باز کردن منو اصلی

فرانتس کافکا

از بزرگترین نویسندگان جهان

فرانتس کافکا (به آلمانی: Franz Kafka) (زاده ۳ ژوئیهٔ ۱۸۸۳ – درگذشته ۳ ژوئن ۱۹۲۴) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در سده ۲۰ (میلادی) بود. آثار کافکا در زمرهٔ تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به‌شمار می‌آیند.[۳]

فرانتس کافکا
Kafka.jpg
کافکا در سال ۱۹۲۳
زادروز۳ ژوئیهٔ ۱۸۸۳
پراگ، پادشاهی بوهم، اتریش-مجارستان (جمهوری چک کنونی)
درگذشت۳ ژوئن ۱۹۲۴ (۴۰ سال)
کیرلینگ، بخشی از کلوسترنویبورگ، نیدراسترایش، جمهوری اول اتریش
علت مرگبیماری سل
آرامگاهگورستان ژیژکوف پراگ
تابعیتسیسلتنیا، چکسلواکی[۱][۲]
تحصیلاتدکترای حقوق
دانش‌آموختهٔدانشگاه کارلف (دانشگاه آلمانی چارلز-فردیناند در پراگ)
پیشه
شناخته‌شده برای
سبکادبیات نوگرا
مکتبیهودیت حسیدی
والدینهرمان کافکا
جولی کافکا (نام خانوادگی اصلی لوی)

امضاFranz Kafka's signature.svg

فرانتس کافکا به دوست نزدیک خود ماکس برود وصیت کرده بود که تمام آثار او را نخوانده بسوزاند. ماکس برود از این دستور وصیت‌نامه سرپیچی کرد و بیشتر آثار کافکا را منتشر کرد و دوست خود را به شهرت جهانی رساند.[۴] پُرآوازه‌ترین آثار کافکا، رمان کوتاه مسخ (Die Verwandlung) و رمان محاکمه و رمان ناتمام قصر هستند. اصطلاحاً، به فضاهای داستانی که موقعیت‌های پیش‌پاافتاده را به شکلی نامعقول و فراواقع‌گرایانه توصیف می‌کنند -فضاهایی که در داستان‌های کافکا زیاد پیش می‌آیند- کافکایی می‌گویند.[نیازمند منبع]

آغاز زندگیویرایش

کافکا در یک خانوادهٔ آلمانی‌زبان یهودی در پراگ زاده شد. در آن زمان پراگ مرکز پادشهی بوهم بود. این پادشاهی، یکی از سرزمین‌های متعلق به امپراتوری اتریش-مجارستان بود. او بزرگ‌ترین فرزند خانواده بود و دو برادر کوچک‌تر داشت که هر دو آنها پیش از شش سالگی فرانتس مردند و سه خواهر که در جریان جنگ جهانی دوم در اردوگاه‌های مرگ نازی‌ها جان باختند.

پدرش بازرگان یهودی و مادرش زنی متعصب بود. رفتار مستبدانه و جاه‌طلبانهٔ پدر، چنان محیط ترسناکی در خانواده به وجود آورده بود که از کودکی سایه‌ای از ترس بر روح کافکا انداخت و در سراسر زندگی هرگز از او دور نشد. شاید همین نفرت از زندگی در کنار پدری سنگدل موجب شد که کافکا ابتدا به مذهب پناه برد.[۵]

کافکا زبان آلمانی را به عنوان زبان نخست آموخت. ولی زبان چکی را هم کم‌وبیش بی‌نقص صحبت می‌کرد. همچنین با زبان و فرهنگ فرانسه نیز آشنایی داشت و یکی از رمان‌نویسان محبوبش گوستاو فلوبر بود. آموزش یهودی او، به جشن تکلیف در سیزده سالگی و چهار بار در سال به کنیسه رفتن با پدرش محدود بود.[۶]

تحصیلویرایش

کافکا در سال ۱۹۰۱ دیپلم گرفت و سپس در دانشگاه کارلف (دانشگاه آلمانی چارلز-فردیناند در پراگ) به یادگیری رشتهٔ شیمی پرداخت. ولی پس از دو هفته، رشتهٔ خود را به حقوق تغییر داد. این رشته، آیندهٔ روشن‌تری پیش پای او می‌گذاشت که سبب خشنودی پدرش می‌شد. همچنین دورهٔ تحصیل طولانی‌تر آن به کافکا فرصت شرکت در کلاس‌های ادبیات آلمانی و هنر را می‌داد. کافکا در پایان سال نخست تحصیلش در دانشگاه با ماکس برود آشنا شد که به همراه فلیکس ولچ روزنامه‌نگار که او هم در رشتهٔ حقوق تحصیل می‌کرد تا پایان عمر از نزدیک‌ترین دوستان او باقی ماندند.

 
کافکا در سال ۱۹۰۶

کافکا در تاریخ ۱۸ ژوئن ۱۹۰۶ با مدرک دکترای حقوق فارغ‌التحصیل شد و یک سال در دادگاه‌های شهری و جنایی به عنوان کارمند دفتری، خدمت سربازی بدون حقوق خود را انجام داد.[۳]

کارویرایش

کافکا در ۱ نوامبر ۱۹۰۷ به استخدام یک شرکت بیمه ایتالیایی به نام Assicurazioni Generali درآمد و حدود یک سال به کار در آنجا ادامه داد. از نامه‌های او در این مدت برمی‌آید که از برنامهٔ ساعات کاری —شش صبح تا هشت شب— ناراضی بوده؛ چون نوشتن را برایش سخت می‌کرده‌است. او در ۱۵ ژوئیه ۱۹۰۸ استعفاء داد و دو هفته بعد، کار مناسب‌تری در مؤسسهٔ بیمهٔ حوادث کارگری پادشاهی بوهم پیدا کرد. او اغلب از کار خود به عنوان «کاری برای نان درآوردن» و پرداخت مخارجش یاد کرده‌است. با این وجود، او هیچ‌گاه کارش را سرسری نگرفت و ترفیع‌های پی‌درپی نشان از پرکاری او دارد. در همین دوره او کلاه ایمنی را اختراع کرد و به دلیل کاهش تلفات جانی کارگران در صنایع آهن بوهم و رساندن آن به ۲۵ نفر در هر هزار نفر، یک مدال افتخار دریافت کرد.[۷]

همچنین وظیفهٔ تهیهٔ گزارش سالیانه نیز به او واگذار شد. گفته می‌شود او چنان از نتیجهٔ کار خود راضی بود که نسخه‌هایی از گزارش را برای خانواده و اقوامش فرستاد. هم‌زمان کافکا به همراه دوستان نزدیکش ماکس برود و فلیکس ولش که سه نفری دایرهٔ صمیمی پراگ را تشکیل می‌دادند فعالیت‌های ادبی خود را نیز ادامه می‌داد.

کافکا از ۱۹۱۰ تا پایان عمر خود به نوشتن یادداشت‌های خصوصی پرداخت که اثری در شناخت شخصیت و زندگی او به‌شمار می‌آیند. فرانتس کافکا در این یادداشت‌ها از ترس از بیماری، تنهایی، شوق فراوان به ازدواج و همزمان هراس از آن، کینهٔ به پدر و مادر و احساس‌های گوناگون خویش نوشت.[۵]

روابط اجتماعیویرایش

در سال ۱۹۱۱ کارل هرمان همسر خواهرش اِلی، به کافکا پیشنهاد همکاری برای راه‌اندازی کارخانهٔ پنبهٔ نسوز پراگ، هرمان و شرکا را داد. کافکا در ابتدا تمایل نشان داد و بیشتر وقت آزاد خود را صرف این کار کرد. در این دوره با وجود مخالفت‌های دوستان نزدیکش از جمله ماکس برود به فعالیت‌های نمایشی تئاتر ییدیش هم علاقه‌مند شد و در این زمینه نیز کارهایی انجام داد.

کافکا در سال ۱۹۱۲ در خانهٔ دوستش ماکس برود با فلیس بوئر که در برلین نمایندهٔ یک شرکت ساخت دیکتافون بود آشنا شد. در پنج سال پس از این، آنها نامه‌های بسیاری برای هم نوشتند. کافکا اغلب خنده‌رو و اجتماعی بو.د اما در زندگی شخصی و روابطش زیاد موفق نبود. به‌طوری‌که پس از دو بار نامزدی با فلیسه، در سال ۱۹۱۷ رابطه آنها به پایان رسید. رابطه بعدی کافکا با دختری به نام دورا دایامنت بود. کافکا و دورا ریشه‌های یهودی داشتند و طرفدار سوسیالیسم بودند. بنابراین خیلی زود تصمیم گرفتند که رابطه نزدیکتری با هم ایجاد کنند و در برلین با یکدیگر هم‌خانه شدند.

کافکا در اوائل دهه ۱۹۲۰ (میلادی) روابط نزدیکی با میلنا ینسکا نویسنده و روزنامه‌نگار هموطنش پیدا کرد. در سال ۱۹۲۳ برای فاصله گرفتن از خانواده و تمرکز بیشتر برنوشتن، مدت کوتاهی به برلین کوچ کرد. آنجا با دوریا دیامانت یک معلم بیست و پنج سالهٔ کودکستان و فرزند یک خانوادهٔ یهودی سنتی ـ که آن قدر مستقل بود که گذشته‌اش در گتو را به فراموشی بسپارد ـ زندگی کرد. دوریا معشوقه کافکا شد و توجه و علاقهٔ او را به تلمود جلب کرد.[۸]

بیماری و مرگویرایش

کافکا در سال ۱۹۱۷ دچار بیماری سل شد و ناچار شد چندین بار در دورهٔ نقاهت به استراحت بپردازد. در طی این دوره‌ها خانواده او به ویژه خواهرش اُتا مخارج او را می‌پرداختند. در این دوره، با وجود ترس کافکا از این که چه از لحاظ بدنی و چه از لحاظ روحی برای مردم نفرت‌انگیز باشد، بیشترمردم از ظاهر پسرانه، منظم و جدی، رفتار خونسرد و خشک و هوش نمایان او خوششان می‌آمد.[۹]

 
آرامگاه کافکا در گورستان ژیژکوف پراگ

باور بر این است که کافکا در سراسر زندگی خود از افسردگی حاد و اضطراب رنج می‌برده‌است. او همچنین دچار میگرن، بی‌خوابی، یبوست، جوش صورت و مشکلات دیگری بود که عموماً عوارض فشار عصبی و نگرانی هستند. کافکا تلاش می‌کرد همهٔ این‌ها را با رژیم غذایی طبیعی، مانند گیاه‌خواری و خوردن مقادیر زیادی شیر پاستوریزه‌نشده (که به احتمال زیاد سبب بیماری سل او شد[۱۰]) برطرف کند. به هر حال بیماری سل کافکا شدت گرفت و او به پراگ بازگشت. سپس برای درمان به استراحتگاهی در وین رفت و در ۳ ژوئن ۱۹۲۴ در همان‌جا درگذشت. وضعیت گلوی کافکا طوری شد که غذا خوردن آن قدر برایش دردناک بود که نمی‌توانست چیزی بخورد و چون در آن زمان تغذیه وریدی هنوز رواج پیدا نکرده بود راهی برای خوردن نداشت. بنابراین بر اثر گرسنگی جان خود را از دست داد. بدن او را به پراگ برگرداندند و در تاریخ ۱۱ ژوئن ۱۹۲۴ در گورستان یهودی‌ها در ژیژکوف پراگ به خاک سپردند.

عقاید و دیدگاه دینیویرایش

کافکا در بیشتر زندگیش، بی‌طرفی خود را در مورد ادیان رسمی حفظ کرد. با این حال و با این که هیچ‌وقت شخصیت‌های داستان‌هایش را یهودی تصویر نکرد هرگز تلاش نکرد ریشهٔ یهودی خود را پنهان کند. او از لحاظ فکری به مکتب یهودیت حسیدی در یهودیت علاقه‌مند بود که برای تجارب روحانی و صوفیانه ارزش زیادی قائل است. کافکا در ده سال پایانی عمر خود حتی به زندگی در اسرائیل ابراز تمایل کرد. تناقضات اخلاقی و آیینی موجود در داستان‌های «داوری»، «آتش‌انداز»، «هنرمند گرسنگی» و «پزشک دهکده»، همه نشانه‌هایی از علاقهٔ کافکا به آموزه‌های حاخام‌ها و تناسب آنها با قوانین و قضاوت در خود دارند. از طرف دیگر سبک وسواسی طنزآمیز راوی مجادله‌جوی «ژوزفین آوازه‌خوان»، سنت شعارگونهٔ موعظه‌های حاخام‌ها را نمایان می‌کند.[۱۱]

روزنامه نیویورک تایمز در تاریخ ۱۶ اوت ۲۰۰۸، نامه‌ای از دورا دایامنت، آخرین معشوقه کافکا به دوست نزدیک کافکا یعنی ماکس برود را منتشر کرده که در آن وی مدعی شده بود که «کافکا همیشه می‌خواست به اسرائیل مهاجرت کند».[۱۲]

داستان نوشته‌های گمشده کافکا به‌طور گسترده در مطبوعات و رسانه‌ها منعکس شده و به دنبال آن آرشیو ادبی آلمان در مارباخ آم نکا که صاحب مجموعه‌ای از نامه‌های کافکاست خواستار انتقال این اسناد از اسرائیل به آلمان شده‌است. اما کتابخانه ملی اسرائیل گفته که هیچ سند مهمی که مربوط به تاریخ مردم یهود باشد از اسرائیل خارج نخواهد شد.[۱۲]

انتشار نوشته‌هاویرایش

چاپ نوشته‌ها پس از مرگویرایش

کافکا در طول زندگی خود، تنها چند داستان کوتاه منتشر کرد که بخش کوچکی از کارهایش را تشکیل می‌دادند و هیچ‌گاه هیچ‌یک از رمان‌هایش به پایان نرسید (به جز شاید مسخ که برخی آن را یک داستان بلند می‌دانند). نوشته‌های او تا پیش از مرگش چندان توجهی به خود جلب نکردند. کافکا به دوستش ماکس برود گفته بود که پس از مرگش همهٔ نوشته‌هایش را نابود کند. دوریا دیامانت معشوقهٔ او با پنهان کردن نزدیک ۲۰ دفترچه و ۳۵ نامهٔ کافکا، تا اندازه‌ای به وصیت کافکا عمل کرد. تا هنگامی که در سال ۱۹۳۳ گشتاپو آنها را ضبط کرد. برود بر خلاف وصیت کافکا عمل کرد و نوشته فرانتس کافکا را پیش خود نگه داشت.[۱۳] در سال ۱۹۳۹ به دنبال اشغال چکسلواکی به دست نازی‌ها ماکس برود پراگ را ترک کرد و نوشته‌های کافکا را در یک چمدان با خود به تل‌آویو برد.[۱۴] او بعدها همهٔ کارهای کافکا را منتشر کرد. نوشته‌ها کافکا خیلی زود توجه مردم و تحسین منتقدان را برانگیختند.[۱۳]

دادخواست حقوقیویرایش

ماکس برود در وصیت‌نامه خود، یادداشت‌های فرانتس کافکا را به منشی خود، استر هوف واگذار داده و از او خواسته بود آنها را به کتابخانه ملی اسرائیل بدهد. اما استر هوف، از این کار خودداری کرد و در سال ۱۹۸۸ نسخه دست‌نویس محاکمه را به قیمت ۲ میلیون دلار آمریکا فروخت. او بخشی از یادداشت‌ها را در آپارتمان خود در تل‌آویو و بخشی دیگر را در چند گاوصندوق در بانک‌های اسرائیل و سوئیس پنهان کرد. پس از مرگ استر هوف در سال ۲۰۰۷ کتابخانه ملی اسرائیل از دختران او خواست به وصیت مکس برود احترام بگذارند و باقی یادداشت‌ها را به این کتابخانه بدهند. اما آنها این خواسته را نپذیرفتند. در سال ۲۰۰۸ کتابخانه ملی اسرائیل، دادخواست حقوقی را برای گرفتن این یادداشت‌ها آغاز کرد. در پایان، دیوان عالی اسرائیل به نفع کتابخانه ملی این کشور رای داد و جستجو برای یافتن این نوشته‌ها آغاز شد. با جستجوی نوشته‌ها در خانه استرهوف و آرشیو ادبی آلمان و بانک یوبی‌اس، این نوشته‌ها پیدا شدند. بنابراین در اوت ۲۰۱۹ همه نوشته‌های فرانتس کافکا در کتابخانه ملی اسرائیل گردآوری شدند.[۴][۱۴]

نویسندگیویرایش

سبک نوشتاریویرایش

کافکا که در پراگ به دنیا آمده بود زبان چکی را خوب می‌دانست، ولی برای نوشتن زبان آلمانی پراگ (Prager Deutsch)، گویش مورد استفادهٔ اقلیت‌های آلمانی یهودی و مسیحی در پایتخت بوهم را انتخاب کرد.[۱۳] به نظر کافکا آلمانی پراگ «حقیقی‌تر» از زبان آلمانی رایج در آلمان بود و او توانست در کارهایش به گونه‌ای از آن بهره بگیرد که پیش و پس از او کسی نتوانست.[۱۵]

با نوشتن به آلمانی، کافکا توانست جمله‌های بلند و تودرتویی بنویسد که سراسر صفحه را اشغال می‌کردند. جملات کافکا بیشتر، پیش از نقطهٔ پایانی، ضربه‌ای برای خواننده در چنته دارند ـ ضربه‌ای که مفهوم و منظور جمله را تکمیل می‌کند. خواننده در واژهٔ پیش از نقطهٔ پایان جمله، در می‌یابد که چه اتفاقی برای گرگور سمسا افتاده است.[۱۶]

مشکل دیگر پیش روی برگرداننده‌ها استفادهٔ عمدی نویسنده از واژه‌ها یا گزاره‌های ابهام‌آمیزی است که می‌توانند معانی مختلفی داشته باشند. نمونه آن، واژهٔ Verkehr در جملهٔ آخر داستان «داوری» است؛ این جمله را می‌توان این‌طور برگردان کرد: «و در این لحظه، جریان بی‌پایان خودروها از بالای پل می‌گذشتند.» ولی کافکا به دوستش ماکس برود گفته بود که هنگام نگارش این جمله به «انزال ناگهانی» فکر می‌کرده‌است.[۱۵] در حالی که برگردان رایج برای Verkher همان ترافیک است.

 
مجسمهٔ برنزی کافکا در پراگ

تفسیر نقادانهویرایش

بسیاری از منتقدان تلاش کرده‌اند با تفسیر آثار کافکا در چارچوب مکاتب ادبی از جمله نوگرایی و واقع‌گرایی جادویی مفاهیم عمیق‌تری از آنها استخراج کنند.[۱۷] ناامیدی و پوچی حاکم بر فضای داستان‌های کافکا نمادی از اگزیستانسیالیسم شمرده می‌شود. برخی دیگر به سخره گرفتن دیوان‌سالاری در داستان‌هایی مانند «گروه محکومین»، «محاکمه» و «قصر» را نشانی از تمایل به مارکسیسم می‌دانند. در حالی که برخی دیگر، علت مخالفت کافکا با دیوان‌سالاری را آنارشیسم می‌دانند.[۱۷] دیگرانی نیز هستند که کارهای او را از دریچهٔ یهودیت (بورخس یادداشت‌هایی در این زمینه دارد) یا فرویدیسم[۱۷] (به دلیل مشاجرات خانوادگی کافکا) یا تمثیل‌هایی از جستجوی متافیزیکی به دنبال خدا (یکی از معتقدان این نظریه توماس مان بود) می‌بینند.

درونمایه بیگانگی و زجر کشیدن بارها و بارها در آثار مختلف ظاهر می‌شود و با تأکید بر این کیفیت، پژوهشگرانی مانند ژیل دلوز و فلیکس گاتاری است که عقیده دارند کافکا بیش از نویسنده تنهایی است که از سر رنج می‌نویسد و کارهای او سنجیده‌تر و «شادتر» از چیزی هستند که به نظر می‌رسند.

گذشته از این، با خواندن یکی از کارهای کافکا به صورت مجزا —با تمرکز بر بیهودگی تقلای شخصیت‌ها و بدون توجه به زندگی خود نویسنده— است که طنز کافکا مشخص می‌شود. کارهای کافکا از این دیدگاه، ربطی به مشکلات خود او در زندگیش ندارند و نمایانگر ساختگی‌بودن مشکلات آدم‌ها هستند.

زندگی‌نامه‌نویسان گفته‌اند که خیلی پیش می‌آمده که کافکا بخش‌هایی از کتاب‌هایی که رویشان کار می‌کرده را برای دوستان نزدیکش می‌خوانده و در این خوانش‌ها همیشه بر جنبهٔ طنزآمیز نثر متمرکز بوده است. میلان کوندرا طنز کافکا را در اساس فراواقع گرایانه و الهام‌بخش هنرمندانی جون فدریکو فلینی، گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتس و سلمان رشدی می‌داند. مارکز می‌گوید با خواندن مسخ کافکا بود که فهمید «می‌توان جور دیگری نوشت».

تاریخ انتشارویرایش

خوانندگان آثار کافکا هنگام انتخاب کتاب برای خواندن باید به تاریخ انتشار کتاب‌های او (چه ویرایش‌های آلمانی و چه ویرایش‌های برگردان شده) توجه داشته باشند. کافکا پیش از آماده‌سازی (و در برخی موارد حتی به پایان رساندن) برخی از نوشته‌هایش برای انتشار از جهان رفت. بنابراین رمان‌های قصر (که وسط یک جمله تمام می‌شود و در مورد تعلق داشتن یا نداشتن قسمت‌هایی از متن به اثر ابهام وجود دارد)، محاکمه (که فصول آن شماره ندارند و بعضی از آنها ناتمام مانده‌اند) و آمریکا (کافکا نام مردی که ناپدید شد را برای آن انتخاب کرده بود) همه توسط ماکس برود آماده و چاپ شدند. به نظر می‌رسد برود هنگام کار روی دست‌نوشته‌ها اجازهٔ دخل و تصرف‌هایی را به خود داده‌است (جابه‌جا کردن فصل‌ها، تغییر زبان آلمانی و تصحیح نقطه‌گذاری). بنابراین متن اصلی آلمانی که چاپ نشد، تغییر داده شده‌است. نسخه‌های ویرایش شده توسط برود اغلب ویرایش نهایی (Definitive Edition) نام‌گذاری می‌شود.

پس از پایان جنگ جهانی دوم مالکوم پیسلی توانست بیشتر دست‌نوشته‌های کافکا را گردآوری کند و در سال ۱۹۶۱ در اختیار کتابخانه بادلین دانشگاه آکسفورد قرار دهد.[۱۸] متن محاکمه نیز بعدها در مزایده خریداری شد و در اختیار بایگانی ادبی آلمان قرار گرفت.[۱۹]

مالکوم پیسلی، گروهی را برای بازسازی رمان‌های آلمانی تشکیل داد و ناشر آلمانی اس فیشر فرلاگ آنها را دوباره چاپ کرد. خود پیسلی بر انتشار قصر و محاکمه (چاپ هر دو در ۱۹۸۲) و یکی از همکارانش بر انتشار آمریکا (چاپ ۱۹۸۳) نظارت کردند. این ویرایش‌ها، بیشتر، ویرایش منتقدان (Critical Edition) یا ویرایش فیشر نامیده می‌شوند. متن آلمانی این آثار و بسیاری از نوشته‌های دیگر کافکا را در وبگاه پروژهٔ کافکا[۲۰] بیابید.

در ایرانویرایش

بسیاری از آثار کافکا در ایران برگردان شده‌اند. از جمله آنها برگردان‌های فرزانه طاهری بر مسخ، صادق هدایت و امیر جلال‌الدین اعلم و حسن قائمیان بر مسخ و گروه محکومین و گراکوسی شکارچی و برگردان جلال‌الدین اعلم از قصر و همچنین برگردان همه آثار کافکا توسط علی اصغر حداد در نشر ماهی هستند.. همان‌طور که گفته شد برگردان آثار کافکا بسیار دشوار و در بعضی موارد غیرممکن می‌نمایند. به همین خاطر بسیاری از برگردان‌های فارسی آثار کافکا راضی نیستند.

نوشته‌هاویرایش

رمان‌هاویرایش

عنوان عنوان اصلی آلمانی برگردان‌های مشهور فارسی روی جلد چاپ اول
محاکمه Der Process (۱۹۲۵) امیر جلال‌الدین اعلم  
قصر Das Schloss (۱۹۲۶) امیر جلال‌الدین اعلم  
آمریکا

با نام دیگر مردی که ناپدید شد

Amerika or Der Verschollene (۱۹۲۷) بهرام مقدادی

علی‌اصغر حداد

 

دیگر نوشته‌هاویرایش

عنوان مجموعهٔ داستان‌ها برگرداننده(ها)
گروه محکومین[الف] - حسن قائمیان
مسخ
  • مسخ
  • گراکوس شکارچی
  • مهمان مردگان
  • شمشیر
  • در کنیسهٔ ما
صادق هدایت
مجموعهٔ داستان‌ها[ب]
  • جلوی قانون
  • پیام امپراتور
  • وصف یک پیکار
  • ابراهیم
  • بهشت
  • ساخت معبد
  • آمدن مسیح
  • پلنگ‌ها در معبد
  • نگهبان کور
  • پزشک دهکده
  • پژوهش‌های یک سگ
  • نقاب برداشتن از چهرهٔ یک کلاهبردار
  • گردش ناگهانی
  • تصمیم‌ها
  • گشت و گذار در کوهسار
  • نگاهی پرت از پنجره
  • راه خانه
  • رهگذران
  • تأملاتی برای آقایان سوارکار
  • پنجره رو به خیابان
  • درخت‌ها
  • خواب
  • در جایگاه بالائی سیرک
  • نوشته‌ای کهن
  • حیوان دورگه
  • نشان شهر
  • مسئلهٔ قوانینمان
  • کرکس
  • بازگشت به خانه
  • نخستین اندوه
  • ...[پ]
امیر جلال الدین اعلم،

علی اصغر حداد

نامه به پدر - امیر جلال الدین اعلم، فرامرز بهزاد
جلو قانون[ت]
  • جلو قانون
  • شغال و عرب
صادق هدایت
دفتر یادداشت‌های روزانه - بهرام مقدادی
مسخ[ث] - فرزانه طاهری

یادداشت‌هاویرایش

  1. به همراه پیام کافکا نوشتهٔ صادق هدایت و گروه محکومین ترجمهٔ حسن قائمیان
  2. بسیاری از تمثیل‌ها چون ابراهیم، بهشت، آمدن مسیحا، ساخت معبد و چون این‌ها از ترجمهٔ امیر جلال الدین اعلم (انتشارات نیلوفر) در ایران اجازهٔ نشر ندارند. این تمثیل‌ها در چاپ دوم کتاب «داستان‌های کوتاه» از علی اصغر حداد (انتشارات ماهی) به سال ۱۳۸۵ چاپ شد.
  3. تدارک عروسی در روستا، داوری، کیفرگاه، آموزگار دهکده (موش کور غول پیکر)، بلومفلد پیر پسر، گراکوس شکارگر (یک پاره نوشت)، دیوار بزرگ چین، خبر ساختن دیوار (یک پاره نوشت)، گزارشی به فرهنگستان (دو پاره نوشت)، امتناع، کودکان بر جادهٔ روستایی، بداقبالی مرد عزب، لباس‌ها، آرزوی سرخ‌پوست بودن، شبانگاه، هنرمند گرسنگی، زنک، نقب، یوزفینهٔ آوازخوان، یا مردم موش، کاسب، سوار بر تراموا، وازدن، اندوه، برادرکشی، دهکدهٔ بعدی، دیدار از معدن، شغال‌ها و عربها، پل، سطل سوار، وکیل مدافع جدید، کوبه‌ای بر در سرای اربابی، یازده پسر، همسایه‌ام، دغدغه‌های مرد خانواده، آشوب معمولی، حقیقت راجع به سانچوپانسا، خاموشی سیرن‌ها، پرومتدئوس، پوسیدن، دوستی، سربازگیری، آزمون، سکاندار، فرفره، افسانه‌ای کوچک، عزیمت، وکلای مدافع، زن و شوهر، ولش کن، دربارهٔ تمثیل.
  4. قانون بخشی از فصل نهم رمان محاکمه‌است. این بخش به همراه «شغال و عرب» از فرانتس کافکا، دیوار از ژان پل سارتر، کلاغ پیر از الکساندر لانژ کیلاند، تمشک تیغ دار از آنتون چخوف، مرداب حبشه از گاستون شرو و کور و برادرش از آرتور شنیتسلر در کتاب دیوار، از صادق هدایت ترجمه شده‌است.
  5. به همراه دربارهٔ مسخ از تفسیرهای ولادیمیر ناباکوف.

پانویسویرایش

  1. Koelb 2010, p. 12.
  2. Czech Embassy 2012.
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ Contijoch 2000.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ «'محاکمه‌' کافکا به اسرائیل نمی‌رود». بی‌بی‌سی فارسی. ۲۸ مهر ۱۳۸۸.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ «فرانتس کافکا». انتشارات کتاب کاروان. ۲۰۱۴-۱۰-۱۸. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۰۱۴-۱۰-۱۸. دریافت‌شده در ۲۰۱۹-۰۵-۱۳.
  6. Franz Kafka Biography بایگانی‌شده در ۱۶ آوریل ۲۰۱۰ توسط Wayback Machine www.kafka-franz.com
  7. Drucker 2002, p. 24.
  8. "Lothar Hempel". Gerhardsen Gerner. Archived from the original on 2005-05-24.
  9. "Disappearing Act". American Repertory Theater. February 20, 2008. Archived from the original on February 20, 2008. Retrieved May 13, 2019.
  10. "Researchers discover ancient origins of tuberculosis-causing bacteria". brightsurf. August 19, 2005. Archived from the original on April 22, 2016.
  11. Kafka (1996, xiv–xv).
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ مارک گلبرت: کافکا صهیونیست بود (رادیو زمانه)
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ نامه‌های کافکا به کتابخانه ملی اسرائیل رسید، بی‌بی‌سی فارسی
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ «جستجو به دنبال یادداشت‌های گمشده کافکا، در اسرائیل به پایان رسید». بی‌بی‌سی فارسی. ۱۶ مرداد ۱۳۹۸.
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ Kafka (1996, xii).
  16. (verwandelt)
  17. ۱۷٫۰ ۱۷٫۱ ۱۷٫۲ Franz Kafka 1883 – 1924 www.coskunfineart.com
  18. A Kafka For The 21st Century by Arthur Samuelson, publisher, Schocken Books بایگانی‌شده در ۵ مه ۲۰۱۲ توسط Wayback Machine www.jhom.com
  19. Herzlich Willkommen www.dla-marbach.de
  20. The Kafka Project - Kafka's Works in German According to the Manuscript www.kafka.org

منابعویرایش

  • Contijoch, Francesc Miralles (2000). Franz Kafka (به Spanish). Barcelona: Oceano Grupo Editorial, S.A. ISBN 978-84-494-1811-2.
  • Koelb, Clayton (2010). Kafka: A Guide for the Perplexed. Chippenham, Wiltshire: Continuum International Publishing Group. ISBN 978-0-8264-9579-2.
  • Corngold, Stanley (1972). Introduction to The Metamorphosis, reissue edition. Bantam Classics. ISBN 0-553-21369-5.
  • Hamalian, Leo (Ed.). [1974]. Franz Kafka: A Collection of Criticism. New York: McGraw-Hill. ISBN 0-07-025702-7.
  • Kafka, Franz (1996). The Metamorphosis and Other Stories, trans. Donna Freed. New York: Barnes & Noble. ISBN 1-56619-969-7.

پیوند به بیرونویرایش