ک (پسوند تصغیر)

اگر اسم علامت تصغیر داشته باشد، آن را مصغر می‌نامند. مصغر اسمی است که مفهوم خردی و کوچکی را برساند. اسم مصغر یا به کوچکی از نظر اندازه دلالت می‌کند یا به کوچکی از نظر معنوی. صفت نیز گاهی مصغر می‌شود، مانند بَدَک، کَمَکی، بیشترک، پیشترک.

تصغیر سه علامت دارد: «ک» (دخترک)، «چه» (باغچه)، «و» (خواجو).

«ک» تصغیر گاهی بی‌ارزش بودن را می‌رساند، مانند مردک، عالمک؛ و گاهی تحبیب و دلسوزی را، مانند طفلک، مامک و گاهی نیز شباهت یا داشتن رنگی را، مانند موشک، خروسک، زردک، سُرخَک.

در بعضی لهجه‌ها در مقام تعریف و تصغیر، به اسم، های بیان حرکت می‌افزایند، مانند پسره، دختره. اگر کلمه‌ای به «ا» یا «و» ختم شده باشد.

قبل از «ک»، «ی» می‌افزایند، مانند پایَک، مویَک.

اگر کلمه‌ای به‌های بیان حرکت ختم شده باشد، «ه» به «گ» بدل می‌شود، مانند جوجه< جوجگ.

گاهی «چه» به «زه/ ژه» تبدیل می‌شود، مانند نیچه< نیزه؛ مویچه< مژه. پسوند «ـ ویه» (- uye) را از علامتهای تصغیر دانسته‌اند: شیرویه، بابویه، ماهویه. گاه در تصغیر با چه، بر خلاف قیاس، یک «ی» نیز می‌آید: دریچه، (دنبلیچه (دنبالیچه)). گاه در یک قید، «ی» نکره و «ک» تصغیر باهم جمع می‌شوند: کَمَکی، لَختکی، نَرمکی.

فهرست واژه‌ها و نام‌ها با پسوند تصغیر کویرایش

«ک» در واژه‌هایی مانند نمک و برمک پسوند نیست.

واژه‌های عمومیویرایش

  • کنیزک ( برای تحقیر کردن خدمتکار یا کنیز)
  • برفک
  • گرمک
  • بابک
  • هشتک
  • هفتک
  • سنگک
  • نورک
  • دستک
  • انچوچک
  • دینک
  • انجیرک
  • جیرجیرک
  • ماسماسک
  • قارقارک
  • انگولک (تصغیر انگول به معنی انگشت)
  • جو پرک
  • رنگینک
  • چوبک
  • چارک
  • دهک
  • قوزک
  • مردک
  • بختک
  • سرک
  • شکلک
  • ماهک
  • زیرک (زیر به معنی هوشمند است)
  • خرسک
  • مترسک
  • خرک
  • پوستک
  • چشم‌بندک (سرمامک) نوعی بازی کودکان
  • بندک (پرده‌ها)
  • سرخک
  • پیامک
  • کشکک زانو
  • مهرک
  • پیچک
  • شیپورک
  • واژک
  • پشمک
  • سفیدک (بیماری)
  • موشک
  • چشمک
  • گوشک (بیماری)
  • شیرینک
  • ملوسک
  • گلک
  • گندمک
  • تلخک

ابزار و وسایلویرایش

  • کاردک
  • کفشک
  • ستونک
  • شمعک
  • سگک
  • سیخک
  • لاوک
  • سیبک
  • پوشک
  • برجک
  • اتاقک
  • آدمک
  • زنبورک
  • غربیلک
  • انبرک
  • روروئک
  • چاهک
  • بالشتک
  • بادامک

گیاهانویرایش

  • خارخسک
  • هزاربندک
  • میخک
  • چسبک
  • جغجغک
  • ترتیزک
  • قلیانک
  • سوزنک

جانورانویرایش

  • شاپرک
  • چرخک (نوعی سوسک)
  • بادقپک

جغرافیاویرایش

  • پرندک
  • ورامینک
  • اصفهانک
  • ونک (تصغیر ون به معنی درخت)
  • گلوبندک
  • دوبندک
  • اصفهک
  • زوارک
  • دهک
  • تختک
  • دزک
  • دشتک
  • نیستانک
  • گنبدک