت احمد اول (1603-1617)، هر وسیله رسمی برای معرفی جانشین داشت، معمولاً منجر به مرگ شاهزاده های رقیب به منظور جلوگیری از ناآرامی های داخلی و شورش ها بود. خرم در تلاش برای جلوگیری از اعدام پسرانش، از نفوذ خود برای از بین بردن كسانی كه طرفدار پیوستن مصطفی به تخت بودند، استفاده كرد و در آن موفق شد.

ابراهیم پاشا، یک فرمانده ماهر ارتش سلیمان، سرانجام پس از بی احتیاطی که در جریان مبارزات علیه امپراتوری صفوی پارس در جریان جنگ عثمانی و صفوی (۱۵۵۳-۱۵۳۳) انجام شد، هنگامی که وی به خود عنوانی از جمله کلمه "سلطان" اعطا کرد ، از فیض سلطان افتاد. درگیری دیگر هنگامی رخ داد که ابراهیم و مربی پیشین وی، اسکندر چلبی ، بارها و بارها بر سر رهبری نظامی و مواضع در طول جنگ صفوی درگیری شدند. این حوادث سلسله حوادثی را آغاز کردند که به دستور سلیمان در اعدام وی در سال ۱۵۳۶ به اوج خود رسید. اعتقاد بر این است که نفوذ خرم در تصمیم سلیمان نقش داشته است. سلیمان پس از سه وزیر بزرگ در عرضه مدت هشت سال، داماد خرم را، با عنوان داماد رستم پاشا، همسر مهرماه سلطان را انتخاب کرد تا وزیر بزرگ شود. محققان از این سوال پرسیدند که آیا اتحاد خرم با مهرماه سلطان و رستم پاشا به تأمین تاج و تخت برای یکی از پسران خرم کمک کرده است، هر چند در آیند مورد پشیمانی و آزار روحی در مهرماه شده بود.

سالها بعد، تا پایان سلطنت طولانی سلیمان، رقابت بین پسران وی آشکار شد. مصطفی بعداً متهم به ایجاد ناآرامی شد. در جریان مبارزات علیه ایران صفوی در سال ۱۵۵۳، به دلیل ترس از شورش، سلیمان دستور اعدام مصطفی را صادر كرد. به گفته یک منبع، او همان سال به اتهام برنامه ریزی برای کودتا کردن بر زه سلطنت سلیمان متهم شده بور و به دستور پدرش اعدام شد. گناه او به خاطر خیانت که او متهم شده است، اثبات نشده و تأیید نشده است. پس از درگذشت مصطفی، ماهی دروان به عنوان مادر وارث ظاهری وضعیت خود را در کاخ از دست داد و به بورسا نقل مکان کرد. با وجود اوایل مرگ پسرش او در فقر شدیدی زندگی کرد اما او سالهای آخر عمر خود را در فقر نگذراند، زیرا او، توسط سلیم دوم ، سلطان جدید پس از سال ۱۵۶۶، او را به دستمزد خوبی رسانده بود که ماهانه به وی پرداخت دلیل این کار سلیم بخاطر علاقه اش به برادر بزرگتر خود مصطفی بود. توانبخشی ماهی دوران پس از مرگ خرم در ۱۵۵۸ امکان پذیر بود. جهانگیر، کوچکترین فرزند خرم، گفته می شود که چند ماه پس از خبر قتل برادر ناتنی خود، از غم و اندوه درگذشت.

اگرچه داستانهایی درباره نقش خرم در اعدام های ابراهیم، مصطفی و کارا احمد بسیار مشهور است، اما در واقع هیچکدام از آنها بر اساس منابع دست اول نیستند. تمام تصویرهای دیگر خرم ، با اظهار نظر مورخان عثمانی قرن شانزدهم و هفدهم و همچنین دیپلمات ها ، ناظران و مسافران اروپایی، از نظر ماهیت بسیار مشتق و سوداگرانه است. از آنجا که به هیچ یک از این افراد - نه عثمانی و نه بازدید کنندگان خارجی - اجازه ورود به حلقه درونی حرم امپراتوری که توسط دیوارهای متعدد احاطه شده بود، داده نمی شد، آنها تا حد زیادی به شهادت خادمان یا درباریان یا شایعات مشهور که در اطراف استانبول گردش می کردند، اعتماد داشتند. حتی گزارش های سفرای ونیزی (بیلی) دربار سلیمان، گسترده ترین و عینی ترین منبع دست اول غربی در مورد خرم تا به امروز، غالباً با تفسیرهای خود نویسندگان از شایعات حرم پر شده بود. اکثر منابع غربی قرن شانزدهم در مورد خرم، که امروزه بسیار معتبر به حساب می آیند.

دربارهٔ خرمویرایش

سلیمان با تخلص «محبی» شعر زیر را برای خرم سرود:[۱۳]

جلیس خلوتم وارم حبیبم ماه تابانمانیسم محرمم وارم گوزللر شاهی سلطانم
حیاتم حاصلم عمرم شراب کوثرم عادنمبهارم بهجتم روزم نگارم وَرد خندانم
نشاطم عشرتم بزمم چراغم نیّرم شمعمترنجی نار و نارنجم بنیم شمع شبستانم
نباتم شکّرم گنجم جهان ایچینده بی‌رنجمعزیزم یوسفم وارم گونول مصرینده‌کی خانم
ستانبولم قرامانم دیار مُلکت روممبدخشانم و قِپچاغم و بغدادم خراسانم
ساچی وارم قاشی یاییم گوزو پرفتنه بیمارماولورسم بوینونا قانیم مدد هی نامسلمانم
قاپوندا چون‌که مداحم سَنی مدح ایدرم دایمیورک پُر غم گوزم پُر نم محبی‌یم خوش حالم

مرگ ابراهیم پاشاویرایش

وزیر اعظم ابراهیم پاشا حامی شاهزاده مصطفی بود. ابراهیم پاشا در ۶ مارس ۱۵۳۶، پس از بازگشت خود از سفر عراقین، به قصر دعوت شد و شب در هنگام خواب خفه شد. از آنجایی که ابراهیم پاشا از دوران کودکی، دوست و مشاور سلیمان بود، خرم سلطان نقش مؤثری در مرگ ابراهیم پاشا داشته‌است. بااین‌حال، ابراهیم پاشا با قدرتی که در سلطنت کنار سلطان داشت خود را برتر و قویتر از همه در عثمانی می‌دید و هم‌چنین اشتباهاتش در امور دولت، عامل دیگری برای مرگش بود. پس از مرگ او، خرم سلطان شروع به مدیریت امور دولت و نظامیان کرد و سراسر جایگاه ابراهیم را در قدرت گرفت.[۱۴]

انتصاب شاهزادگانویرایش

خرم سلطان در انتصاب شاهزادگان به‌عنوان والی شهرهای مختلف عثمانی نیز نقش داشته‌است. در سال ۱۵۴۱، مقام والی مانیسا از شاهزاده مصطفی گرفته شد و به‌عنوان والی آماسیه منصوب شد. سال بعد، پسرش شاهزاده محمد به‌عنوان والی مانیسا منصوب شد. در این وضعیت، مردم و سربازان به این موضوع واکنش نشان دادند. سلیمان توضیح داد که شاهزاده مصطفی را برای اطمینان و حفاظت از سرزمین‌های شرقی به آماسیه فرستاده‌است و او را به‌عنوان وارث و ولیعهد خود اعلام کرد. این انتصاب‌های پی‌درپی تحت تأثیر و نفوذ خرم سلطان صورت گرفته‌است. خرم سلطان، برخلاف قوانین، که باید همراه شاهزاده به سانجاق می‌رفت، در استانبول ماند اما در زمان‌های مختلف به بازدید شاهزادگانش می‌رفت.[۱۴]

معرفی رستم پاشاویرایش

تنها دختر خرم سلطان، مهرماه سلطان، در سال ۱۵۳۹ به ازدواج والی دیاربکر، رستم پاشا درآمد. داماد خاندان عثمانی در سال ۱۵۴۴ به عنوان وزیر اعظم و فرمانده سپاه منصوب شد وی بعد از ابراهیم پاشا دومین شخص در تاریخ عثمانی بود که همزمان مقام وزیر اعظم و فرمانده سپاه را دارا بود. بسیاری از منابع معتقدند که این انتصاب با اخراج سلیمان پاشا صورت گرفت. در پشت صحنهٔ معرفی و انتخاب رستم به‌عنوان وزیر اعظم، خرم سلطان دست داشت.[۱۴]

مرگ شاهزاده مصطفیویرایش

ترس خرم سلطان از به تخت نشستن شاهزاده مصطفی پس از سلیمان، باعث شد وی اقدام به انداختن مصطفی از چشم پدرش کند که با کمک دخترش مهرماه سلطان و رستم پاشا این توطئه صورت گرفت. بر طبق روایتی رستم پاشا، به دستور خرم سلطان، سعی در برقراری ارتباطی بین شاهزاده مصطفی، و شاه تهماسب، پادشاه ایران، داشت. شک به داشتن چنین ارتباطی موجب شد سلطان سلیمان، مصطفی را رقیبی برای تصاحب تاج‌وتخت خود ببیند.

در روز قتل، سلیمان برای دیدار، مصطفی را به چادر خود فرامی‌خوانَد. گفته شده که در آن روز مصطفی لباسی سفید بر تن داشته که نشانهٔ بی‌گناهی او و تهمتی است که به او زده شده‌است. پس از مرگ، از جیب مصطفی نامه‌ای پیدا می‌شود که سلیمان از کشتن پسرش پشیمان می‌شود. پس از این واقعه، شاهزاده جهانگیر، که شاهد این رویداد بود، آنچنان دچار تأثر عاطفی شدیدی می‌شود که منجر به مریض شدنش می‌شود و سپس شاهزادهٔ جوان در حلب فوت می‌کند. پس از آن، از خرم سلطان تنها دو پسر، شاهزاده سلیم و شاهزاده بایزید باقی ماندند.

اعدام قره احمد پاشاویرایش

قره احمد پاشا، از دولتمردان و وزیران دولت عثمانی و همسر خواهر سلیمان فاطمه سلطان، بود. او در مجارستان، ایران و گرجستان خدمات زیادی برای دولت عثمانی کرده‌بود. خرم سلطان در ماه اوت سال ۱۵۴۹ برای پادشاه لهستان و دوک بزرگ لیتوانی نامه‌ای به‌عنوان تبریک تاج‌وتخت فرستاد. در همین سال، ایرانیان در ارزنجان شکست خوردند و سوکولو محمد پاشا در مجارستان منصوب شد (۱۵۵۲) و در سال ۱۵۵۳ سلطان سلیمان به ایران سفر کرد. در همین سال، رستم پاشا، پس از خلع قره احمد پاشا، دوباره به مقام وزیر اعظمی منصوب شد. حکم گناه‌کار بودن قره احمد پاشا داده شد و پس از تشکیل جلسهٔ دیوان، احمد در سال ۱۵۵۵ در مقابل همهٔ سران عثمانی اعدام شد. در پشت این حادثه نیز خرم سلطان و دخترش مهرماه سلطان نقش داشتند.[۱۵]

فرزندانویرایش

  • شاهزاده محمد (تولد ۱۵۲۰ استانبول – مرگ ۶ نوامبر ۱۵۴۳ مانیسا؛ در مقبره شاهزاده محمد در مسجد شاهزاده دفن شد) او از سال ۱۵۴۱ تا زمان مرگ والی مانیسا بود. او به دلیل بیماری فوت شد.
  • مهرماه سلطان (تولد مارس ۱۵۲۲ استانبول – مرگ ۲۵ ژانویه ۱۵۷۸ استانبول؛ در مقبره سلیمان یکم در مسجد سلیمانیه دفن شد) وی در ۲۶ نوامبر سال ۱۵۳۹ با داماد رستم پاشا ازدواج کرد. آن‌ها یک دختر داشتند عایشه هماشاه سلطان که داماد با سمیز احمد پاشا ازدواج کرد.
  • شاهزاده عبدالله (تولد ۱۵۲۲/۲۳ استانبول – مرگ ۱۵۲۶ استانبول؛ در مقبره سلیم یکم در مسجد یاوز سلیم دفن شد) درسال ۱۵۲۳ به‌دنیا آمد و در سال ۱۵۲۶ درسن سه سالگی درگذشت. البته در منابع تاریخ تولد و مرگ او مختلف است.
  • سلطان سلیم دوم (تولد ۲۸ می ۱۵۲۴ استانبول – مرگ ۱۳/۱۵ دسامبر ۱۵۷۴ استانبول؛ در مقبره سلیم دوم در ایا صوفیا دفن شد) وی از سال ۱۵۴۲ تا ۱۵۴۴ والی قونیه و از سال ۱۵۴۴ تا ۱۵۵۸ والی مانیسا سپس از سال ۱۵۵۸ تا ۱۵۶۶ والی قونیه شد. او یازدهمین سلطان امپراتوری عقمانی بود.
  • شاهزاده بایزید (تولد ۱۹ سپتامبر ۱۵۲۶ استانبول – اعدام ۲۵ ژوئن ۱۵۶۲ قزوین؛ در مسجد ملک عجم در سیواس دفن شد) او از سال ۱۵۴۳ تا ۱۵۴۸ والی کرامان و از سال ۱۵۴۸ تا ۱۵۵۸ والی کوتاهیه و از سال ۱۵۵۸ تا ۱۵۵۹ والی آماسیه بود. او به فرمان پدرش همراه با فرزندانش اعدام شد.
  • شاهزاده جهانگیر (تولد ۹ دسامبر ۱۵۳۰ استانبول – مرگ ۲۷ ژانویه ۱۵۵۴ حلب؛ در مقبره شاهزاده محمد در مسجد شاهزاده دفن شد) وی با بیماری متولد شد. از سال ۱۵۵۳ تا ۱۵۵۴ فرماندار حلب بود و چند ماه بعد از اعدام برادرش شاهزاده مصطفی به‌دلیل بیماری از دنیا رفت.

خیراتویرایش

درکنارِ دخالت‌ها و دسیسه‌های سیاسی‌اش، خرم سلطان در انجام امور خیریه و ساخت بناهای عمومی از مکه تا اورشلیم نیز دستی داشت و احتمالاً ایفای این نقش را به تقلید از زبیده بنت جعفر، همسر هارون الرشید انجام می‌داد. ساختن مسجد، دو مدرسهٔ قرآنی، فواره، و بیمارستان زنان در نزدیکی بازار برده‌فروشی قسطنطنیه ازجمله اقدامات خیریهٔ او به‌حساب می‌آیند. او دستور داد تا در نزدیکی ایا صوفیه، حمامی بنا کنند تا عبادت‌کنندگان بتوانند از آن استفاده کنند؛ حمامی که امروزه حمام خاصگی خرم سلطان نام دارد.[۱۶] در سال ۱۵۵۲ در بیت‌المقدس، عمارت خاصگی سلطان را بنا کرد تا در میان فقرا و نیازمندان غذای رایگان توزیع کند.[۱۷]

همچنین برخی از کارهای قلاب‌دوزی او (یا دست‌کم قلاب‌دوزی‌هایی که به سرپرستی او انجام گرفته‌بود) تاکنون باقی مانده‌اند؛ ازجمله قلاب‌دوزی‌هایی که در سال‌های ۱۵۴۷ و ۱۵۴۹ به‌ترتیب به شاه تهماسب و سیگیسموند دوم اوگوستوس اهدا شد.

استر هندلی به عنوان مشاور امور مالی خرم در بسیاری از موارد فعالیت داشته‌است.

مرگویرایش

 
مقبرهٔ خرم سلطان

خرم سلطان در ۱۵ آوریل ۱۵۵۸ درگذشت و در آرامگاه گنبدی‌شکل زینت‌شده با نفیس‌ترین کاشی‌های ایزنیک، که طرحی از باغ‌های بهشت بر روی آن‌ها نقش بسته‌است، دفن شد. این طراحی احتمالاً به طبیعت شاد و خندان وی اشاره دارد.[۱۸] آرامگاه او در نزدیکی آرامگاه مجزا و حزن‌انگیزتر سلطان سلیمان، در مسجد سلیمانیه قرار دارد.

رخدادهای پس از مرگویرایش

بایزید، که با مرگ مادرش خرم سلطان در سال ۱۵۵۸ میلادی (۲۶ جمادی‌الاول ۹۶۵ ه‍. ق) نیرومندترین و بانفوذترین پشتیبان خود را از دست داده‌بود، توسط سلیمان از حکومت کوتاهیه برکنار و به حکومت آماسیه منصوب شد، که این برکناری موجب جنگ‌های متعدد میان بایزید و سلطان سلیمان و در نهایت پناهندگی وی به دولت ایران و مرگش توسط برادرش، سلیم دوم، شد.

میراثویرایش

خاصگی خرم سلطان یا روکسلانا، هم در منابع امروزی ترکیه و هم در غرب بسیار شناخته شده‌است و موضوع اصلی بسیاری از کارهای هنری قرار گرفته‌است. در سال ۱۵۶۱، سه سال پس از مرگ خرم، نویسندهٔ فرانسوی گابریل بونین یک تراژدی با عنوان سلطانه دربارهٔ نقش خرم سلطان در مرگ شاهزاده مصطفی نوشت.[۱۹] این تراژدی اولین نمایشنامه در مورد عثمانیان است که در فرانسه بر روی صحنه تئاتر رفت.[۲۰] خرم همچنین الهام بخش بسیاری از نقاشی‌ها، کارهای موسیقایی (شامل سمفونی شماره ۱۳ یوزف هایدن)، اُپرایی از دنیس سیشینسکی، نمایشنامه‌ها و بسیاری از رمان‌ها به زبان‌های اوکراینی، انگلیسی، فرانسوی و آلمانی می‌باشد.

در اسپانیا، خرم در کارهای فرانسیسکو د کبدو و سایر نویسندگان و همچنین در شماری از نمایشنامه‌های لوپه د وگا نمایان می‌شود. در یک نمایشنامه با عنوان «اتحادیه مقدس»، تیسین در سنای ونیز بر روی صحنه می‌رود و عنوان می‌کند که به تازگی از دیدار سلطان بازگشته است و نقاشی خود از سلطانه رُزا یا روکسلانا را به نمایش می‌گذارد.[۲۱]

در سال ۲۰۰۷ میلادی، مسلمانان در ماریوپول، شهری بندری واقع در جنوب شرقی کشور اوکراین، مسجدی را به نشان احترام برای روکسلانا گشودند.[۲۲]

درفرهنگ عامهویرایش

در مینی‌سریال سال ۲۰۰۳ محصول ترکیه با عنوان خرم سلطان، وی توسط بازیگر و خواننده ترک گولبن ارگن به تصویر کشیده شد. در سریال ۲۰۱۱–۲۰۱۴ حریم سلطان، خرم از فصل یکم تا سوم توسط بازیگر ترکی-آلمانی مریم اوزرلی و در فصل چهارم توسط بازیگر ترک وحیده پرچین به تصویر کشیده شد.

منابعویرایش

  1. Dr Galina I Yermolenko (2013). Roxolana in European Literature, History and Culturea. Ashgate Publishing, Ltd. p. 275. ISBN 978-1-4094-7611-5.
  2. Ukrainian Orthodox priest, Havrylo Lisowsky, father of Roxelana
  3. The Encyclopædia Britannica, Vol.7, Edited by Hugh Chisholm, (1911), 3; Constantinople, the capital of the Turkish Empire...
  4. Britannica, Istanbul:When the Republic of Turkey was founded in 1923, the capital was moved to Ankara, and Constantinople was officially renamed Istanbul in 1930.
  5. «Ayşe Özakbaş, Hürrem Sultan, Tarih Dergisi, Sayı 36, 2000». بایگانی‌شده از اصلی در ۱۳ ژانویه ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۳.
  6. Ahmed, Syed Z (2001). The Zenith of an Empire: The Glory of the Suleiman the Magnificent and the Law Giver. A.E.R. Publications. p. 43. ISBN 978-0-9715873-0-4.
  7. Yermolenko, G. Roxolana: "The Greatest Empress of the East". — p. 234
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ The Speech of Ibrahim at the Coronation of Maximilian II, Thomas Conley, Rhetorica: A Journal of the History of Rhetoric, Vol. 20, No. 3 (Summer 2002), 266.
  9. Kemal H. Karpat, Studies on Ottoman Social and Political History: Selected Articles and Essays, (Brill, 2002), 756.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ Elizabeth Abbott, Mistresses: A History of the Other Woman, (Overlook Press, 2010), [۱].
  11. Kinross, 233.
  12. خطای یادکرد: خطای یادکرد:برچسب <ref>‎ غیرمجاز؛ متنی برای یادکردهای با نام encycloapedia وارد نشده‌است. (صفحهٔ راهنما را مطالعه کنید.).
  13. A 400 Year Old Love Poem
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ Yusuf Niyazi, “Mazlum Şehzadeler yahut Hürrem Sultan”, Dersaadet, 1325 (1909)
  15. Louis Gardel, “Sevenlerin Şafağı”, Can Yay. , İst. 1998
  16. "Historical Architectural Texture". Ayasofya Hürrem Sultan Hamamı. Retrieved 19 November 2015.
  17. Peri, Oded. Waqf and Ottoman Welfare Policy, The Poor Kitchen of Hasseki Sultan in Eighteenth-Century Jerusalem, pg 169
  18. Öztuna, Yılmaz (1978). "Şehzade Mustafa". İstanbul: Ötüken Yayınevi. ISBN 9754371415. Missing or empty |url= (help)
  19. The Literature of the French Renaissance by Arthur Augustus Tilley, p.87 [۲]
  20. The Penny cyclopædia of the Society for the Diffusion of Useful Knowledge p.418 [۳]
  21. Frederick A. de Armas "The Allure of the Oriental Other: Titian's Rossa Sultana and Lope de Vega's La santa Liga," Brave New Words. Studies in Spanish Golden Age Literature, eds. Edward H. Friedman and Catherine Larson. New Orleans: UP of the South, 1996: 191-208.
  22. «Religious Information Service of Ukraine». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۲. دریافت‌شده در ۱۹ نوامبر ۲۰۱۵.

پیوند به بیرونویرایش

خاصگی پیشین:

عنوان ایجاد شد
خرم سلطان
دولت عصمتلو و عالیات شأن، حضرت خرم خاصگی سلطان
خاصگی سلطان امپراتوری عثمانی

۱۵۳۲–۱۵۵۸

خاصگی پسین:
نوربانو سلطان