باز کردن منو اصلی

آسی‌ها یا آس‌ها یا اوستیایی‌ها قومیتی ایرانی و بومی منطقه‌ای در رشته‌کوه قفقاز, به نام اوستیا هستند.[۱۰][۱۱][۱۲] ایشان خویش را ایرَتّه می‌خوانند. «ایر» به معنی ایرانی و آریایی و -ته پسوند جمع در زبان‌های سغدی، آسی و یغنابی است.[۱۳]

مردم آسی
(Ирæттæ)
کل جمعیت
۷۲۰٬۰۰۰
مناطق با جمعیت قابل توجه
 روسیه ۵۲۸٬۵۱۵[۱]
به ویژه در: Flag of North Ossetia.svg اوستیای شمالی-آلانیا ۴۴۵٬۳۱۰[۲]
 اوستیای جنوبی:
(a state with a limited دوژور recognition of its independence)
۴۵٬۰۰۰[۳]
 گرجستان
(با احتساب اوستیای جنوبی)
۳۸٬۰۲۸[۴]
 سوریه ۵۹٬۲۰۰[۵]
 ترکیه ۳۶٬۹۰۰[۵]
 ازبکستان ۸٬۱۷۰[۵]
 تاجیکستان ۵٬۳۰۰[۵]
 اوکراین ۴٬۸۳۰[۶]
 جمهوری آذربایجان ۲٬۳۴۰[۵]
 ترکمنستان ۲٬۱۷۰[۵]
 قزاقستان ۲٬۰۹۰[۵]
 قرقیزستان ۹۳۷[۵]
 بلاروس ۷۸۴[۵]
 ارمنستان ۳۹۲[۵]
 مولداوی ۳۵۳[۵]
 لتونی ۲۵۶[۷]
 استونی ۱۱۶[۸]
 استرالیا نامشخص[۹]
زبان‌ها
زبان آسی، زبان روسی، زبان گرجی
دین
عمدتاً مسیحی ارتودکس
با اقلیتی از دین سنتی آسی‌ها و اسلام
گروه‌های قومی مرتبط
سکاها، سرمتی، آلانان
دیگر مردمان ایرانی، دیگر همسایگان مردمان قفقاز و مردم یاسی در مجارستان.
Ossetian tribes.png

آسی‌ها در نیمه راه بخش عمده رشته‌کوه قفقاز، زندگی می‌کنند و تنها راه کوهستانی به نام گردنه در الان از میان آن می‌گذرد؛ بنابراین، از میان طوایف قفقازی، آسی‌ها هستند که در شمال و جنوب، و در دو سوی رودخانه زندگی می‌کنند. عده‌ای هم در دشت تِرِک، اقامت دارند.[۱۴]

محتویات

زبانویرایش

به زبان آسی سخن می‌گویند. زبان آنها جزیی از شاخهٔ خاوری زبان‌های ایرانی است. این زبان از خانوادهٔ زبان‌های شرقی ایرانی است و با زبان‌های یغنابی رابطهٔ نزدیک دارد. این زبان را ادامهٔ زبان سکایی می‌دانند.

سرزمینویرایش

هرودوت سرزمین ایشان را آسیا نامیده‌است؛ این نام سپس به سرتاسر قاره آسیا گفته شد. بیشتر آسیان در اوستیای شمالی-آلانیا (در روسیه) و اوستیای جنوبی (در گرجستان) زندگی می‌کنند. شماری از آن‌ها در ترکیه و مجارستان زندگی می‌کنند.

تاریخویرایش

آسی‌ها از نوادگان الانان و سکاها (از مردمان ایرانی) هستند. در سده‌های میانی تحت تأثیر گرجی‌ها بیزانسی‌ها مسیحی شدند.

آسی‌ها به وسیله مبلغان مذهبی بیزانسی و گرجی به آیین مسیحی درآمدند، و یکی از مبلغان به نام تئودور، در سده سیزدهم، تنها از آن‌ها به عنوان مسیحی نام می‌برد. اندکی پس از این زمان، تحت تأثیر حملات تاتارها و کاباردی‌ها از حیث ظاهر، آیین اسلام را پذیرفتند. در طی سده بیستم، روس‌ها برای جلوگیری از گسترش اسلام به دخالت پرداختند، و ازاین‌رو، برخی از آسی‌ها که از مسلمانان اصیل بودند به ترکیه عثمانی مهاجرت کردند، ولی عده‌ای دیگر از مسیحیت پیروی کردند. اما، گفته می‌شود که تنها مراسم این مذهب را به جای می‌آوردند.[۱۴]

جامعه آسی‌ها از همان آغاز سده بیستم تابع تلاطمات سیاسی و اجتماعی روسیه بود. سال‌های ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۰ عرصه کارزارهای نیروهای سرخ و سفید و مذهبی گشت. در۱۹۲۰ استالین موجودیت «جمهوری خودمختار کوهستان» به مرکزیت قفقاز را اعلام کرد. خاک کنونی شمالی با عنوان «ناحیه آسی» تابعیت این جمهوری خودمختار را یافت که در سال ۱۹۲۴به محدوده‌های مجزای قومی بخش شد و سهم آسی‌ها از این تقسیم «ولایت خودمختار شمالی» بود.[۱۵]

اما منطقه آسی‌های جنوبی از چنین اختیاراتی برخوردار نشد. در سال ۱۹۱۸ گرجستان اعلام استقلال کرد و آسستان جنوبی پاره‌ای از آن شد. شورش‌های پیاپی آسی‌ها که وحدت با همزبانان شمالی را مطالبه می‌کردند، در مارس ۱۹۱۸، اکتبر ۱۹۱۹ و آوریل تا ژوئن ۱۹۲۰ رخ نمود که همه قلع و قمع شد. موضوع وحدت دو نیمه در طول دوره شوروی بارها از سوی اهالی مطالبه شد؛ ولی حتی در زمان استالین که خود تبار آسی داشت، اقدامی از طرف مسکو دیده نشد.[۱۶]

جنگ جهانی دوم در ارتقای حیثیت جمهوری و تحکیم مناسبات او با مسکو تأثیر ماندنی داشت. آسی‌ها از سده نوزدهم در رده‌های فوقانی قشون روسیه نمایندگان سرشناس داشتند و بیش از پیش اعتماد زمامداران شوروی را به خود جلب کردند. در بادی امر آلمانی‌ها به همکاری آسی‌ها امیدوار بودند و در تبلیغات خود بر تعلق ایشان به نژاد ایرانی و آریایی تأکید داشتند. این تبلیغات ظاهراً کارساز نشد و آسی‌ها، علاوه بر حضور در ارتش شوروی، با سازمان دادن عملیات چریکی جداگانه سهم بارزی در پیروزی‌ها داشتند.[۱۷]

شمار آسی‌هایی که در جنگ جهانی دوم به جبهه‌ها رفتند ۱۱۰ هزار و تلفات آنها نیمی از این تعداد برآورد می‌شود. بدین‌سان امانت آسی‌ها نسبت به روسیه به اثبات رسید و این امر در تحکیم روابط مودت‌آمیز و مسکو تا امروز هم به قوت خود باقی است.[۱۸]

آیین‌هاویرایش

زندگی آسی‌ها، با جشن‌ها و مراسم بسیار همراه است که، بسیاری از آن‌ها دارای اصل و منشأ عیسوی است. مراسم مذهبی به دو بخش تقسیم می‌شود: کوود، به معنای نیایش، و خیست، به معنای آیین مردگان. تشریفاتی جهت قربانی کردن نیز وجود دارد.[۱۴]

رویدادهای عمده سال عبارتند از: جشن سال نو و مراسم آب‌پاشان یا جشن تخیلی مسیح. در این ضمن مراسم قربان کردن بره، برای فرشته نگهبان خانه انجام می‌گیرد که، نیم حیوان را در داخل خانه به خاک می‌سپارند. کُمَخسان، جشنی است که به یاد مردگان بر پا می‌شود.[۱۴]

سپس جشن سنت نیکلا بر پا می‌شود، که در طی آن برای هر چهار خانواده، یک گاو نر قربانی می‌کنند. در ماه مه، جشن «خدای بزرگ»، در پایان شخم زدن زمین بر پا می‌دارند، و در این هنگام، گورهای سال گذشته را با چمن می‌پوشانند. پس از آن، زنان مراسمی در دهکده به یاد دزور هر محل انجام می‌دهند و هیچ مردی، غیر از قربانی کنند، نباید حضور داشته باشد، و هدف از این اقدامات تأمین محصول آینده‌است.[۱۴]

نگارخانهویرایش

جستارهای وابستهویرایش

منابعویرایش

  1. Russian Census 2010: Population by ethnicity (روسی)
  2. 2002 Russian census
  3. (2007) PCGN Report "Georgia: a toponymic note concerning South Ossetia" (page 3)[۱].
  4. (سرشماری ۲۰۰۲)
  5. ۵٫۰۰ ۵٫۰۱ ۵٫۰۲ ۵٫۰۳ ۵٫۰۴ ۵٫۰۵ ۵٫۰۶ ۵٫۰۷ ۵٫۰۸ ۵٫۰۹ ۵٫۱۰ <>%20 ,1,0)%20as%20photo,%20PhotoCredits,%20PhotoCopyright,%20MapAddress,%20if(MapAddress%20<>%20,1,0)%20as%20map,%20MapCredits,%20MapCopyright,%20if(TextAddress%20<>%20,1,0)%20as%20text%20FROM%20jppeoples%20WHERE%20rop3='107699'%20ORDER%20BY%20population%20desc,%20Ctry%20ASC Joshua Project
  6. 2001 Ukrainian census
  7. [۲]
  8. 2000 Estonian census
  9. Ossetians
  10. Bell, Imogen (2003). Eastern Europe, Russia and Central Asia. London: Taylor & Francis. p. 200. 
  11. Mirsky, Georgiy I. (1997). On Ruins of Empire: Ethnicity and Nationalism in the Former Soviet Union. p. 28. 
  12. Mastyugina, Tatiana. An Ethnic History of Russia: Pre-revolutionary Times to the Present. p. 80. 
  13. هاروارد
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ ۱۴٫۲ ۱۴٫۳ ۱۴٫۴ بهزادی، رقیه: قوم‌های کهن: آلان‌ها (آس‌ها). در: مجله «چیستا» دی ۱۳۶۸ - شماره ۶۴. (از صفحه ۴۷۹ تا ۴۸۴).
  15. برجیان، حبیب: ایرستان. در نشریهٔ «پر»، شماره ۱۸۸۸ (سال شانزدهم، شماره ۸، شهریورماه ۱۳۸۰.
  16. برجیان، حبیب: ایرستان. در نشریهٔ «پر»، شماره ۱۸۸۸ (سال شانزدهم، شماره ۸، شهریورماه ۱۳۸۰.
  17. همان منبع.
  18. همان منبع.