باز کردن منو اصلی

سپاه — یگانی راه‌کنشی که دارای تجهیزات و تسلیحات لازم برای اجرای عملیات رزمی است و از دو یا سه لشکر تشکیل می‌شود[۱].

یگان‌های نظامی
Latvian platoon at Camp Lejune.jpg
یگان‌ها شمار افراد فرمانده
بند ۳ یا ۴ سرباز یکم
جوخه/گروه ۸ یا بیشتر سرجوخه/گروهبان
دسته ۱۵-۳۰ ستوان
گروهان ۸۰-۱۵۰ سروان
گردان ۳۰۰-۸۰۰ سرگرد
هنگ/تیپ ۲٬۰۰۰-۴٬۰۰۰ سرهنگ/سرتیپ
لشکر ۱۰٬۰۰۰-۱۵٬۰۰۰ سرلشکر
سپاه ۲۰٬۰۰۰-۴۰٬۰۰۰ سپهبد
ارتش ۸۰٬۰۰۰-۲۰۰٬۰۰۰ ارتشبد
نماد استاندارد ناتو برای سپاه. تعداد ۳ حرف X قراردادی است و ربطی به تعداد نفرات ندارد. (۲ حرف X نشانهٔ لشکر و ۱ حرف X نشانهٔ تیپ می‌باشد)

در تقسیمات نظامی، سپاه (به ترکی و فارسی افغانی: قول اردو؛ به ترکی استانبولی: Kolordu) نام یگانی است که از لشکر بزرگتر و از ارتش کوچکتر باشد. این یگان یک آرایش نظامی بزرگ یا گروه مدیریتیِ نظامی است که غالباً وظایف معمول نظیر توپخانه را بر عهده دارد. ممکن است سپاه برای نامیدن یگان‌های خاص یا یک رستهٔ خاص استفاده شود که برای نمونه می‌توان به سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده و سپاه تفنگداران دریایی پادشاهی بریتانیا اشاره کرد.

از این واژه بعدها برای نامیدن سازمان‌های ارائه‌دهندهٔ خدمات عمومی نیز استفاده شد که دارای ساختارهای شبه‌نظامی بودند. برای نمونه: سپاه صلح و انواع سپاه‌های آمبولانس در ایالات متحدهٔ آمریکا و برخی از سازمان‌های مردم‌نهاد. در ایران نیز از این نام برای اطلاق به نهادهایی نظیر سپاه دانش، سپاه ترویج و آبادانی و سپاه بهداشت استفاده شده‌است.

امروزه در ایران از واژهٔ سپاه به‌طور اختصاری و اصطلاحی برای اشاره به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اشاره می‌شود. در حال حاضر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی یک نیروی شبه‌نظامی مستقل است که دارای تقسیمات سازمانی گستره، در حد یک ارتش کلاسیک است. این سازمان در حال حاضر قدرتمندترین نیروی شبه‌نظامی در خاورمیانه و صرفاً به لحاظ انضباطی، تحت امر فرماندهی نیروهای مسلح ایران است و فعالیت‌های بین‌المللی گوناگونی را با همکاری دیگر گروه‌های شبه نظامی منطقه ای انجام می‌دهد. در سال‌های گذشته از سوی برخی دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی، اتهاماتی متوجه این سازمان بوده این که جمهوری اسلامی همواره آن‌ها را رد کرده‌است.[۲][۳][۴][۵]

واژه‌شناسیویرایش

«سپاه» یکی دیگر از کهن‌ترین اصطلاحات نظامی در زبان‌های ایرانی است، که در زبان ایرانی باستان «-spāda*»، پارسی باستان و اوستایی پیشین «-spāda»، اوستایی پسین «-spāδa»؛ پهلوی «spāδ» ،«ispāδ»؛ سغدی «ǝspāδ»؛ بلخی «σπαλο» ،«ασπαλο» و پارسی میانه «spāh» گفته می‌شده و در فارسی دری «سپاه» گشته است[۶]. از این واژه در پارسی باستان «-spāda-pati*» ساخته شده، که در پهلویی «spāδpat»، «spāδbad»، در پارسی میانه «spāhpat»، «spāhbed»، در سغدی «spāδpaδ»، در بلخی «σπαλοβιδο» ،«ασπαλοβιδο» و در فارسی دری «سپهبد» گشته است. همچنین از «سپاه» در فارسی دری اصطلاح «سپه‌سالار» ساخته شده، که با سپهبد مترادف بوده است[۷].

پیشینهویرایش

ارتش هخامنشیان (550 - 330 تا میلاد) در آغاز «-kāra*» نامیده می‌شده، ولی بعدها که بر پایهٔ رده‌بندی ده‌دهی سازمان داده شد، «-spāda*» [سپاه] نام گرفته‌است. در سپاه هخامنشیان از ده سرباز یک گروه تشکیل می‌شده، که «-daθa*» [دهه] نامیده و سردار آن «-daθapati*» [دهبد] خوانده می‌شده‌است. از ده گروه یک گروهان تشکیل می‌شده، که «-θata*» [صده] خوانده و فرمانده آن «-θatapati*» [صده‌بد] نامیده می‌شده‌است. ده گروهان یک هنگ را تشکیل می‌داده‌اند، که «-hazāra*» [هزاره] نامیده و فرمانده آن «-hazārapati*» [هزاربد] خوانده می‌شده است. از ده هنگ یک لشکر تشکیل می‌شده، که «-baivara*» [بیوره] خوانده و فرمانده آن «-baivarapati*» [بیوربد] نامیده می‌شده است. فرمانده کل ارتش هخامنشیان «-spādapati*» [سپهبد] و یا «-kārana*» [کارن] خوانده می‌شده، که از همان «-kāra*» روییده است[۸].

سپاه هخامنشیان
یگان‌ها شمار نیروها فرمانده
-daθa* ۱۰ سرباز -daθapati*
-θata* ۱۰۰ سرباز -θatapati*
-hazāra* ۱۰۰۰ سرباز -hazārapati*
-baivara* ۱۰٬۰۰۰ سرباز -baivarapati*
-spāda* ۶۰٬۰۰۰ سرباز -spādapati* یا -kārana*

در زمان اشکانیان نیز نیروهای مسلح سپاذ (پارتی: spāδ) و فرمانده کل نیروهای مسلح سپاذبد (پارتی: spāδbad) خوانده می‌شدند. اما در سپاه اشکانیان صده‌ها «وَست» (پارتی: wastهزاره‌ها «درفش» (پارتی: drafš) و بَیوَره‌ها «گُند» (پارتی: gund) نامیده می‌شدند. فرماندهان این یگان‌ها «وست‌سالار» (پارتی: wast-sālār)، «درفش‌سالار» (پارتی: drafš-sālār) و «گندسالار» (پارتی: gund-sālār) نامیده می‌شدند.[۹]

سپاه اشکانیان
یگان‌ها شمار نیروها فرمانده
radag* ۱۰ سرباز radagpān*
wast ۱۰۰ سرباز wast-sālār
drafš ۱۰۰۰ سرباز drafš-sālār
gund ۱۰٬۰۰۰ سرباز gund-sālār
spāδ ۶۰٬۰۰۰ سرباز spāδpat یا spāδbad

در زمان ساسانیان نیز سپاه (پارسی میانه: spāh) بر پایه سیستم شمارش دهدهی گروهبندی می‌شد،[۱۰] فرمانده آن سپاهبد (پارسی باستان: spāhbed) خوانده می‌شد. دهه‌ها «رده» (پارسی میانه: radag) و صده‌ها «تَهم» (پارسی میانه: tahm) نامیده و فرمانده آن تهم‌دار (پارسی میانه: tahmdār) خوانده می‌شدند.[۱۱] یگان‌های ۵۰۰ نفره «وَشت» (پارسی میانه: wašt) و فرمانده آن «وشت‌سالار» (پارسی میانه: wašt-sālār) نام داشته‌اند. یک یگان ۱۰۰۰ نفره درفش (پارسی میانه: drafš) نام داشت که فرمانده آن درفش‌سالار (پارسی میانه: drafš-sālār) خوامده می‌شد و یک یگان ۵٬۰۰۰ نفری گند (پارسی میانه: gund) نامیده می‌شد که فرمانده آن یک گندسالار (پارسی میانه: gund-sālār) بود.[۱۲]

سپاه ساسانیان
یگان‌ها شمار نیروها فرمانده
radag ۱۰ سرباز radagbān*
tahm ۱۰۰ سرباز tahmdār
wašt ۵۰۰ سرباز wašt-sālār
drafš ۱۰۰۰ سرباز drafš-sālār
gund ۵۰۰۰ سرباز gund-sālār
spāh ۱۰۰۰۰ سرباز spāhbed
artēštārān artēštārān-sālār

منابعویرایش

  1. «فرهنگ هزارواژۀ نظامی، مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دفتر واژه‌گزینی نظامی ستاد کل نیروهای مسلح، بهار ۱۳۹۲» (PDF). بایگانی‌شده از اصلی (PDF) در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۸ اوت ۲۰۱۸.
  2. اکبر منتجبی (۴ آذر ۱۳۸۶). «بسیج فعال‌تر می‌شود». شهروند امروز (۵۷): ۴۵.
  3. انتصاب سردار غلامحسین غیب‌پرور به ریاست سازمان بسیج- farsi.khamenei.ir- 19 آذر 95
  4. «بیانیه سپاه دربارهٔ فعالیت سیاسی بسیج». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ دسامبر ۲۰۱۵. دریافت‌شده در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۸.
  5. حسین بشیریه، انقلاب و بسیج سیاسی،انتشارات دانشگاه تهران، مؤسسه انتشارات چاپ دانشگاه تهران، چاپ هفتم،1387ش، صص78-81
  6. MacKenzie, D. N., A Concise Pahlavi Dictionary, London, etc.: Oxford University Press, 1971. — 236 pp. ISBN 0-19-713559-5. — p. 75
  7. سپهسالار در لغت‌نامۀ دهخدا
  8. A. Sh. Shahbazi, “ARMY i. Pre-Islamic Iran,” Encyclopædia Iranica, II/5, pp. 489-499
  9. Farrokh, Kaveh. Sassanian Elite Cavalry AD 224-642. Oxford: Osprey, 2005. ISBN 1-84176-713-1. — с. 6—7
  10. NIKONOROV, Valery. (2005), “K voprosu o Parfīanskom nasledii v Sasanidskom Irane: voennoe delo” [The issue of Parthian inheritance in Iran: warfare], in Tsentral ‘naia Aziia ot Akhemenidov do Timuridov: Arkheologiia, Istoriia, Etnologiia, Kul’tura [Central Asia from the Achaemenids to the Timurids: Archaeology, History, Ethnology, Culture], Valery NIKONOROV (ed.), Saint Petersburg: Oriental Department of the St. Petersburg State University, 141-182.
  11. Asha R. The Dates in the Pahlavīg and Pārsīg Inscriptions of Durā (Europos)
  12. Kaveh Farrokh, Gholamreza Karamian, Katarzyna Maksymiuk. A Synopsis of Sasanian Military Organization and Combat Units, Siedlce-Tehran 2018. — ISBN 978-83-62447-22-0 — c. 13
  • Tsouras, P.G. Changing Orders: The evolution of the World's Armies, 1945 to the Present Facts On File, Inc, 1994. ISBN 0-8160-3122-3
  • فرهنگ هزارواژهٔ نظامی، مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دفتر واژه‌گزینی نظامی ستاد کل نیروهای مسلح، بهار ۱۳۹۲.