توماس آکویناس

نویسنده و فیلسوف ایتالیایی

قدیس توماس آکویناس (به ایتالیایی: Tommaso d'Aquino) (ح. ۱۲۲۵–۱۲۷۴)، معروف به حکیم آسمانی، فیلسوف ایتالیایی و متالِّه مسیحی بود. او سعی داشت فلسفه‌ی ارسطو را با مسیحیت تلفیق کند یا به‌عبارتی دیگر آمیزه‌ای از علم و ایمان بسازد. او اعتقاد داشت که هیچ تضادی میان فلسفه و عقل با اعتقادات کلیسایی وجود ندارد و فلسفه و مسیحیت در واقع یک چیز می‌گویند.[۱] هنر بزرگ توماس آکوئیناس این بود که ثابت کرد ایمان و منطق باهم تعارضی ندارند، زیرا در زمان او جمعی معتقد بودند که ارسطو و اعراب بی‌دینند و باید نفوذ خطرناک این ملحدین را ریشه‌کن کرد. این عده می‌گفتند که هرگونه استدلال عقلی درباره‌ی دیانت، شکلی از ضعف و فتور است؛ اما آکوئیناس ثابت کرد که با منطق و استدلال عقلانی نمی‌توان ایمان و دیانت را به خطر انداخت، همین امر برای عقلا آزادی عمل ایجاد کرد تا به اندیشه و تعقل بپردازند. در قیاس فلسفه‌ی مسیحیِ آکوئیناس با دنیای اسلام، همین بس که در جهان اسلامی عقیده بر آن بود که خلفای راشدین، قرآن را به طرزی شایسته و صحیح تفسیر کرده‌اند و بدین نحو به قول مسلمین «این باب بسته شده‌ بود» و از این رو درخت تنومند و بارور حکمت عرب که چند قرن در اعتلا بود خشکید.[۲] فلسفه او از ۱۸۷۹[نیازمند منبع] تا اواسط دهه ۱۹۶۰ میلادی فلسفه رسمی کلیسای کاتولیک بود.[۳]

توماس آکویناس
St-thomas-aquinas.jpg
نقاشی از توماس آکویناس اثر کارلو کریولی
زادهٔحدود ۱۲۲۵
روکازکا، پادشاهی سیسیل
درگذشت۷ مارس ۱۲۷۴
فوسانوا، ایالات پاپی
کارهای برجستهمدخل الهیات
دورهفلسفه قرون وسطی
حیطهفلسفه غرب
مکتبفلسفه مدرسی، تومیسم، ارسطوگری، روشن‌فکری، واقع‌گرایی فلسفی، واقع‌گرایی خام، قانون طبیعی، تئوری مطابقت حقیقت
علایق اصلی
متافیزیک، منطق، الهیات، فلسفه ذهن، معرفت‌شناسی، فلسفه اخلاق، فلسفه سیاسی
ایده‌های چشمگیر
براهین پنجگانه، روشن‌فکری، ماهیت
تأثیرگذار بر

نامویرایش

 
Super libros de generatione et corruptione

نام او در زبان لاتین به معنی توماس اهل آکوئینو (شهر کوچکی در ایالت لاتزیو در جنوب ایتالیا) است. در متن‌های فارسی نام او گاه با اقتباس از تلفظ فرانسه آن «توماس داکن»، «توماس آکوین»، «طماس آکوین» و جز آن آورده شده‌است. فلسفه او را نیز در فارسی با اقتباس از نام آن در انگلیسی یا فرانسه «تومیسم» نامیده‌اند.

تومیسم یا رئالیسم خداباورانه (واقع گرایی الهی)، در قرون وسطا به عنوان فلسفه‌های نو صورت‌بندی شد و از قرن سیزدهم تاکنون به صورت جهان‌بینی مهمی درآمده که اندیشهٔ غربی را شکل بخشیده‌است. در تاریخ اندیشه، واقع‌گرایی خداباورانه نمودار تلفیق افکار تعقلی یونان، به نمایندگی ارسطو، و الهیات مسیحی است. هرچند که مسیحیت پیشتر، در عصر رومیان، وارد جهان غرب شده بود، متفکران مسیحی یا مدرسیون (اصحاب اسکولاستیک) مانند توماس آکویناس، بعدها تلاش کردند که برای تعالیم دینی سازمانی عقلانی صورت‌بندی کنند تا آنها را از نظم و معنای فلسفی برخوردار سازند.

زندگیویرایش

توماس آکویناس در حدود سال ۱۲۲۵ در ارگ روکازکا در هشت کیلومتری شهر کوچک آکوئینو در خانواده‌ای از اشراف ناحیه لاتیوم (لاتزیوی کنونی) به دنیا آمد. در مونته‌کاسینو و ناپل تحصیل کرد. از جوانی خواستار راهب شدن بود و با اینکه خانواده‌اش مخالف بودند بالاخره به راهبان فرقه دومینیکی‌ها پیوست. در ۱۲۴۵ در پاریس زیر نظر آلبرت کبیر به تحصیل پرداخت. در ۱۲۴۸ با آلبرت کبیر به کلن رفت و در ۱۲۵۲ به پاریس بازگشت و استاد الهیات شد. سال‌های پایانی عمر خود را در ناپل گذراند. در ۷ مارس ۱۲۷۴ درگذشت.[۴]

فلسفهویرایش

آکویناس علم و حکمت را در خدمت دین و جدا از آن می‌داند. انسان به قدرت خداوند و به میانجی‌گری عیسی مسیح از وجود خدا آگاه می‌شود و ناچار به او ایمان می‌آورد. کار فلسفه در این میان رفع شک و شبهه است. براهین پنجگانه او در اثبات وجود خدا شهرت خاصی در تاریخ فلسفه غرب دارند. به اعتقاد نیک زنگ‌ویل، آکویناس تأثیر زیادی از ابن سینا گرفت.[۵][۶]

آثارویرایش

دیدگاه او درباره حکومتویرایش

وی اعتقاد داشت که دولت، محصول قانون طبیعی و نتیجه گسترش خانواده است. وی قالب های فکری ارسطو را حفظ کرده بود. خداوند بهره ای از قدرت خود را به مردم داده است و مردم آن را به دولت. پس میان مردم و دولت توافق ضمنی برقرار شده است. حکومت در برابر مردم مسئول است. چنانچه به تکلیف اصلی خود یعنی عدالت عمل نکند، مردم حق دارند دولت را سرنگون کنند. بهترین شکل حکومت، سلطنت محدود است. وضع قوانین باید با اجماع مردم باشد. قیام بر دولت جائز، اما تخلف از امر دولت باید با اجازه دین باشد. [۷]

وفاتویرایش

توماس آکویناس در ۷ مارس ۱۲۷۴، هنگام سفر به شهر لیون برای شرکت در شورای عام کلیسای کاتولیک به دعوت پاپ گرگوریوس دهم، در دیر سیسترسی فوسانوا فوت کرد.[۸]

منابعویرایش

  1. دنیای سوفی. ترجمهٔ شرمین نظربیگی. به کوشش یوستین گردر. انتشارات آتیسا. ص. ۱۳۷.
  2. روزول پالمر، رابرت (۱۳۸۶). تاریخ جهان نو. ترجمهٔ ابوالقاسم طاهری. تهران: امیر کبیر. ص. ۷۴-۷۵.
  3. مصاحب، غلامحسین، دائرةالمعارف فارسی، مؤسسه انتشارات فرانکلین، تهران ۱۳۴۵
  4. فروغی، محمدعلی، سیر حکمت در اروپا، انتشارات هرمس، تهران ۱۳۸۳
  5. تأثیر فیلسوفان غربی از فلسفه اسلامی/ آکویناس متأثر از ابن سینا بود
  6. مگی، براین، سرگذشت فلسفه، ترجمه حسن کامشاد، نشر نی، تهران ۱۳۸۶
  7. تاریخ اروپا در قرون جدید، علی بیگدلی
  8. کاپلستون، فردریک. تاریخ فلسفه. ۱۹۸۲. (ص ۱۰)