باز کردن منو اصلی

حاشیه‌نشینی در ایران

حاشیه‌نشینی پدیده‌ای است که با اسکان غیررسمی و بدون مجوّز گروه بزرگی از مردم در مکانی در کنارهٔ شهرها ایجاد می‌شود.

از حومه‌های نیشاپور

حاشیه‌نشینی در شهرهای ایران به صورت شهرک‌نشینی در حومهٔ شهرها و همچنین آلونک‌نشینی دیده می‌شود.

حاشیه‌نشینی در شهرهای مختلفویرایش

در تاریخ ۹ مرداد ۱۳۹۶ وزارت راه و شهرسازی ایران تعداد حاشیه‌نشینان در ایران را ۱۹ میلیون نفر اعلام کرد. یعنی از هر چهار نفر ایرانی یک نفر در سکونت‌گاه غیررسمی سکونت دارد و حاشیه‌نشین است.[۱]

شهرک‌های حاشیه‌نشینان در اصل «روستای شهر» یا «شهرک‌های روستاگونهٔ درون شهر» هستند. از نمونه شهرک‌های فقیر حاشیه‌نشینان در شهرهای ایران می‌توان به این شهرک‌ها اشاره کرد:

آلونک‌نشینیویرایش

پدیدهٔ آلونک‌نشینی و زاغه‌نشینی امروزه دیگر در شهرهای ایران اغلب وجود ندارد.[۲] آلونک‌نشینی به صورت‌های زیر در ایران وجود داشته یا در مقیاس کمی وجود دارد:

  • زاغه‌نشینی: کندن زاغه‌ای در کوه یا گودی در زمین برای سکونت. در شرق تهران وجود داشته.
  • آلونک: ساخت سرپناه با وسایل و مصالح کهنه مانند مقوا، حلب، نایلون و قطعات بی‌مصرف خورو. محله خاک‌سفید تهران، حلب‌شهر تهران‌پارس، اجتماع آلونکی پل مدیریت، شهرک‌های آلونکی جنوب منطقه ۱۶ تهران شامل: شهرک بعثت، شهرک شهید عراقی، شهرک مطهری، شهرک طالقانی، شهرک ملک‌آباد، شهرک جوانمرد قصاب، اجتماع آلونکی ۲۰ خانواری در جوانمرد قصاب، شهرک آلونک‌نشین خیابان زنجان جنوبی (منطقه ۱۰ تهران)، منطقه ۱۳ مشهد، و کرمان.
  • سکونت در محل خشت در کوره‌پزخانه‌ها. نمونه: ساختمان اداری کوره‌پزخانه منطقه ۱۶ تهران.
  • کپر. ساخته از حصیر. نمونه: بلوچستان و خوزستان
  • گرگین. دارای دیوار معمولی ولی سقفی حصیری. نمونه: تهران، خوزستان، بندرعباس.
  • اتاق حلبی. حلبی‌آبادهای تهران: مناطق ۲، ۴، ۱۵ و ۱۸. تبریز، شلنگ‌آباد اهواز.
  • اتاق با خشت و بلوک. کرمانشاه، تبریز، تهران.

نمونه زاغه‌نشینی روستایی در ایران، روستای کندوان در استان آذربایجان شرقی است.

البته قیامدشت هم‌اکنون یکی از شهرک‌های بزرگ و پیشرفته تهران می‌باشد ولی از نبود فرهنگ در میان مردم رنج می‌برد، زیرا اکثریت جمعیت این شهرک کارگرانی بوده‌اند که در شهرک‌های صنعتی اطراف مشغول به کار بوده‌اند.

شرایط محلات درون شهری غیررسمیویرایش

مطالعات قوم‌نگاری نشان داده است که در محدوده قانونی شهرهایی مثل تهران محلاتی وجود دارند که در عین منشأ غیررسمی دارای استانداردهای شهرنشینی شده‌اند و دیگر اطلاق حلبی آبادها یا زاغه‌ها به آن‌ها کار اشتباهی است. به‌طور مثال محله شمیران نو یکی از این محلات شهری است که دارای مشکلات مختلفی مثل نبود سرانه‌های استاندارد شهری، وجود مشکلات اجتماعی مثل مواد فروشی و ساخت و سازهای شبانه است. نکته جالب توجه اینکه در این محله گروه‌های مختلفی به ساخت و سازهای غیرمجاز مبادرت می‌کنند که انگیزه‌های کاملاً متفاوتی دارند. عده ای به دنبال کسب منفت هستند اما سایرین یا به فکر کاهش هزینه‌های خانوارهای جوانتر یا به فکر شکل‌دهی جامعه ای فشرده و قومی عشیره ای هستند؛ بنابراین بیش از آنکه محیط این محلات زمینه نقد و بررسی باشد، اجتماع این محلات و گونه‌های همزیستی آن‌ها زمینه ساز مطالعات دانشمندان است[۳] تحقیقات میدانی دیگری در این محله اثبات نموده است که در حالی که این محله مرکز انواع آسیب‌های اجتماعی است، اما از طریق افزایش سرمایه اجتماعی این گروه قابلیت دستیابی به توسعه پایدار اجتماعی فراهم خواهد بود. به عبارتی تقویت اعتماد، اتصال به شبکه‌های اجتماعی و هنجارگرایی زمینه ساز بهبود ناپایداری‌های اجتماعی این محله خواهد بود؛ بنابراین بیش از آنکه سرمایه‌گذاری مستقیم بخش عمومی برای بهبود کالبد این محله در اولویت باشد، سرمایه‌گذاری غیرمستقیم در اجتماع ساکنین این محله زمینه ساز بهبود پایدار و کم هزینه اجتماع این محله در طولانی مدت خواهد شد.[۴]

جستارهای وابستهویرایش

پانویسویرایش

  1. وزارت راه و شهرسازی: ۱۹ میلیون نفر در سکونت‌های غیررسمی زندگی می‌کنند
  2. «تبریز، رکورددار آلونک‌نشینی». روزنامهٔ ابتکار. بایگانی‌شده از اصلی در ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۱. دریافت‌شده در ۱۸ فوریهٔ ۲۰۰۹.
  3. ارزیابی و شناسایی کنشگران توسعه ناپایدار محلات غیررسمی: نمونه موردی محله غیررسمی شمیران نو، غلامرضا کاظمیان و وجه الله قربانی زاده و سعید شفیعا / انتشار یافته در نشریه علمی پژوهشی نامه معماری و شهرسازی شماره 8
  4. بررسی رابطه توسعه پایدار اجتماعی و سرمایه اجتماعی نمونه: ساکنان محله غیررسمی شمیران نو، نگارندگان: محمد علی شفیعا/ سعید شفیعا مجله علمی پژوهشی جامعه‌شناسی کاربردی - جلد 23 شماره 2 صفحات 139-164

منابعویرایش

پارساپژوه، سپیده، ما، آن‌ها، اتنوگرافی یک تردید، مروری انسان‌شناختی بر هویت جمعی در محله‌ای حاشیه‌ای: اسلام‌آباد کرج، تهران: نشر قصه، ۱۳۸۴. صص۶۵ تا ۷۰.